300 نکته در مدیریت اسلامی

 

1. لياقت، ملاك ارتقا
 
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا ِلادَمَ ... (بقره، 34)
به ملائكه امر نموديم بر آدم سجده كنند.
لياقت از سابقه مهمتر است. (فرشتگان قديمي كه سال‌ها خداوند را عبادت مي‌كردند، بايد براي انسان تازه به دوران رسيده، اما لايق، سجده كنند.) ارتقاي سازماني نيز بايد بر مبناي شايستگي و لياقت باشد و سابقه داشتن، كافي نيست.

2. عدم انهدام منابع
 
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثيرُ اْلاَرْضَ وَ لاتَسْقِي الْحَرْثَ...(بقره، 71)
 پس از آنكه قوم بني اسرائيل خطايي مرتكب شدند، خداوند فرمود: بايد گاوي را ذبح كنند كه مشخصات آن گاو را اينگونه بيان فرمود: گاوي كه نه زمين را شخم بزند و نه آن را آبياري كند.
در اجراي طرح‌ها، منابع و عناصر فعال توليدي و اقتصادي نبايد منهدم شود. (لاذلول ...و لا تسقي)

3. پيگيري كارها
 
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ...(بقره، 87)
خداوند به موسي، كتاب تورات عطا فرمود و پس از آن پيامبراني پشت سر هم فرستاد تا دين الهي را تبليغ كنند.
یكي از نكات لازم در راه رسيدن به موفقيت، پيگيري و تداوم برنامه‌ها براي حصول نتيجه نهايي است. (همچنانكه خداوند، پيامبران را پشت سر هم براي دعوت مردم فرستاده است.)
 
4. برخورد با متخلفان
 
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (بقره، 120)
خداوند خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: اگر از آنها (يهوديان و مسيحيان) پيروي كني در حالي كه راه درست را به تو نشان دادهايم رابطهات با خداوند قطع خواهد شد.
پس از ابلاغ وظايف هر فرد، در برخورد با تخلف نبايد هيچ تسامح و تساهلي به خرج داد. (همانطور كه خداوند حتي نسبت به پيامبرش بدون ملاحظه و با كمال قاطعيت برخورد مي‌كند.)

5. تناسب شغل و شاغل، ارتقاي پلكاني

 
وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا... (بقره، 124)
خداوند، حضرت ابراهيم را مورد آزمايش قرار داد و او همه آزمونها را با موفقيت گذراند.
 
براي منصوب كردن افراد به مقامات، گزينش و آزمايش لازم است. (چنانكه خداوند براي انتصاب حضرت ابراهيم به امامت او را آزمود.)

6. پست‌ها و مسؤوليت‌ها بايد تدريجاً و پس از موفقيت در مراحل مختلف به افراد واگذار شود. (چنانكه حضرت ابراهيم پس از گذراندن مرحله نبوت و موفقيت در آزمايش‌ها به مقام امامت رسيد.)
 
7. ارزش و تلاش
 
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ ...(بقره، 134)
آنها امتي بودند كه درگذشتند و دستاورد آنها مربوط به تلاش خودشان مي‌باشد و دستاورد شما نيز مربوط به تلاش خودتان است.
معيار ارزش گذاري در موفقيت افراد، ميزان تلاش آنان است.

8. نظارت
 
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ ...(بقره، 143)
خداوند، خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: و بدين سان شما را امتي ميانه‌رو قرار داديم تا ناظر بر اعمال مردم باشيد.
 مديران و رهبران بايد بر كارها و عملكرد زيردستان خود نظارت داشته باشند.  (لتكونوا شهداء علي الناس)

9. قاطعيت
 
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ (بقره، 147)
خداوند، پس از نزول آية تغيير قبله به پيامبر اكرم  صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: حق، آن چيزي است كه از سوي پروردگار تو آمده است، پس هرگز به خود ترديد راه مده.
رهبر بايد از قاطعيت و يقين برخوردار باشد، به خصوص وقتي كه قانوني را تغيير داده و سنتي را مي‌شكند. (فلا تكونن من الممترين)
 
10. تشويق و تنبيه
 
إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنّاهُ لِلنّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ‏ (159) إِلاَّ الَّذينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَيَّنُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا التَّوّابُ الرَّحيمُ (بقره، 160)
 خداوند مي‌فرمايد: كساني كه حقايق هدايت را كتمان كنند، مورد لعنت خدا قرار مي‌گيرند، مگر آنكه توبه كنند و كارهاي خود را اصلاح كنند كه در اين صورت ايشان را مي‌بخشم زيرا من توبه پذير و مهربانم.
توبيخ بدكاران و پاداش به نيكوكاران، دو ركن ‌اساسي در زمينه ‌سازي رشد و اصلاح نادرستي‌ها در سازمان است. (يلعنهم الله ...انا التواب الرحيم)

11. رويه‌هاي سازماني
 
قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْكانَ آباؤُهُمْ لايَعْقِلُونَ شَيْئًا وَ لا يَهْتَدُونَ (بقره، 170)
هنگامي كه به آنها گفته مي‌شود: از راه خدا پيروي كنيد، مي‌گويند: ما از آن راهي كه نياكانمان پيروي كردند دست بر نمي‌داريم در حالي كه ممكن است گذشتگانشان چيزي نمي‌فهميدند و به خطا رفته باشند.
رويه‌هاي سابق سازماني ممكن است نادرست باشد، لذا پيروي از راه و روش و منش مديران سابق اگر همراه با استدلال و تعقل نباشد، قابل پذيرش نيست.


12. تفويض مسؤوليت
 
لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها ... (بقره، 233)
همه بهاندازه توانشان مكلف هستند.
تفويض مسؤوليت به زيردستان بايد بر اساس توانايي‌هايشان باشد و به همان مقدار از ايشان انتظار داشت.

13. علم و توانايي، شفاف سازي
 
قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ... (بقره، 247)    
قوم بني اسرائيل به پيامبرشان گفتند: فرمانده اي براي ما مشخص كن تا به جنگ حاكم ستمگر برويم. پيامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهي شما برگزيد زيرا توان علمي و جسمي لازم براي اين مسؤوليت را دارد.
قدرت علمي و توانايي جسمي براي انجام مأموريت، دو شرط لازم براي مديران است.

14. داشتن توانايي علمي مهم تر از توانايي جسمي است. (ابتدا كلمه علم آمده سپس جسم)

15. اعلم بودن، در گزينش مديران يك اولويت مهم است.

16. رهبر و مدير بايد زير دستان خود را توجيه كند و ابهامات را برطرف سازد.  (چنانچه پيامبر بني‌اسرائيل دليل انتخاب طالوت به فرماندهي را به وضوح بيان كرد.
 
 
17. ارزيابي عملكرد
 
قالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّي... (بقره، 249)
هنگامي كه لشگر بني اسرائيل حركت كرد، (طالوت) به سربازان خود گفت: رودخانه-اي در بين راه است كه هركس از آن آب بنوشد، ديگر در سپاه من جايي ندارد.
 مدير بايد نيروهاي كارآمد را از نيروهاي ناكارآمد جدا نمايد تا بتواند نيروهاي غير¬مفيد را از مجموعه طرد كند، زيرا حضور آنها باعث سست شدن ساير نيروها مي‌گردد.

18. توجه به كاركنان
 
وَ قُلْ لِلَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ اْلامِّيِّينَ ... (آل عمران، 20)
خداوند به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: به اهل كتاب (دانشمند‌ها) و عوام مردم بگو: ...
مدير بايد به تمام افراد سازمان توجه داشته باشد، هم به سطوح مديريتي و هم به عامّة كاركنان. كاركنان بايد بدانند كه مهم هستند و نقش تعيين كننده اي در سازمان دارند و اين اهميت را در توجه و عنايت مدير، احساس كنند.
 
 19. ايمان
 
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ ... (آل عمران، 28)
نبايد سرپرست مؤمنان از غير خودشان باشد.
 در جامعه اسلامي، ايمان داشتن شرط اصلي براي انتخاب مدير و سرپرست است و اصولاً پست‌هاي كليدي (همچون مديريت)، نبايد به افراد بي¬ايمان واگذار شود، چون امكان سوء استفاده در اين سمت‌ها فراوان است.
 
20. آگاهي از گذشته
 
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجيلَ‏ (آل عمران، 48)
خداوند به حضرت عيسي كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموخت.
مديران هر برهه از زمان بايد از حوادث و قوانين گذشته آگاه باشند و بدانند در گذشته چهاتفاقاتي در سازمان رخ داده و چه مقرراتي وضع گرديده است. (چنان كه خداوند به حضرت عيسي، تورات را كه قوانين گذشته بود، آموخت.)

21. شناخت تهديدها
 
فَلَمّا أَحَسَّ عيسي‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاري إِلَي اللّهِ ... (آل عمران، 52)
هنگامي كه عيسي احساس كرد اطرافيانش كفر مي‌ورزند، گفت: چه كساني مرا در راه خدا ياري مي‌کنند.
هوشياري در شناخت افكار و عقايد و تهديدها، يكي از شروط اساسي رهبري است.

22. شناخت نيروهاي وفادار و سازماندهي و تمركز آنان، براي اداره جامعه و ادامة حركت ضروري است.

23. سوءاستفاده از مقام
 
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنّاسِ كُونُوا عِبادًا لي ... (آل عمران، 79)
هيچ انساني كه خداوند به او كتاب و حكمت و نبوت و حكومت داده است، حق ندارد به مردم بگويد: بندگان من باشيد.
سوء استفاده از موقعيت و مسؤوليت، براي هيچ كس مجاز نيست و بايد با آن به شدت برخورد نمود.

24. پيگيري تا حصول نتيجه
 
مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لايُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاّمادُمْتَ عَلَيْهِ قائِمًا...(آل عمران، 75)
بعضي از اهل كتاب (يهوديان) كساني هستند كه اگر به او ديناري بدهي آن را به تو برنمي‌گرداند، مگر آن‌كه براي مطالبة آن دائماً بالاي سر او بايستي.
پيگيري براي رسيدن به نتيجه، اصلي مهم در مديريت است، چنان‌كه خداوند وصول مطالبات را به پيگيري مستمر منوط مي‌داند.
 
25. پيمان و پشتيباني از مديران
 
 وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ ميثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ ... (آل¬عمران، 81)
خداوند از پيامبران پيشين پيمان گرفت كه هرگاه علم و حكمت به شما دادم و سپس پيامبري آمد كه آن مطالب را تصديق مي‌كرد، به او ايمان آوريد و او را ياري كنيد.
در مديريت اسلامي، لازمة سپردن مسؤوليت‌ها گرفتن پيمان است كه بر طبق موازين و اصول، انجام تكليف شود.

26. مديران قديمي بايد از مديران جديد پشتيباني كنند و مديران جديد هم بايد از مديران قديمي تجليل كنند.

27. قانون و رهبري
 
 كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلي‏ عَلَيْكُمْ آياتُ ‌اللّهِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ...(آل عمران، 101)
خداوند خطاب به مردم مدينه مي‌فرمايد: چگونه كفر مي‌ورزيد در حالي كه آيات خدا بر شما تلاوت مي‌شود و رسول خدا در بين شماست.
وجود قانون و حضور رهبري، دو اصل لازم براي جلوگيري از انحراف است. (اگر قوانين و مقررات كامل و جامع، و رهبري آگاه و ناظر وجود داشته باشد، عدول از مسير اهداف، امري عجيب خواهد بود، زيرا خداوند مي‌فرمايد: چگونه كافر مي‌شويد در حالي كه قوانين كامل الهي و رهبري معصوم در ميان شماست.)
 
28. نظارت، اصلاح سازمان
 
وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي‌الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ‌الْمُنْكَرِ...(آل عمران، 104)
از ميان شما بايد گروهي باشند كه ديگران را به خير دعوت نمايند و از بدي‌ها بر حذر دارند.
بايد همواره گروهي جهت نظارت بر امور، در سازمان‌ها باشند كه ضمن دانستن اهداف سازماني بر رفتارهاي فردي و سازماني افراد دقت نمايند تا هر كجا مغايرتي با آن اهداف ديدند، تذكر دهند.

29. اصلاح سازمان و جلوگيري از انحراف، بدون قدرت منسجم كه از سوي مديريت عالي حمايت شود امكان¬پذير نيست.

30. انتصاب
 
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ ... (آل‌عمران، 121)
خداوند در يادآوري جنگ احد خطاب به پيامبر اكرم  صلي‌الله عليه‌و‌آله مي‌فرمايد: آن صبحي كه از خانهات خارج شدي و مؤمنان را براي جنگ در جايگاه خودشان قرار دادي.
انتصاب افراد براي جايگاه‌هاي استراتژيك و حساس بر عهدة شخص مدير است و بايد مستقيماً در انتخاب ايشان، اعمال نظر نمايد.
 
31. امدادهاي الهي
 
إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلينَ (آل عمران، 124)‏
پيامبرصلي‌الله‌عليه‌و‌آله به سپاه خود در جنگ بدر مي‌فرمايد: خداوند ما را با سه هزار فرشته ياري مي‌کند. آيا اين مژده براي ما كافي نيست؟
 يكي از وظايف رهبري، اميدوار كردن افراد و توجه دادن آنها به امدادهاي خداوند، در راه رسيدن به اهداف است.

32. نااميدي رقبا
 
لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبينَ ‏(آل‌عمران، 127)
امدادهاي الهي براي آن بود که كفار ريشه كن شوند يا ناكام و  نااميد بازگردند.
شيوة مديريت و اتخاذ سياست‌ها، بايد به نحوي باشد كه دشمن و رقبا به نااميدي كشيده شوند.

33. تلاش
 
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ‏ (آل‌عمران، 136)
و چه نيكوست پاداش اهل عمل.
با شعار و آرزو نمي‌توان به چيزي دست يافت، كار و عمل و سخت كوشي است كه شيريني موفقيت را به كام انسان مي‌نشاند.

34. تقويت روحيه، بررسي عوامل شكست
 
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ ... (آل‌عمران، 139)
پس از شكست در جنگ احد، خداوند خطاب به مسلمانان مي‌فرمايد: سستي نكنيد و غمگين نباشيد كه شما برتريد.
شكست موضعي در يك برهه از زمان، نشانه شكست نهايي نيست، بلكه تجربه‌اي براي رسيدن به موفقيت و پيروزي است.

35. مدير و رهبر بايد روحيه‌ها را تقويت كند.

36. در ضمن روحيه دادن بايد به عوامل شكست توجه كرد. (چنان كه خداوند ضمن تقويت روحيه، فرمود: اين بار سستي كرديد و به دستورات خوب عمل نكرديد.)

37. انسجام رويّه
 
ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلي‏ أَعْقابِكُمْ... (آل‌عمران، 144)
خداوند در بيان ضعف‌هاي جنگ احد و توبيخ كساني كه شايعه شهادت حضرت رسول  صلي الله عليه و آله را انتشار دادند فرمود: محمد پيامبري است كه قبل از او هم پيامبراني آمده و رفته، پس آيا اگر او بميرد يا كشته شود، شما به وضعيت گذشته خود برمي‌گرديد؟
رويّه‌هاي سازماني بايد چنان تشكّل و انسجامي داشته باشند كه حتي نبودن مدير و رهبر در برهه اي از زمان، ضربه اي به سازمان و جريان امور آن نزند.

38. عوامل شكست سازمان
 
حَتّي إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي اْلامْرِ وَ عَصَيْتُمْ ... (آل‌عمران، 152)
خداوند در بيان علل شكست جنگ احد مي‌فرمايد: شما رو به پيروزي بوديد تا آنكه سست شديد و در ميانه جنگ به نزاع بر سر تقسيم غنايم پرداختيد و از دستور پيامبر نافرماني كرديد.
از جمله عوامل شكست هر سازمان، سستي افراد در انجام وظايف، نزاع و اختلافات داخلي و عدم اطاعت از مديريتي واحد است.
 
39. مديريت بحران
 
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلي‏ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ ... (آل‌عمران، 153)
به ياد بياوريد هنگامي كه در جنگ احد فرار مي‌كرديد و به هيچ كس توجه نمي‌كرديد در حالي كه پيامبر شما را فرا مي‌خواند. 
در صحنه‌هاي حساس و مشكلات خطرآفرين سازمان، افراد سست و ترسو خود را كنار خواهند كشيد.

40. دستورات مدير در لحظه‌هاي حساس، موجب به حركت درآمدن ترسوها و سست‌ها نمي‌شود، لذا نبايد پست‌هاي كليدي را به ايشان سپرد.

41. آنجا كه مشكلات و سختي‌ها جلوه‌گر مي‌شود، مدير بايد حضوري پررنگ‌تر داشته باشد.
 
42.عطوفت، مشورت، توكل
 
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي اْلامْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي  اللّهِ (آل‌عمران، 159)
خداوند پس از بيان ضعف‌هاي جنگ احد، خطاب به پيامبر اكرم  صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: از تقصير آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش كن و براي تصميم‌گيري‌هاي آينده از آنان مشورت بگير. امّا هنگامي كه تصميم گرفتي، قاطع باش و به خدا توكل كن و آن را عملي ساز.
 رهبري و مديريت صحيح با عفو و عطوفت همراه است.

43. در مشورت كردن، محاسني همچون تفقد از نيروها و دخيل كردن آنها در تصميم سازي، شكوفايي استعدادها، گزينش بهترين راي، ايجاد انگيزه و علاقه براي اجراي تصميم نهايي، نهفته است.

44. مشورت، تصميم‌ساز است و منافاتي با تصميم‌گيري قاطع‌ مدير ندارد.

45. در كنار فكر و مشورت و تصميم‌گيري، توكل برخدا لازم است.
 
46. شناخت ضعف‌ها
 
وَلَمّا أَصابَتْكُمْ مُصيبَةٌ...قُلْتُمْ أَنّي هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ... (آل‌عمران، 165)
هنگامي كه مصيبتي (همچون شكست جنگ احد) به شما رسيد، گفتيد: اين مصيبت از كجاست؟ بگو: آن از سوي خودتان است.
در جستجوي عوامل شكست، ابتدا بايد به دنبال عوامل داخلي و ضعف‌هاي سازماني بود، سپس عوامل خارجي بررسي شود، زيرا عوامل داخلي به دست مديران سازمان قابل کنترل است.

47. ارزيابي عملكرد، نظريه سيستمي
 
أَنّي‌لاأُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ ‌أُنْثي‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ...(آل‌عمران،195)
خداوند مي‌فرمايد: من تلاش هيچ صاحب عملي را تباه نمي‌كنم، زن باشد يا مرد، همه از يكديگريد.
در سازمان‌ها بايد روشي جهت شناسايي كساني كه وظيفة خود را به خوبي انجام مي‌دهند، وجود داشته باشد تا ضمن تشويق آنها، انگيزش سازماني را تقويت نمود.

48. تلاش و تلاشگر هر دو مهم هستند، كارها هم بايد حسن فعلي (شكل درست) داشته باشد و هم حسن فاعلي (نيت درست).

49. در سازمان‌هاي اسلامي، همة افراد سازمان مثل اعضاي يك پيكرند در نتيجه تخريب يك فرد به مثابة تخريب سازمان است.

50. در يك بدن همة اعضا بايد با هم رشد كنند، لذا بايد امكان رشد سازماني براي همة افراد فراهم باشد و تلاش مديريت عالي سازمان بر ارتقاي كيفي همة افراد معطوف گردد.

51. جبران خدمات
 
أَمْ لَهُمْ نَصيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لا يُؤْتُونَ النّاسَ نَقيرًا (نساء، 53)
خداوند در بيان حالات يهوديان مي‌فرمايد:  اگر حكومت در دستشان بود ذره‌اي از اموال و دارايي‌ها را به مردم نمي‌دادند و همه را براي خود برمي‌داشتند.
مدير سازمان بايد به فكر رفاه افراد سازمان و وضعيت معيشتي ايشان باشد. (يكي از وظايف مديران، توجه به مشكلات معيشتي افراد است.)

52. اهليت و صلاحيت
 
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اْلاَماناتِ إِلي‏ أَهْلِها ... (نساء، 58)
خداوند فرمان مي‌دهد كهامانت‌ها را به صاحبانشان بدهيد.
در روايات متعدد منظور از امانت، رهبري و مديريت جامعه معرفي شده است.

ملاك عزل و نصب‌ها، بايد اهليت و صلاحيت افراد باشد. كليد خوشبختي جامعه، بر سر كار بودن افراد لايق و رفتار عادلانه است و منشا نابساماني‌ها، رياست نااهلان است.
امام علي عليه السلام ميفرمايد: هر كس خود را در جامعه بر ديگران مقدم بدارد، در حالي كه بداند افراد لايق‌تر از او هستند، قطعاً به خدا و پيامبر و مؤمنان خيانت كرده است.

53. تشكيلات و سلسله مراتب
 
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوااللّهَ وَ أَطيعُواالرَّسُولَ وَ أُولِي‌اْلامْرِ مِنْكُمْ...(نساء، 59)
اي‌كساني كهايمان آوردهايد از خداوند اطاعت كنيد و فرمان پيامبر و جانشينان او را گردن نهيد.
براي انجام اهداف سازماني بايد تشكيلات مناسب و به تبع آن سلسله مراتب تعريف شود.

54. در اجراي دستورات، اصل سلسله مراتب بايد رعايت شود.

55. حذف دوچهرگان
 
وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذي تَقُولُ ... فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ... (نساء، 81)
منافقان به هنگام روز در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌گفتند: هر چه شما بگوييد درست است! ولي هنگامي كه از نزد پيامبر مي‌رفتند، برخلاف گفته‌هاي او عمل مي‌كردند. خداوند مي‌فرمايد: اي پيامبر از ايشان اعراض كن.
افراد دوچهره بايد از تشكيلات سازمان حذف شوند و يا لااقل در پست‌هاي كليدي قرار نگيرند.

56. پيشگامي مدير

 
فَقاتِلْ في سَبيلِ اللّهِ .... وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ ... (نساء، 84)
اي رسول! در راه خدا پيكار كن و مؤمنان را به جهاد ترغيب كن.
در اجراي برنامه‌هاي سازماني، مدير بايد پيشگام باشد تا موجب ايجاد انگيزش در افراد سازمان گردد.

57. دوري از تبعيض
 
 فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ... (نساء، 129)
پس تمايل خود را متوجه يك طرف ننماييد تا ديگري بلاتكليف رها شود.
مدير نبايد با رفتارهاي تبعيض آميز بعضي از نيروها را منزوي كند، بلكه بايد نسبت به تمام نيروها توجه داشته باشد تا موجب افزايش انگيزش كاركنان را فراهم آورد.

58. ضابطه مداري
 
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلي‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ اْلاَقْرَبينَ... (نساء، 135)
اي كساني كهايمان آوردهايد! همواره عدالت را بر پا داريد و براي خدا گواهي دهيد، اگر چه به زيان خود يا والدين و بستگانتان باشد.
 
ضوابط بر روابط مقدم است، بايد بر طبق ضابطه عمل نمود حتي اگر روابط را مخدوش نمايد.

59. شايستگي و پاداش
 
وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيم‏(مائده،9)
خداوند به كساني كه ايمان آوردهاند و كارهاي شايسته انجام دادهاند، وعدة آمرزش و پاداش بزرگ داده است.
تشويق و اعطاي پاداش بر مبناي شايستگي و كيفيت كار، عاملي مهم در تقويت انگيزش كاركنان است.

60. سرپرستي
 
وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّهُ ميثاقَ بَني‌إِسْرائيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ‌عَشَرَ نَقيبًا...(مائده،12)
خداوند از بني‌اسرائيل پيمان گرفت، سپس از ميان آنها دوازده سرپرست براي دوازده طايفه برانگيخت.
سرپرست هر صنف بهتر است از همان صنف انتخاب شود تا مشكلات و مسائل آنها را بيشتر درك كند. مثلاً اگر قرار است براي بيمارستاني مدير انتخاب شود بهتر است پزشك باشد. گرچه داشتن توان و دانش مديريت ضروري است.
 
61. فساد اداري
 
وَ‌تَرى‏ كَثيرًا مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي‌اْلإِثْمِ وَ‌الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ...‏(مائده،62)
بسياري از مدعيان ايمان را مي‌بيني كه در گناه و ظلم و حرام خواري شتاب مي‌كنند.
فساد اداري (سُحت)، از فساد اجتماعي (عدوان) و فساد اخلاقي (اثم) خطرناكتر و بدتر است. لذا اولين گام در راستاي اصلاح سازمانها، تغيير در رويّه‌ها و فرايندهاي سازماني جهت از بين رفتن فساد اداري است.

62. شفاف سازي دستورات

 
فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَليمٌ ‏(مائده، 94)
خداوند پس از بيان قسمتي از احكام شكار مي‌فرمايد: بعد از اين، هر كه از اين مرزها تجاوز كند، او را عذابي دردناك است.
قبل از ابلاغ دستورات، نمي‌توان کارکنان را مؤاخذه نمود، بلكه ابتدا بايد به نحوي كه همگان در جريان قرار گيرند دستورات ابلاغ شود، سپس در صورت تعدي از آن مؤاخذه و تنبيه صورت گيرد.  (واحد اداري سازمان‌ها كه وظيفة ابلاغ دستورات را بر عهده دارند بايد از شيوه‌هايي استفاده كنند كه همة افراد سازمان در جريان آن دستورات قرار گيرند.)

63. طبقه‌بندي اطلاعات
 
قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرينَ‏ (مائده، 102)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با مردم دربارة حج سخن مي‌گفت. كسي پرسيد آيا حج همه ساله واجب است؟ پيامبر پاسخ نداد. او چند بار پرسيد. رسول خدا فرمود: اين همه اصرار براي چيست؟ اگر بگويم آري، كار شما سخت مي‌شود. يكي از عوامل هلاكت امت‌هاي گذشته سؤال‌هاي نابجا و عمل نكردن به آنها بود.
اطلاعات و دانش سازماني بايد رده‌بندي و طبقه‌بندي شود و مديران نبايد بعضي از اطلاعات و دانسته‌هاي خود را در اختيار عموم كاركنان بگذارند، نظير مشكلات اقتصادي و بحران‌هاي سازماني.
 
64. شفاف سازي روش مديريت
 
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ...(‏انعام، 50)
اي پيامبر به مردم بگو: من ادعا نمي‌كنم كه گنجينه‌هاي خداوند نزد من است و غيب مي‌دانم و ادعا نمي‌كنم كه من فرشتهام، بلكه من آنچه را كه به من وحي مي‌شود پيروي مي‌كنم.
اهداف و شيوة كار مدير بايد صريح و روشن بيان شود.

65. مديران بايد همچون ديگران در زندگي شخصي از امكانات عمومي استفاده كنند و استفاده از امكانات ويژه صحيح نمي‌باشد.

66. نظريه انگيزش و تكريم ارباب رجوع
 
وَ إِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ... (انعام، 54)
خداوند به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: هر گاه مؤمنان نزد تو آمدند به ايشان سلام كن.
مديران بايد با برخوردي محبت‌آميز، به کارکنان و مراجعان شخصيت دهند تا موجب افزايش انگيزش سازماني و تكريم ارباب رجوع ‌گردد.

67. سرعت عمل
 
وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبينَ ‏(انعام، 62)
و خداوند سريعترين حسابرسان است.
سرعت حسابرسي در دستگاه‌هاي نظارتي و سرعت در رسيدگي به امور در دستگاه‌هاي اجرايي يك ارزش و ضرورت است.

68. علم و حكمت

 
إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ ‏(انعام، 83)
پروردگارت حكيم و داناست.
علم و حكمت، دو شرط لازم براي تدبير و مديريت امور است.   (با توجه به اينكه كلمة رب در لغت به معناي مربي  آمده است.)

69. برنامه‌ريزي و اجرا
 
فالِقُ اْلإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبانًا ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ‏ (انعام، 96)
خداوند، شكافندة سپيده‌دم است و شب را ماية آرامش و خورشيد و ماه را وسيله شمارش ايّام قرار داد. اين است اندازه‌گيري و برنامه‌ريزيِ خداوندِ قدرتمند و دانا.
برنامه‌ريزي دقيق و اجراي كامل برنامه‌ها، نياز به علم و قدرت دارد، علم براي تدوين برنامه و قدرت براي اجراي نيكوي آن.

70. پايداري بر اهداف

 
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلّ‏ِ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ اْلإِنْسِ وَ الْجِنّ‏ِ... ‏(انعام، 112)
اي پيامبر! اينان تنها در برابر تو به لجاجت نپرداختهاند بلكه براي هر پيامبري دشمناني از شيطان‌هاي انساني و جنّي قرار داديم.
مديران بايد براي مخالفت‌ها آماده باشند و بدانند كه در برابر هر تغيير و اصلاحي، مقاومت و مخالفت صورت مي‌گيرد.

71. مديران فاسد
 
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا في كُلّ‏ِ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِميها لِيَمْكُرُوا فيها... ‏(انعام، 123)
در هر دياري بزرگاني از مجرمان به حيله و فسق و فساد مي‌پردازند.
مديران و رهبران فاسد، ريشة فساد اجتماع هستند.

72. تزوير و دروغ، حربه‌هاي اصلي مديران و رهبران فاسد است.

73. عبرت از گذشتگان
 
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها ... ‏(اعراف، 4)
چه بسيار آبادي‌هايي كه اهل آن به خاطر فساد و كفر نابود شدند.
در تصميم‌گيري‌ها، بايد سرگذشت كساني كه در شرايط مشابه تصميم‌گيري كردهاند، مورد توجه و عبرت قرار گيرد.

74. پاسخ‌گويي
 
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلينَ ‏(اعراف، 6)
قطعاً مردم و پيامبران، از آنچه انجام دادهاند بازخواست خواهند شد.
در سازمان، هم رهبران و مديران بايد نسبت به اقدامات و تصميمات خود مسؤولند، همچنين افراد عادي و کارکنان نيز بايد نسبت به آنچه بر دوششان گذاشته شده، پاسخ‌گو باشند.


75. دوري از تكبّر
 
قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ ... ‏(اعراف، 13)
خداوند به شيطان فرمود بيرون رو، از چه روي تكبّر ورزيدي؟!
تكبّر، چه براي افراد عادي و چه براي پست‌هاي مهم و مديران ارشد، آفت و آسيب است و باعث خواري و شكست مي‌شود.
 
76. تمهيد مقدمات
 
فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ ... ‏(اعراف، 19)
خداوند به آدم فرمود: تو و همسرت،  هر چه خواستيد در اين باغ بخوريد ولي به آن درخت نزديك نشويد.
مديران و رهبران بايد ابتدا امكانات را در اختيار كاركنان بگذارند و راه صحيح استفاده از آن را به ايشان بياموزند، سپس انتظار كار صحيح و درست و بدون نقص داشته باشند.
 
77. بيان ويژگي‌هاي خود
 
وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمينٌ ‏(اعراف، 68)
قرآن از زبان پيامبر مي‌فرمايد: من براي شما خيرخواه و امين هستم.
بيان ويژگي‌هاي مثبت خود، در موارد ضرورت و آنجا كه براي ديگران سازنده باشد، مانعي ندارد.

78. انتقاد شنوي
 
قالُوا أُوذينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ ... (اعراف، 129)
قوم بني‌اسراييل به حضرت موسي گفتند: هم پيش از آمدنت ما در سختي بوديم و هم اكنون كه تو آمده‌اي. موسي خطاب به ايشان فرمود: اميدوارم خداوند دشمن شما را به زودي نابود كند.
مدير بايد به انتقادها گوش فرا دهد و در پاسخ جواب‌هايي بدهد كه كاركنان به اصلاح امور اميدوار شوند.

79. كادر‌سازي
 
وَ قالَ مُوسى‏ ِلاَخيهِ ‌هارُونَ اخْلُفْني في قَوْمي ... ‏(اعراف، 142)
موسي به برادرش‌هارون گفت: در غياب من جانشين من در ميان قوم باش.
فردي به عنوان جانشين (معاون مدير) بايد در كنار مدير اصلي و با تجربه، در فراز و نشيب‌ها باشد تا ضمن كسب تجربه، او را ياري دهد و در غياب مدير، سازمان بدون رهبر نماند.

80. يكي از وظايف اصلي مديران كادر سازي است.

81. برنامه‌ريزي
 
وَ كَتَبْنا لَهُ فِي اْلالْواحِ مِنْ كُلّ‏ِ شَيْ‏ءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصيلاً لِكُلّ‏ِ شَيْ‏ءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها ... ‏(اعراف، 145)
در الواح تورات، به موسي در هر موردي پندي داديم و به او گفتيم: آنها را با قوت اجرا كن و به قوم خود فرمان ده كه بهترين آنها را انتخاب كنند و اجرا نمايند.
در برنامه‌ريزي بايد بهترين روش را انتخاب نمود و آن را با تمام توان انجام داد. گرچه در بعضي شرايط، مديريت اقتضائي، مفهوم بهترين اقدام را تبيين مي‌کند.
 
82. گزينش
 
وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعينَ رَجُلاً ... ‏(اعراف، 155)
حضرت موسي براي رفتن به ميعادگاه خداوند، هفتاد نفر را انتخاب كرد.
افرادي كه به پست‌هاي حساس و اصلي منصوب مي‌شوند، بايد حتماً گزينش شوند تا صلاحيت‌هاي لازم را داشته باشند، هر كسي در هر سطحي نمي‌تواند در جايگاه تصميم گيري قرار گيرد.

83. باور اهداف
 
يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ كَلِماتِهِ ... ‏(اعراف، 158)
خداوند در بيان صفات حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: پيامبري كه به خدا و گفتار او ايمان دارد.
شخصي كه مديريت سازمان را برعهده دارد بايد از ماموريت سازمان و اهداف سازماني اطلاع كافي داشته و به آن ايمان داشته باشد تا بتواند زيردستان را در اين راه توجيه، ياري و هدايت كند.

84. توزيع امكانات
 
اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ ... ‏(اعراف، 160)
خداوند به حضرت موسي فرمود: با عصايت به اين سنگ بزن، پس از آن سنگ دوازده چشمه جوشيد و هر قبيله از يكي از آنها استفاده كرد.
تقسيم و توزيع عادلانه امكانات و منابع، نقش مهمي در تسهيل امور دارد.

85. تبيين تهديدها
 
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ ‏(اعراف، 175)
اي پيامبر! داستان بلعم باعورا  را بر مردم بخوان كه از علم خود اندكي به او داده بوديم و قدرت اجابت دعا و برخي كرامات را داشت تا آن كه شيطان او را در پي خويش كشيد و  از گمراهان شد.
رهبران و مديران، بايد مواردي كه ماموريت و اهداف سازمان را تهديد مي‌كند و باعث شكست مي‌شود، را به افراد تحت تكفل خود گوشزد كنند و با بيان سرگذشت فريب خوردگان، آنان را براي مقاومت در مسير صحيح آماده سازند.

86. شايسته سالاري
 
إِنَّ وَلِيِّيَ اللّهُ الَّذي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصّالِحينَ‏ (اعراف، 196)
پيامبر اكرم مي‌فرمايد: سرپرست من خدايي است كه اين كتاب آسماني را نازل كرده و او همة صالحان را سرپرستي و هدايت مي‌كند.
رعايت اصل شايسته سالاري لازم است حتي در مورد زيردستان. (خداوند كساني را كه شايسته هستند، سرپرستي مي‌كند.)

87. ترغيب كاركنان
 
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ ... ‏(انفال، 65)
اي پيامبر مؤمنان را براي پيكار با كفار تشويق كن.
يكي از وظايف مديران، آن است كه با حرف و عمل خود، زيردستان را در جهت نيل به اهداف تشويق و ترغيب نمايند.

88. مديريت اقتضايي
 
اْلانَ خَفَّفَ اللّهُ عَنْكُمْ ... ‏(انفال، 66)
اكنون خداوند در امر جهاد، به شما تخفيف داد.
در مديريت، گاهي بايد به دليل تغيير شرايط و اقتضائات، آئين نامه‌ها تغيير كند و اين امر با قاطعيت در مديريت منافاتي ندارد.
 
89. تمركز بر هدف

 
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتّى يُثْخِنَ فِي اْلارْضِ ... ‏(انفال، 67)
هيچ کسي حق اسير گرفتن ندارد مگر بعد از آن كه بر منطقه غلبة كامل پيدا كرد. (اسير گرفتن، شما را از فتح و پيروزي دور نكند.)
در مديريت، تمركز بر هدف و دوري از تشتّت، يك ضرورت براي نيل به اهداف است.

90. اجراي مقررات و انعطاف در امور
 
 فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُم...‏(توبه،5)
هنگامي‌كه ماه‌هاي حرام سپري شد، مشركان و دشمنان خدا را هر كجا يافتيد بكشيد يا دستگير كنيد يا در محاصره قرار دهيد و از هر سو در كمين آنها باشيد، پس اگر توبه كردند و مسلمان شدند آزادشان كنيد.
در مديريت صحيح، هم تندي لازم است (خذوهم...)، هم نرمش و بخشش (خلوا سبيلهم)، اين دو اصل هميشه بايد در كنار هم باشند.
 
91. آرامش
 
ثُمَّ أَنْزَلَ اللّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ ... (توبه 26)
سپس خداوند آرامش خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد.
آرامش و اطمينان، شرط تعقل صحيح است، زيرا كه پريشاني و اضطراب باعث جلوگيري از تفكّر و دقّت و خلاقيّت مي‌شود. (در جبهه، پيامبر صلي الله عليه و آله نگران فرار مسلمين بود و مسلمانان نگران شكست، خداوند هر دو نگراني را با لطف خود و فرستادن آرامش بر دل‌هاي ايشان برطرف كرد.)

92. توان اجرايي، پيامدهاي تصميم
 
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنيكُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ ... ‏( توبه، 28)
اي مؤمنان! مشركان، پليد و ناپاكند، پس بعد از اين نبايد به مسجد الحرام وارد شوند و به خاطر قطع رابطه داد و ستد، از فقر و تنگدستي نترسيد كه خداوند از فضل خويش شما را بي‌نياز خواهد كرد.
در اعلام برنامه‌ها، توجه به توان اجرايي و موقعيت خود ضروري است. (با آنكه مشركان هميشه پليد و ناپاك بودهاند ولي چون در سال نهم مسلمانان قدرت اجرا پيدا كردند اين موضوع اعلام شد.)
93.در دستورات و آئين نامه‌ها، به تنش‌ها و پيامدهاي آن توجه شود. (خداوند، پيامد قطع رابطه را كه كسادي بازار و فقر است، تذكر مي‌دهد و با قاطعيت مي‌فرمايد:‌ نگران نباشيد زيرا روزي دست خداست.)

94. حفظ شخصيت مديران
 
عَفَا ‌اللّهُ عَنْكَ ‌لِمَ‌ أَذِنْتَ لَهُمْ‌ حَتّى‌ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ   الْكاذِبينَ ‏‌( توبه،‌43)
اي پيامبر! خدا از تو درگذشت، چرا پيش از اين كه راستگويان را از دروغگويان بازشناسي، به ايشان اجازه مرخصي از جنگ دادي؟
اگر خواستيد مسؤولي را توبيخ كنيد مواظب شخصيت او باشيد كه تخريب نشود زيرا اگر شخصيت وي تخريب شود ديگر نمي‌تواند مجموعة خود را اداره كند. چنانكه خداوند هنگام انتقاد، ابتدا جايگاه والاي پيامبر و عفو و رحمت خودش را متذكر مي‌شود سپس به بيان انتقاد مي‌پردازد.

95. گزارش‌گيري
 
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ اْلامُورَ ... ‏( توبه، 48)
اي پيامبر! منافقان پيش از اين هم دنبال فتنه‌گري بودند و مسايل را براي تو واژگون جلوه مي‌دادند.
مديران بايد هوشيار باشند و به هر گزارشي اعتماد نكنند. بايد در مناصب و مجاري كسب گزارش، افراد موثق و معتمد قرار گيرند.

96. صلابت
 
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ ... ‏( توبه، 58)
اي پيامبر! بعضي از منافقان در تقسيم صدقات به تو عيب مي‌گيرند.
مديران نظام اسلامي نبايد تحت تأثير عيب جويي‌هاي منافقان و معاندان قرار گيرند، بلكه اگر روش درستي در پيش گرفتهاند از هيچ چيز واهمه نداشته باشند.

97. تخصيص منابع
 
وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ ... ‏( توبه، 59)
در جنگ حنين، شخصي در مورد تقسيم غنايم به پيامبرصلي الله عليه و آله اعتراض كرد، آيه نازل شد: اگر مردم به آنچه خدا و پيامبرش به آنها دادهاند راضي مي‌شدند خداوند از فضلش به آنها بيشتر عطا مي‌فرمود.
سياست‌گذاري و تصميم‌گيري در صرف منابع مالي سازمان، از شئون مديريت عالي سازمان‌ است.
 
98. شنيدن سخنان ديگران
 
وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ... ‏( توبه 61)
برخي از منافقان، پيامبر را آزار مي‌دادند و مي‌گفتند: او به حرف هر‌كس گوش مي‌دهد.
از صفات يك مدير آگاه، سعة صدر و گوش دادن به حرف همة گروه‌هاست. (مديران موفق، شنوندگان خوبي هستند.)

99. ثبت سوءسابقه
 
إِنَّكُمْ رَضيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ... ‏( توبه، 83)
عده‌اي از منافقان نزد پيامبر آمده و گفتند: به ما اجازه جنگ با مشركان بده. خداوند از طرف پيامبر پاسخ مي‌دهد كه: شما اهل جنگ و كارزار نيستيد، بلكه فقط شعار مي‌دهيد و هرگز به جنگ نخواهيد رفت، زيرا كه در جنگ گذشته (جنگ تبوك)،  به كمك سپاه اسلام نيامديد و در خانه‌هايتان مانديد.
سوء سابقة افراد و تخلف از فرامين و دستورات سازماني بايد ثبت شود. (البته لازم نيست به مجرد يك تخلف، تنبيه صورت گيرد، ولي ثبت و ضبط آن لازم است.)

100. عطوفت در روابط اقتصادي
 
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً ... وَ صَلّ‏ِ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللّهُ سَميعٌ عَليمٌ(توبه، 103)
اي پيامبر! از اموال مؤمنان زكات بگير ... بر آنان درود فرست و برايشان دعا كن زيرا دعاي تو ماية آرامش آنان است.
دريافت‌ها و پرداخت‌هاي مالي، بايد همراه محبت و عطوفت باشد.

101. نگرش جامع
 
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ... ‏( توبه، 122)
پس از نزول آيات جهاد و توبيخ کساني كه به جنگ نرفته بودند، همه مي‌خواستند رهسپار جبهه شوند كه خداوند متذكر شد: سزاوار نيست همه مؤمنان به جهاد روند و امور ديگر را تعطيل نمايند.
در برنامه‌ريزي و مديريت‌، جامع‌نگر باشيم تا توجه به مسأله‌اي سبب اخلال در مسايل ديگر نشود.

102. فازبندي
 
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلاَرْضَ في سِتَّةِ أَيّامٍ ... (يونس، 3)
پروردگار شما خدايي است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز آفريد.
اقدامات و برنامه‌ها بايد زمانبندي شده و مرحله به مرحله (تدريجي) انجام گردد، چنان كه خداوند قادر و توانا در آفرينش آسمان و زمين چنين كرد.
 
103. تفويض اختيار و نظارت
 
ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي اْلارْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ‏ (يونس، 14)
سپس شما را در زمين، جانشينان ايشان قرار داديم تا ببينيم شما چگونه عمل مي‌كنيد.
هر مديري كه مسؤوليت مي‌دهد، (جعلناكم خلائف...) بايد نظارت هم بكند. (لننظر)

104. آمادگي براي مخالفت‌ها

 
فَلَمّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبينٌ ‏(يونس، 76)
هنگامي كه از جانب ما حق به سراغشان آمد، گفتند: اين سحر و جادو است.
مديران و رهبران بايد بدانند كه همواره گروهي با برنامه‌هاي آنان مخالفت مي‌كنند.

105. صبر و استقامت
 
وَ اتَّبِعْ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ وَ اصْبِرْ ... ‏ (يونس، 109)
اي پيامبر! از آنچه بر تو وحي مي‌شود، پيروي كن و پايدار باش.
يكي از صفات مديران و رهبران، صبر و استقامت است، زيرا كه صبر، انسان را به شهد موفقيت مي‌رساند.
 
106. پيشرفت اقتصادي
 
يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْرارًا وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ...(هود، 52)
حضرت هود خطاب به مردم گفت: اي قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد و به سوي او بازگرديد و توبه نماييد تا او از آسمان پي در پي بر شما باران و بركت بفرستد و نيرويي بر نيروي شما بيفزايد.
در جهان‌بيني و نگاه ديني، يكي از راه‌هاي توسعة اقتصادي، دوري از نافرماني خداوند و جبران گذشته است. تعبير قرآن كه مي‌فرمايد: (توبوا اليه يرسل السماء عليكم مدرارا) هم مي‌تواند اثر معنوي توبه باشد، نظير نماز باران كه راهي براي نزول باران است و هم مي‌تواند اثر طبيعي آن باشد، زيرا اگر مردم به پاكي و صداقت كسي مطمئن شوند، روابط خود را با او توسعه مي‌دهند.

107. ايمان به هدف

 
فَلا تَكُ في مِرْيَةٍ مِمّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ ... ‏(هود، 109)
اي پيامبر! به خاطر كفر مردم، در شك و ترديد قرار نگير.
مديران و رهبران بايد چنان در ايمان به هدف و آرمان‌ خود، استوار و مطمئن باشند كه انحراف افراد، نتواند ايشان را دچار تزلزل و سستي كند.

108. استقامت همگاني، اعتدال
 
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا ... (هود، 112)
اي پيامبر! در راه خدا استوار باش و در برابر سختي‌ها مقاومت كن و پيروانت را نيز به اين استقامت، امر كن و نيز از فرامين عدول نكن.
در پايداري بر مشكلات، مدير بايد پيشگام و اسوة استقامت باشد.

109. پايداري مديران بدون همراهي سايرين، بي‌نتيجه است. (همه بايد استقامت ورزند.)

110. مديران و رهبران، بايد در مسير اعتدال حركت كنند و از افراط و تفريط بپرهيزند.

111. دانش استراتژيک
 
وَ كَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْويلِ اْلأَحاديثِ ... ‏(يوسف، 6)
خداوند حضرت يوسف را برگزيد و به او علم تعبير خواب و آگاهي از انجام امور را عطا فرمود.
علوم كليدي و دانش‌هاي استراتژيك را نبايد به هر فردي آموخت، براي در اختيار گذاشتن اطلاعات مهم بايد افراد را گزينش كرد.

112. گروه گرايي، برتري بر اساس لياقت
 
إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبينا مِنّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ ... ‏(يوسف، 8)
برادران يوسف گفتند: يوسف و برادرش بنيامين نزد پدرمان از ما محبوب‌ترند، در حالي كه ما گروهي نيرومند هستيم.
تبعيض با تفاوت يكسان نيست. تبعيض، برتري دادن بدون دليل است و تفاوت، برتري بر اساس لياقت. لذا برتري دادن افراد بر اساس لياقت‌هايشان در رده‌هاي مديريتي، اصلي معقول و تأييد شده است.

113. گروه‌گرايي، اگر بدون رهبري صحيح باشد و جهت‌گيري منفي و مخرب پيدا كند بايد شديداً كنترل شود، زيرا عوامل سقوط را سريع‌تر فراهم مي‌كند. (برادران حضرت يوسف به همين دليل دچار انحراف شدند و هنگامي که تحت نظارت و هدايت يوسف قرار گرفتند از اشتباهات خود بازگشتند.)

114. تقسيم كار
 
وَ جاءَتْ سَيّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ ... ‏(يوسف، 19)
كارواني از راه رسيد و مأمور آب را فرستادند تا آب بياورد.
تقسيم كار يكي از اصول مديريت و زندگي جمعي است. (كلمه «وارد» به معني كسي است كه مسؤول آب آوردن است.)

115. ارتقا از قاعده هرم
 
عَسى‏ أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا ... (يوسف، 21)
عزيز مصر به همسرش گفت: يوسف را به چشم برده نگاه نكن، اميد است در آينده به ما سود برساند (در امور خانه، ما را كمك كند) يا او را به فرزندي بگيريم.
تصميم‌هاي مهم را پس از ارزيابي و به صورت مرحله‌اي اتخاذ كنيد. (اول يوسف به عنوان كمك كار خانه و سپس به عنوان فرزند قرار داده شد.)

116.طي كردن هرم مديريتي بايد مرحله به مرحله صورت پذيرد. در انتخاب مديران رده‌هاي بالاتر، از مديران رده پاييني استفاده شود كه پله‌هاي هرم را طي كرده‌اند.
 
117. توانايي رشد
 
كَذلِكَ مَكَّنّا لِيُوسُفَ فِي اْلارْضِ ... ‏(يوسف، 21)
و اينگونه يوسف را در زمين قدرت بخشيديم.
هيچ گاه زيردستان را نبايد دست كم گرفت، چون ممكن است توانايي رشد و طي مدارج عالي را داشته باشند. (يوسف برده، پادشاه شد.)

118. ترفيع، شفاف سازي، وارستگي

 
وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهاتيْناهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ ‏(يوسف، 22)
و چون يوسف به رشد و قوت رسيد، به او حكم (نبوت) و علم داديم و اينگونه پاداش نيكوكاران را مي‌دهيم.
 ترفيع افراد بايد در وقت خود صورت پذيرد، اگر زودتر باشد فرد به صلاحيت لازم نرسيده است و اگر ديرتر باشد انگيزش افراد را كاهش مي‌دهد.

119. دليل عزل و نصب‌ها را براي ديگران بايد بيان كرد تا فضاي رقابت در سازمان حاكم شود؛ چنان كه خداوند دليل نصب يوسف را نيكوكار بودن او شمرده است.

120. تنها علم و توان براي مسؤوليت‌پذيري كافي نيست، بلكه وارستگي و نيكوسيرتي نيز شرط است. (المحسنين)
 
121. دقت در رفتار
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدينَةِ امْرَأَةُ الْعَزيزِ تُراوِدُ فَتاها ... ‏(يوسف، 30)
زنان شهر گفتند: همسر عزيز با غلامش مراوده داشته است.
هر كس پست يا مسؤوليتي مي‌گيرد، بايد در رفتارهاي خويش دقت زيادي داشته باشد چون اخبار مربوط به مسؤولين بسيار زود منتشر مي‌شود.

122. مديريت بحران، برنامه‌ريزي استراتژيك
 
قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنينَ دَأَبًا فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ في سُنْبُلِهِ إِلاّ قَليلاً مِمّا تَأْكُلُونَ ‏(يوسف، 47)
يوسف گفت: هفت سال پي در پي كشت كنيد و آنچه را درو كرديد، جز اندكي را كه مي‌خوريد، در خوشه‌اش كنار بگذاريد.
تشريح وضعيت بحران، از جمله وظايف مهم مديريت بحران است و ارائة راه حل (طرح و برنامه) براي خروج از وضعيت بحراني نيز از وظايف ايشان است.

123. برنامه‌ريزي در توليد و صرفه‌جويي در مصرف براي ايجاد پشتوانه، يك ضرورت براي كشورهاي در حال توسعه است.
 
124. در برنامه‌ريزي و نظارت بر مصرف، سهم نسل آينده حفظ و ‌مراعات شود.

125. طرح‌ها بايد به نحوي برنامه قابليت عملي شدن داشته باشد. (بهترين راه ذخيره‌سازي گندم بدون سيلو و انبار، واگذاردن گندم در خوشه‌اش بود تا دچار فساد زودرس نشود.)

126. مشاوره تخصصي (اتاق فكر)
 
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُوني بِهِ فَلَمّا جاءَهُ الرَّسُولُ ... (يوسف، 50)
هنگامي كه پادشاه مصر خوابي عجيب ديد، خواست كه يوسف را نزد وي آورند تا در مورد خواب سؤال كند.
در شرايط بحراني سازمان، براي حل معضلات و مسائل از مشاوران و نخبگان بايد بهره برد. يكي از راهكارهاي عملي آن راه‌اندازي اتاق‌هاي فكر در هر سازمان است.

127.ويژگي‌هاي مشاوران
 
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُوني بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسي فَلَمّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكينٌ أَمينٌ ‏(يوسف، 54)
پادشاه گفت: يوسف را نزد من آوريد تا او را مشاور مخصوص خود قرار دهم. پس هنگامي كه با او گفتگو نمود،گفت: تو امروز نزد ما فردي بزرگ و  امين هستي.
براي اعطاي مسؤوليت‌هاي بسيار مهم، گاه لازم است مدير عالي خود وارد گزينش شود.

128. براي تصدّي پست‌هاي مهم و كليدي، علاوه بر تدبير و كارداني، محبوبيت و مقبوليت نيز بسيار مهم است. (يوسف در اثر عفّت، تدبير، تعبير خواب و بزرگواري، محبوبيّت خاصي پيدا كرد، لذا عزيز مصر گفت: او مشاور خودم باشد.)

129. مشاورين بايد اهل تقوي، تدبير و امانت‌دار باشند. (مكين امين)

130. مديران در سپردن مسؤوليت‌ها به افراد امين نبايد تعلّل كنند.

131. توجه به مهارت و علاقه شخصي کارکنان
 
قالَ اجْعَلْني عَلى‏ خَزائِنِ اْلارْضِ إِنّي حَفيظٌ عَليمٌ‏ (يوسف، 55)
يوسف گفت: مرا بر خزانه‌داري اين سرزمين بگمار، كه من امانت‌دار و دانا هستم.
در بكارگيري افراد لايق، علاقة شخصي افراد بايد در نظر گرفته شود. (يوسف خود علاقمند بود كه خزانه‌دار گردد.)

132. وقتي در كاري مهارت داريد، با اعتماد به نفس آن را بپذيريد.

133. در هر موقعيتي كه فرد قرار دارد بايد به نظرات سايرين و مشاوران امين توجه داشته باشد. (پيشنهاد يوسف پذيرفته شد.)

134. خلاقيت، ريسک پذيري
 
وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ في رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى‏ أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ‏ (يوسف، 62)
حضرت يوسف به غلامان خود گفت: آنچه را به عنوان بهاي گندم پرداخته‌اند در بارهايشان بگذاريد تا هنگامي كه به خانة خود برمي‌گردند و بارها را مي‌گشايند آن را بازشناسند و (بهاميد تكرار دوبارة اين اتفاق) به مصر بازگردند.
مديران و رهبران بايد از طرح‌هاي ابتكاري استفاده نمايند. در هر موقعيت و شرايطي بكارگيري قوة خلاقيت باعث ايجاد نوآوري و ابتكار در روش مي‌گردد.

135. براي اجرايي كردن طرح‌ها، گمان و ظنّ‌ قوي براي رسيدن به مطلوب كافي است و نبايد دست روي دست گذاشت تا يقين كامل شود. (ريسك‌پذيري لازم است، چنان كه يوسف گفت: (لعلهم يرجعون) شايد بازگردند.)
 
 
136. توجه به سابقه افراد
 
قالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ الّا کما امنتکم علي اخيه من قبل ... ‏(يوسف، 64)
هنگامي كه پسران يعقوب از پدرشان خواستند برادر يوسف (بنيامين) را همراه خود به مصر ببرند، يعقوب گفت: آيا شما را بر او امين بدانم؟ همان‌گونه که نسبت به برادرش يوسف به شما اطمينان کردم؟!
اعتماد سريع به افراد بد سابقه در سپردن مسؤوليت، جايز نيست.

137. احتمالات در برنامه‌ريزي
 
لاتدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرقه و ما أُغْني عَنْكُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ... ‏(يوسف، 67)
يعقوب به پسرانش گفت: از يک در وارد نشويد، بلکه از دروازه‌هاي مختلف وارد مصر شويد و سپس گفت: با اين حال نمي‌توان مقدّرات خدا را تغيير داد.
در برنامه‌ريزي، راههاي مختلف رسيدن به هدف را بررسي و تجزيه کنيد.

138. علاوه بر برنامه‌ريزي، احتساب احتمالات لازم است. (يعقوب علاوه بر چاره‌انديشي، ذكر مي‌كند كه ممكن است هدفم برآورده نشود.)
 
139. تكرار تخلفات
 
وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَني إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي اْلارْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبيرًا (اسراء، 4)
در كتاب تورات، به بني‌اسرائيل هشدار داده شد كه شما دو بار در زمين فساد مي‌كنيد و برتري‌جويي خواهيد كرد.
مديران بايستي توجه داشته باشند كه انحرافات و فسادهايي كه در سازمان تكرار مي‌شوند، خطرناك‌تر است، مخصوصاً اگر گروهي قصد جايگزيني منافع خود به جاي مصالح سازمان را داشته باشند زيرا که در اين راه مكرراً دچار انحراف و فساد خواهند شد.

140. اقتدار مديريت
 
بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِبادًا لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ ... (اسراء، 5)
پس از اين كه قوم بني‌اسرائيل مرتكب اولين فساد ‌شوند، خداي متعال اين‌گونه وعده داده است كه گروهي از بندگان توانا و سلحشور را بر‌انگيزد تا با يافتن فتنه‌گران به سركوب آنها بپردازند.
مديران سازمان بايد قدرت لازم براي كنار گذاردن كساني كه عليه اهداف سازمان فساد و فتنه مي‌كنند، را داشته باشند تا در موقع لزوم با اعمال قدرت، اهداف سازمان را حفظ نموده و سازمان را از خطر آشوبگران نجات دهند.

141. سرمايه و نيروي انساني
 
وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيرًا (اسراء، 6)
خداوند خطاب به مؤمنان مي‌فرمايد: ما شما را با اموال و فرزندان كمك كرديم تا بر دشمنان پيروز شويد.
سرمايه و نيروي انساني دو عامل مهم و تأثيرگذار و قدرت آفرين براي مديران است كه بكارگيري تركيب مؤثر و كارآمدي از آن دو منبع، موجبات موفقيت را فراهم مي‌آورد.

142. نظريه سيستمي
 
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ ِلانْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها ... (اسراء، 7)
اگر نيكي كنيد به خود كردهايد و اگر بدي كنيد باز هم به خود بدي كردهايد.
 
مديران در ارتباطات و تعاملات خود با نيروها و زيرمجموعه‌ها، اين فرهنگ و باور را در آنان به وجود آورند كه آثار رشد يا پيامدهاي شكست تشكيلات، متعلق به خود آنان است.

143. فرهنگ رحمت
 
عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا ... (اسراء، 8)
اميد است كه خدا بر شما رحم كند و اگر دوباره نقض پيمان كرده و به فساد برگرديد، خدا نيز برخواهد گشت و عذاب مي‌فرستد.
شايسته است رهبران و مديران فرهنگ رحمت را به عنوان فرهنگ و باور غالب در سازمان حاكم كنند گرچه هشدار و تهديد به عنوان ابزاري براي تنبيه متخلفاني كه تخلفات خود را تكرار مي‌كنند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
 
144. ميانه روي در هزينه
 
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا (اسراء، 29)
نه آنقدر سخت‌گير باش كه هيچ انفاقي نكني و نه آنقدر دست و دلباز كه همه چيز را انفاق كني و چيزي براي خودت نماند و سرزنش شده و حسرت‌خورده به كنجي نشيني.
در جبران خدمات كاركنان و نيروهاي تحت امر، بايد اعتدال داشت، نه آنقدر که ايشان در مضيقه قرار گيرند و مايوس و ناراضي شوند و نه آنقدر بذل و بخشش كه به ورشكستگي و شرمندگي مدير و سازمان كشيده شود.
 
145. جاذبه تخلفات
 
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً (اسراء، 32)
به زنا، حتي نزديك نشويد كه راه زشت و كار بدي است.
جاذبة برخي خلاف‌ها آنقدر زياد است كه حتي از نزديك شدن به آنها نهي شده است. لذا بايد فرهنگ سازماني و فضاي غالب به گونه‌اي فراهم باشد كه كمترين حدي براي اينگونه جاذبه‌هاي نامشروع وجود نداشته باشد.

146. درستکاري
 
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (اسراء، 35)
و چون داد و ستد كنيد، پيمانه را كامل دهيد و با ترازوي درست وزن كنيد، كه اين بهتر و سرانجامش نيكوتر است.
سازمان‌هايي كه با معاملات تجاري رابطه دارند، بايد درستكاري، وفاي به قرارداد، امانتداري و دقت در معاملات را از ياد نبرند و اين اصل، در سازمان‌ به عنوان ارزش و فرهنگ درآيد زيرا موجب جذب مشتري براي كسب سود بلندمدت مي‌شود.

147. شايعه

 
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً (اسراء، 36)
و از آنچه نسبت به آن علم نداري پيروي مكن، همانا گوش و چشم و دل، همگي مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
كاركنان و اعضاي سازمان بايد از موضوعاتي كه به صورت شايعه در سازمان پخش مي‌شود اجتناب كنند.

148. يادآوري اهداف
 
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا في هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا ... (اسراء، 41)
ما در اين قرآن حقايق را به شکل‌هاي مختلف بيان كرديم تا پند بگيرند.
مديران بايد با بيان جذاب و استفاده از روش‌هاي مختلف و متنوع، به گونه‌اي كه كاركنان احساس خستگي نكنند، پيوسته اهداف و رسالتها را تذكر دهند.

149. لغزش مديران عالي

 
إِذًا َلاذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ... (اسراء، 75)
خداوند، به رسولش مي‌فرمايد: اگرگرفتار لغزش مي‌شدي، در دنيا و آخرت عذابي دوچندان در انتظارت بود.
مديران و رهبران سازمان هر چه در سطوح بالاتري قرار گيرند، مسؤوليت بيشتري دارند و كمترين لغزش آنان موجب خسارت‌هاي سنگيني مي‌شود. لذا بايد ساز و كاري اجرا نمود كه براي تخلفات مسؤولين جريمة سنگين‌تري وضع شود تا هم عبرتي براي ديگران باشد و هم از نفوذ فساد در سطوح بالاي سازمان جلوگيري نمود.

150. فرهنگ سازماني
 
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ ... (اسراء، 84)
بگو: هر كس بر ساختار و خلق و خوي خويش عمل مي‌كند.
رفتار سازماني ريشه در عادات سازماني دارد، لذا بايد از عادات و رسوم نادرستي كه در فرهنگ سازمان و فرهنگ فردي اعضا رخنه مي‌كند، جلوگيري كرد تا اين فضاي نادرست كه به عنوان تهديدي جدي براي رشد مطرح است، در رفتار عملي كاركنان جلوه گر نشود.
 
 
151. براي موفقيت بيشتر، بايد روي افراد از كودكي و نوجواني كار كرد تا خوبيها در آنان نهادينه شود كه در اين صورت رفتارهاي صحيح طبق خلق و خوي ايشان صورت مي‌گيرد.
 
152. دفع تهديدها
 
قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَديدًا مِنْ لَدُنْهُ وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنينَ ... (كهف، 2)
قرآن، كتابي استوار است تا عذاب شديد را هشدار دهد و به مؤمنان بشارت دهد.
دفع ضرر، مهم‌تر از جلب منفعت است. لذا سازمان‌ها بايد در اولويت‌بندي بين دفع ضررهاي احتمالي كه به سازمان وارد مي‌شود و منافعي كه ناشي از انجام تصميم و اقدامي در سازمان است، ابتدا به دفع ضرر بپردازند. (پيشي گرفتن هشدار عذاب بر بشارت، تبيين کننده اين معناست.)

153. كيفيت کار
 
لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (كهف، 7)
ما انسانها را مي‌آزماييم تا مشخص شود، كه كدامشان بهتر و نيكوتر عمل مي‌كنند.
آنچه كه بايد در سازمان‌، در مورد عملكرد افراد، معيار و اصل باشد، كيفيت و بازدهي کار آنهاست، نه مقدار و كمّيّت آن.
 
154. دوري از وعده‌دادن
 
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدًا (كهف، 23)
درباره هيچ چيز و هيچ كار، نگو كه من حتماً آن را فردا انجام مي‌دهم.
مديران و رهبران سازمان بايد به اين نكته توجه كنند كه فراهم كردن امكانات و مقدمات انجام برنامه‌ها، تضمين‌كنندة قطعيت اقدامات نيست، چون عوامل و متغيرهاي ديگري وجود دارند كه به راحتي مي‌توانند شرايط را به گونه‌اي ديگر رقم بزنند.

155. دفع افسد به فاسد
 
أَمَّا السَّفينَةُ فَكانَتْ لِمَساكينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصْبًا (كهف، 79)
حضرت خضر به حضرت موسي گفت: آن كشتي متعلق به چند يتيم است، آن  را معيوب کردم زيرا پادشاهي در كمين بود كه كشتي‌هاي سالم را غصب مي‌کرد.
یكي از نکاتي كه مديران در طرح‌ها و برنامه‌ريزي‌ها و تصميمات خود بايد لحاظ كنند دفع افسد به فاسد و ترجيح اهم بر مهم است. (داشتن كشتي معيوب بهتر از نداشتن آن است.)

156. نيازسنجي
 
فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا (كهف، 94)
مردم به ذوالقرنين گفتند: آيا حاضري که ما هزينه‌اي (پولي) به تو بدهيم تا بين ما و يأجوج و مأجوج، سدّي ايجاد كني که در امنيت باشيم؟
مردم در جايي سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه نسبت به آن احساس نياز كنند، مخصوصاً اگر نيازهاي اساسي باشد. لذا سازمان‌ها بايد به دنبال كارهايي باشند كه در پي برآوردن نيازهاي مردم باشد و از اين طريق سرمايه‌هاي آنها را براي انجام برنامه‌ها به كار گيرند.

157. نام‌گذاري پروژه‌ها
 
يا زَكَرِيّا إِنّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى‏ ... (مريم، 7)
اي زكريّا! تو را به پسري بشارت مي‌دهيم كه نامش يحيي است.
مديران، نامگذاري طرح‌ها، پروژه‌ها و محصولات را ساده نگيرند، زيرا نام نشانة اهداف، رسالت، مأموريت و فرهنگ سازمان است.

158. مسؤوليت خانوادگي
 
وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ... (مريم، 55)
اسماعيل، همواره خاندان خود را به نماز و زكات امر مي‌كرد.
مديران و رهبران سازمان‌ها و كساني كه مسؤوليت‌هاي سنگين اجتماعي دارند نبايد از خانواده خود غافل شوند، بلکه بايد علاوه بر مسؤوليت اجتماعي، به مسؤوليت خود در خانواده نيز بپردازند.

159. تخلف از فرمان جانشين
 
فَرَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏‌ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفًا قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا... فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدي‏ (طه، 86)
حضرت موسي پس از شنيدن خبر نافرماني قومش از هارون، به سرعت و با عصبانيت به سوي بني‌اسراييل بازگشت و فرمود: آيا پروردگارتان به شما وعده جزاي نيك نداد؟! پس چرا از وعده اي كه با من داشتيد تخلف كرديد.
تخلف از فرامين جانشين، تخلف از خود مدير است. (حضرت موسي به كساني كه از فرمان جانشينش (هارون) تخلف كردند، گفت: شما از من تخلف كرديد.)
 
160. پيامد تصميم، انسجام سازماني
 
إِنّي خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَني إِسْرائيلَ ... ‏(طه، 94)
هارون در جواب حضرت موسي كه وي را به كم‌كاري متهم كرده بود، فرمود: من ترسيدم که بگويي: بين بني‌اسرائيل تفرقه انداخته‌اي، به همين جهت در مقابل انحراف ايشان سكوت كردم.
در اتخاذ تصميمات بايد به عوارض و پيامدهاي آن توجه كرد و اين نكته را مدّ نظر قرار داد كه حفظ وحدت و انسجام سازمان، مهم‌تر از توجه به مسائل ديگر است.

161. شيوه توبيخ
 
وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا‌هُدًى وَ لا كِتابٍ مُنيرٍ(حج،8)
بعضي از مردم بدون دانش دربارة خدا خرده مي‌گيرند.
مديران نبايد به دليل اشتباه برخي از افراد سازمان، همه را توبيخ كنند. (چنانکه خداوند از لفظ بعضي در آن آيه استفاده نمود.)

162. درخواست‌هاي نابجا
 
يسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَنْ يُخْلِفَ اللّهُ وَعْدَهُ ... (حج، 47)
اي پيامبر! كفار تعجيل عذاب را از تو مي‌خواهند، در حالي كه خداوند هرگز از وعدة خود تخلّف نمي‌كند. (نه يك لحظه ديرتر و نه زودتر، عذاب واقع نمي‌شود.)
 
تقاضاهاي عجولانه و نابجا، گرچه به صورت گروهي و مكرّر باشد، نبايد مديران را وادار به عمل غيرحكيمانه كند. در قرآن بارها از شتابزدگي و درخواست‌هاي نابجاي منحرفان سخن به ميان آمده كه خداوند به پيامبرش مي‌فرمايد: اين درخواست‌هاي نابجا در برنامه‌ريزي‌ حكيمانه الهي تأثير نمي‌گذارد.

163. طرح و برنامه
 
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاّ إِذا تَمَنّى ... ‏(حج، 52)
همة پيامبران الهي، براي پيشبرد اهداف خود، آرزوهايي در ذهن داشتند.
مديران بايد براي انجام اهداف و پياده سازي وظايف خود، طرح و برنامه داشته باشند.

164. شروع اصلاحات

 
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى‏ وَ أَخاهُ‌هارُونَ... ‏(45) إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ...‏(مؤمنون،46)
موسي و برادرش‌ هارون را به سوي فرعون و درباريانش فرستاديم تا او را به دين الهي دعوت كنند.
براي آغاز اصلاح در امور، بايد به سراغ سرچشمه‌هاي فساد رفت.

165. وحدت مديريت
 
وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ ... ‏(مومنون، 91)
هيچ کسي، شريك خدا نيست.
وحدت مديريت و فرماندهي، يكي از نکات اصلي موفقيت در مديريت اسلامي است. (هر فرد در سازمان بايد تنها يك رئيس مستقيم داشته باشد.)
 
166. تنبيه و عبرت
 
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ ‏(نور، 2)
در هنگام اجراي حدّ بر زن و مردي كه مرتكب گناه اخلاقي شدهاند، عده اي از مردم حضور داشته باشند و کيفر آنها را مشاهده کنند.
مجازات متخلفان در سازمان بايد به گونه‌اي باشد كه ديگران از آن عبرت گيرند، زيرا مجازات، علاوه بر تنبيه فرد متخلف، هدف تربيتي سازماني و عمومي را نيز به دنبال دارد.

167. تنبيه، متناسب با تخلف
 
وَ الَّذي تَوَلّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظيمٌ‏ (نور، 11)
كسي كه در انجام گناه نقش اصلي را ايفا كرده است، عذاب بزرگ و مجازات سنگيني در انتظارش است.
تنبيه و توبيخ بايد متناسب با ميزان نقش افراد در تخلف باشد. كسي كه نقش محوري داشته است قطعاً مجازات بيشتري نسبت به ديگران خواهد داشت.

168. تتخريب شخصيت‌ مديران
 
إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ اْلاخِرَةِ ... ‏(نور، 19)
كساني‌كه به دنبال بي‌ آبرو کردن مؤمنان هستند، عذابي دردناك خواهند داشت.
 تخريب اهل ايمان به خصوص مديران و مسؤولان، امري است كه بايد به شدت با آن برخورد شود و عوامل آن، مجازات سختي شوند.

169. نماز در اداره
 
رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ ... (نور، 37)
بندگان خوب خدا كساني هستند كه تجارت و كارهاي روزانه آنها را از ياد خدا و برپاداشتن نماز غافل نمي‌كند.
مديران نظام اسلامي بايد در هنگام اذان، براي اقامة نماز قيام نمايند و انجام کار اداري مانع اقامه نماز نشود.

170. اجازه از مافوق
 
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ ... لَمْ يَذْهَبُوا حَتّى يَسْتَأْذِنُوهُ ... فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ ... ‏(نور، 62 )
مؤمنان واقعي كساني هستندكه ...  بدون اجازة او از مجلس بيرون نمي‌روند. پس اي پيامبر، اگر كسي از تو اجازه خواست كه به كارهاي شخصي خود بپردازد، هر كه را خواستي اجازه بده.
افراد و كاركنان سازمان، براي گرفتن مرخصي (و انجام كارهاي شخصي)، بايد مقام مافوق را در جريان قرار دهند تا به فرآيند كارهاي سازمان لطمه وارد نشود.

171. مديران مي‌توانند با درخواست مرخصي كاركنان موافقت كنند و مي‌توانند براي رعايت مصلحتي بالاتر، موافقت نكنند.

172. آموزش كاركنان
 
لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً (فرقان، 32)
خداوند در جواب كساني که مي‌گفتند: چرا قرآن يكباره نازل نمي‌شود و آيه به آيه فرود مي‌آيد، مي‌فرمايد: قرآن را به تدريج نازل كرديم تا اين ارتباط دايمي باعث دلگرمي پيامبر شود.
آموزش كاركنان بايد مرحله به مرحله و به تدريج پيگيري شود.

173. يكي از وظايف مديران ارشد، دلگرم كردن و اطمينان بخشيدن به مديران رده‌هاي پايين‌تر است.

174. مدير و معاون
 
وَ يَضيقُ صَدْري وَ لا يَنْطَلِقُ لِساني فَأَرْسِلْ إِلى‏‌هارُونَ ‏(13) ... فَاذْهَبا بِآياتِنا إِنّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ‏ ‏(شعرا، 15)
موسي به خداوند گفت: سينه‌ام تنگ مي‌گردد و زبانم باز نمي‌شود، پس‌هارون را نيز رسالت بده تا مرا ياري كند. خداوند فرمود: تو و ‌هارون همراه با معجزات حركت كنيد و به سراغ فرعون برويد كه ما با شما هستيم و به گفتگوهاي شما شنوا و آگاهيم.
ظرفيّت افراد متفاوت است، جز خداوند همة افراد محدوديت دارند و ممكن است در شرايطي گرفتار فشارهايي شوند. (موسي به خدا گفت: سينه‌ام تنگ شده است.) رهبري و مديريت به سعة صدر نياز دارد.

175. به هنگام پذيرش مسؤوليت لازم است مدير نقاط ضعف خود را بيان كند و صراحت و صداقت به خرج دهد.

176. در بعضي مأموريت‌ها و كارها، فعاليت تيمي لازم است تا هدف محقّق شود.

177. مديران و رهبران بايد ضعف‌هايشان را با بكارگيري ديگران، جبران كنند.

178. مديران و افراد سازمان بايد انسان‌هاي شايستة ديگر را براي تصدّي مسؤوليت‌ها معرّفي نمايند.

179. براي مبارزه با مشكلات، بايد به سراغ سرچشمه‌ها رفت. شناسايي سرچشمه‌ها هميشه كار آساني نيست و نياز به دقت و توجه زياد دارد.

180. آگاهي دقيق و لحظه به لحظة مديران از مأموريت‌هاي مهم يك ضرورت است، چنان‌كه حضرت حق به حضرت موسي مي‌فرمايد: ما گفتگوهاي شما را مي‌شنويم.

181. تعهد و تخصص
 
يَأْتُوكَ بِكُلّ‏ِ سَحّارٍ عَليمٍ ‏(شعرا، 37)
وزرا و مشاورين به فرعون گفتند: ساحران و جادوگران را از سراسر مصر دعوت كن تا با موسي مبارزه كنند.
اگر متخصصين، متعهد نباشند در خدمت فرعون‌ها در مي‌آيند. يكي از شرايط مهم انتصاب‌ها بايد تعهد در كنار تخصص باشد.
 
182. ابلاغ دستورات
 
إِنّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ ‏(شعرا، 107)
پيامبر اكرم  صلي الله عليه و آله به مردم مي‌فرمايد: من براي شما پيامبري امين بوده و كلام خدا را بدون كم و زياد به شما رساندهام.
مجراي اطلاع رساني دستورات و ابلاغ‌ها و آيين نامه‌ها (مديريت اداري سازمان‌ها) بايد امين و امانت دار باشد تا در فرايند ابلاغ دستورات، انحراف و نقصي پيش نيايد و محتواي آن تغيير نکند.
 
183. دوري از اسراف
 
وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفينَ ‏(شعرا، 151)
اي مؤمنان، از اسرافكاران فرمان نبريد.
كساني كه اهل اسراف هستند نبايد در مناصب مديريتي قرار بگيرند. حيف و ميل كردن منابع سازمان و تجمل‌گرايي، عامل مرگ زودرس در چرخة عمر سازمان‌هاست. به ويژه اگر سازمان دولتي باشد، اسراف بيت المال از گناهان كبيره مي‌باشد.

184. شفاف سازي انتظارات
 
وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ لَها مُنْذِرُونَ ‏(شعرا، 208)
ما مردم هيچ منطقه اي را هلاك نكرديم مگر آنکه آنها را هشدار داديم.
قبل از اعمال سيستم تنبيه، بايد تخلفات و مجازات آنها به طور كامل بيان شود.

 
185. فروتني با زيردستان
 
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ ‏(شعرا، 215)
اي پيامبر! با مؤمناني كه از تو پيروي مي‌كنند متواضع باش.
رفتار مديران با زيردستان بايد متواضعانه باشد، البته تواضع به معناي كنار گذاشتن قاطعيت نيست، بلكه ضمن قاطع بودن در تصميم گيري، بايد برخوردي متواضعانه و مؤدبانه داشت.

186. نظم، بسيج منابع
 
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنّ‏ِ وَ اْلإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ‏ (نمل، 17)
سپاهيان سليمان، از جن‌و‌انس و پرنده، همه گرد آمدند، و به دستور سليمان، به صفّ شدند.
مديريت سازمان بايد داراي نظم ساختاري و اجرايي باشد. (هم در تعريف فرآيندها و هم در اجرا بايد اصل نظم رعايت شود.)

187. در نيل به اهداف، بايد از تمام امكانات و منابع بهره گرفت. (چنان كه سليمان از جن و انس و پرنده براي اداره حکومت استفاده مي‌كرد.)

188. مأموريت كاركنان، گزارش‌گيري
 
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبينَ ‏(20) َلاُعَذِّبَنَّهُ عَذابًا شَديدًا أَوْ َلاذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنّي بِسُلْطانٍ مُبينٍ ‏(21) فَمَكَثَ غَيْرَ بَعيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقينٍ‏ (نمل، 22)
حضرت سليمان جوياي حال هدهد شد و گفت: چرا هدهد حضور ندارد؟ اگر دليلي موجه براي غيبتش نداشته باشد، او را كيفري سخت خواهم داد. پس ديري نپاييد كه هدهد آمد و گفت: از چيزي آگاهي يافتم كه تو از آن اطلاع نداري، براي تو از منطقة سبا گزارشي مهم و درست آوردهام.
تفقد از زيردستان و بازديد از كار آنان در انگيزش سازماني نقش مهمي را ايفا مي‌كند و باعث دلگرمي كاركنان مي‌گردد.

189. بازديد حضوري، يكي از روش‌هاي لازم در نظارت و بازرسي است.

190.تسلط علمي بر وظيفة افراد سازمان از جمله شرايط لازم براي مديران است. (به خصوص در سطح مديريت اجرايي و عملياتي)

191. نظارت دقيق بر حضور و غياب نيروها و بررسي حضور مؤثر يا غير مؤثر ايشان در فرآيند انجام كار، از جمله وظايف مديران است كه بايد به افراد مطمئن يا روش‌هاي كم خطا، تفويض گردد.

192. در بروز تخلفات، بايد دلايل و توجيهات فرد متخلف شنيده شود، چرا كه ممکن است دليل موجهي وجود داشته باشد.

193. در برابر متخلفين كه عذر موجه براي كار خود ندارند بايد قاطع برخورد نمود.

194. گزارش بايد از منابع امين و مطمئن كسب شود، گزارش درست و به دور از اغراق، مي‌تواند تصميم ساز باشد.
195.گوش دادن به سخنان كاركنان لازم است و اي بسا كه نكات حايز اهميت براي سازمان، دربرداشته باشد.
 
196. ماموريت رفتن افراد سازمان بايد با دستور مدير ارشد سازمان باشد و ترك پست به بهانة ماموريت، بدون اجازة مدير مافوق دليل موجهي براي آن نيست.
 
197. رشوه و ارتشاء
 
فَلَمّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ ... ‏(نمل، 36)
چون پيك حامل هدايا از طرف ملكة سبا آمد، سليمان گفت: آيا براي من هديه مي‌آوريد تا از انحراف شما چشم بپوشم.
مديران نظام اسلامي بايد با هوشياري از مظاهر نهان و آشکار رشوه بپرهيزند و بدانند كه بسياري از هداياي افراد، ممكن است به خاطر بهره‌گيري و سوء استفاده در شرايط ديگر باشد.

198. ايجاد رقابت، سرعت انجام کار

 
قالَ يا أَيُّهَا ‌الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتيني بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُوني مُسْلِمينَ (38) قالَ عِفْريتٌ مِنَ‌ الْجِنّ‏ِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ ‏(39) قالَ‌ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ...‏(نمل، 40)
سليمان به نيروهاي خود گفت: كدام يك از شما مي‌تواند تخت پادشاهي ملكة سبا را قبل از آمدن او، در اين مكان حاضر كند؟
 يكي از جنّيان پيش آمد و گفت: من اين كار را انجام مي‌دهم پيش از اين كه از جايت بلند شوي و من قطعاً در انجام اين كار هم قدرت دارم و هم مورد اعتمادم.
امّا يكي از كساني كه از علم الهي بهره‌اي داشت گفت: من آن را قبل از آن كه پلك بر هم بزني مي‌آورم. (در يک چشم بر هم زدن)
يكي از وظايف مديران در راستاي حفظ نشاط اجتماعي سازمان و زمينه‌سازي براي شكوفايي استعدادهاي كاركنان، فراهم‌سازي ميدان رقابت سالم بين ايشان است.
199.سرعت در انجام مأموريت، قدرت و توانايي بر انجام كامل مأموريت و امين بودن در بكارگيري روش صحيح و درست در انجام مأموريت، سه شرط اساسي براي واگذاري ماموريت‌ها است.

200. بيان توانايي‌ها، در صورتي كه موجب فخرفروشي نباشد، لازم است تا بهترها از خوب‌ها بازشناخته شوند و كارها به دست اهل آن و متخصصين واگذار گردد.

201. نفع مخاطبان
 
هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ ‏(قصص، 12)
خواهر موسي كه ماموران فرعون را در جستجوي دايه‌اي براي موسي ديد، به آنان گفت: آيا مي‌خواهيد شما را به خانواده‌اي راهنمايي كنم كه سرپرستي او را براي شما بپذيرند و براي او خيرخواه باشند؟
در ارائة طرح‌هاي اصلاحي و پيشنهادها، به گونه‌‌اي عمل شود كه مخاطبان، خود را در زمره ذي‌نفعان آن طرح‌ها بدانند. (يكفلونه لكم)

202. سوءاستفاده از موقعيت
 
وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ ... (قصص، 23)
وقتي موسي به چاه آب رسيد، مرداني را ديد که درحال سيراب كردن چهارپايان خود هستند و دختران حضرت شعيب در كناري منتظرند تا اطراف چاه خلوت شود.
 سوء استفاده از مقام و موقعيت اجتماعي براي همگان ناشايست است و اين نکته به دليل حساسيت پست‌هاي کليدي، مهم‌تر مي‌باشد. (دختران شعيب در كناري منتظر بودند و به اسم دختر پيغمبر بودن ديگران را كنار نزدند.)

203. مشاوره با افراد خبره
 
وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ ... ‏(قصص، 25)
حضرت موسي، سرگذشت خود را به طور کامل براي حضرت شعيب بازگو كرد.
مديران بايد مشكلات كاري خود را براي متخصصين و مشاورين اهل فن و اهل تحليل، بيان كنند تا راه چارة مناسب پيدا نمايند.

204. آزمايش طرح‌ها

 
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ ... ‏(قصص، 31)
خداوند، قبل از مواجه شدن حضرت موسي با فرعون، تبديل عصا به اژدها را  به او نشان مي‌دهد، پس فرمود: اي موسي عصايت را بيفكن.
براي انجام پروژه‌‌هاي بزرگ، بايد آن را در محيط فرضي يا مجازي مورد آزمايش قرار داد. از مصاديق اين شيوه، شبيه‌سازي را مي‌توان نام برد.

205. پيش‌بيني مشكلات
 
قالَ رَبّ‏ِ إِنّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ ‏(قصص، 33)
بعد از فرمان خدا به موسي، جهت رفتن نزد فرعون، موسي در بيان مشكلات كار مي‌گويد: پروردگارا من يكي از فرعونيان را كشته‌ام، پس مي‌ترسم كه مرا (به قصاص او) به قتل رسانند.
در پذيرش مسؤوليت‌ها، شايسته است موانع و مشكلات قابل پيش‌بيني با مدير مافوق مطرح و ارزيابي شود.

206. معيار لياقت
 
وَ أَخي‌هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنّي لِسانًا فَأَرْسِلْهُ مَعي... ‏(قصص، 34)
موسي گفت: خدايا! برادرم‌هارون را كه بيانش از من شيواتر است، همراه با من بفرست.
لازم نيست مديران در همة جهات و تخصص‌ها برترين باشند، بلكه بايد من حيث المجموع لايق باشند. (با اينكه موسي پيامبر اولي العزم است ولي سخنگويي‌ هارون از او بهتر است.)

207. عملکرد خود
 
وَ لَوْ لا أَنْ تُصيبَهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ... ‏(قصص، 47)
خداوند، علت مصائب و گرفتاري‌ها را عملكرد خود خطاكاران معرفي مي‌نمايد.
بسياري از شكست‌ها و حوادث تلخ، مولود عملكرد ناصحيح خود است.

208. ارزيابي جمعي
 
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعيشَتَها ... ‏(قصص، 58)
خداوند در بيان علت نابودي برخي اقوام مي‌فرمايد: چه بسيار مناطقي كه ما آنها را به خاطر طغيان ايشان در زندگي هلاك كرديم.
موفقيت يا عدم موفقيت يك سازمان، درگرو عملكرد جمعي مديران و كاركنان آن سازمان است.
 
209. غرور علمي
 
قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدي ... (قصص، 78)
قارون درجواب قومش كه او را به احسان و انفاق دعوت كردند و او را از فساد بر حذر داشتند، مغرورانه گفت: اين ثروت فراوان به واسطة دانشي است كه نزد من است.
غرور علمي مديران، سبب خودمحور شدن آنان مي‌شود، به گونه‌اي كه ديگر، نظرات و انتقادات ديگران را قبول نمي‌‌كنند و اين سبب شكست و سقوط ايشان مي‌گردد.

210. ايجاد انگيزه
 
وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ ... ‏(عنكبوت، 6)
خداوند در تشويق جهاد مي‌گويد: هر كس تلاش كند پس براي خود مي‌كوشد.
براي تشويق كاركنان به تلاش‌هاي سازنده، منافع و نتايجي كه آن كارها براي كاركنان دارد، بيان شود.
211. انگيزش بوسيله پاداش
 
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ... ‏(عنكبوت، 27)
خداوند در بيان پاداش‌ حضرت ابراهيم مي‌فرمايد: اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم.
پاداش كار اثربخش و سازنده، براي عموم كاركنان اعلام گردد تا موجب افزايش انگيزه شود.

212. مديريت مذاكرات
 
وَقُولُوا آمَنّا بِالَّذي أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ إِلهُنا وَ إِلهُكُمْ واحِدٌ...‏(عنكبوت،46)
خداوند در مورد گفتگو و بحث با اهل كتاب (يهوديان و مسيحيان) بر بيان نقاط مشترك تاكيد مي‌كند و مي‌فرمايد: بگوييد ما به آنچه از سوي خدا بر ما و بر شما نازل شده، ايمان داريم و خداي ما و خداي شما يكي است.
در مذاكرات، قبل از بيان نظرات خود، آنچه را كه مورد اتفاق و قبول طرفين است، مطرح شود تا فضاي مذاکره آماده پذيرش آراء گردد.

213. رمز موفقيت
 
وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ ... ‏(58) الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ‏(عنكبوت، 59)
خداوند در وصف بندگان درستكار و مؤمن خود مي‌فرمايد: كساني كه ايمان آوردند و كارهاي شايسته انجام دادند... و در برابر مشكلات، صبر و استقامت كرده و به پروردگارشان توكل مي‌كنند.
رمز موفقيت در كارها چهار نکته است:
1) ايمان به هدف و انگيزه 2) فعاليت صحيح و سازنده 3) استمرار و پشتكار 4) توكّل به خدا.
مديريت مؤثر، بايد به تقويت اين چهار معيار بپردازد.

214. بهره‌گيري از فرصت‌ها
 
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّه...‏(روم،43)
خداوند در توصيه به انسان، او را به استفاده از فرصتها قبل از نزول عذاب فرا مي‌خواند: پس به دين استوار ايمان بياور قبل از آن كه روزي بيايد كه ديگر راه جبران نيست.
براي كسب موفقيت، بايد از فرصت‌ها استفاده شود و آن را غنيمت شمرد. (شناسايي فرصت‌ها و بهره‌گيري از آن جزو وظايف مديران است.)

215. ارزيابي كامل
 
إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ ... (لقمان، 16)
لقمان در سفارش به پسرش در مورد نظارت خدا بر اعمال انسان مي‌گويد: اگر عمل تو به اندازه دانة خردلي هم باشد آن را به حساب مي‌آورد.
در يك ارزيابي و نظارت كامل، بايد كوچك‌ترين كارها و برنامه‌‌ها نيز مورد توجه قرار گيرد.

216. خوشرويي
 
وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنّاسِ ... (لقمان، 18)
لقمان در سفارش به پسرش مي‌گويد: روي خود را از مردم به تكبّر برمگردان.
مديران بايد با تمامي افراد، اعم از كاركنان يا ارباب رجوع با خوشرويي و تواضع برخورد كنند.

217. آگاهي از نيروها
 
 يُدَبِّرُ اْلاَمْرَ ... ‏(5) ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْعَزيزُ الرَّحيمُ ‏(سجده، 6)
تدبير نظام عالم بر اساس علم خداوند است و اوست كه از ظاهر و پنهان آگاه است.
مديريت و ادارة هر مجموعه‌اي، نيازمند اطلاعات و آگاهي دقيق در مورد آن مجموعه است.

218. برابري در برابر قانون
 
يا نِساءَ‌النَّبِيّ‏ِ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا ‌الْعَذابُ...(احزاب،30)
اي همسران پيامبر! هر كس از شما گناهي آشكار مرتكب شود عذابش دوچندان است.
در تشويق و تنبيه كاركنان، به پست و مقام و انتسابات آنها نبايد توجه نمود و هر متخلفي بايد مجازات شود، اگر چه از نزديکان مدير دستگاه باشد.

219. تشريح وظايف

 
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذيرًا (احزاب، 45)
خداوند، خطاب به رسول اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: اي پيامبر! همانا ما تو را گواه بر مردم و بشارت‌دهنده و بيم‌‌دهنده فرستاديم.
مديران بايد شرح وظايف و حوزة مسؤوليت افراد را در سازمان، هم براي خود آنان و هم براي ديگران مشخص و اعلام كنند.

220. كيفيت مداري
 
أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحًا ... (سبا، 11)
خداوند خطاب به حضرت داوود مي‌فرمايد: زره‌هاي كامل و مناسب بباف و آن را درست و دقيق اندازه‌گيري كن.
در توليد، رعايت اصل كيفيت همواره بايد مورد توجه قرار گيرد.

221. صنعت در نظام اسلامي، بايد با مديريت افراد متعهد (صالح) و متخصص باشد.

222. عمل‌گرايي
 
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ ... (سبا، 46)
اي پيامبر! به مردم بگو: من به شما يك نصيحت مي‌كنم، اينکه براي خدا حركت و تلاش كنيد.
مديران نظام اسلامي نبايد به شعار اكتفا كنند بلكه بايد با تلاش و کوشش خدا‌پسندانه، تصوير حقيقي شعارها را نمايش دهند.

223. زمينه‌سازي
 
إِنَّ الَّذينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ ... (فاطر، 29)
رستگاران كساني هستند كه كتاب خداوند را مي‌خوانند و براي برپايي نماز قيام مي‌كنند.
قبل از هر فعاليتي، زمينه‌سازي لازم است. (خداوند قبل از شروع نماز، خواندن قرآن را براي آمادگي ذهن و روان توصيه مي‌کند.)
 
224. شرايط موفقيت سازماني

 
وَ الْقُرْآنِ الْحَكيمِ ‏(2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ ‏(3) عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ‏(يس، 4)
قسم به قرآن حكمت‌آموز كه تو پيامبر خدا هستي و بر راه راست حرکت مي‌كني.
براي موفقيت در سازمان سه فاكتور اساسي لازم است:
الف) برنامة مدوّن (مثل قرآن كه برنامة سعادت است.)
ب) رهبر و مدير آگاه (مثل پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله كه رهبر جامعة اسلامي بود.)
ج) راه و هدف مشخص (صراط مستقيم كه مسير سعادت است.)
 
225. نظرسنجي (بازخورد)
 
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنا ... ‏(صافات، 11)
از آنان نظر بخواه كه آفرينش آنان سخت‌تراست يا آنچه ما در آسمان‌ها و زمين آفريديم؟
 
انجام نظرسنجي يك امر معقول و منطقي و زمينة وجود اطمينان براي هر مدير است. البته انجام نظرسنجي نبايد توقع ايجاد كند بلكه بايد صرفاً آينه‌اي براي ترسيم عملكرد باشد.
226. تغيير و تحول
 
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ‏ (69) فَهُمْ عَلى‏ آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ ‏(صافات، 70)
آنان پدران خويش را گمراه يافتند، اما با اين حال، در پي آنان شتابان مي‌دوند!
 مديران و رهبران‌، در برابر سنت‌ها و عرف‌هاي نادرست سازماني، نبايد تسليم شوند بلكه بايد در جهت اصلاح آنها بكوشند.
 
227. انجام اصلاحات از نزديكان
 
إِذْ قالَ ِلابيهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ‏ (صافات، 85)
آنگاه كه حضرت ابراهيم براي دعوت به سوي خدا، كار خود را آغاز كرد، به پدر و اقوامش گفت: چه چيز را مي‌پرستيد؟
مديران براي شروع اصلاح در سازمان، ابتدا بايد از خود و نزديكان خود شروع كنند تا انجام اصلاحات اثربخش باشد.

228. پيامد فرار از مسؤوليت
 
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُليمٌ(142)فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحينَ (143) لَلَبِثَ في بَطْنِهِ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ‏(صافات، 144)
پس يونس را به دريا افكندند و ماهي بزرگي او را بلعيد. يونس خود را سرزنش كرد و در شكم ماهي به تسبيح خداوند پرداخت. پس اگر از تسبيح‌گويان نبود تا روز قيامت در شكم ماهي مي‌ماند.
رهبران و مديران نبايد از زير كار شانه خالي كنند. چه بسا که از چاله درآمده به چاه افتند. (حضرت يونس به خيال رهايي از گرفتاري، از مردم فاصله گرفت، امّا در فشار معدة نهنگ به فرياد استغاثه درآمد.)

229. بازسازي نيروها
 
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى‏ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزيدُونَ ‏(صافات، 147)
خداوند پس از بيان داستان حضرت يونس و زنداني شدن او در شكم نهنگ و استغفار او كه منجر به نجات و رهايي او شد، مي‌فرمايد: او را به سوي امتي ديگر كه تعدادشان بالغ بر يكصد هزار نفر يا بيشتر بود فرستاديم تا آنان را به سوي خدا دعوت نمايد.
در مديريت منابع انساني، بهتر است به جاي دفع نيروها، با تذکر ضعفها به بازسازي آنها پرداخته شود تا دوباره به كارگيري شوند. (البته اگر قابليت بازسازي و اصلاح را داشته باشند.)

230. نصيحت‌پذيري
 
فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقّ‏ِ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى‏ سَواءِ الصِّراطِ (ص، 22)
دو نفر که براي دادخواهي نزد حضرت داوود آمده بودند، او را چنين اندرز دادند که: به حق بين ما داوري كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست راهنمايي فرما.
مديران سازمان بايد نصيحت پذير و حقّ شنو باشند و از اينکه مردم و ارباب رجوع به آنها تذکري دهند ناراحت نشوند. (همچنانکه حضرت داوود تذکر طرفين دعوا را شنيد و نگفت: من خود قاضي هستم و مي‌دانم چه بايد بکنم.)

231. قدرت و بصيرت
 
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي اْلاَيْدي وَ اْلابْصارِ(ص، 45)
از پيامبران پيشين، ابراهيم و يعقوب و اسحاق، ياد‌كن كه داراي قدرت و بصيرت بودند.
رهبران و مديران بايد داراي قدرت (براي انجام مسؤوليت‌) و بصيرت (براي شناخت مسؤوليت) باشند.

232. برخورد قاطع با تخلف
 
قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ ‏(ص، 77)
خداوند خطاب به ابليس (شيطان) فرمود: از اين درگاه بيرون برو.
در برخورد با تخلفاتي كه موجب تجرّي ديگران مي‌شود و يا آنقدر بزرگ است كه بخشش آن بي‌قانوني را به دنبال مي‌آورد، براي حفظ سازمان، اخراج و تنبيه شديد متخلف لازم است.

233. مسؤوليت و مؤاخذه
 
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ ... (زمر، 7)
هيچ کس بار گناه ديگري را به دوش نمي‌كشد. (هر كس به خاطر گناه خودش مؤاخذه مي‌شود.)
هركس مسؤول كار خويش است و نمي‌توان همه كاركنان را به خاطر كم‌كاري يك نفر مؤاخذه نمود. هميشه بايد سبب شناسايي شود و با آن برخورد شود.

234. آگاهي از محيط
 
فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ (غافر، 4)
اي پيامبر! حركت‌هاي نظامي كفار در شهرهايشان تو را نفريبد.
مديران سازمان‌ بايد از تحركات و برنامه‌هاي رقبا آگاهي داشته باشند تا غافلگير نشوند.

235. گذشته و آينده
 
فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ... ‏(غافر، 82)
در زمين سير كنيد تا عاقبت كساني را كه قبل از شما بوده‌اند ببينيد.
 
مديران در محاسبات خود، فقط وضعيت فعلي سازمان و كاركنان را نبينند، بلكه شايسته است ضمن بررسي و اطلاع کامل از وضعيت گذشته، عاقبت‌انديش نيز باشند.

236. اعتمادسازي
 
إِنّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ ‏(دخان، 18)
اي مردم! من براي شما پيامبري امين بوده‌ام!
مديران بايد اعتماد افراد سازمان را به خود جلب نمايند، زيرا اعتماد متقابل، موجب اطاعت‌پذيري بيشتر مي‌گردد.

237. زمان شناسي
 
فَأَسْرِ بِعِبادي لَيْلاً ... ‏(دخان، 23)
اي موسي! بندگان مرا شبانه از سرزمين مصر كوچ بده.
دخيل كردن عنصر زمان در برنامه‌ريزي‌هاي سازماني، عاملي كليدي در موفقيت يا عدم توفيق است.

238. بيان دليل توبيخ
 
ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللّهِ هُزُوًا وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ... ‏(جاثيه، 35)
اين عذاب شما به خاطر آن است كه آيات خدا را مسخره گرفتيد و زندگي دنيا مغرورتان كرد.
دليل تنبيه و توبيخ بايد به اطلاع متخلفان برسد تا بتوانند خود را اصلاح كنند.

239. صداقت
 
ما أَدْري ما يُفْعَلُ بي وَ لا بِكُمْ ... ‏(احقاف، 9)
اين آيه از زبان حضرت رسول مي‌فرمايد: من نمي‌دانم كه با من و شما چگونه رفتار خواهد شد.
يكي از ويژگي‌هاي مديران در نظام اسلامي، صداقت است؛ آنجا كه چيزي را نمي‌دانند و يا توان انجام آن را ندارند، با صداقت مي‌گويند: از حدّ دانش يا توان من خارج است.
 
240. پيش‌بيني تبليغات مخالفان
 
وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِلَّذينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْرًا ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَديمٌ(احقاف، 11)
و كساني كه كفر ورزيدند دربارة مؤمنان مي‌گويند: اگر اسلام خوب بود، ما زودتر از آنها به آن چنگ مي‌زديم.
ادامه آيه مي‌فرمايد: چون راه به جايي نمي‌برند، به زودي خواهند گفت: دين، يك دروغ قديمي است.
مديران و رهبران، بايد تاكتيك‌ها و تبليغات رقبا را پيش‌بيني كنند تا بتوانند عليه آن به موقع اقدام كنند.
 
241. ارتقا براساس عملكرد
 
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمّا عَمِلُوا ... ‏(احقاف، 19)
در قيامت، براي هر كس به ميزان عمل، رتبه و درجه قرار داده شده است.
 
ارتقاي سازماني و اعطاي پست‌ها و مناصب بايد بر اساس ميزان عملكرد مثبت و نتيجه ارزيابي عملكرد افراد صورت گيرد.

242. مسؤوليت و اختيارات
 
إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً ... ‏(محمد، 4)
پس از آن كه در جنگ عده اي را اسير گرفتيد، تصميم‌گيري با خودتان كه يا آنها را با منّت آزاد كنيد و يا فديه بگيريد و آزاد كنيد.
پس از دادن مسؤوليت، بايد اختياراتي هم به افراد تفويض نمود تا در موقع لزوم بر طبق آنچه كه صلاح مي‌دانند تصميم‌گيري كنند.

243. دلسوز بودن
 
وَ اسْتَغْفِرْ ... لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ... ‏(محمد، 19)
اي پيامبر، براي مردان و زنان با ايمان امت خود استغفار كن.
يكي از ويژگي‌هاي مديران در نظام اسلامي، دلسوز بودن و خيرخواه بودن نسبت به افراد تحت امر است.

244. استحكام در برابر رقبا
 
فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ اْلاعْلَوْنَ .... ‏(محمد، 35)
در جنگ سستي نورزيد و در حال قدرت و برتري، پيشنهاد صلح دهيد.
دوري از سستي در انجام وظايف، باعث ايجاد صلابت و استحكام در مقابل رقبا مي‌شود.

245. پيامدهاي تصميم

 
وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ ... (فتح، 25)
خداوند در صلح حديبيه اجازة حمله به مكه را نداد و فرمود: در مكه زنان و مردان با ايماني هستند كه ممكن است در اثر حمله شما، نادانسته، مورد ضرر و زيان قرار گيرند.
رهبر و مدير در جامعة اسلامي، بايد همة جوانب و آثار و پيامدهاي تصميمات خود را در نظر بگيرد و  شتاب زده فرماني صادر نکند.
 
246. اهليّت و اولويّت

 
وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها ... (فتح، 26)
خداوند، آرامش خود را بر دل‌هاي مؤمنين نازل فرمود، زيرا كه ايشان به رعايت تقوي سزاوارتر و اهل آن بودند.
اهليّت و اولويّت، دو شرط دريافت مسؤوليت است. اهليّت يعني دارا بودن شرايط احراز مسؤوليت  و اولويّت به معني داشتن امتياز ويژه است.

247. احترام، زمينه سازي براي دستورات
 
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللّهِ وَ رَسُولِهِ ... ( حجرات، 1)
اي كساني كهايمان آورده‌ايد در هيچ كاري بر خدا و پيامبرش پيشي نگيريد.
پيش از دستور به كاري، ابتدا بايد زمينه‌هاي رواني پذيرش را در مخاطب ايجاد كرد. جملة "يا أيّها الّذين آمنوا: اي كساني كهايمان آورده‌ايد" به مؤمنان شخصيت مي‌دهد و رابطة آنان را با خدا مستحکم مي‌سازد، سپس به بيان دستور مي‌پردازد.

248. خطر زود باوري و سطحي‌نگري
 
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ‏(حجرات، 6)
اي‌كساني كهايمان آوردهايد اگر فاسقي براي شما خبري آورد تحقيق كنيد تا مبادا از روي بي‌اطلاعي تصميم بگيريد و به قومي آسيب برسانيد و سپس از كردة خود پشيمان شويد.
 
مديران بايد اهل تحقيق و بررسي باشند و از زودباوري و سطحي نگري به شدت بپرهيزند.

249. مراجع بازرسي و نظارت نبايد واحد باشد، که تنها از يك مجرا كسب اطلاع كرد، بلكه در بسياري از موارد بايد از چند منبع موضوعات را بررسي نمود تا حقيقت آشکار گردد.

250. علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد. چنان كه حضرت حق مي‌فرمايد: كاري نكنيد كه از كردة خود پشيمان شويد.

251. بيان دليل و حكمت دستورات و ابلاغ‌هاي سازماني، انگيزش افراد را براي انجام دستورات تقويت مي‌كند.

252. در دسترس بودن مدير، استقلال رأي
 
وَ‌اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ‌اللّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في كَثيرٍ مِنَ ‌اْلامْرِ لَعَنِتُّمْ...‏(حجرات،7)
اي مردم، رسول خدا در ميان شماست و شما بايد از او تبعيت كنيد و اگر او از شما تبعيت كند، قطعاً به سختي و مشقت خواهيد افتاد.
مديران و رهبران در نظام اسلامي بايد در دسترس باشند تا بتوان با آنها بدون واسطه سخن گفت. (فيكم رسول الله)

253. مديران و رهبران بايد استقلال راي داشته باشند و بتوانند در مسايل تصميم گيري كنند تا تشتت آراء به وجود نيايد.

 
254. نظارت همه جانبه
 
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ (ق، 17)
دو فرشته بر دوش چپ و راست انسان قرار دارند كه اعمال او را ثبت مي‌كنند.
نظارت بايد همه جانبه باشد و به طور دقيق و كامل انجام گيرد تا بتوان به آن استناد كرد و اعتبار و ارزش داشته باشد.

255. تقسيم عادلانة كار ميان افراد، اصل مهمي در مديريت است. (کار نظارت براعمال انسان، ميان دو فرشته تقسيم شده است.)
 
256. تعريف وظايف و اختيارات
 
وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيدٌ (ق، 21)
هر كس وارد قيامت مي‌شود با او دو فرشته است كه يكي او را به جلو سوق مي‌دهد و ديگري گواه اوست.
حدود اختيارات و وظايف كاركنان بايد كاملاً روشن و مشخص باشد. (چنان كه خداوند اختيارات آن دو فرشته را بيان كرده است.)

257. انجام اصلاح از بالاترين مقام
 
وَ في مُوسى‏ إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى‏ فِرْعَوْنَ ...‏ (ذاريات، 38)
آنگاه که موسي را به سوي فرعون فرستاديم.
در اصلاح نظام اداري، بايد از اصلاح مديران ارشد و كارفرمايان سطوح بالا شروع كرد.
 
258. ابلاغ كتبي
 
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ (2) في رَقٍّ مَنْشُورٍ (طور، 3)
(فرامين پروردگار) در كتابي خط به خط نوشته شده و در صفحاتي گشوده شده است.
دستورات و فرامين بايد به صورت مكتوب ابلاغ گردد.

259. ابلاغيه‌ها بايد بليغ و رسا باشند و از زيبايي ظاهري، جهت برانگيختن انگيزش دروني كاركنان برخوردار باشد.

260. حمايت از مديران
 
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ‏(نجم، 2)
اي مردم! مصاحب شما (حضرت محمد صلي الله عليه و آله) نه گمراه شده و نه منحرف گشته است.
مديران بايد از كساني كه به آنها مسؤوليت مي‌سپارند و مورد تهمت قرار گرفتهاند، دفاع كنند. (چنانکه خداوند از پيامبر اکرم دفاع نموده است.)
 
261. تفهيم سخنان
 
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏ (نجم، 9)
آيه، اشاره به معراج پيامبر  صلي الله عليه و آله دارد كه فاصله اش از ذات كبريايي بهاندازه دو كمان يا كمتر شد.
در بيان مطالب مهم، بايد از كلماتي استفاده كرد كه براي مخاطب قابل فهم باشد، تا هم احساس همبستگي و صميميت به وجود بيايد و هم مساله در ابهام نماند. (چنان كه خداوند در بيان شب معراج، نزديك شدن پيامبر  صلي الله عليه و آله به سوي خود را با اندازه‌هاي دنيايي بيان فرموده است.)

262. گذشت از لغزش‌ها
 
الَّذينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ اْلإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ...‏(نجم، 32)
كساني كه از گناهان بزرگ و زشت اجتناب کنند، خداوند از گناهان كوچك و ناخواستة آنها در مي‌گذرد، زيرا خداوند آمرزشش وسيع است.
بايد از اشتباهات ناچيز و ناخواسته كاركناني كه عملكرد خوبي دارند، گذشت كرد، زيرا كه گذشت از لغزش‌ها تاثير بسيار مثبتي بر فعاليت‌هاي آينده کارکنان دارد.

263. ارزشيابي عملکرد

 
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ ‏(الرحمان، 31)
به زودي حساب و كتاب و عملكرد شما را بررسي مي‌كنيم.
 حسابرسي و ارزشيابي عملکرد كاركنان، از وظايف مديران است و باعث ايجاد انگيزه نسبت به انجام وظايف مي‌شود.

264. تشويق با ابزار مورد علاقه

 
فيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمّانٌ ‏(الرحمان، 68)
در باغ‌هاي بهشت، ميوه و خرما و انار است.
مردم بايد به وسيلة چيزهايي تشويق شوند كه به آن علاقه دارند تا اثر انگيزشي بالايي داشته باشد.

265. تجليل از پيشكسوتان

 
ثُلَّةٌ مِنَ اْلاوَّلينَ ‏(واقعه، 13)
گروه زيادي از كساني كه وارد بهشت مي‌شوند، از پيشينيان هستند.
بزرگداشت و تجليل از پيشكسوتان و پيشينيان نبايد فراموش شود.

266. پاسخ به پرسش‌ها
 
اَوَ ءاباؤنا الاوّلون (48) قُلْ إِنَّ اْلاوَّلينَ وَ اْلاخِرينَ (49) لَمَجْمُوعُونَ إِلى‏ ميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ‏(واقعه، 50)
مشركان پرسيدند: آيا در قيامت، پدران ما هم حاضر مي‌شوند؟ خداوند به پيامبر فرمود که بگو: همه پيشينيان و آيندگان در آنجا جمع مي‌شوند.
رهبران و مديران بايد به ابهامات و سؤالات با قاطعيت پاسخ دهند، حتي اگر آن سؤالات از سوي مغرضين مطرح گردد. عدم توجه به اين موضوع باعث مي‌شود، همدلان دچار ترديد شوند.

267. مقايسه و رقابت

 
لا يَسْتَوي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ ... (حديد، 10)
كساني‌كه قبل از فتح مكه، انفاق و جهاد كردند، با ديگران يكسان نيستند.
مقايسه كردن و ايجاد حس رقابت، در صورتي كه حسادت‌ها را برنيانگيزد، از روش‌هاي رشد فعاليت در سازمان است.
 
268. ابزار اعمال قدرت
 
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ ... (حديد، 25)
ما پيامبرانمان را با دلايل روشن فرستاديم و همراه آنان كتاب آسماني و وسيله سنجش فرو فرستاديم.
در مديريت هرگاه به كسي مسؤوليت داده شد، بايد ابزار كار و امكان اعمال قدرت را در اختيارش قرار دهيم تا بتواند به نحو احسن كار خود را انجام دهد.

269. جريمه
 
وَ‌الَّذينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ... فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّا...(مجادله،3)
كساني كه نسبت به همسران خود ظهار مي‌كنند ... كفاره آن، قبل از آنكه با هم تماس گيرند، آزاد كردن برده است.
جريمه يكي از راه‌هاي كنترل است و باعث پيشگيري از اشتباهات فاحش مي‌گردد.

270. تنوع جريمه
 
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ... فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكينًا ... ‏(مجادله، 4)
براي كفاره دادن، كسي كه برده اي براي آزاد كردن نيافت، بايد دو ماه پي در پي روزه بگيرد و اگر نمي‌تواند شصت مسكين را طعام دهد.
جريمه‌ بايد متنوع باشد و به نسبت توان جسمي و مالي فرد خاطي، متفاوت گردد.
 
271. تملق اطرافيان
 
وَ إِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللّهُ ... (مجادله، 8)
و هنگامي كه به سوي تو مي‌آيند كلماتي را براي سلام کردن  به كار مي‌برند كه حتي خدا آن‌گونه تو را تحيت و سلام نگفته است.
مديران بايد توجه كنند هر احترام و تكريمي قابل اعتماد نيست و بايد مراقب آفت چاپلوسان و متملقان باشند.

272. جبران اشتباه
 
ءَ أَشْفَقْتُمْ ... فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ ... (مجادله، 13)
خداوند دستور داد كه براي گفتگوي خصوصي با پيامبر صدقه‌اي بدهيد، همه اصحاب جز حضرت علي عليه السلام كناره گيري كردند و در اين آزمايش شكست خوردند و فهميدند كه ارزش مال دنيا نزد آنان از ملاقات خصوصي با پيامبر بيشتر است. سپس فرمان صدقه برداشته شد دستور اقامه نماز براي جبران شرمندگي مطرح گرديد.
شايسته است در توبيخ زيردستان راه جبران را براي ايشان باز گذاشت.

273. تخصيص منابع
 
كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ اْلاَغْنِياءِ مِنْكُمْ ... ‏(حشر، 7)
اي پيامبر! اموال را بين فقرا و يتيمان و در راه ماندگان و نيازمندان تقسيم كن... تا اين اموال تنها ميان ثروتمندان در گردش نباشد.
عدم تمركز امكانات در يك قسمت و تخصيص عادلانة آن به بخش‌هاي مختلف سازمان، از جمله مواردي است كه مديران بايد در بودجه ريزي و تخصيص منابع مورد توجه قرار دهند.
 
274. خطر جاسوسان
 
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ نافَقُوا يَقُولُونَ ... ‏ (حشر، 11)
اي پيامبر! آيا منافقان را در اطراف خود نمي‌بيني.
مديران بايد توجه داشته باشند كه همواره افرادي نقشه‌ها و طرح‌ها و استراتژي‌هاي سازمان را به‌گوش رقيبان مي‌رسانند.

275. اصالت ديني و خانوادگي
 
كَمَثَلِ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ... ‏(حشر، 15)
اين يهوديان نيز مانند كساني هستند كه چندي قبل از آنان بودند. (اينان نيز فرزندان سلف نياکان خود هستند و مثل پدران خود، بدي را در پيش گرفته‌اند.)
مديران بايد به اصالت دين و خانوادگي كاركنان خود توجه داشته باشند و تنها به كساني كه سابقة درخشان و خوبي دارند اعتماد كنند.
 
276. ارائه الگو
 
قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبْراهيمَ ... (ممتحنه، 4)
اي مؤمنان! ابراهيم براي شما الگويي نيكوست.
در هدايت کارکنان به سوي اهداف، ارائة نمونه‌‌هايي عيني و عملي كه الگوي پويايي براي رسيدن به هدف باشند، لازم است.

 277. وحدت و يکپارچگي

 
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ‏ (صف، 4)
خداوند كساني را دوست دارد كه در راه او صف بسته، پيكار مي‌كنند، چنانكه گويي بنياني از آهن به پا شده است.
بايد از هر نوع اختلاف و نابساماني در سازمان جلوگيري نمود، تا كاركنان و مديران متحد و نفوذ ناپذير به انجام وظايف بپردازند.

278. تبليغات
 
يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللّهِ بِأَفْواهِهِمْ ... ‏(صف، 8)
آنان تصميم دارند كه نور حق را با گفتار و سخنانشان خاموش كنند.
مهمترين وسيلة رقبا براي مقابله، تبليغات است. البته مصاديق و متدهاي تبليغاتي که در هر عصر متفاوت است، بايد شناسايي شود تا اولاً از آن ناحيه ضرري متوجه سازمان نشود و ثانياً از آن به نفع خود بهره جست.

279. سنخيت با ماهيت‌كار
 
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ... (تحريم، 6)
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، خود و خانوادة خود را از آتشي كه هيزم آن بدن مردم و سنگ‌ها هستند، بيم دهيد، آتشي كه بر آن فرشتگاني سخت‌گير و درشت‌خو نگهبانند.
در واگذاري مسؤوليت‌ها، متصدّي هر كار بايد با ماهيّت آن كار سنخيّت داشته باشد. اگر مسؤول جهنّم سخت‌گير و نامهربان نباشد نمي‌تواند به وظيفه‌اش خوب عمل كند.

280. ويژگي‌هاي مديران
 
فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبينَ‏ (8) وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ‏ (9) وَ لا‌تُطِعْ كُلَّ حَلاّفٍ مَهينٍ‏ (10) هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ‏ (11) مَنّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثيمٍ ‏(12) عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ  زَنيمٍ ‏(قلم، 13)
اي پيامبر! از دروغگويان پيروي نكن. تو اهل سازش نيستي ولي آنان دوست دارند كه سازش كني و آنان نيز به نفاق با تو سازش كنند. از فرومايگان كه بسيار سوگند مي‌خورند پيروي نكن و نيز آنان كه بسيار عيب‌جو و براي سخن‌چيني پرجنب و جوش هستند، آنان كه مانع کار خير مي‌شوند، متجاوز و گنه‌پيشه‌اند و خشن و بي‌ريشه‌اند.
رهبران و مديران، بايد سرچشمة نشاط، اميد، وحدت و تقوي باشند و صفاتي همچون عيبجويي، سخن‌چيني، بخل و خشونت كه هر يك عامل دلسردي و تفرقه است در آنان نباشد، زيرا در اين آيات، فرمانبري از صاحبان اين خصلت‌ها نهي شده است.

281. طبقه‌بندي اطلاعات
 
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَدًا (26) إِلاّ مَنِ ارْتَضى‏ ... ( جن، 27)
خداوند از تمام غيب آگاه است ولي غيب را براي هيچ كسي آشكار نمي‌كند مگر آن كه از او راضي باشد.
اطلاعات سازماني بايد طبقه‌بندي شود و دسترسي به آن منوط به شرايط خاصي باشد. اين آيه مي‌فرمايد: اطلاعات بايد محرمانه، تنها در اختيار شايستگان باشد.
 
282. رابطه با خدا
 
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ‏ (1) قُمِ اللَّيْلَ إِلاّ قَليلاً (مزمل، 2)
اي پيامبر! اي كسي كه جامة خواب به خود پيچيده‌اي، به هنگام شب، جز اندكي كه به استراحت نياز داري، شب‌زنده‌داري كن.
رهبران و مديران به دليل سنگيني مسؤوليت، بايد رابطة قوي‌تري با پروردگار هستي داشته باشند تا در سختي‌ها و مشكلات، امدادهاي الهي شامل حالشان گردد. نماز شب‌ كه وسيله تقرّب به خداست، بر پيامبر واجب بوده و بر ديگر پيروان آن بزرگوار مستحبّ اكيد است.

283. بايكوت
 
وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ ... (مزمل، 10)
اي پيامبر! بر آنچه مي‌گويند صبر كن و از آنان كناره بگير.
گاهي لازم است مديران، افراد يا گروه‌هايي را بايكوت كنند و از آنها كناره‌گيري نمايند.

284. زندگي پاكيزه
 
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (مدثر، 5)
اي پيامبر! از پليدي دوري كن.
مديران بايد زندگي پاكيزه و به دور از آلودگي‌هاي روحي و مادي داشته باشند تا بتوانند نقش الگو بودن خود را به نحو احسن ايفا نمايند.
 
285. نشاط در محيط ‌کار
 
وَ النّاشِطاتِ نَشْطًا (نازعات، 2)
قسم به فرشتگاني كه ماموريت خود را با نشاط انجام مي‌دهند.
نشاط در انجام ماموريت يك ارزش است و از انگيزش دروني افراد نشات مي‌گيرد، لذا بايد مديران كاري كنند كه انگيزش دروني افراد تقويت شود تا در انجام ماموريت‌ها و وظايف با نشاط باشند و با علاقه به آن بپردازند.
 
286.حفظ نشاط در سازمان و محيط کار، يكي از وظايف اصلي مديران است، که با حضور شاداب مديران ميسّر مي‌گردد.
 
287. تفويض تصميم‌گيري
 
فَالْمُدَبِّراتِ أَمْرًا (نازعات، 5)
با اين كه تدبير هستي به دست خداوند است لكن در بعضي موارد، خداوند متعال اين مهم را به فرشتگان تفوض مي‌نمايد.
تفويض تصميم‌گيري‌ها به مديران زيردست، يكي از روش‌هاي آماده سازي و تجربهاندوزي آنان است.

288. پشتيباني و حمايت از مديران
 
وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى ‏(اعلي، 8)
اي پيامبر! ما مسير را براي تبليغ تو آسان و هموار مي‌كنيم.
در مديريت نظام اسلامي، اگر به كسي ماموريتي داده مي‌شود بايد با پشتيباني‌هاي مادي و معنوي و رفع موانع، مسير را براي او هموار نمود تا بتواند با فراغ‌بال و توجه بيشتري به آن ماموريت بپردازد.

289. معيارهاي ارزيابي عملكرد، پاداش
 
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتّى ‏(ليل، 4)
خداوند در بيان فلسفه تفاوت پاداش‌ها مي‌فرمايد: چون كوشش‌هاي شما متفاوت است پس پاداش هم بايد متفاوت باشد.
سيستم پاداش بايد بر مبناي ارزيابي عملكرد صورت گيرد.

290. ارزيابي عملكرد بايد داراي معيارهايي ملموس باشد تا تفاوت‌ها براي كاركنان قابل فهم و ادراك باشد.

291. معيارهاي ارزيابي بايد به وضوح بيان شود تا كاركنان خود را با آن معيارها هماهنگ نمايند و به پاداش‌هاي مربوطه دست يابند.

292. درد آشنايي
 
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيمًا فَآوى ‏(ضحي، 6)
اي پيامبر! آيا يتيم نبودي و خداوند تو را مأوي داد؟
مديران و رهبران، اگر دردآشنا باشند، درد ديگران را بهتر مي‌فهمند و درصدد درمان آن برمي‌آيند.

293. سعه صدر
 
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ‏ (انشراح، 1)
اي پيامبر! آيا به تو سعه صدر عطا نكرديم؟
آراستگي به سعة صدر (صبر و تحمّل در برابر ناملايمات و انتقادات) شرط پذيرش مسؤوليت‌هاي مديريتي است.
 
294. خوش نامي
 
رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ‏(انشراح، 4)
نامت را به نيكويي، بلند آوازه كرديم.
در مناصب حساس و پست‌هاي کليدي که با افراد بسيار سروکار دارد، خوش نامي، امري ضروري است.

295. خطر حسادت
 
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (علق، 5)
خداوند به پيامبر اكرم  صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: از شرّ حسود به خدا پناه ببر.
 
اعطاي مسئوليت‌ها و تشويق‌ها و توجّهات سازماني، بايد با ظرافت و تدبير خاصّي انجام شود تا به موجب ايجاد حسادت در بين هم رديفان نشود.

296. اذن و اجازه
 
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ... (قدر، 4)
در شب قدر، فرشتگان و روح با اذن پروردگارشان براي انجام كارها فرود مي‌آيند.
 
انجام امور بايد با اجازه و اذن مدير ارشد باشد، مگر آن که كار تفويض شده باشد.
 
297. فن‌آوري و روشهاي ابتكاري
 
أَلَمْ تَرَكَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ‌الْفيلِ‏(1)...وَ‌أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبابيل (فيل،3)
هنگامي كه ابرهه با سپاهي فيل سوار به مكه حمله كرد، خداوند پرندگاني را فرستاد كه هر يك سنگي به منقار داشتند و آن سنگ‌ها را بر سپاه ابرهه فرو ريختند و همه آنها را هلاك كردند.
 
هنگامي كه رقبا از وسايل و امكانات و تجهيزات جديد استفاده مي‌كنند بايد از امكانات جديد استفاده كرد. (استفاده از فيل، ابتكار دشمن بود و استفاده از پرندگان، ابتكار خداوند.)

298. روش‌هاي صنعتي و جديد را نمي‌توان به روش‌هاي سنتي پاسخ داد، بلكه بايد با متدها و روش‌هاي ابتكاري به جنگ رقبا رفت.

299. دلگرمي دادن به مدير
 
إِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ (كوثر 1)
عده‌اي از منافقان و مشركان از جمله (پدر عمروعاص) پس از آن كه پسران پيامبر  صلي الله عليه و آله در سنّ كودكي مردند، خطاب به آن حضرت گفتند: تو ابتر هستي و نسلت ادامه نخواهد داشت.
خداوند به پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود:  ما به تو كوثر ( فاطمة زهرا سلام الله عليها) عطا کرديم.
 
  هرگاه به هر دليل در ذهن و روح مدير خللي وارد شود، بايد آن را جبران نمود. چون واژة ابتر جسارت به رهبر مكتب بود، خداوند با لفظ كوثر، آن را جبران فرمود.

300. توجه و عنايت به كاركنان و زيردستان، لازمة مديريت بهتر آنهاست. (چنانکه خداوند به حضرت رسول صلي الله عليه و آله كوثر را عطا فرمود.)
 
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پایان

منبع: درسهای از قرآن ــ  www.qaraati.net

 

 

لینک دائم  نظر شما