جایگاه زنان در"جهانی شدن" و "بیداری اسلامی"

پیگیری مطالعات و مکانیسم‌ها و برنامه‌هایی که هدف از آنها ارتقای شأن زنان در دو بعد بین‌المللی و محلی است نشانگر میزان ارتباط مسئله زن با تحولات بزرگ بین‌المللی برگرفته از زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی با شکل‌گیری پدیده "جهانی شدن" ـ که جهانیان پس از سقوط و فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۰م. شاهد آن بودند ـ است. پدیده‌ای که توجه علما و پژوهشگران را بخود جلب کرد و در دوران کنونی به موضوع بحث‌های داغ در گفتمان‌های سیاسی، اجتماعی و دینی تبدیل شد زیرا در واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع استقبال کننده از آن، خلل‌هایی ایجاد کرد.

بنابراین "جهانی شدن" که می‌کوشد آینده را شکل دهد و فرهنگ ویژه‌ای را بسازد که در خدمت اهداف آن در شکل‌گیری منظومه رفتاری، ارزشی و گرایشی و روابطی باشد، توانست جوامع سنتی عربی و اسلامی را درنوردد و آنها را وارد کارزار فرهنگی و تمدنی سازد. این امر به وقوع برخوردها و درگیری‌هایی در بعد ارزش‌ها و هویت و مرجعیت دینی آن جوامع، انجامید.

جهانی شدنی که فرصت‌های گشودگی در برابر جهان باز را فراهم می‌کند، در عین حال امکان تباهی و عزلت و گسست از تاریخ و محدوده جغرافیایی را که چارچوب هویت را تشکیل می‌دهند نیز فراهم می‌آورد. بنابراین "جهانی شدن" نیروی سترگی در ساخت جهانی پیشرفته است که هدفش رفاه اقتصادی است.

از سوی دیگر جهانی شدن یکی از منابع و سرچشمه‌های بیماری معاصر هم بشمار می‌رود زیرا در زمینه خلاء اخلاقی و آنجا که موفقیت و ناکامی تنها معیار رفتار انسانها بشمار می‌رود و خودخواهی‌ها حرف آخر را می‌زنند و یکه‌تازی افراد از هر چیزی مهمتر است، حضور دارد. این بیماری، بافت جوامع انسانی و در رأس آنها خانواده یعنی مرد و زن و فرزندان را تضعیف می‌کند.

در ابتدای دهه هشتاد قرن گذشته، توجه زیادی به مسئله زنان شد و این موضوع در صحنه عمومی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، جای مهمی را به خود اختصاص داد و در دو بعد بین‌المللی و محلی نیز توجه فوق‌العاده‌ای را بخود جلب کرد. سازمان ملل متحد طی دو دهه آخر قرن گذشته چهار نشست جهانی برای زن برگزار کرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز سال ۱۹۷۵م. را سال جهانی زن درنظر گرفت. در همان سال اولین کنفرانس جهانی مربوط به زن در مکزیک و با عنوان "برابری، توسعه و صلح" برگزار گردید. این کنفرانس اعلامیه دهه بعد یعنی سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۵م. را (دهه سازمان ملل متحد برای زن) به تصویب رساند تا طی آن کوشش‌های جهانی در جهت مطالعه موقعیت زن و حقوق آن و مشارکتش در روند تصمیم‌گیری در همه سطوح، صورت پذیرد. در هیجدهم دسامبر ۱۹۷۹م. مجمع عمومی سازمان ملل متحد موافقتنامه رفع هرگونه تبعیض علیه زنان را از تصویب گذراند. این توافقنامه در اول ﺴپتامبر ۱۹۸۱م. قابلیت اجرایی پیدا کرد و معیارهای بین‌المللی برای برابری زن و مرد درنظر گرفته شد.

در سال ۱۹۸۰م. سازمان ملل متحد دومین کنفرانس مربوط به زنان را در کپنهاک (دانمارک) در جهت ارزیابی دستاوردها و بحث و بررسی موانع و مشکلات و اتخاذ گام‌های ضروری برای برطرف ساختن آنها برگزار کرد. در سال ۱۹۸۵م. به عنوان پایان نخستین دهه، در نایروبی کنفرانس جهانی طرح و ارزیابی دستاوردهای یک دهه سازمان ملل متحد با عنوان: "برابری، توسعه و صلح" برگزار شد. در این کنفرانس استراتژی‌های پیشبرد حقوق زنان مورد تصویب قرار گرفت و قرار شد تا پﺎیان سال ۲۰۰۰م.، همه آنها به مورد اجرا گذارده شوند و کشورها نیز تشویق و ترغیب شدند، تدابیر اجرایی لازم در جهت تحقق برابری زنان و مردم به لحاظ فرصت‌ها و امکانات مشارکت را اتخاذ کنند و قوانینی در جهت تحکیم برابری فرصت‌ها و اجرای این قوانین تدوین نمایند. در سال ۱۹۹۵م. سازمان ملل متحد در پکن چهارمین کنفرانس جهانی مربوط به زن را برگزار کرد؛ در این کنفرانس، استراتژی‌های پیشین مورد ارزیابی قرار گرفتند. کنفرانس یاد شده اعلامیه و آیین عمل "پکن" را مورد تصویب قرار داد. در این اعلامیه، چهار عرصه به عرصه‌های مربوط به استراتژی نایروبی افزوده شد و مجموعاً شامل: تقسیم قدرت، مکانیسم‌های ملی پیشرفت زنان و پﺎی‌بندی به حقوق زنان، فقر و مشارکت اقتصادی و بهره‌مندی از آموزش و خدمات بهداشتی، کار مزدوری، خشونت علیه زنان و پیامدهای درگیری‌های مسلحانه بر زنان و زنان پناهنده و زنان بازگشته و زنان فراری، زنان و رسانه‌های گروهی، زنان و محیط زیست، کودک و آموزش شدند.

این کنفرانس با برانگیختن شماری از مسایل جنجال‌برانگیز متمایز شد. برخی از این مسایل مستلزم شهامت بودتا برای نخستین بار در یک محفل بین‌المللی مطرح می‌گردید پیشاپیش این مسایل که دیدگاههای گوناگونی پیرامون آن مطرح شد مفهوم اعتبارهای مترتب بر نوع جنس، انصاف و برابری، و بهداشت جنسی و سقوط جنین غیرقانونی، حقوق، تمایلات جنسی و چارچوب خانواده و شکل آن، برابری در حقوق و ارث در دختران، حقوق جنسی، حقوق والدین و راهنمایی و ارشاد و غیره. از جمله نمونه‌های موضوع‌های یاد شده بود. کشورهای عربی و اسلامی شرکت‌کننده در این کنفرانس در مورد برخی از این بندها، و بویژه بندهایی که قوانین یا حاکمیت و سنت‌ها و باورهای فرهنگی دینی یا شریعت اسلامی را نقض می‌کرد، تحفظهایی داشتند.

این کنفرانس‌های بین‌المللی در کنار کنفرانس‌های بین‌المللی جمعیت و توسعه (قاهره ۱۹۹۴م.) تأثیر بسزایی در شکل‌گیری و بروز و توسعه سازمانها و جنبش‌های زنان و در تبلور دیدگاهها و استراتژی‌های آن در راستای اجرای اهداف موردنظر قطعنامه‌های سازمان ملل و درخصوص مطالبه برابری کامل میان دو جنس و پیاده کردن توافقنامه پایان بخشیدن به تمامی انواع تبعیض علیه زنان (سیداو) بجای گذاشت. در این میان در سال ۲۰۰۲م. سازمان زنان عرب زیر چتر اتحادیه کشورهای عربی تأسیس شد. کمیته زنان به عنوان هیئتی فرعی وابسته به کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکو) نیز تأسیس یافت. در بعد غیر دولتی و در چارچوب شبکه‌ها و اتحادیه‌های عربی مرکز زنان عرب برای آموزش و پژوهش (کوتر) و "شبکه رسانه‌ای عایشه" نیز تأسیس گردید. سپس اعلامیه بیروت برای زنان عرب ده سال پس از اعلامیه پکن صادر شد؛ در این اعلامیه چارچوب کلی و خطوط اصلی حقوق مربوط به زنان و پیشبرد آنها در دهه آینده قرن بیست و یکم برای کشورهای عربی و دولت‌ها و سازمانهای غیردولتی، صادر گردید.

بدین ترتیب موضوع زن به حرکتی اجتماعی و بمثابه فعالیتی اجتماعی با توجه به چالش‌هایی که وجود دارد و کوششی برای تحقق خواستهای استراتژیکی که ضامن از میان بردن تبعیض و نابرابری میان زنان و مردمان در عرصه‌های گوناگون زندگی و فراهم آوردن محیط مناسبی برای زنان در بنای توانایی‌های تولیدی و خلاقانه آنها، تبدیل گردید.
بدین ترتیب موضوع زن به حرکتی اجتماعی و بمثابه فعالیتی اجتماعی با توجه به چالش‌هایی که وجود دارد و کوششی برای تحقق خواستهای استراتژیکی که ضامن از میان بردن تبعیض و نابرابری میان زنان و مردمان در عرصه‌های گوناگون زندگی و فراهم آوردن محیط مناسبی برای زنان در بنای توانایی‌های تولیدی و خلاقانه آنها، تبدیل گردید.
این فعالیت‌ها از میزانی از نظم و تداوم و توانایی ایجاد تغییرات موردنظر برخوردار است و بدین ترتیب، نزدیکی‌هایی با تعریف‌های مطرح ار جنبش‌های اجتماعی از جمله تعریف "Gold" و "Golbe" به عنوان کوشش‌های مستمر مجموعه‌ای از افراد به منظور تحقق منافع مشترکی برای همه اعضای آنها و تعریف "Hess" به عنوان (کوشش‌هایی سازمان یافته برای ایجاد تغییرات اجتماعی یا ممانعت از ایجاد هرگونه تغییر) پیدا می کند. همه آنها کوشش‌ها و تلاش‌هایی برای گرد‌آوری افراد به گرد این دیدگاهها یا تشکیل سازمانهای رسمی برای تحقق آن اهداف یا عقد پیمانها و ائتلاف‌هایی با سازمانهای دیگر به همین منظور است.»[۱]ولی تعریف "Alain touraine" از برجسته‌ترین پژوهشگران جنبش‌های اجتماعی دانشجویی، کارگری و زنان، به همجوشی میان سه اصل اساسی یعنی : اصل هویت جنبش (یعنی منافعی که حرکت اجتماعی می‌کوشد از آنها دفاع کند از جمله جنبش‌های زنان که برای آزادی زنان فعالیت می‌کنند.) و اصل نیروهای دشمن ( یعنی نیروهای دشمنی یا کسانی که با اهداف حرکت اجتماعی موردنظر مخالفت می‌کنند) و بالاخره اصل دیدگاهها یا اهداف جنبش (مجموعه‌ای از ارزش‌ها و مرجعیت‌ها و ایدئولوژی‌های موردنظر) می‌پردازد.[۲] و برآنست که جنبش‌های اجتماعی سه وظیفه و کارکرد اصلی دارند. وظیفه واسطه‌گری میان افراد مجموعه‌ها از یک سو با نهادها از سوی دیگر، وظیفه روشنگری، و وظیفه فشار بر نهادها و جامعه برای تحقق خواستها.

بنابراین جنبش‌های زنان که طی سه دهه مطرح شدند، جنبش‌هایی با سازمانها و روابط مرجعیتی و کارکردی متعددی بودند همچنانکه با جریانهای فکری و سیاسی مختلفی از محافظه‌کار و سنتی گرفته تا تجدّدگرا و مدرن تا جریانهای اسلامی و طرفدار گفتمان اسلامی بودند. این دسته آخر در پی تغییر در مرجعیت خود و مطالبه برابری جنسیتی، آنچنانکه در مفهوم جنبش‌های زنان در غرب مطرح است، نبودند. برخی از این جنبش‌ها پس از آن از جنبش‌های فکری نخبه‌ای به جنبش‌های مردمی زنان و با توان بسیج زنان و انجام مبارزات ملی اجتماعی، تبدیل شدند.

وقایع سه دهه گذشته ثابت کرده که حمایت‌های بی حد و مرز از زنان با هدف پایان بخشیدن به تمامی انواع تبعیض علیه زنان، بخش پنهان برنامه جهانی شدن را تشکیل می‌داد. همچنانکه همدلی خارجی با مسایل زنان وجه دیگر رویارویی‌های سیاسی با جوامع عربی و آن تصویر منفی و تاریک نهفته در بخش‌های گسترده‌ای از افکار عمومی جهان در ازای جهان عرب و اسلام و فرهنگ و ارزش‌های آن بوده است. گرایشی هدفمند به بازسازی اندام جوامع عربی و اسلامی و آماده‌سازی آن برای مشارکت فعّال در بنای جامعه جهانی است زیرا زن در جوهره خود بمثابه ذخیره‌ای از میراث فرهنگی دینی و تمدنی و در عین حال روی دیگر بهداشت خانواده و جامعه در دو بعد توسعه‌ای و هویتی است.

پرسشی که اینک مطرح می‌شود : آیا معیارهای رهایی نامشروط آزادی زنان و بازگرداندن موجودیت انسانی آن در پرتو جهانی شدن، توانسته آنچنان ارتقای انسانی برای وی فراهم آورد که راه را برای نوعی زندگی تجدّدگرا و پیشرفته و خلاقی براساس مکانیسم توسعه و پیشرفت فرد و جامعه، هموار سازد.

این پرسش محور ورود به دنیای جهانی شدن و پیامدهای آن بر واقعیت زنان است. به عبارت دیگر جایگاه زنان در جهانی شدن تا رسیدن به دیدگاههای آینده‌نگرانه‌ای که استراتژی هدفمندی برای صیانت و حمایت از زنان در برابر جنبش‌موهوم رهایی که زن را تنها به ابزاری مادّی در خدمت دیدگاهها و گرایش‌های جهانی شدن تصویر می‌کنند، چیست؟ اینها همه براساس مطالعات و پژوهش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی است که کنفرانس‌ها و میزگردها و نشست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای که پیاپی پیرامون زنان تشکیل و برگزار شده است ارایه داده‌اند. این نکته مستلزم درنظر گرفتن چندین محور است :

۱ـ تعریف "جهانی شدن".

۲ـ پیامدهای "جهانی شدن".

۳ـ جایگاه زنان در روند "جهانی شدن".

۴ـ دیدگاه اسلامی نسبت به زن.

۵ ـ جایگاه زنان در بیداری اسلامی (دیدگاه آینده‌نگرانه).

یکم : تعریف "جهانی شدن" :

سخن از جهانی شدن در پی فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۰م. و همراه با بروز مجموعه‌ای از پدیده‌های سیاسی و حیاتی و یک سری اندیشه‌های نوین و پیشرفت‌های فناوری که جهانی را به همبستگی و ارتباطات و نزدیکی بیشتر می‌کشاند و از فاصله‌ها می‌کاست، گسترش بیشتری پیدا کرد. اصطلاح "جهانی شدن" از ترجمه واژه یا اصطلاح انگلیسی"Globalination" به معنای قراردادن چیزی در سطح جهانی، گرفته شده و سپس به فرانسه به شکل Mondalisaition برگردانده شد و سپس با سه عنوان "جهان‌گرایی"، "زمین‌گرایی" و "جهانی شدن" وارد زبان عربی [و فارسی] شد. به لحاظ لغوی، به مفهوم تعمیم چیزی و گسترش دایره آن تا شمول کل جهان است.

در اینجا ناگزیر باید اشاره کرد که تعریف واحد و جامعی از "جهانی شدن" وجود ندارد. این اصطلاح، چندین شکل بخود می‌گیرد و به چندین صورت و فرم درمی‌آید. به عبارت دیگر "جهانی شدن" واحدی وجود ندارد و ما با جهانی‌شدنهای متفاوتی روبرو هستیم : «جهانی شدن اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و علمی و ...»؛ از جمله تعریف‌هایی که "جهانی شدن" بخود دیده، تعریف "رونالد روبینسون" است که معتقد است: «به معنای فشار جهانی و کوچک‌سازی آن از یک سو و انگشت گذاردن آگاهی به آن به عنوان یک کل از سوی دیگر است.»[۳]

"عبدالاله بلقزیز" فرهنگ جهانی شدن را «عملی غصبی فرهنگی و تجاوزگرانه و سمبلیکی نسبت به دیگر فرهنگها در دیگر جوامعی که روند جهانی شدن به آن می‌رسد، می‌شناسد[۴] و "محمد شیا" آنرا «سیلان و هجوم آزاد کالاها و اموال و خدمات و اندیشه‌ها در بازار و مرزها بدون هیچ مانع و رادعی» می‌داند.[۵] و در میان پژوهشگران، کسانی آنرا به عنوان «تداخل امور سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی و سبک زندگی ملی با امور جهانی یا بین‌المللی بگونه‌ای می‌دانند که هویت فرهنگی و ملی را متلاشی می‌سازد.»[۶] حال آنکه "ولفگانگ راینیکی" آنرا:«پدیده تکامل میان جنبه‌های اندامی و استراتژی شرکتهایی که فعالیت‌های فنی و اطلاعاتی و تبدیلی آنها به قصد تحقق رقابت بین‌المللی، از مرزهای جهانی فراتر رفته است.»[۷]

در بعد ایدئولوژیک، "جهانی شدن" می کوشد تا فرهنگ خود را در خدمت به اهدافی که برای خود درنظر گرفته است در راستای شکل‌دهی به منظومه رفتارها و ارزش‌ها و گرایش‌ها بسازد و می‌کوشد فرهنگ‌ها و ارزش‌های تمدنی و انواع رفتاری فرهنگ‌های دیگر را به لحاظ سمعی، بصری و مصرفی و سیاسی از طریق انگشت گذاردن بر فردگرایی بدون هویت اجتماعی و قومی و در جنگ با حافظه ملی و تاریخ، ارثیه فرهنگی و اجتماعی و دینی را درنوردد و پشت‌سر گذارد. "جهانی شدن" شبیخون فکری و فرهنگی و کوششی برای بخاک سپردن هویت فرهنگی با استفاده از نظام‌های دموکراتیک و تحمیل آزادی جابجایی و گشایش بازارها و ظهور مجموعه‌ها و کارتلهای بسیار بزرگ اقتصادی با ظهور مفاهیم جدیدی چون : دموکراسی، آزادی زنان، حمایت از محیط زیست، بهداشت باروری، رفاه اجتماعی، شناخت، خلاقیت، حقوق بشر و غیره است.

"جهانی شدن" امروزه با استراتژی احیای لیبرالیسم اقتصادی کلاسیک برابری می‌کند و شکل تطبیق دقیق و طابق النعل بالنعل برنامه جهانی شدن لیبرالی مبتنی بر تأکید بر حق تقدّم منطق اقتصادی در بازسازی روابط بین‌الملل و تحقق هماهنگی میان منافع گروهها و خلق‌ها بخود می‌گیرد.

و بدین ترتیب و با شتابی که درک آنرا مشکل می‌کند، "جهانی شدن" به مفهوم ذوب شمار بزرگی از اقتصادهای روستایی، منطقه‌ای و ملی در اقتصاد جهانی فراگیری است که جایی برای کاهلان و کم‌تحرکان در آن وجود ندارد. این جهانی شدن را کسانی رهبری می‌کنند که توان رویارویی با طوفانهای سرکش رقابت را دارند [اقتصاددان معروف ادوارد لتوک (Edward Luttwak) عصر جدید را اینگونه توصیف می‌کند.][۸]

بدین ترتیب ندای عصر جدید چنین شد : "هرکس می‌تواند، خود را نجات دهد" یا به گفته scott mc nenly : «یا می‌خوری یا خورده می‌شوی.»[۹] و در توضیح می‌گوید: «کره خاکی ما تابع فشاری است که دو نیروی متضاد و بزرگ یعنی "جهانی شدن" و فرپاشی، ایجاد می‌کنند.»[۱۰]

دوم : پیامدهای "جهانی شدن":

ـ ویژگی‌های اصلی "جهانی شدن" در رهاسازی تجارت بین‌المللی و گسترش سرمایه‌گذاری‌های خارجی و ظهور حرکتهای بزرگ مالی در گذر از مرزها و شکل‌گیری رقابت در بازارهای جهانی برخاسته از تأثیر مشترک دو عامل اصلی یعنی : تصمیمات مربوط به سیاست‌های بین‌المللی و اثر فناوری‌های جدید بویژه در عرصه اطلاعات و ارتباطاتی که انگشت شاخص خود را بر روند جهانی شدن کنون برجای گذارده است.

در این راستا، موانع طبیعی مربوط به زمان و مکان کاهش یافت و هزینه‌های جابجایی اطلاعات، مردم، کالاها و سرمایه‌ها بر روی کره زمین شدیداً تقلیل پیدا کرد. در همان حال ارتباطات جهانی بسیار ارزان و فوری و به سادگی قابل استفاده شد و این امر منجر به گسترش سرسام‌آور امکان اجرای معاملات اقتصادی در جهان گردید.

ـ فناوری جدید منجر به ایجاد تغییر در مزیت نسبی بین‌المللی و دانش و شناخت را یکی از عوامل مهم تولید و از منابع بسیار پراهمیت قدرت و ثروت ساخت بخش‌های مرتبط و متکی به شناخت‌های فشرده و فناوری‌های بسیار دقیق، بیشترین نرخ رشد را در اقتصاد جهانی پیدا کردند و این روند البته واکنش‌های خود را بر دیگر بخش‌های اقتصاد جهانی و ایجاد اختلالهای شدید در توازن میان شمال و جنوب ـ به لحاظ فرصت‌های دستیابی به دانش و فناوری ـ بجای گذارد.

سرچشمه تمامی انواع فناوری‌های نوین به شمال [کشورهای ثروتمند سرمایه‌داری] یعنی جایی باز می‌گردد که بخش‌های اعظم پژوهش‌ها و پیشرفت‌ها انجام می‌شود. و این یکی از منابع مهم سلطه کارتلهای چندملیتی بر بازارهای جهانی و نیروی چانه‌زنی آنها در برابر دولت‌های کشورهای روبه رشد را تشکیل می‌دهد.[۱۱]

ـ جهانی شدن کنونی محصولات نامتعادلی در کشورها به ارمغان می‌آورد. در این میان ثروتهایی وجود دارد که ایجاد می‌گردد ولی کشورها و خلق‌های زیادی هستند که مشارکتی در سود و منافع آنها ندارند. توزیع منافع میان کشورها با میزان بسیار زیادی از نابرابری همراه است. کشورهای صنعتی با توجه به شالوده نیرومند اقتصادی که از آن برخوردارند و فراوانی سرمایه و مهارتهایی که در آنها یافت می‌شود و با توجه به عرصه‌های پیشرفته‌ای از فناوری که در آن قرار دارند، به گونه بهتر و برتری آماده دریافت مزایای بزرگی از افزایش جهانی شدن اقتصاد جهانی هستند و در طرف مقابل، کشورهای کمتر رشد یافته اسیر دورباطلی هستند که عناصری چون : فقر و بیسوادی و محرومیت از مزایای جغرافیایی و سوءمدیریت از عناصر شکل‌دهنده اصلی آنند؛ علاوه بر این بار بدهی‌های فزاینده خارجی نیز مطرح است.[۱۲] گزارش صادره از سوی سازمان ملل متحد (اسکوا) نشان می‌دهد که کشورهای (اسکوا) در سال ۲۰۱۱م. با خطر افزایش نرخ بیکاری و توقف ورود سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی و سرمایه‌گذاری‌های ناگهانی مالی یا خروج این سرمایه‌گذاری‌ها از این کشورها، روبرو می‌شوند. همه کشورهای (اسکوا) در سال ۲۰۱۱م. در معرض تأثیرپذیری از کاهش رشد قرار خواهند گرفت بگونه‌ای که توان بازپرداخت بدهی آنها تضعیف می‌شود و در معرض افزایش بدهی‌های دولتی قرار می گیرند.[۱۳]

ـ جهانی شدن به مسایل بسیار گسترده‌ای دامن زد. نرخ بیکاری و نرخ متوسط تفاوت درآمدها، بالا رفت. بخش اعظم جهان به جهان فقر و فاقه تبدیل شد. جهانی با برخی شهرهای بزرگ ثروتمند با محله‌های بزرگ دیگری سرشار از فقر و گرسنگی. گزارش سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که بخش بزرگی از جمعیت، زیر خط فقر زندگی می‌کنند و (مناطق اسکوا) همچنان از تحقق هدف مورد نظر خود در کاستن ۵۰٪ از جمعیت گرسنه و نیز فراهم آوردن کار کامل و تولیدی و شرافتمندانه، فاصله بسیار زیادی دارد. نمودارهای مربوط به جوانان و انواع اجتماعی، مایه "نگرانی‌های جدی" است؛ این منطقه در مسئله کاستن از فقر درآمدها هیچ پیشرفتی بدست نیاورده است، بیکاری در بخش اعظم بازارهای کشورهای عربی رایج شده و مسئله در مورد دختران جوان بسیار بدتر از این هم هست.[۱۴]

سوم : جایگاه زنان در روند "جهانی شدن" :

حقیقت کارزاری که در زمان و مکان ادامه دارد و سطوح مختلفی را شامل می‌شود و زنان در پرتو جهانی شدن و با هدف تحقق رهایی غیرمشروط دنبال می‌کنند به نتیجه‌گیری‌های متنوعی به لحاظ ارزش و جایگاه زنان تا حدّ بی‌حرمتی به موجودیت و نیروها و توانایی‌ها و پتانسیل‌های نهفته آنان منجر شده است؛ وقایع موجود در دو بُعد مادی و معنوی ثابت کرده که این کارزار همچنان برقرار، هرگز کیفیت زندگی انسانی مورد نظر را برای زنان به ارمغان نیاورده است. همچنانکه نشانگر آنند که گرایش‌های جهانی، درجهت سرکوب شخصیت اصیل زنان بطورکلی و زنان مسلمان عرب بطورخاصّ با مشوّه ساختن و تحریف چهره حقیقی که ادیان آسمانی از زن ارایه داده‌اند، حرکت کرده است. بدین ترتیب زن تبدیل به عنصر دفاعگری شد که همواره باید موجودیت خود را برای قدرت حاکمی که جهانی شدن نماینده آنست، و ارزش و انگیزه‌ها و رفتارهای او را رقم می‌زند، ثابت کند. در این میان کوشش می‌شود چهره حقیقی زن ازنظرها پنهان بماند و ویژگی‌های فردی شخصیت وی در آنسوی مفاهیمی چون : برابری دو جنس و پایان بخشیدن به تمامی انواع تبعیض علیه زنان و امکان دادن به زن، ذوب گردد؛ نگاهی به برخی پدیده‌های اجتماعی نشانگر آنست که چگونه زنان بجای دستیابی به حقوق خود و مشارکت در ارتقا و تکامل، تبدیل به "چیز" یا "کالایی" در مفاهیم تجارت دنیای نوین شده‌اند.

۱ـ در روزنامه السفیر شماره ۱۲/۵/۲۰۰۵ اطلاعات مهمی از آرشیو دفتر بین‌المللی کار در گزارش صادره به تاریخ ۱۱/۵/۲۰۰۵م.‌(به نقل از اف ب) با عنوان: "ائتلاف بین‌المللی علیه کارهای اجباری" می‌خوانیم :

دست‌کم ۱۲ میلیون و سیصدهزار نفر قربانیان کارهای اجباری در جهان هستند. آنها درآمد سالانه‌ای به ارزش ۳۲ میلیارد دلار برای کسانی که استخدامشان کرده‌اند، تأمین می‌کنند. این "بیماری اجتماعی" ـ آنچنانکه گزارش از آن یاد می‌کند ـ بویژه شامل آسیا هم می‌شود و در سرتاسر جهان گسترش یافته است؛ این گزارش اشاره می‌کند که ۵۶٪ از کارکنان اجباری از میان زنان و دختران هستند و ۴۰٪ از کودکانی که سن آنها بیش از ۱۸ سال نیست هم شامل آنها می‌شود. بخش اعظم قربانیان (یعنی ۹میلیون و ۸۰۰هزارنفر از آنها) به عنوان خدمتکار یا کشاورز برای یک نفر کار می‌کنند و شمار قربانیان تجارت برده نیز به ۲میلیون و ۴۰۰هزارنفر رسیده است.

این گزارش حاکی است که کار اجباری، مسئله ای جهانی است و جنبه پنهان دارد و با تعهد از درون، بخشی از اقتصاد را تشکیل می‌دهد. کار اجباری در بخش‌های کشاورزی وساختمان هردو جنس زن ومرد را بطور مساوی دربرمی‌گیرد ولی بهره‌برداری تجاری غالباً شامل زنان و دختران می‌گردد.

۲ـ در روزنامه لبنانی النهار به تاریخ ۲/۴/۲۰۰۵م. (این بار از قلب اروپای متمدن و کهنسال) می‌خوانیم: دفتر آمار سوئد می‌گوید که سوئدی‌ها در سال ۲۰۰۴م. ۹/۲ میلیارد کرون (معادل ۴ میلیون و ۴۱۰هزار دلار) بابت تجارت مواد مخدر و روسپیگری هزینه کرده‌اند. لازم به یادآوری است که گرایش‌هایی برای خانگی کردن روسپی‌گری و فاحشگی صورت می‌گیرد و تلاش می‌شود به اینکارها با تصویب قوانین و مقرراتی در راستای قانونی کردن این حرفه، جنبه قانونی و مشروع داده شود.

ما در اینجا در برابر پدیده بزرگی هستیم که فکر و ذکر مردم را بخود جلب کرده است. رشد و افزایش تجارت مواد مخدر به عنوان جرثومه فجور و فساد در این زمانه، نشانگر وجود هرج و مرج فرامدنی است که جوامع انسانی (اعم از مرد و زن) را دستخوش خود ویرانگری و از آنجا ویرانی جامعه می‌سازد.

پرفسور "عباس مکی" می‌گوید : «توجه به مشروبات الکلی و دخانیات و مخدرات، ابزارهای دهانی و دارویی برای ورود به رفتارهای مصرفی جنسی و روسپیگری و فاحشگی و دربردارنده نتایج ویرانگری برای عرضه‌کنندگان این خدمت سیاه و متقاضیان آنست و البته در کنار آن سود حاصله و درآمدهای آن اساساً به سود مافیاهای این کالاهای خدماتی به اصطلاح "جنسی" یا "سکسی" در ادبیات توریستی و هتلداری معاصر است.»[۱۵]

۳ـ زمان در محدوده جامعه بحران‌زده‌ای زندگی می‌کنند که "جهانی شدن" با سردادن شعار برابری زن و مرد رقم زده و به آنجا رسیده که زنان در پی ایفا نقش‌های سنتی مردان برآمده و مدعی توانایی ایجاد جایگزین‌هایی برای بنا و شکل دهی به خانواده خارج از روابط مشروع (ازدواج) یا نامشروع (معاشرت بدون ازدواج) است. محیط فناوری معاصر با پروژه‌های بسیار بی‌باکانه خود در پی ایجاد انواع خانواده‌های جدیدی است؛ این امر عملاً در جهان پیشرفته یعنی در ایالات متحده آمریکا و اروپا و در برخی مناطق آسیا و آمریکای لاتین اتفاق افتاده است. چه بسا پروژه "تباهی زندگی بشری" اینک جوامع عربی و اسلامی ما را به اشکال گوناگون یا غیرقانونی درمی‌نوردند، پروژه‌های "تباهی زندگی بشری" در بعد روانی و ارتباطی در منظومه خانواده برخاسته از این نوع خانواده، خطرات فوق‌العاده‌ای در بر دارد و پیچیدگی‌های زیادی در رابطه میان پدر و مادر و پدر و مادر و فرزندانی که در ژن‌های خود با آنها اشتراکی ندارند زیرا از "پشت" پدر ومادر خود زاده نشده‌اند، مطرح می‌سازد؛ مسئله مسؤولیت اخلاقی مربوط به درهم‌آمیزی خویشان تحت تأثیر اختلاط بیولوژیک افراد مختلفی که هیچ پیوندی با یکدیگر ندارند نیز مطرح است.

اینها همه در کنار سردی عاطفی و احساسی میان اعضای خانواده جدید و میان این خانواده وفرزندان براین اساس که رابطه آنها اجتماعی ونه بیولوژیکی است، وجود دارد.

۴ـ بهره‌برداری تبلیغاتی از زن در موضوع "سکس" و تشویق به فحشا و جنایات اخلاقی در چارچوب دوستی‌های بین‌المللی که بی‌عفتی و بی‌بندوباری‌های دو جانبه را فعّالتر می‌سازد. این بی‌عفتی‌ها همزمان با شکل‌گیری کانال‌های تلویزیونی ماهواره‌ای که فیلم‌ها و صحنه‌هایی که از نزدیکی جنسی و فراخوان به تماس تلفنی برای داشتن ساعاتی از لذت از طریق تلفن، گسترش بیشتری یافته است؛ این پدیده هم یک شکل اجتماعی و هم به صورت مشکلی مادی درآمده و علاوه براین فشارها و تنش‌های روانی تحریک‌آمیز و خطرناکی را در بعد رفتارهای بیمارگونه و جنایی، بدنبال داشته است.

۵ ـ دفتر سازمان بین‌المللی کار در نشریات سال ۲۰۰۵م. خود اشاره به این دارد که خدمات خانگی، کار نخست دختران زیر شانزده سال در جهان را تشکیل می‌دهد که واقعاً مایه نگرانی است یادآوری می‌شود که چیزی حدود ده میلیون نفر از این افراد، قربانیان چنین بهره‌برداری از جمله شکنجه و تجاوزهای جنسی قرار می‌گیرند.

۶ـ خلاصه کردن زن به عنوان اندامی که یکی از عناصر اصلی بازار در دوران جهانی شدن را تشکیل می‌دهد. اندام [زن] از گرمی و خصوصیتی که بدنبال لذت حلال است تبدیل به جسم سرد و بی‌روحی شده که به عنوان انرژی مبادله اقتصادی در فضای تشویق و تهدید، عمل می‌کند. با این تبدیل و تحول، جسم از مهارت تولید قدم به مهارت اقتصاد سکس گذارده است. این امر با رشد و توسعه مافیای "بردگان سفید" [روسپی‌ها] ـ که سالیانه حدود ۷ میلیارد دلار عاید مافیای خود می‌کند ـ همراه شده است. این بازار دومین بازار سیاه پس از تجارت مواد مخدّر را تشکیل می‌دهد و خود نشانگر دردها و رنج‌هایی است که بشریت در تمدن جهانی شدنی که زیربار هیچ نوع کنترل و مانعی نمی‌رود؛ از آن رنج می‌برد. مجله Le nouvel Observateur خاطرنشان می‌سازد که تجارت دختران اروپایی (سفیدپوست بلوند) در اختیار گروهها و مافیاهای آلبانیایی است و جنایتکارانی که از این زنان و دختران سوء‌استفاده می‌کنند با آژانس‌های استخدام سازمان یافته‌ای همکاری می‌کنند که محرمانه به حساب مافیاهای پنهان عمل می‌کنند که خود نرخ شغل روسپیگری را تعیین می‌کنند. این مافیاها در نهایت خشونت و وحشیگری اقدام به ربودن و مصادره دختران داوطلب استخدام در این آژانس‌های وهمی می‌کنند و غالباً هم دختران را وادار به پذیرش حرفه روسپیگری می‌نمایند.

۷ـ همزمان با پدیده رشد و توسعه تمدنی و به عنوان نتیجه حرکت تغییری که زنان بدان فرامی‌خوانند، پدیده همجنس‌گرایی‌(ازدواج دو هم‌جنس با یکدیگر) مطرح شده است؛ در سطح رسمی در ایالات متحده آمریکا کوشش‌های گسترده‌ای برای حمایت از حقوق هم‌جنس‌گرایان و حمایت از ایشان بعمل آمده است. در چندین کشور اروپایی و نیز برخی ایالات متحده آمریکا قانون ازدواج،ارث و فرزندخواندگی برای هم‌جنس‌گرایان

و هم‌جنس‌بازان تدوین شده است.

۸ ـ ما با ظهور پدیده فرزندخواندگی به حساب کنترل زاد و ولد و با شعارهایی از جمله بهداشت زاد و ولد، در برابر بمب بسیار پیچیده‌ای که می‌رود تا خصوصیت ذاتی بشریت (مردان ـ زنان / نر ـ ماده) را بکلی ویران و تباه سازد روبرو هستیم. نتایج و پیامدهای این پدیده تنها محدود به بی‌هویتی و بی‌عاطفی فرزندان و به حاشیه راندن بزرگسالان نمی‌شود و شامل ارزش‌ها و میراث فرهنگ دینی نیز می‌گردد.

۹ـ نمایش‌های جنسیتی که در پیوند با تبلیغات و فرهنگ مصرفی است و عبارت از بهره‌برداری از اندام [زنان] در همه ابعاد خود برای فروش کالای مصرفی در چارچوب روند بازتاب شرطی پیچیده است؛ کوشش می‌شود تا رابطه زنان با جسم خود که در واقع مجموعه‌ای پیوسته با مجموعه‌های ارزش‌ها و نقش‌ها و داده‌های فرهنگی است، حضور مادی و مصرفی هدفمندی بخود بگیرد و برای هرگونه سوء‌استفاده و بهره‌برداری همچون هرکالای دیگری در بازار و براساس عرضه و تقاضا مطرح می‌شود. خانم دکتر "امینة خمیس الظاهری" با استناد به پژوهشی که در مورد تصویر زن در ترانه‌های جوانان عربی خلیج‌فارس انجام داده می‌گوید: «بیشتر ترانه‌ها و آهنگ‌ها، زنان را در لباس‌های دوره ویکتوریا ـ که هیچ ربطی به جامعه عربی ندارند ـ نشان می‌دهند همچنانکه زنان در بیشتر تصاویر آهنگ‌های ارایه شده با لباس‌های عجیب و غریبی نشان داده می‌شوند و زنان در یک آهنگ چندین بار لباس عوض می‌کنند و گویی سالن عرضه مد لباس مطرح است. از این سخن روشن می‌شود که الگوی غربی چه در شکل زن یا در لباس او، الگوی مطلوب و تعمیم یافته و گسترش یافته‌ای از طریق رسانه‌های گروهی مردمی و فراگیر است و زنان عرب می‌کوشند به عنوان الگوی امروزی، از آن تقلید کنند. به نظر می‌رسد که رسانه‌های گروهی ما را قانع کرده‌اند که این زیباترین نمونه‌ای است که باید از سوی دیگر زنان جهان نیز تقلید شود و این چیزی است که معتقدات و هویت زنان عرب را در پرتو جریانهای جهانی شدنی که می‌رود تا جوامع ما را درنوردد، تهدید می‌کند.»[۱۶]

چهارم : دیدگاه‌های اسلامی نسبت به زن :

زن در اسلام بیانگر نمونه ایده‌آلی برای وضعیت تعادل و شناسایی همه جانبه موجودیت انسان در همه صورتهای آنست. در شخصیت زن مسلمان تمامی نمودهای ترقی و موجودیت مستقل و اراده شخصی و آزادی انتخاب و آزادی تصمیم‌گیری برخاسته از کنترل درونی متکی به قوانین الهی، نمود پیدا می‌کند. قوانینی که بالاترین سطح تجلیل و احترام به موقعیت و جایگاه زنان را تحقق می‌بخشد. جایگاه شخصی، اجتماعی، خانوادگی، زناشویی و اقتصادی در چارچوب قانونمندی‌ها و احکام شرعی الهی و تضمین حمایت و مراقبت از حقوق او.

ارزش زن در آنچیزهایی است که اسلام به صورت توانایی‌ها، انگیزه‌ها، تمایلات و احساسات اصیل در وی بودیعه نهاده و هرکدام موجودیت فردی و رشدیابنده‌ای به وی می‌بخشد که شباهتی به دیگران ندارد. شناسایی همه جانبه زن در اسلام در چارچوب حقوق و احکامی صورت می‌گیرد که بطور خلاصه بازیابی کامل همه اعتبارات انسانی است و به نوبه خود راه را بر شکل‌دهی به نوعی زندگی پویا و خلاق و پیشرفته هموار می‌سازد و بدین ترتیب زن تبدیل به عامل اصلی اعتلای روانی و ساختاری و کارکردی و اجتماعی جامعه به عنوان نیمی از جامعه و حتی سازنده و شکل‌دهنده جامعه می‌گردد.

حقوق زن در اسلام :

۱ـ حق زن در حیات:

زن در جامعه جاهلی [پیش از اسلام در شبه جزیرة‌العرب] روشن‌ترین مثال اهانت و تحقیر را بخود دید. او در همه ابعاد جنس، جسد، اندیشه، تولید و جایگاه تحقیر می‌شد و در شخصیت و صورت او تمامی تناقض‌های آن جامعه، تجلی پیدا می‌کرد. او بهترین تعبیر کوتاهی، عقده خودکم‌بینی و ننگ بود و در شخصیت وی بدترین حالتهای بی‌ارزشی گردآمده بود و کم‌ارزشی او لزوم زنده‌بگور کردن آنها بنابه دلایلی که ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی داشت، توجیه می‌کرد. ریشه اقتصادی‌اش در هراس از فقر بود که دختر باری بر دوش خانواده بشمار می‌رفت. ریشه اجتماعی‌اش در ننگ و رسوایی بود که در صورت ناهنجاری رفتاری‌اش می‌توانست نصیب خانواده و در تقابل با سنت‌های آن شود و به لحاظ روانی احتمال مورد حمله قرار گرفتن قبیله و قرارگرفتن زنان در معرض تجاوز و غارت و اسارت در جنگها و درگیری‌های قبایل وجود داشت.

اسلام این آیین پاک با رسالت جاودانه و شریعت آسان و قوانین جاودان خود آمد تا همه این افسانه‌های جاهلی را نسبت به زن، نقش بر آب سازد و دلایل واهی آنرا محکوم کند. این دین از طریق قرآن کریم، قانونی آسمانی درنظر گرفت که به موجب آن جایگاه زنان و شالوده‌های روابط و پیوندهای دوجانبه، مشخص می‌گردد. در این قانون، زن دارای حق دوستی و مهرورزی است، دارای حق پذیرش یا عدم پذیرش است. اسلام در همه زمینه‌های حیاتی حقوق بسیار گسترده‌ای برای زن قایل شد که مهمترین آنها حق حیات زن است. اسلام تمامی نشانه‌های خشم و ناخرسندی از استقبال دختران بهنگام تولد را لغو کرد و خداوند متعال با این آیه کریمه، همه این مواضع را چنین به تصویر کشاند: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ ٭ یتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا یحْکُمُونَ» (سوره النحل ـ آیات ۵۸و۵۹) (و هر گاه یکى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏اش سیاه مى‏گردد در حالى که خشم [و اندوه] خود را فرو مى‏خورد٭ از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبیله [خود] روى مى‏پوشاند آیا او را با خوارى نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند وه چه بد داورى مى‏کنند.) خداوند متعال کردار زشت جاهلیت را در این آیه محکوم کرد: «وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ ٭ بِأَی ذَنبٍ قُتِلَتْ» (سوره التکویر ـ آیات۸ و۹) (پرسند چو زان دخترک زنده به‏گور ٭ به کدامین گناه کشته شده است.) و خداوند عزوجل خود این نهی را اعلام کرده است: «وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبِیرًا» (سوره الاسراء ـ۳۱) (و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید ماییم که به آنها و شما روزى مى‏بخشیم آرى کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است.)

۲ـ حق برابری با مرد :

این برابری در ارزش انسانی و حقوق اجتماعی و مسؤولیت و جزاست و مبتنی بر وحدت اصل، وحدت اهداف و حساب روز جزاست. استثناهای وارده بر این قاعده در ارتباط با تفاوتهای زن و مرد در برخی ویژگی‌های آندو و در خدمت تکامل آنها با یکدیگر و تحقق جانشینی [خدا بر روی زمین] است. بشریت بطور کلی یک خانواده است و در اصل آفرینش و شکل‌گیری خود ـ آنچنانکه در این آیه الهی نیز آمده است ـ به یک نفس بازمی‌گردد: «یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیکُمْ رَقِیبًا» (سوره النساء ـ۱) (اى مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدى آفرید و جفتش را [نیز ] از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد پروا دارید و از خدایى که به [نام] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید که خدا همواره بر شما نگهبان است.)

این اقرار الهی در آفرینش مرد و زن از یک نفس، زنان را در انسانیت خود برابر با مردان قرار داده با همان حقوق و همان تکالیف و وظایف. در راستای تأکید بر اصل برابری و عدم تبعیض دو جنس با یکدیگر، خداوند عزوجل با هر بار که با امر و نهی یا وعده و وعید ثواب و عقابی در چارچوب یک حکم الهی الزام‌آوری از مردان یاد کرده بلافاصله از زنان نیز یاد کرده است؛ آنچنانکه در این آیه شریفه داریم: «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا» (سوره الاحزاب‌ـ ۳۵) (مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‏پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مى‏کنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.) و نیز آیه «أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ» (سوره آل‌عمران ـ ۱۹۵) (من عمل هیچ صاحب عملى از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرید تباه نمى‏کنم.) و آیه :«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاء بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ» (سوره التوبه ـ۷۱) (ومردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهاى پسندیده وا مى‏دارند و از کارهاى ناپسند باز مى‏دارند.) چه بسیار شده که خداوند سبحان، کل بشریت را مورد خطاب قرار داده و منظورش زنان و مردان بوده است مثلاً در این آیه: «فَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیرًا یرَهُ ٭ وَمَن یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ» (سوره الزلزلة ـ آیات۷و۸) (پس هر که هموزن ذره‏اى نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید٭ و هر که هموزن ذره‏اى بدى کند [نتیجه] آن را خواهد دید.) و همین آیه:« وَأَن لَّیسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ٭ وَأَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرَى» (سوره النجم ـ ۳۹و۴۰) (و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست٭ و [نتیجه] کوشش او به زودى دیده خواهد شد.)

این آیات کریمه الهی سرشار از این دلالت هستند که زن در اسلام همچون مرد، آفریده‌ای انسانی است که از همه مزایایی که به او نیل به کمال انسانی را عطا می‌کند و به برترین جایگاهها می‌رساند، بهره‌مند است ولی طبق دیدگاه اسلامی، نقش میان زن و مرد براساس دیدگاهی تکاملی و همه‌جانبه چنان تقسیم شده که هرکدام دیگری را براساس نقش کارکردی خود در موازنه حیات، تکمیل می‌کند. اختلاف‌های میان زن و مرد، اختلاف‌هایی حسابشده‌و متعادلی است که در جهت تکامل هر دو جنس و ارتقای آنهاست و درست نیست که ما جایگاههای مختلف اجتماعی را بر این اساس که اختلاف در جایگاه و ارزش است، تفسیر و تعبیر کنیم. این اختلاف‌ها در ابعاد خود به تعادل و برابری آندو نزدیکترند.

۳ـ برابری در حقوق مدنی :

شریعت اسلامی شمار زیادی از حقوق ویژه زنان را درنظر گرفته است از جمله احترام نظر وی در انتخاب همسری که می‌خواهد برگزیند و در همین راستا، اجازه ابطال ازدواج در صورت اجبار به پذیرش آن را داده است. شریعت اسلامی به زن تضمین‌هایی برای حمایت از حقوق وی و تحکیم مواضع او داده است. این حقوق بعنوان حقوق الزام‌آوری برای مسلمانان درنظر گرفته شده است به این اعتبار که پیمان ازدواج، پیمان بسیار محکمی است که زن و مرد هر دو باید آنرا مورد احترام قرار دهند و مقدّس بشمارند. خداوند متعال می‌فرماید: «وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُکُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا» (سوره النساء ـ۲۱)( با آنکه از یکدیگر کام گرفته‏اید و آنان از شما پیمانى استوار گرفته‏اند.) و نیز آیه :«هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» (سوره البقره ـ۱۸۷) (آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید.) و بالاخره آیه :«وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (سوره البقره ـ ۲۲۸) (مانند همان [وظایفى] که بر عهده زنان است به طور شایسته به نفع آنان [بر عهده مردان] است.)

این آیات از جمله قواعد ثابت برابری میان زن و مرد در تمامی حقوق و وظایف است. آنها بیانگر ترازویی هستند که هریک از طرفین باید میزان رابطه میان خود را بدان بسنجند و همین است که در آخرین تحلیل مقرر می‌دارد حقوق میان دوطرف متقابل است و آنها برابرند. زن و مرد همچنانکه در حقوق و اعمال مانند یکدیگرند در ذات خویش، احساس و عقل نیز برابری دارند.

اسلام در حقوق اعطایی به زن، گشاده‌دستی زیادی بخرج داده است. به او حق تملک داده، حق انفاق و تصرّف در املاک خود را داده و‌آزادی تولید و بهره‌برداری از سرمایه‌ها، آزادی کار و دستمزدی که درخواست می‌کند، داده است؛ زن حق آموزش دارد و برای او فرصت‌های مشارکت و دستیابی به جایگاه و حضور اجتماعی داده است و به او آنچنانکه در آیه زیر مطرح شده، حق مبایعت نیز داده است:« یا أَیهَا النَّبِی إِذَا جَاءکَ الْمُؤْمِنَاتُ یبَایعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیئًا وَلَا یسْرِقْنَ وَلَا یزْنِینَ وَلَا یقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یفْتَرِینَهُ بَینَ أَیدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (سوره الممتحنة ـ۱۲) (اى پیامبر چون زنان باایمان نزد تو آیند که [با این شرط] با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند و دزدى نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بچه‏هاى حرامزاده پیش دست و پاى خود را با بهتان [و حیله] به شوهر نبندند و در [کار] نیک از تو نافرمانى نکنند با آنان بیعت کن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه زیرا خداوند آمرزنده مهربان است.) همچنانکه به زنان حق مشارکت سیاسی عطا کرده است. به عنوان مثال بانو خدیجه (علیهاالسلام) برای پیامبراکرم حضرت محمد(ص) وزیر در اسلامش بود[۱۷] و بدین ترتیب بانو خدیجه، اولین زنی است که در جهان این لقب سیاسی یعنی "وزیر" را بخود اختصاص داده است.

۴ـ حق مادری :

که والاترین و برترین حقوق برای زن است؛ "مادری" یکی از نیرومندترین غرایز همه موجودات [ماده] بشمار می‌رود. نیروی این غریزه به وظیفه و کارکرد آن در حفظ نوع بازمی‌گردد. مادری ارزشی کاملاً اجتماعی در فرهنگ عربی و اسلامی و ستون خیمه پروژه وجودی زن بشمار می‌رود زیرا همواره او را به عنوان "مادر فلان" می‌شناسند. قرآن کریم در آیات زیادی از مادری سخن بمیان آورده و به نیکی کردن و احترام به مادر فراخوانده است:« وَوَصَّینَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَینِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیکَ إِلَی الْمَصِیرُ» (سوره لقمان ـ۱۴) (و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه] به سوى من است.) و نیز این سخن الهی: «وَوَصَّینَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا» (سوره الاحقاف ـ ۱۵) (و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است.) و نیز آیه زیر که خداوند متعال از زبان پیامبرش حضرت عیسی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیا» (سوره مریم ـ۳۲) (و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است.) این توصیه‌ها در جوهر خود بیانگر ستایش از رسالت مادری و اشاره به خطراتی که مادر در راه تحقق هدف والایی که با نقش خود به عنوان مادر در حفظ نوع و تداوم آن ایفا می‌کند، متحمل می‌گردد.

پنجم : جایگاه زنان در بیداری اسلامی (دیدگاه آینده نگرانه):

وقایع نشان داده‌اند که معیارهای آزادی زنان و بازگشت به کیان انسانی ایشان در آیین اسلامی نهفته است. آیینی که توان تحقق اعتلای انسانی و زمینه‌سازی بنای نوعی والا، نوین و خلاق را که براساس آن مکانیسم رشد و توسعه شکل‌می‌گیرد، داراست. روند صیانت از حقوق زنان و حمایت از آنها در برابر حرکت برده‌داری که شعار "جهانی شدن" طی سه دهه گذشته منادی آن بوده است چیزی جز سلب ارزش زن و تبدیل شدن آن به یک کالا بجای انسان و زندگی در جامعه‌بحران زده کنونی نیست. او در این جوامع درگیر زندگی پرتنش و هرج و مرجی است که سرانجام نیز به فروپاشی جامعه رفتاری‌اش منجر شده است. زن در توهم سعادت و رفاه زندگی می‌کنند و این توهَم نیز به نوبه خود بیش از پیش او را اسیر و برده خود می‌سازد حال آنکه راه حل دیگری که گریزی از آن نیست. گزینش جریان "بیداری اسلامی" با تمامی چالش‌ها، چشم‌اندازها و دیدگاههای آینده‌نگرانه آنست. بیداری زن در پیوند با میزان ارتباط واژه "زن مسلمان" به عنوان اسم و فعل است. پیامدهای حاصل از "جهانی شدن" در همه ابعاد، مسئله آگاهی در جوامع انسانی و ضرورت درک حقیقت اسلامی را که وقایع مختلف ثابت کرده از هر حقیقت دیگری برای مردم در بازیافت تعادل و توازن امت مفید تر است، مطرح کرده است و اهداف این حقیقت در بعد کاربردی آنها حمایت از ارزش‌های حق و عدالت و احترام به حقوق بشر است زیرا خداوند متعال می‌فرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً» (سوره اسراء ـ ۷۰)( و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم.)

امت مسلمان در برابر چالش بزرگی در بازگشت به اصول خویش و ارزیابی واقعیت خود در پرتو کتاب خدا و سنت نبوی و مکتب ائمه اهل بیت (علیه‌السلام) و نقاط ضعف و علل آن قرار دارد؛ چالشی که امت اسلامی ما در آینده قابل پیش‌بینی با آن روبرو می‌گردد میزان توانایی تفکیک عناصر زندگی در پروژه جهانی شدن و باز ترکیب آن براساس رهنمودهای اسلام و اصول آنست جهان اسلام در حال حاضر و بحمدالله سرشار از بیداری یکپارچه و سرتاسری است که در همه گرایش‌ها و برای بخش‌های مختلف مردم در جهت درک اسلام و شناخت جنبه‌های حیاتی آن و به سمت اجرای اصول و شریعت اسلامی در تمامی امور زندگی فردی و اجتماعی قابل لمس است ـ به این اعتبار که اسلام بنابه آیه شریفه ذیل، بیانگر هویت حقیقی کل بشریت است : «کُنتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ»(سوره آل عمران ـ ۱۱۰)( شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‏اید به کار پسندیده فرمان مى‏دهید و از کار ناپسند بازمى‏دارید و به خدا ایمان دارید.) در این میان درک آگاهانه‌ای نیز از نقش اندیشه لیبرال غرب ـ که جهانی شدن یکی از سایه‌های تاریک آن بشمار می‌رود که کوشیده به میان منظومه فرهنگی دینی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان نفوذ کند و شمار نه چندان اندکی از جوامع عربی و اسلامی را هدف قرار دهد و به آنها آسیب رساند ـ وجو دارد.

آگاهی فردی و اجتماعی نسبت به اهمیت این شبیخون برنامه ریزی شده و روال سرکوب هویت اسلامی و تهی ساختن آن از محتوای مکتبی، نخبه‌ای از علمای دینی و روشنفکران و اصلاحگران را در جهت مخالفت با این شبیخون و در نظر مکانیسم و راهکارهایی با هدف بازیافت اندیشه و دیدگاههای اسلامی و فراخوان امت اسلامی به همدلی و اتحاد و هم جوشی بیشتر و نزدیکی مذاهب اسلامی به منظور آشنایی و شناخت یکدیگر و برای رسیدن به برادری دینی مبتنی بر اصول مسلم و موارد مشترک ثابت و دینی همه مسلمانان فراخواند. آنها از سازمانها و کنفرانس‌های اسلامی به عنوان خاستگاهی برای تحقق این اهداف و دیدگاهها بهره‌برداری کردند، در این میان سایت جنبش‌های اسلامی و حوادث بزرگی که در جهان اسلام اتفاق افتاد و مهمتر از همه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ـ که برای تمامی جهانیان از این سو تا آنسو ثابت کرد که اسلام می‌تواند امیدهای ملت و خواستهای او را به آزادی و استقلال تحقق بخشد و هرگونه پدیده جدیدی را در چارچوب سازماندهی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جای دهد. در این راستا زن نیز نقش فشرده و متمدنانه‌ای در امور اجتماعی وسیاسی این حرکت داشت بگونه‌ای که امام خمینی(قدس سره الشریف) می‌فرماید: «شما زنان، این انقلاب اسلامی را به پیش بردید.»

بیداری اسلامی شماری از اندیشمندان و پژوهشگران را به مطالعه خطرات نفوذ آن بر اندیشه غربی و لیبرالی سوق داد. "جیف هینس" می‌گوید : «اسلام بمثابه یک نظام دینی، اجتماعی و فرهنگی کوشیده تا جایگاه پیشگامی جهانی را داشته باشد و از طریق ایجاد یک جامعه دینی بین‌المللی، تبدیل به دینی جهانی گردد.»[۱۸]

در پرتو این بیداری اسلامی بود که یورش‌های رسانه‌ای سازمان یافته‌ای از سوی صهیونیسم جهانی صورت گرفت که در آن اسلام و مسلمانان را به عنوان تروریست و افراط گرا و دشمنان تمدن تصویر می‌کردند در پروتوکل‌های حکمای صهیون آمده است: «اگر طلا قدرت نخست ما برای سلطه بر جهان است، تبلیغات و ابزارهای رسانه‌ای باید قدرت دوم ما باشد.»[۱۹] صهیونیسم جهانی در بدست گرفتن رسانه‌های گروهی در جهان و کنترل بخش برنامه‌های آن در جهت خدمت به منافع خود موفق شد. همچنانکه توانست بر رسانه‌های گروهی امریکایی و اروپایی نیز که جملگی در پی مشوه ساختن چهره اسلام و مسلمانان و اتهام آنان به تعصب و عدم تسامح هستند، تاثیر گذار باشد.

از جمله نمودهای این بیداری اسلامی، آگاهی بسیار زیاد در میان زنان مسلمان نسبت به برنامه‌ها و نقشه‌هایی است که در مورد آنها برای سلب اندیشه، عقیده و موجودیت ایشان صورت می‌پذیرد. این آگاهی در بروز جنبش‌ها و فراخوانهای زنان در سطح محل بین‌المللی به منظور دفاع از حقوق زنان براساس رهنمودهای اسلام و مرجعیت اسلامی، تبلور می‌یابد. تاکید بر مرجعیت اسلام به معنای انزوا و عزلت گزینی نیست، گشودگی در برابر جهان و همراهی با آن در پرتو داده‌های فرهنگی عربی ـ اسلامی و مستند به اجتهادهای روشنگرانه است. موقعیت زن در بیداری اسلامی با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی و گسترش آگاهی و شناخت و تبلیغ مسایل زنان در دو سطح دینی و تشریعی و تاکید بر ضرورت پاسداری از شالوده‌های اسلامی در ساماندهی روابط زنان و مردان و ارایه قرائت روشنگرانه‌ای از متون اساسی اسلامی (قرآن و حدیث نبوی)، تجلی پیدا کرده است؛ زن در حال حاضر تبدیل به عامل مهمی در بیداری اسلامی شده است زیرا حرکت او بر بخش‌های گسترده‌ای از مردم و در اهمیت مقّید ماندن به اصول مسلم دینی و ارتباط با اندیشه مکتبی محمدی، تاثیر دائمی دارد. این نقش جهادی زنان مستلزم تحکیم و تقویت موقعیت آنان در مراکز تصمیم‌گیری و نمایندگی سیاسی است. قرائتی در جایگاه زنان در بیداری اسلامی نشان می‌دهد که زنان مسلمان گامهای مهمی در تاسیس نهادها و سازمانهای خود و نیز فعالیت‌ها و دستاوردهایش و تبلور دیدگاهها و گفتمانش برداشته‌اند. ولی هرازگاهی از آنها خواسته می‌شود که در گامهای برداشته شده بازخوانی خود را داشته باشند و دیدگاههای خود را در اهدافی که اینان دنبال می‌کند، اصلاح کنند. روند بیداری بیش از آنکه روندی فنی و تکنیکی باشد روندی عمیق و تودرتوست که در محتوای اندیشه‌ای و فرهنگی آن نهفته است. این نیز نیازمند مبارزه‌ای همزمان برای ارتقای سطح آموزش و مبارزه با بیسوادی و پذیرش تجربیات سازمانهای بین‌المللی و درافتادن به شبکه‌های بین‌المللی زنان و انتشار مطالعات و پژوهش‌های مربوطه و برگزاری میزگردها و کنفرانس‌ها و سازماندهی حملات تبلیغاتی مربوط به قانون حمایت خانواده و ارایه مشاوره‌های حقوقی و تشریعی و و مشارکت رسانه‌ای هدفمند در تکذیب مقوله‌ها، تفسیرها و تاویل‌های نادرستی است که اسلام را دین خشونت و معارض با آزادی و حقوق انسان تلقی می‌کنند. اسلام دینی است که به تعدد گرایی، اختلاف ، ادیان مختلف احترام می‌گذارد و تاریخ خود بهترین گواه بر این ادعاست، فرهنگ عربی ـ اسلامی که توانست برای بیش از چهارده قرن با فرهنگهای دیگری که با آن تماس داشتند همرنگ شود می‌تواند با تحولات فرهنگی، علمی و سیاسی معاصر نیز همگامی داشته باشد و ارزش‌هایی را در تحکیم برابری و عدالت و آزادی و دیگر شالوده‌هایی که به انسان (اعم از مرد یا زن) اعتلا می‌بخشد و او را به مراتب والای کرامت و عزّت می‌رسانند، تحقق بخشد.

منابع

۱ـ قرآن کریم

۲ـ توافقنامه پایان بخشیدن به تمامی انواع تبعیض علیه زن، گزارش‌های سایه در کشورهای عربی، سازمان ملل متحد، کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا(اسکوا)، ۲۰۰۷م.

۳ـ "محمدمهدی آصفی" : "التحدیات المعاصرة و مشروع المواجهة الاسلامیه" (چالش‌های معاصر و پروژه رویارویی اسلامی)، مرکز الحضارة لتنمیة الفکرالاسلامی، چاپ اول، بیروت، ۲۰۰۸م.

۴ـ "الامةالاسلامیة و التحدیات" (امت اسلامی و چالش‌ها)، معاونت فرهنگی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، چاپ اول. تهران، ۲۰۰۴ م.

۵ـ "بر فتنت مسیکه" "حقوق المرأة و الشرعة العالمیة لحقوق الانسان"(حقوق زنان در شریعت اسلامی و اعلامیه جهانی حقوق بشر) موسسة المعارف، چاپ اول بیروت ۱۹۹۲م.

۶ـ "البشر، بدریة، "وقع العولمة فی مجتمعات الخلیج"(تاثیر جهانی شدن در جوامع خلیج فارس)، تز دکترای علوم اجتماعی، زیر نظر "محمد شیا"، دانشگاه لبنان بیروت ۲۰۰۵م.

۷ـ "محمدعلی تسخیری" ، "حول الصحوة الاسلامیة" (پیرامون بیداری اسلامی) مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، چاپ اول، تهران ۲۰۰۵م.

۸ـ "التقریرالعربی الثالث حول الاهداف التنویة للألفبة ۲۰۱۰ و آثار الازمات الاقتصادیة العالمیة علی تحقیقها"، (سومین گزارش عربی پیرامون اهداف توسعه هزار و پیامدهای بحرانهای اقتصادی جهانی بر تحقق آنها)، سازمان ملل متحد، اتحادیه عرب.

۹ـ "الجنحانی"، "العولة و الفکر العربی المعاصر"(جهانی شدن و اندیشه معاصر عربی) دارالشروق، چاپ اول، قاهره، ۲۰۰۲م.

۱۰ـ "عبدالله خلاق"، "الصحوة الاسلامیة"(بیداری اسلامی)، دارسبیل الرشاد، چاپ اول، بیروت ۱۹۹۹ م.

۱۱ـ "رسالة التقریب"(ماهنامه)، "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی"، تهران شماره رجب و شعبان ۲۰۰۵م.

۱۲ـ "محمد تقی سبحانی" ، "شخصیة المراة" (شخصیت زن)، مرکز الحضارة لتنقیة الفکر الاسلامی، چاپ اول، بیروت ۲۰۰۹م.

۱۳ـ "عالمیة الاسلام و العولمة"(جهانشمولی اسلام و جهانی شدن)، شانزدهمین کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی، تهیه و تنظیم : طه مرقاتی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی چاپ اول، تهران ۲۰۰۳م.

۱۴ـ "العلوانی، طه جابر"، "الخصوصیة و العالمیة فی الفکر الاسلامی"(جنبه‌های خاص و جهانی اندیشه اسلامی)، دارالهادی، چاپ اول، بیروت ۲۰۰۳م.

۱۵ـ "عولمة عادلة : توفیر الفرص للتجمیع"(جهانی شدن عادلانه : فرصت سازی برای همگان)، سازمان بین‌المللی کار ، چاپ دوم، سویس، ۲۰۰۴م.

۱۶ـ "العولمة و انواع الاجتماعی" (جهانی شدن و انواع اجتماعی) گزارش توسعه زنان عرب ، ۲۰۰۱م، کوتر، مرکز المراة العربیة للتدریب و البحوث.

۱۷ـ"العولمة و تداعیاتها علی الوطن العربی" (جهانی شدن و پیامدهای آن بر جهان عرب)، مرکز دراسات الوحدة العربیة، چاپ اول ، بیروت ۲۰۰۴م.

۱۸ـ عیسی زینب محمد، "أنی فاطمة" (فاطمه هستم)،جمعیت خیریه بانو زینب(س)، چاپ اول ، بیروت ۲۰۰۴م.

۱۹ـ "یوسف القرضاوی" الصحوة الاسلامیة و حصوم الوطن العربی و الاسلامی"(بیداری اسلامی و مسایل جهانی عرب و اسلام)، دارالشروق، چاپ دوم ، قاهره، ۲۰۰۶م.

۲۰ـ "مبادی توجیهیة من اجل تعمیم قضایا النوع الاجتماعی و تغریز فعالیة آلیات النهوض بالمرأة (اصول توجیهی برای تعمیم مسایل اجتماعی و تحکیم فعالیت‌های مکانیسم رشد زنان) سازمان ملل متحد، کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا، (اسکوا)، ۲۰۰۷م.

۲۱ـ المرأة فی منطقة العربیة : "واقع و تحیات و آفاق مستقبلیة"(زن در منطقه عربی: واقعیت‌ها، چالش‌ها و چشم اندازهای آینده) کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکوا)، فشرده کمیته زن، نشست سوم، ابوظبی ، ۱۵-۱۴ مارس ۲۰۰۷م.

۲۲ـ "المرأة و قضایاها"(زنان و مسایل آنها) مجموعه نوبسندگان، مرکز الحضارة لتنمیة الفکر الاسلامی، چاپ اول ، بیروت ، ۲۰۰۸م.

۲۳ـ " مسح للتطورات الاقتصادیة و الاجتماعیة فی منظمة الاسکوا" (پیمایش تحولات اقتصادی و اجتماعی در سازمان (اسکوا))(۲۰۱۰-۲۰۰۹ م)، سازمان ملل متحد، کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکوا)

۲۴ـ "مکی، عباس محمود"، کارشناسان روانشناسی جنایی. رشد جنایات اخلاقی معاصر، الموسسة الجامعیة للدراسات و النشر و التوزیع ، چاپ اول بیروت ۲۰۰۷م.

۲۵ـ "مکی، عباس محمود"، "دینامیة الاسرة فی عصرالعولمة"(پویایی خانواده در دوره جهانی شدن)، الموسسة الجامعیة للدراسات و النشر و التوزیع ، چاپ اول ، بیروت ، ۲۰۰۷م.

۲۶ـ "منتدی المرأة و الاعلام" (کلوب زن و رسانه‌ها)، چهارمین کلوب کنفرانس عربی، دوره امارت عربی متحدة، الوظبی، ۳-۲ فوریه ۲۰۰۲م.

۲۷ـ "موقع المرأة العربیة فی عملیة التنمیة"(جایگاه زنان عرب در روند توسعه) کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (سازمان ملل متحد)(اسکوا)، ۲۰۰۸م.

۲۸ـ "زکی المیلاد"، "المسألة الحضاریة"(مسئله تمدنی) : مرکز الحضارة لتنمیة الفکر الاسلامی، چاپ دوم، بیروت، ۲۰۰۸م.

۲۹ـ"الناصری، محمدباقر"،"محاضرات فی‌الصحوة‌الاسلامیة‌المعاصرة" (سخنرانی‌هایی در بیداری اسلامی معاصر)، دارالزهرا، چاپ اول ، بیروت ۱۹۸۶م.

۳۰ـ "وضع المرأة العربیة"(۲۰۰۵)(اوضاع زنان عرب در سال ۲۰۰۵)، کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکوا).

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] ـ (وضع المرأة العربیه ۲۰۰۵) سازمان ملل متحد، کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکو) صفحه ۱۲.

[۲] ـ "الان توران" نقد مدرنیسم، ترجمه (عربی) انور معیث ، شرایعالی فرهنگی جمهوری عربی مصر، ۱۹۹۸م. صفحه ۳۰۵.

[۳] ـ "رونالد روبینسون" : (جهانی شدن نظری و اجتماعی و فرهنگی و جهانی) ترجمه احمد حمود و نورامین، شرایعالی فرهنگ، قاهره، صفحه ۲۷.

[۴] ـ "جهانی شدن و پیامدهای آن بر وطن" مقاله‌ای از عبدالجلیل کاظم الوالی : "دیالکتیک جهانی شدن : از اختیار تا نفی" مرکز مطالعات وحدت عربی، چاپ اول، بیروت ۲۰۰۳م.، صفحه ۱۸.

[۵] ـ البشر بدریة، "آثار جهانی شدن بر جوامع خلیج فارس"، تز دکترای علوم اجتماعی، دانشگاه لبنان، زیرنظر محمد شیا، بیروت ۲۰۰۵م.، صفحه ۴.

[۶] ـ همان منبع، صفحه ۲۵.

[۷] ـ همان منبع، صفحه ۲۵.

[۸] ـ پیتر مارتین، هانس/شومان هارالد‌: دام جهانی شدن، ترجمه (عربی) عدنان عباس علی، عالم المعرفة، شورای ملی فرهنگ، هنر و ادبیات، کویت شماره ۲۳۸ چاپ اول ۱۹۹۸، صفحه ۵۷.

[۹] ـ همان منبع ، صفحه ۲۶.

[۱۰] ـ همان منبع ، صفحه ۶۸.

[۱۱] ـ کمیته جهانی بُعد اجتماعی جهانی شدن : جهانی شدن عادلانه: ایجاد فرصت برای همگان. سازمان بین‌المللی کار چاپ دوم سویس، ۲۰۰۴م.، صفحه ۲۸.

[۱۲] ـ همان منبع، صفحات : ۳۶ و ۳۷.

[۱۳] ـ آمارگیری تحولات اقتصادی و اجتماعی در منطقه (اسکوا) (۲۰۱۰ـ۲۰۰۹م.) سازمان ملل متحد، کمیته اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکوا)، صفحه ۱۱۱.

[۱۴] ـ سومین گزارش عربی پیروان اهداف توسعه هزاره ۲۰۱۰ و پیامدهای بحرانهای اقتصادی جهانی بر تحقق آنها. سازمان ملل متحد، اتحادیه عرب (گزارش فشرده اجرایی).

[۱۵] ـ مکی عباس محمود کارشناس روانشناسی ـ جنایی (رشد جنایات اخلاقی معاصر) مؤسسه دانشگاهی مطالعات و انتشارات. چاپ اول بیروت ۲۰۰۷م.، صفحه ۱۰.

[۱۶] ـ "الظاهری، امنیة خمیس" ، تصویر زن در آهنگ‌های جوانان عرب خلیج، (ویدئوکلیپ‌ها)، چهارمین نشست زن عرب (زن و رسانه‌ها)، ابوظبی، ۳ـ۲ فوریه ۲۰۰۲م.، صفحه ۱۴۶.

[۱۷] ـ "علامه محمدباقر مجلسی" : بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۹۸۳م. جلد۱۶ ، صفحه ۱۱.

[۱۸] ـ امت اسلامی و چالش‌ها، چهارمین نشست کارشناسان سازمان کنفرانس اسلامی، مقاله‌ای به قلم "عماد افروغ"؛ (اسلام و جهانی شدن) مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ۲۰۰۴م.، صفحه ۲۱۹.

[۱۹] ـ همان منبع، مقاله‌ای به قلم : "صالح بن سلیمان الوهبی"، (حملات تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان) صفحه ۳۴.

نوشته : زینب محمد عیسی مدیر جمعیت خیریه بانو زینب (س) ـ بیروت

مرجع: تنا