نویسنده:  غلام سخی علیزاده

                                                                                                     

عنوان مقاله:     

امام خمینی (ره) و حمایت ازملت افغانستان

 

چکیده

جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران به حیث دو کشور همسایه، به اندازه تاریخ دارای اشتراکات تاریخی و فرهنگی می باشد. هم زمان با آغاز انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی (ره) اندیشه های پیامبر گونه حضرت امام (ره) به سرعت وارد افغانستان شد. پیروزی انقلاب اسلامی موجی از شادی در میان جامعه ی اسلامی افغانستان ایجاد کرد. فصل تازه از هم سویی و هم کاری میان جریان های اسلامی اهل تشیع و اهل تسنن شکل گرفت.

اگرچه دشمنان دوملت تلاش داشتند، مانع تأثیر پذیری مردم افغانستان از اندیشه های امام خمینی (ره) شوند، اما امام خمینی (ره) به حمایت های گوناگون از ملت افغانستان ادامه دادند. ایشان به صراحت اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی را محکوم نموده، پیوسته مقاومت ملت مسلمان افغانستان را مورد تمجید قرار می دادند.

موضع گیری های صریح امام خمینی (ره) در حمایت از جهاد مردم افغانستان باعث شد که ملت و مجاهدان افغانستان امام خمینی (ره) را به عنوان رهبر دینی، فرهنگی و فکری خود پذیرا شوند. افکار هدایت گرانه حضرت امام (ره) باعث شد تا مسیر تحولات افغانستان با انقلاب اسلامی همسو شده و هر دو، راه مبارزه با کفر و ستم را در پیش گیرند.

 امروز، همان نصیحت های پدرانه را در بیانات و دیدگاه های مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای در مورد افغانستان می توان مشاهده نمود. این حمایت های فرهنگ ساز، اکنون نیز همچون گذشته، مورد تکریم و احترام ملت و رهبران دینی، جهادی، فرهنگی و سیاسی افغانستان قرار دارد.

کلیدواژه

امام خمینی- افغانستان- انقلاب اسلامی- ملت- پیروزی- ایران- جهاد- شوروی- اسلام.

مقدمه

افغانستان و ایران را می توان تنها دو کشوری در منطقه دانست که به اندازه تاریخ؛ مشترکات تاریخی، زبانی، دینی، خویشاوندی، فرهنگی و جغرافیای دارند. در گذشته هر دو مملکت به عنوان عضو یک خانواده، نقش فراوانی در ایجاد و احیای تمدن اسلامی ایفا نموده اند. با وجود قرار گرفتن دو مملکت در یک حوزه تمدنی، بر اثر دخالت اجنبی ها، در گذشته ملت های دو مملکت همیشه از هم دیگر دور نگهداشته شده و حکمرانان مستبد به جای دوملت تصمیم گیرنده نحوه مناسبات دوجانبه بودند.

اما پیروزی انقلاب اسلامی یک باره اوضاع را به نفع دوملت تغییر داد. امام خمینی (ره) قبل از پیروزی انقلاب اعلام کرد: «افغانستان کشورى است که در همسایگى ما واقع است و مسلمان است. ما با ملت افغانستان روابط دوستانه داریم. آنان برادران ما هستند».[1]

حضرت امام خمینی (ره)، شخصیت تاریخ ساز و بی نظیر قرن بیستم میلادی، است که، با ابتکارات خود مسیر تحولات دینی، سیاسی و فرهنگی، را در دنیا، عوض نمود. و تأثیر گذاری افکار امام (ره) همه جهان را در بر گرفت. از جمله کشورهای که اندیشه های ناب امام خمینی (ره)در آن به سرعت نفوذ کرد، کشور افغانستان بود. آراء امام (ره) و تحولات انقلاب اسلامی ایران با حساسیت خاص در افغانستان دنبال می شد و همه وقایع آن کشور را تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود قرارداد.

این مقاله درصدد است تا ضمن بررسی جنبه های مختلف این احیاگری، زوایای پنهان آن را در قالب عناوینی چون: زمان و نحوه انتقال اندیشه های امام خمینی (ره) در افغانستان، آثار پیروزی انقلاب اسلامی بر افغانستان، حمایت قاطع امام خمینی (ره) از جهاد مردم  افغانستان در مجامع داخلی و بین المللی، امام خمینی (ره) از دیدگاه بزرگان و مجاهدان افغانستان و دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد افغانستان را در شش فصل، تبیین نماید.

فصل اول: ارتباط ملت افغانستان با امام خمینی (ره)

1- انتقال اندیشه های امام خمینی (ره) در افغانستان

امام خمینی(ره) اولین شخصیت روحانی و معنوی جهان اسلام بود که تفکرات و اندیشه های اسلامی و مبارزاتی اش اثر عمیق، فوری، گسترده و طولانی مدت بر روابط دو ملت ایران و افغانستان از خود به جا گذاشت و آثار پربرکت آن در سال های جهاد مردم افغانستان در برابر تهاجم ارتش سرخ شوروی به وضوح مشاهده شد. تأثیربخشی و نقش آفرینی تفکرات جهان شمولی انقلاب اسلامی به زعامت امام خمینی (ره)، بر نهضت اسلامی افغانستان، به سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بر می گردد؛ اما علائم آن بعد از تبعید ایشان به عراق، مخصوصا بعد از رحلت آیت الله العظمی حکیم، بیش از گذشته خود را نشان داد. این دوران را می توان سال های برقراری تماس فعالان مسلمان افغانستان با مبارزان مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) برشمرد.

 رفت و آمد و سفرهای مکرر علما، طلاب، حجاج، زوار و دیگر اقشار جامعه اسلامی افغانستان به ایران و عراق فرصت استثنایی را برای آشنایی با اهداف و شیوه مبارزاتی و انتقال بیانیه ها، آثار و سخنرانی های حضرت امام خمینی (ره) به  افغانستان ایجاد کرد. از آن پس امام خمینی (ره) به عنوان مرجع تقلید و رهبرتوان مند نهضت اسلامی، مورد توجه و ستایش مسلمانان افغانستان قرار گرفت. آنان که تشنه کسب معرفت بودند، از تهدید های دولت های شاهنشاهی ایران و رژیم بعثی عراق  هراسی به دل راه نمی دادند. در هر فرصتی که به دست می آوردند، به دیدار آن بت شکن زمان می شتافتند و از نزدیک به رهنمود های ایشان گوش می دادند. پس از دیدار با امام خمینی (ره)، شیفته ی اخلاق حسنه و گفتارهای عالمانه ی ایشان می شدند. هر نوع آثار کتبی و صوتی ایشان را که به دست می آوردند، با جان و دل، پذیرای خطر شده، با خود به افغانستان می بردند و در میان جامعه توزیع و تکثیر می کردند. در آن سال ها آثار امام خمینی (ره) و سایر متفکران اسلامی یک هدیه ی روح بخش برای جوانان کنجکاو و جستجوگر آن دیار به حساب می آمد. انتقال کتاب های دینی و جزوه های مبارزاتی به داخل سرزمین افغانستان، در تقویت روحیه ی هواداران نهضت اسلامی مردم و جلب و جذب جوانان محصل در مدارس و دانشکده ها و پاسخ به شبهه افکنی های کمونیست ها، نقش به سزایی به جا می گذاشت.

امام خمینی (ره) در سال های اقامت خویش در عراق، توجه خاصی نسبت به اوضاع افغانستان نشان می دادند. با نگاه تیزهوشانه ای که داشتند؛ ملت افغانستان را مردم مسلمان، آگاه و پای بند به اصول و ارزش های دینی می دانستند. با این که از کم سوادی مردم آن دیار سخن بسیار می شنید، اما دیدن ده ها نفر از زوار باسواد افغانستانی هنگام زیارت در نجف، برایش معنا و مفهوم دیگری داشت. آن رهبر فرزانه در یکی از سخنان خویش در باره مشاهدات خود در نجف اشرف می گویند:«من گاهى در نجف که بودم گاهى حرم مشرف مى‏شدم، که افغانی ها آمده بودند براى زیارت خواندن، مى‏دیدم همه از رو مى‏خواندند. کتاب دعا را باز کردند از رو مى‏خواندند. شاید مثلًا در سی چهل نفر که آنجا بودند یک نفرشان شاید از رو نمى‏خواند. شاید هم او خوانده بود، تمام کرده بود».[2]

2-  ایجاد اخلال در ارتباط امام  با مردم افغانستان

به دنبال گسترش روابط مبارزان مسلمان افغانستان با امام خمینی(ره)، دولت های سرکوب گر دو کشور در یک اقدام مشترک در مسیر انتقال نامه ها و پیام های امام خمینی(ره) به افغانستان اختلال ایجاد کردند. همکارى و همدستى دولت افغانستان با رژیم ایران، موجب شده بود که از رسیدن نامه‏هاى امام خمینى به دست صاحبان آن در افغانستان جلوگیرى شود. این برنامه با شدت بیشترى در ایران هم از سوى ساواک به مرحله اجرا درمى‏آمد.[3]

امام خمینی (ره) تسلیم هیچ یک از محدودیت های یادشده نشدند. از هر راه ممکن ارتباط خود را با مسلمانان منطقه حفظ کردند. در همین راستا در نهم تیر(سرطان) 1354ش، اخوی خویش «آیت آلله پسندیده» را به عنوان نماینده خود انتخاب کردند و فرمودند: «چون در این اوقات، وصول قبوض وجوه به این جانب و ایصال به صاحبان وجوه بسیار مشکل است، لهذا به جمیع اهالى محترم ایران و افغانستان و پاکستان و سایر بلاد اعلام مى‏نماید که مهر و امضاى حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقاى حاج سید مرتضى پسندیده- دامت برکاته- اخوى معظم اینجانب و وکیل من در این امور، به منزله مهر و امضاى اینجانب است».[4]

 

فصل دوم: آثار پیروزی انقلاب اسلامی بر افغانستان

پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) موجی از شادی در میان جامعه ی اسلامی افغانستان ایجاد کرد و به عنوان الگوی جاودان برای مبارزان افغانستان قرار کرفت. این امر همسویی تاریخ ساز، فصل تازه از هم گرایی را میان جنبشهای اسلامی اهل تشیع و اهل تسنن، در راستای اقتدار اسلام

 گشود:

1-  یکی از تأثیرات انقلاب اسلامی بر جامعه ی افغانستان، الهام گیری در نحوه ی مبارزات آزادی بخش مردم افغانستان در برابر دولت کمونیستی و نیروهای اشغال گر شوروی می باشد. قیام بزرگ مردم هرات در برابر دولت کمونیستی در 24 اسفند(حوت) 1357ش، با تقدیم بیش از بیست و پنج هزار نفر شهید، قیام مردمی چنداول کابل در 2 تیر(سرطان) 1358ش، با ده‌هزار نفر شهید، قیام صاحب‌منصبان نیروی ممتاز ضربه در بالاحصار کابل در 14 اسد 1358ش، با حدود 1200، نفر[5] شهید، از نمونه های بارز الگو برداری ملت مسلمان افغانستان از نحوه به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی می باشد. از آن پس الگوی مقاومت انقلاب اسلامی در برابر کفر و الحاد، تا آخر، توسط مجاهدان افغانستان به کار بسته شد و آنان با مقاومت کم نظیر شان، در نهایت به پیروزی رسیدند.

2-  برچیده شدن حکومت ارباب - رعیتی در افغانستان یکی از اثرات فرهنگ ساز انقلاب اسلامی می باشد. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و سقوط حکومت 2500 ساله شاهنشاهی در ایران، این درس بزرگ را به ملت افغانستان آموخت که، باید خود را برای همیشه از شر حاکمیت ارباب سالاری خلاص نمایند. در آغاز مبارزات مردم افغانستان در مقابل  ارتش شوروی، روحانیون و جوانان مسلمان، مدیریت امور اجتماعی، سیاسی و جهادی را بر عهده گرفتند و مردم سالاری اسلامی و مشارکت همگانی را جای گزین سیستم ارباب سالاری کردند.

3-  از دیگر اثرات تحول فرهنگی انقلاب اسلامی بر جامعه افغانستان، روی آوردن جامعه به سوادآموزی می باشد. الگوی اجرای «نهضت سوادآموزی» در ایران، مورد استقبال مجاهدان افغانستان قرار گرفت. با وجود بمباران های مکرر اشغال گران، تشکل های جهادی در مناطق آزادشده، طرح سوادآموزی را به اجرا گذاشتند. افراد لازم التعلیم در مکتب خانه ها، مساجد، تکیه خانه ها، و حتی در میان دره ها، با ذوق فراوان به علم آموزی مشغول شدند. هم زمان با آن، مهاجران افغانستانی که در سال های جهاد، وارد جمهوری اسلامی  ایران شدند، مشتاقانه به تعلیم و تربیت روی آوردند و صدها هزار نفر در مقاطع مختلف تحصیلی مشغول به تحصیل شدند. اجرای سیستم آموزشی انقلاب اسلامی و رعایت مبانی اسلامی، باعث گردید، اولین بار در تاریخ افغانستان دختران و بانوان نیز به طور گسترده راه تحصیل را در پیش گیرند.

4-  یکی از برکات ایجاد نظام اسلامی تحت زعامت امام خمینی (ره)، برقراری نظام جمهوری اسلامی در افغانستان می باشد. با این که ملت افغانستان در سده های گذشته مبارزات سخت و طاقت فرسا در مقابل استعمارگران داشتند، و هر بار پیشانی سردمداران قدرت های بزرگ را به خاک مالیده، عملاً پیروز می شدند، اما بعد از پیروزی، نوکران بیگانه، انقلاب آنان را می ربودند و بعد از چندی،  سرداران مجاهد یا سر به نیست می شدند و یا از صحنه حذف می گردیدند. اما الگوی موفق پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی، باعث گردیده دنیای مادی گرای امروزی به خواست برحق مردم و مجاهدان افغانستان تن دهند و برای اولین بار به طور رسمی «نظام جمهوری اسلامی»، در افغانستان برقرار گردد.

5-  برقراری نظام اسلامی در ایران، فرصت مناسب را در ایجاد روابط مستقیم و بی واسطه بین دو ملت ایران به وجود آورد. این تحول بزرگ، طرح های تفرقه افکنانه ی قدرت های سلطه گر بین المللی و ملی گراهای افراطی در دو سوی مرز را که سالیان سال در دوری دو ملت کوشیده بودند، با کمترین هزینه خنثی نمود و دو ملت برادر بیش از تمام دوره های تاریخی نسبت به هم شناخت پیدا کردند و با تکیه بر یگانگی دین و فرهنگ مشترک، مناسبات دو جانبه را گسترش دادند. هیچ یک از تحولات بزرگ سیاسی مانند حضور نظامی و سیاسی جهان غرب در افغانستان، نتوانسته است خللی در روابط دو ملت ایجاد نماید.

6-  نباید از یاد برد که: در ابتدای اشغال افغاستان توسط شوروی، جمع کثیری از جوانان مسلمان ایرانی به طور خود جوش به سنگر های افغانستان رفتند و در کنار مجاهدین در برابر ارتش سرخ شوروی، شجاعانه جهاد کردند و تعدادی نیز به شهادت رسیدند. متقابلا در دوران هشت سال دفاع مقدس ایران، بسیاری از جوانان افغانستانی به یاری برادران ایمانی شان شتافتند، با مشغول به کار شدن در مزارع کشاورزی و مراکز تدارکات رسانی و حتی جبهه های نبرد، نقش ارزنده در حمایت از تثبیت انقلاب اسلامی ایفا کردند و صدها نفر از آنان در جبهه ها به شهادت رسیدند. به این ترتیب جوانان دو ملت با اهدای جان های شیرین شان در راستای امنیت و هم بستگی دوکشور، بهترین هدیه را برای نسل های فعلی و آینده، از خود به جا گذاشتند.

 

فصل سوم: حمایت امام خمینی (ره) از جهاد مردم  افغانستان

امام خمینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در سخت ترین شرایط، به حمایت های گوناگون از ملت افغانستان ادامه دادند. به صراحت اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی را محکوم نموده و پیوسته جهاد مجاهدین و مقاومت ملت مسلمان افغانستان را مورد تمجید قرار می دادند.

1-  رد درخواست شوروی

شوروی قبل از لشکرکشی علنی به افغانستان، به سفیر خود در ایران ماموریت داد تا به دیدار امام خمینی (ره) رفته نظر ایشان را جویا گردد. عکس العمل قاطع امام خمینی(ره)، به روس های متجاوز فهماند که نظام اسلامی سیاست خود را بر اساس اصول اساسی اسلام و ارزش های انقلاب اسلامی تعیین می کند نه بر بنای بازی های عوام فریبانه ی نظام دوقطبی. امام خمینی(ره) خطاب به سفیر شوروى در ایران، به صراحت گفتند: ما از شوروى مى‏خواهیم در افغانستان دخالت نکند. امام با تأکید بر اسلامى بودن جنبش مردم افغانستان و رد اظهارات سفیر شوروى مبنى بر وجود جنبش ضد انقلابى در آن کشور، فرمودند: معلوم مى‏شود که شما از اوضاع افغانستان خیلى اطلاع ندارید. در افغانستان حکومت فعلى فشار زیادى به نام کمونیست به مردم وارد مى آورد؛ و به اطلاع ما رسیده که حدود پنجاه هزار نفر از مردم در افغانستان کشته شده‏اند؛ و علماى اسلام را در آنجا دستگیر کرده‏اند.[6]

2-  دعوت مردم به قیام

رژیم کمونیستی تا نیمه اول سال 1358ش، با دستگیری، زندانی کردن و به شهادت رساندن بسیاری از علما و بزرگان دینی، دست به سرکوب اعتراضات مردمی زد. امام خمینی (ره) در مقابل رفتار های ددمنشانه ی دولت دست نشانده شوروی عکس العمل نشان داده، در سخنرانی بیست و ششم مرداد (اسد) 1358ش، خود در شهرقم فرمودند: ملت افغانستان از ایران عبرت بگیرد، و این فاسدها را - که مردم را به خون و خاک مى کِشند- به سر جاى خودشان بنشانند. ارتش افغانستان به ملت بپیوندد. حکم اسلام است. ادارات دولتى افغانستان همان طورى که ادارات ما به ملت پیوستند به ملت بپیوندند؛ ژاندارمرى آنجا به ملت بپیوندد و این فاسد را بیرون کند.[7]

3-  نوید پیروزی

امام خمینی (ره) در چهاردهم دى(جدی) 1358، در قم، در جمع اساتید دانشگاه تهران، طی سخنانى با  تشریح اوضاع افغانستان، در باره ورود قواى شوروى در افغانستان فرمودند: آنها آمدند و افغانستان را گرفتند و قبضه کردند و حکومتش یک حکومت فاسدى بود، آن حکومت فاسد  را بردند. یک حکومت فاسدترى را به جاى آن گذاشتند. و الآن هم افغانستان در قبضه آن هاست برخلاف ملت و همه اشخاصى که متفکرند، و همه دولت هایى که وابسته به خود شوروى نیستند این امر را محکوم کردند.[8]

بنیانگذار جمهوری اسلامی در طول سال های جهاد مردم افغانستان، به دفعات حمایت قاطع خود، ملت و دولت اسلامی ایران را از مبارزات حق طلبانه ی ملت مجاهد افغانستان اعلام کرده، آنان را به حفظ انسجام بیشتر فراخوانده و به پیروزی نوید میدادند: ما از ملت مسلمان و دلیر افغانستان کاملًا پشتیبانى مى‏کنیم؛ ملتى که علیه تجاوزگران به مبارزه برخاسته‏اند، بدانند که خدا با آنان است، هرچه بیشتر صفوف خودشان را فشرده‏تر کنند و با ایمان راسخ بجنگند تا پیروز شوند، و بدانند که پیروزى نزدیک است[9].

امام در یکی دیگر از سخنان روح بخش خویش، ضمن آرزوی پیروزی و استقلال واقعی ملت افغانستان، دیگر بار تاکید می ورزند: من بار دیگر اشغال سَبُعانه افغانستان را توسط چپاولگران و اشغال گران شرق متجاوز شدیداً محکوم مى‏نمایم، و امیدوارم هر چه زودتر مردم مسلمان و اصیل افغانستان به پیروزى و استقلال حقیقى برسند؛ و از دست این به اصطلاح طرفداران طبقه کارگر  نجات پیدا کنند.[10] ارزش این چریک هاى افغانى این است که شکستند آن بتهاى بزرگى را که تراشیده بودند که اگر کسى با شوروى یک کلمه بگوید، باید به فنا برسد. این ها شکستند این را. آن ها هم چندین ماه است که الآن با همه قوایى که آن قدرت بزرگ پیش آورده براى آن ها- و حکومت خودشان هم با آن ها مخالف است، با ملتش مخالف است- چریک هاى افغانستانى شکستند آن هیولا و چیزى [را] که براى ملت ها پیش آورده بودند».[11]

4-  درماندگی ارتش شوروی

امید مستضعفان جهان با توجه به درماندگی ارتش مجهز شوروی در افغانستان، می فرمایند: «اینها از افغانستان هم یک درسى گرفته‏اند که همه سلاحهاى مدرن را آوردند و همه هلیکوپترها و طیاره‏ها، و حتى نظامی هاى تدریب شده را آوردند افغانستان، لکن نتوانستند ملت افغانستان را خاضع کنند، و هر روز روبه شکستند. افغانستانى که دولتش با آن ها موافق است، و آن اشخاصى که تبع دولتش هستند با آنها موافق هستند.[12] شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاح هاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزه‏اش به خاک مالیده شده.[13] الآن به نظر مى‏رسد که پشیمانند، لکن رویشان نمى‏آید بگویند.[14] آنچنان صدمه سیاسى به شوروى وارد شد در این کار که پیش همه ممالک مفتضح شد. آنچنان سیلى زدند چریک هاى قدرتمند افغانستان به روى شوروى که باید سرش را بلند نکند».[15] 

امام راحل در یکی دیگر از ارشادات روشن گرایانه ی خویش با تاکید بر این نکته که مردم مسلمان افغانستان با قدرت ایمان و اتکال به خداى بزرگ و اعتماد به خویش، هجوم ناجوانمردانه ارتش قدرتمند و اسطوره‏اى شوروى را «درهم کوبید به طورى که باید گفت شوروى با پریشانى و پشیمانى از هجوم ظالمانه خود بسر مى‏برد؛ و در حیرت است که چگونه از افغانستان بدون آبروریزى جا خالى کند».[16] آن چریک‏هاى قدرتمند بودند که مقابل ایستادند و تو دهنى به آنها زدند و الآن هم دارند مى‏زنند.[17] شوروى فهمید که در افغانستان [نمى‏تواند کارى بکند.] با اینکه [در] کشور افغانستان، آن هایى که سرکار هستند با شوروى هستند و کمونیست در آن جا هست، مع ذلک، این عده‏اى که مسلمان هستند در آن جا و اهل اسلام هستند همچو مجال را بر شوروى تنگ کرده‏اند که الآن نمى‏داند چه جورى از این غائله بیرون برود.[18]

رهبر کبیر انقلاب اسلامی که خصلت تجاورزگری قدرت های استعماری را به خوبی تشخیص می دادند،  متجاوزان شوروی را به ترک افغانستان فراخوانده و دولت تمامیت خواه ایالات متحده آمریکا را از تجاوز به افغانستان برحذر می دارند و می فرمایند: «فریاد برائت ما، فریاد ملت مظلوم و ستم کشیده افغانستان است و من متأسفم که شوروى به تذکر و هشدار من در مورد افغانستان عمل ننمود و به این کشور اسلامى حمله کرد. بارها گفته‏ام و اکنون نیز تذکر مى‏دهم که ملت افغانستان را به حال خود رها کنید، مردم افغانستان سرنوشت خودشان را تعیین نموده واستقلال واقعى خود را تضمین مى‏کنند و به ولایت کرملین یا قیمومت امریکا احتیاجى ندارند و مسلم بعد از خروج نظامیان بیگانه از کشورشان، به سلطه دیگرى گردن نمى‏نهند و پاى امریکا را اگر قصد دخالت و تجاوز در کشورشان کرده باشد، مى‏شکنند».[19]

5-  دفاع از مظلوم وظیفه اسلامی

امام در یکی دیگر از بیانات خود - با یادآوری این نکته که استکبار شرق و غرب چون از رویارویى مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت هاى دینى و سیاسى و نفوذ و گسترش فرهنگ گمراهی  را به آزمایش گذاشته‏اند -  آرزو کردند: اى کاش همه تجاوزات جهان خواران همانند تجاوز شوروى به کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنى و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم مى‏شکستند.[20] شوروى در افغانستان و هرجا که بتواند دست درازى مى‏کند و ملت مظلوم افغانستان را آن‏طور سرکوب مى‏کند، و بحمداللَّه ملت افغانستان هم مقابله مردانه‏اى در مقابل آن قدرت بزرگ کرده‏اند.[21] ما بار دیگر پشتیبانى بی دریغ خود را از برادران مسلمان و مظلوم افغانى اعلام مى‏داریم و اشغال اشغال گران را شدیداً محکوم مى‏نماییم. ما مسلمانیم و شرق و غرب برایمان مطرح نیست. ما از مظلوم دفاع مى‏کنیم و بر ظالم مى‏تازیم. این یک وظیفه اسلامى است.[22]

 

فصل چهارم: حمایت از ملت افغانستان در مجامع بین المللی

مدیران اجرایی دولت اسلامی ایران در راستای انجام منویات امام خمینی، از ابتدا در محکومیت تجاوز شوروی به افغانستان اعلام کرد: افغانستان از لحاظ ایران هم به عنوان یک کشور مسلمان و همسایه می باشد. بنابراین، این دخالت نظامی دولت اتحاد جماهیر شوروی در کشور همسایه ی ما، یک اقدام خصمانه نه تنها علیه مردم آن کشور، بلکه همه ی مسلمانان جهان تلقی می شود.[23] جمهوری اسلامی ایران از آن پس تا پایان اشغال در مقاطع مختلف از جمله مجامع بین المللی مانند اجلاس های عمومی سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش کشورهای غیرمتعهد، منافع مردم افغانستان را نادیده نگرفت و با طرح هایی که مخالف منافع ملت مبارز افغانستان می بود، مخالفت می کرد. در همین راستا در مذاکرات ژنو شرکت نورزید، زیرا معتقد بود اولاً در این مذاکرات مجاهدین افغانستانی که طرف واقعی و درگیر مسئله هستند، نادیده گرفته شدند و ثانیاً رژیمی طرف مذاکره قرار داده شده که در دوران اشغال روی کار آمده است و در نتیجه نمی تواند برای مذاکره مشروعیت داشته باشد.[24]

1-  سازمان ملل

وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد، اعلام داشت: جمهوری اسلامی ایران اعتقاد دارد که تجاوز نظامی شوروی به افغانستان و تحمیل رژیم ناخواسته به مردم آن کشور نباید فقط از بعد نقض استقلال و تمامیت ارضی ملت مسلمان افغانستان مورد نظر قرار گیرد، بلکه چنین تجاوزی حیثیت انسانی، سنن، فرهنگ و مهم تر از همه ایمان و باورهای مذهبی آن مردم را زیر پاگذارده است. جمهوری اسلامی ایران به خاطر فرهنگ، زبان، سنن، تاریخ و در رأس آن دین مشترک با مردم ستمدیده افغانستان نمی تواند در برابر این تجاوز سکوت کند.[25]وقت آن رسیده است که جامعه ی جهانی به مسئله ی افغانستان به نحو جدی تر بپردازد. کشتار مردم بی پناه که با حداقل امکانات، حماسه ی عظیم از مقاومت آفریده اند، بمباران مداوم خانه ها و مزارع ملت مستضعف افغانستان  توسط هواپیماهای شوروی و به کار بردن بمب های شیمیایی و فسفری، قتل عام صدهانفر و مجروح و معلول نمودن جمع کثیری از مردم، آوارگی بیش از 4 میلیون زن و مرد و کودک و پیر و جوان، مسائلی نیست که بشود آن را پشت میز مذاکرات ژنو آن هم بدون حضور نمایندگان واقعی مردم افغانستان، حل و فصل نمود.[26]

2-  کنفرانس کشور های عدم تعهد

جمهوری اسلامی، در این نهاد بین المللی به صراحت اعلام کرد: مردم غیور و مسلمان افغانستان، که در طول تاریخ بارها با تحمل رنج و مشقت فراوان در مقابله با استعمارگران پیروزمندانه سر بیرون آورده اند، این بار نیز با عزمی راسخ تر از همیشه مصمم هستند تا نیروهای اشغالگر را از کشور اسلامی خود بیرون رانند. ملت مبارز افغانستان با جهاد پیگیر خود در سال های اخیر، به جهانیان نشان داده است که راهی به جز مبارزه برای حل مسئله افغانستان نمی شناسد و تلاش هایی از قبیل مذاکرات ژنو نیز در شرایطی که تمامی واقعیات مربوط به افغانستان را در نظر نگیرد، محکوم به شکست است. این مذاکرات تا زمانی که بدون حضور نمایندگان واقعی مردم افغانستان انجام یابد، از پشتوانه مردمی برخوردار نخواهد بود.[27]

3-  سازمان کنفرانس کشور های اسلامی

مدیریت سیاست خارجی جمهوری اسلامی، در اجلاس های سازمان کنفرانس کشور های اسلامی، به تفصیل اوضاع افغانستان را شرح داده، برخروج فوری و بی قید و شرط نیروهای اشغالگر از افغانستان و فراهم آمدن شرایطی که در چهارچوب آن ملت افغانستان بتواند آزادانه نوع حکومت مورد نظر خود را انتخاب نماید، تأکید ورزیده، اعلام کرد: ارتش سرخ شوروی با سلاح های مرگبار خود به قتل عام مردم افغانستان ادامه می دهد. مبارزه ی ملت مسلمان افغانستان در جهت استیفای حقوق و استقلال خود مبارزه ای است عادلانه و در عین حال مظلومانه. حمایت عملی و قاطع از این مبارزه ی بر حق، علاوه بر اینکه یک تکلیف اسلامی-انسانی است، کاملاً با یکی از اهداف مهم سازمان کنفرانس اسلامی و با یکی از اصول مهم در منشور سازمان انطباق دارد. آنچه که در این مدت در افغانستان رخ داده است، سند رسوایی ابر قدرت شرق محسوب می شود که ناتوان از تحمیل ایدئولوژی خود از طریق سر کار آوردن رژیمی دست نشانده، پوشالی، و به ناچار به حالت وحشیانه ی نظامی دست زده، و هزاران نفر از مبارزان مسلمان افغانی را به خاک و خون کشانده و آوارگی میلیون ها تن دیگر را باعث گردیده است.[28] یک ابرقدرت با تمامی توان نظامی و سلاح های پیشرفته، خاک یک کشور را به اشغال درآورده، ولی هنوز در برابر مقاومت عده ای مسلمان باایمان و معتقد که از ابتدایی ترین سلاح ها محروم اند، عاجز مانده است. به حق (این ها) نمونه های والای شهادت و ایثار اند و مستظهر به نصر الهی.[29]

4-  خشنودی از فرار شوروی از افغانستان

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در رابطه با خروج اشغال گران شوروی از افغانستان، با اشاره به این نکته که، خروج نیروهای بیگانه که از اواسط ماه مه 1988م، از سرزمین افغانستان شروع شد، می تواند سرآغازی برای حل مشکل دیرین این دیار باشد، به صراحت گفت: خروج کامل نیروهای شوروی از افغانستان مورد استقبال ما و جامعه ی بین المللی قرار گرفت. ما ضمن اعلام مجدد حمایت خویش از مبارزات مردم مسلمان آن کشور، بر لزوم ایجاد دولت اسلامی، مردمی، غیرمتعهد و به دور از دخالت های بیگانه و دارای روابط حسن همجواری با کشورهای همسایه که تنها در پرتو وحدت تمامی اقشار مردم مسلمان افغانستان میسر خواهد بود، تأکید می کنیم و در این راه تمامی مساعی خویش را به کار گرفته و خواهیم گرفت. ما همچون گذشته بنابر وظیفه اسلامی، انسانی خود به کمک های انسان دوستانه به پناهندگان افغانی ادامه می دهیم.[30]

5 ـ افشای زوایای پنهان شکست شوروی

نباید از یاد برد که زوایای پنهان شکست شوروی توسط مسلمانان دلیر افغانستان، با ابتکار و پیش بینی‌های الهی حضرت امام خمینی (ره) برای جهانیان آشکار شد. زیرا استکبار جهانی در یک اقدام مشترک، سعی داشتند تا آثار فروریختن نظام‌شوروی را که از بیداری اسلامی در افغانستان متحمل شده بود، از دید افکار عمومی جهان پنهان نگهدارند؛ اما حضرت امام خمینی(ره) همچون گذشته به یاری بیداری اسلامی شتافت و مرگ مکتب پوشالی کمونیست را به جهانیان اعلام فرمود و نظام جایگزین را نیز پیشنهاد داد. آن رهبر فرزانه در نامه تاریخی خود خطاب به میخائیل‌گورباچف آخرین رئیس‌جمهور شوروی فرمودند: «مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است. برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد. در خاتمه صریحاً اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید.[31]

پیش بینی امام راحل زمانی صورت گرفت که هنوز اتحاد جماهیر شوروی فرو نپاشیده و دیوار برلین (به عنوان نماد جدائی شرق و غرب)، فرو نریخته بود. گورباچف در سال1378ش، ضمن اظهار تأسف، تصریح کرد «اگر ما پیشگویی‌های آیت‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم.»[32]

6-  آمادگی برای بازسازی افغانستان

دولت اسلامی ایران، بعد از پیروزی  مجاهدین، اعلام کرد: جمهوری اسلامی ایران با اظهار خشنودی از پیروزی مجاهدین مسلمان افغانستان و تأسیس دولت اسلامی، از توقف خونریزی و برادرکُشی در این کشور برادر و همسایه استقبال نموده، ضمن حمایت از دولت قانونی افغانستان، بر عدم دخالت کلیه کشورها در امور داخلی آن کشور تأکید و بار دیگر توجه جامعه بین المللی را نسبت به احتیاجات انسانی مردم محروم افغانستان جلب می نماید. ما به سهم خود در این زمینه تلاش نموده، آمادگی خود را برای همکاری با کشورهای دیگر و سازمان های بین المللی در زمینه ی بازسازی، ارسال مواد غذایی، دارو و دیگر مایحتاج مردم افغانستان اعلام می داریم.[33]

 

فصل پنجم: دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد افغانستان

پایه های مستحکمی که امام خمینی (ره) در زمان حیات پربرکت خویش بر اساس اخوت اسلامی و مشترکات دینی و همسایگی در روابط دو ملت ایران و افغانستان بنا نهاده بودند، بعد از رحلت امام راحل، با رهبری های خردمندانه حضرت آیت الله خامنه ی هم چنان استوار و پایدار پابرجا ماند. مقام معظم رهبرى که بعد ازحضرت امام خمینی (ره)، به عنوان رهبر، سکان هدایت کشتی انقلاب اسلامی را به عهده گرفتند، در راستای دفاع از ملت مظلوم و ستمدیده افغانستان، دقیقا همان راه و روش بنیانگذار جمهوری اسلامی را در پیش گرفتند. ایشان در مناسبت های مختلف  با توجه بر الهی و مردمی بودن  انقلاب اسلامی، بر اتحاد ملل مسلمان مخصوصا دو افغانستان و ایران حول محور مشترکات دینی و همسایگی تاکید فراوان داشته، سران جهادی وسایر شخصیت های افغانستان را به وحدت و همدلی فرا می خواندند.

1-  لزوم حفظ عوامل معنوی دوران جهاد

مقام معظم رهبرى در یازدهم مهر (میزان) 1368ش، در دیدار  با رئیس‏ دولت موقت و در تبعید مجاهدین و جمعی از رهبران مجاهدان افغانستانی، آنان را میهمانان ارجمند جمهورى اسلامى و مجاهدان فی سبیل الله خوانده، با یادآوری این نکته که نه فقط یک ملت، بلکه دنیاى اسلام چشم انتظار کارهاى شماست. خطاب به آنان افزودند: امروز، اگرچه در محافل سیاسى و در گفتگوهاى سیاسیون عالم، مسأله‏ى افغانستان یک مسأله‏ى صرفاً سیاسى و بین الدّولى است؛ اما از نظر ملتهاى مسلمان، یک مسأله‏ى اسلامى است که به سرنوشت دنیاى اسلام و آینده‏ى بین‏الملل اسلامى ارتباط تام و تمامى دارد. آنچه بحمد اللّه، هم براى همه‏ى مسلمینى که از مسائل جارى این منطقه و افغانستان مطلع و آگاه هستند و هم بخصوص براى ملت افغانستان و ایران مایه‏ى خشنودى و خوشحالى است، این است که مبارزات شما پس از سالها رنج و زحمت، به یک نتیجه‏ى مقطعى و مرحله‏اى نایل آمد و ثابت شد که یک ملت، هرچند هم تنها و مستقل و على‏الظّاهر بى‏پناه باشد، اگر جهاد کرد، خداى متعال به او کمک مى‏کند و با اراده‏اش معادلات جهانى را به هم خواهد زد- که به هم زد.

آن رهبر فرزانه هم چنین یاد آور می شوند: کسى باور نمى‏کرد که ملت افغانستان خواهد توانست نیروهایى را که با کمیّت زیاد و با اراده و تصمیم قاطع وارد افغانستان شده بودند، از این کشور بیرون کند. جز ملت افغانستان، هیچ‏کس دیگر نبود که بتواند این کار را بکند. اگر کسى، دولتى، سیاستى، ادعا کند که او در چنین کارى مؤثر بوده است، حتماً گزافه است. فقط اراده‏ى ملت افغانستان و جهاد بزرگ و بسیار مرارتبار این ملت مؤثر بوده است. اگر شما جهاد نمى‏کردید و اگر آن جبهه‏هاى سخت و محروم از اوّلیات زندگى، با آن فداکارى تلاش نمى‏کردند، ممکن نبود دشمن از خاک افغانستان بیرون برود.[34]

آنچه مهم است، این است که همان عواملى که در آن روز به شما کمک کرد تا بتوانید مجاهدت کنید، امروز هم لازم است تا کمک کند که بهترین راه را انتخاب کنید و قوى‏ترین تصمیم را بگیرید و قدم آخر را بردارید. هنوز ملت افغانستان قدم آخر را برنداشته است و حیف است که انسان بعد از رسیدن به دروازه‏هاى پیروزى، متوقف شود و نتواند خود را به پیروزى برساند.[35]

2- تأکید بر تداوم انسجام

مقام معظم رهبرى با تاکید بر این مطلب که  یکی از مشکلات موجود بین مجاهدین اختلافات داخلى آن هاست که باید آن را برطرف کنند، یادآور شدند: دشمن مایل است که اختلافات روز به روز بیشتر مشتعل شود و در همه جا بهانه هم زیاد دارد؛ بخصوص در افغانستان که بیش از بعضى جاهاى دیگر، بهانه براى اختلاف وجود دارد. اگرچه به نظر ما، اختلاف شیعه و سنى در حقیقت اختلاف نیست؛ زیرا در اصول اصلى اسلام- که اگر کسى آن‏ها را نداشت، مسلمان نیست- مشترکند؛ یعنى هر دو مذهب، به قبله‏ى واحد، خداى واحد، پیامبر واحد، قرآن واحد و احکام و ارکان واحد اسلامى معتقدند؛ اما شما ببینید که استعمار در طول زمان از طرح مسأله‏ى شیعه و سنى در مقابل یکدیگر، چه وسیله‏ى اختلافى- بخصوص در محافل پایین‏تر و نسبت به اوساط پایین مردم که از معرفت و توجه، قدرى دورتر هستند- درست کرده است.

ایشان رهبران جهادی افغانستان را مورد خطاب قرار داده، می فرمایند: شما، رهبران و بزرگان و مرشدان مردم هستید. باید روى این مسئله کار کنید و علاوه بر ایجاد وحدت در میان مردمِ گوناگون از اقوام و تیره‏هاى مختلف افغانى با مذاهب مختلف و دادن پیام آرامبخش وحدت به آن‏ها، تلاش کنید که پیام آرامبخش وحدت در خود دستگاه سیاسى و میان تلاشگران سیاسى به وجود آید. اگر یک طرف هم احساس کرد که حق او تضییع مى‏شود، اغماض و تسامح و علاقه به وحدت را بر آنچه که او حقِ خودش مى‏داند، غلبه دهد.[36]

3-  سابقه درخشان افغانستان

رهبر معظم انقلاب با توجه به سابقه درخشان افغانستان در گسترش و اشاعه دادن فرهنگ اسلامى، فرمودند: افغانستان، یک کشور و ملت مسلمانِ خالص با سوابق دیرین در فرهنگ اسلامى است. ملت افغانستان، حق زیادى در اشاعه‏ى فرهنگ اسلامى دارد. کتب حدیث و تفسیر و فقه و تاریخ و امثال این‏ها، که در طول قرون متمادى از افغانیها صادر شده، چند برابر آن مقدارى است که کشورهاى مغرب اسلامى توانستند به وجود آورند. یعنى تولید اسلامى ملت افغانستان، یکى از تولیدهاى درجه‏ى یک محسوب مى‏شود که بسیار باارزش است. بنابراین، ملت افغانستان در فرهنگ و مواریث اسلامى، داراى حق است. ملتى با این خصوصیات که کشورش کشور اسلامى است، قاعدتاً حکومتش هم باید اسلامى باشد.

حضرت آیت الله خامنه ی بر تداوم وحدت ملت های دوکشور تاکید ورزیده، می افزودند: یکى از اهداف بلندگوهاى استعمار این است که بین ملت هاى برادر، جدایى بیندازند. اختلاف، صرفاً بین اعضاى یک ملت که ایجاد نمى‏شود، بلکه طرح اختلاف میان ملتها، بخصوص دو ملت مانند افغانستان و ایران که مسایلشان به‏طور کامل به یکدیگر مرتبط است و هر حادثه‏یى که در اینجا اثر بگذارد، در آنجا هم اثر خواهد گذاشت و بعکس، مى‏تواند آثار سویى در بر داشته باشد. بلندگوهایى سعى داشتند و دارند که روز به روز بین این دو ملت جدایى بیندازند؛ اما ما در سخت‏ترین شرایط نیز، هیچ مصلحتى را بر مصلحت دفاع از افغانستان غلبه‏ ندادیم. امروز هم ما در کنار ملت و جهاد و وحدت افغانستان و نیز حکومت اسلامى آینده‏اش قرار داریم. اگر کسى بخواهد این وحدت را بشکند و در داخل ایجاد فتنه کند، با او احساس برادرى نخواهیم کرد و او را دست شیطان به حساب خواهیم آورد. کسانى که خودشان و زبان و عملشان تفرقه‏انگیز است، به اعتقاد ما ایادى شیطان هستند. برادرى و مسلمانى، این‏گونه نمى‏شود.[37]

4-  مردم صالح براى کارهاى بزرگ

حضرت آیت الله خامنه ی در بیست و نهم آبان (عقرب) 1369ش، در دیدار با رهبران گروههاى جهادى افغانستان‏، بیان داشتند: ملت افغانستان، ملت مسلمانى است؛ شیعه و سنّیش فرقى نمى‏کند. شیعه‏اش هم مسلمان است، سنّیش هم مسلمان است؛ مسلمانانِ متعصب و پایبندى هم هستند. یعنى همیشه تمسک شرق عالم اسلام نسبت به اسلام، از غرب عالم اسلام بیشتر بود. شما این تمسکى را که به اسلام، در نقاطى از آسیا ایران و افغانستان و ترکستان مى‏بینید، هرگز در آفریقا آن مناطق غربى عالم اسلام مشاهده نمى‏کنید. دنیاى اسلام، چنین چیزى را هیچ‏وقت تجربه نکرده است.

ایشان در قسمت دیگری از رهنمود های خود افزودند: اگر بخواهید به پیروزى برسید، باید این مردم دنبال سر شما باشند. اگر بخواهید این مردم دنبال سر شما باشند، راهش این است که مردم در رهبران، احساس ایمان و صدق و صفا بکنند. ... اسلام را در همه‏ى این گروهها و دسته‏جات مختلف حاکم نماییم. در رأسش هم شما آقایان اعم از شیعه یا سنى که هرکدام بحمد اللّه جمعیتى را دنبال سر خودتان دارید، باید در جهت ایجاد حکومت اسلامى و حاکمیت اسلام در افغانستان تلاش کنید و به کمتر از این هم بایستى قانع و راضى نشوید.[38]

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، بعد از پیروزی مجاهدین و در دو دهه ی اخیر، بی وقفه به حمایت های دلسوزانه ی خویش از مردم مسلمان افغانستان ادامه دادند. ایشان در یکی رهنمود های خود می فرمایند:  همیشه ملت مظلوم، ملت فقیر، ملت عقب نگه داشته شده، ملت بااستعداد که من سال هاى متمادى از نزدیک با عناصر و برادران افغانى آشنا بودم مردم بسیار بااستعداد و صالح براى کارهاى بزرگ.[39] در این اواخر، همیشه سرنوشت مردم افغانستان را دخالت قدرت ها رقم زده است. دلیل فقر و عقب‏ماندگى مردم افغانستان‏ این‏هاست؛ و الا مردم افغانستان‏، آزاده، شجاع و بسیار با استعدادند و از فرهنگ بسیار عمیق و قدیمى برخوردارند. ما مردم افغانستان‏ را مى ‏شناسیم و قرن ها باهم زندگى کرده‏ایم. ما مى ‏دانیم این‏ها مردم بسیار بااستعدادى هستند. هیچ‏چیزِ این‏ها از مردم دیگر دنیا کمتر نیست؛ خیلى چیزهایشان بیشتر هم هست.[40]

 

فصل ششم: امام خمینی (ره) از دیدگاه مردم و بزرگان افغانستان

ارادت و علاقه ی مردم افغانستان به حضرت امام خمینی (ره)، از نوع ارتباط معنوی و نشان دادن محبت به اولیای الهی است. پیروان مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنى با جان و دل  امام راحل را دوست می داشتند. به موضع گیری های شجاعانه ایشان در برابر قدرت های سلطه گر، افتخار می کردند. در روند سال های جهاد، رهنمودهای الهی امام را سر لوحه مبارزات خویش قرار می دادند. گوشه ای از این ارادت معنوی را در دوران بیماری و رحلت امام خمینی (ره) می توان دید. در اوایل پیروزی انقلاب، و یا در سال 1368ش، وقتی حضرت امام (ره) در بستر بیماری بود، هزاران نفر در مناطق مختلف افغانستان برای سلامتی آن رهبر و اندیشمند بزرگ قرن روزه گرفتند.[41]در مساجد و تکیه خانه ها، برای سلامتی آن راد مرد تاریخ دست به دعا برداشتند. هنگامی که از رحلت جانکاه  امام بزرگوار، اطلاع یافتند غوغای در جهان برپاشد که تاریخ نظیر آن را به یاد ندارد. مردم مسلمان افغانستان در داخل کشور و مهاجران افغانستانی در خارج، ده ها شبانه روز مجالس ختم قرآن و نذر برگزارکردند.. یادآوری این چند مورد، قطره ی از دریای بی کران محبت های جامعه ی مسلمان به حضرت امام خمینی (ره) می باشد:

1-  علما و شخصیت های جهادی و سیاسی افغانستان در وصف امام راحل بسیار سخن گفته و می گویند. آیت الله محمد آصف محسنی یکی از علمای طراز اول و از رهبران پیشگام جهادی افغانستان با ارایه ی تحلیلی از وضعیت پیروزی انقلاب اسلامی، اعتقاد دارد که: عامل مهم و اساسی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، رهبری حضرت امام (ره) ایمان بود. خداوند به امام راحل کمک کرد، تا انقلاب اسلامی را در ایران به پیروزی برساند، هرچند حضرت امام (ره) از دنیا رفت و در جمع ما نیست، اما تفکر آن اندیشمند بزرگ در میان ما زنده است. امام خمینی(ره) در رهبری انقلاب اسلامی هدف شخصی نداشت، موقعیت‌ها را خیلی خوب می‌شناخت و این از معنویت انقلاب و از خصلت های بزرگ امام راحل بود. پیروزی انقلاب اسلامی روحیه مجاهدین افغانستان را هم در نبرد با ارتش سرخ تقویت کرد. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در جهان اسلام، دولت و ملت‌های اسلامی داشتیم، ولی حکومت اسلامی نداشتیم و بعد از انقلاب اسلامی در ایران بود که مردان و زنان با عزت شدند، هویت خود را شناختند و تاثیر انقلاب اسلامی همه جا را نیز فرا گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگ اسلامی در سطح جهانی جا افتاد و دیگر کسی از گفتن الله اکبر خجالت نمی‌کشید و این حاصل برکت‌های الله اکبر در ایران بود. شکی نیست که تمدن اسلامی بدون جنگ و اسلحه پیروز خواهد شد و غرب در جنگ تمدن‌ها از درون متلاشی می‌شود.[42]

2-  در سال های 1358، هنگامی که در حلقات و نشستها حضور داشتیم، سخن از شجاعت و ایستادگی و فریاد ضد استکباری امام بود. این باردیگر این مسئله اختصاص به برادران اهل تشیع نداشت و برادران اهل سنت نیز این چنین بودند. اگر چه اندیشه های امام در منطقه تأثیر داشت ولی تأثیر این اندیشه ها در افغانستان به دلیل اشتراکات فرهنگی و مذهبی بیشتر بود و زود تراز دیگرنقاط اثر خود را نشان داد. امام خمینی (ره) دو ابتکار به خرج دادند که در افغانستان نیز بسیار تأثیر گذار بود. یکی تأسیس هفته وحدت که در افغانستان از همه جای دیگر بیشتر بروز و ظهور پیدا کرد و ما هر ساله چنین جشنی را در مراکز و موسسات دانشگاهی و دینی برگزار می کنیم و باعث نزدیکی هرچه بیشتر برادران اهل سنت و تشیع گردیده است. دو اعلام جمعه آخر رمضان به عنوان  روز قدس که درافغانستان هر سال با شکوه تر از گذشته برگزارمی شود و علمای شیعه و سنی درکنار هم دراین مراسم شرکت می کنند که این نیز برای وحدت بسیار موثر است.[43]

3-  امام ویژگی خاص خود را دارد و نه تنها اختلاف میان شیعه و سنی را از میان برداشت بلکه به جهان کفر هم اعلام مبارزه علنی کرد. جهان اسلام از اتحاد آوری امام الهام گرفتند. این الهام گیری باعث پیروزی حزب الله لبنان در مقابل اسرائیل و پیروزی انقلاب مردم مسلمان افغانستان علیه استعمار شوروی سابق گردید.[44]

4-  شهید استاد برهان الدین ربانی رئیس جمهور پیشین ، دو روز قبل از شهادتش درگفت وگو با پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای، درباره تاثیر سخنان رهبر انقلاب اسلامی در باره «بیداری اسلامی» بر جهان اسلام و بر کشورهای مختلف، با تاکید به این مطلب که، موضع گیری ها و سخنان مقام معظم رهبری در قبال استکبار جهانی و صهیونیست راه خود را در بین نسل جوان باز کرده است، بیان داشت: شکی نیست که اولا از نوشته ها و صحبت های مقام معظم رهبری درباره بیداری اسلامی، به ویژه در کشورهایی استقبال زیادی می شود که نوعی هم زبانی و اشتراک زبانی دارند... موضع گیری ها و سخنان مقام معظم رهبری در قبال استکبار جهانی و صهیونیست ها راه خود را در بین نسل جوان باز کرده است.[45]

 

نتیجه گیری

وقوع، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، نتایج پربار و دامنه داری را بر بیداری اسلامی  و تحولات، دینی، سیاسی و فرهنگ عمومی جامعه ی اسلامی در افغانستان ازخود به جا گذاشت. از جمله این که:

1-   اولین بار پس از جدایی ایران و افغانستان دگرگونی اساسی در روابط دو ملت افغانستان و ایران  ایجاد کرد و نحوه ی مناسبات مردمان دو کشور از روابط دولت ها، پیشی گرفت.

2-   برچیده شدن حکومت ارباب رعیتی، انتخاب شیوه ی مبارزاتی انقلاب اسلامی در سال های جهاد، برقراری روابط مستقیم و بدون واسطه دو ملت، تعامل بیشتر شخصیت های سیاسی، مذهبی، فرهنگی، ایجاد وحدت و همگرایی بین پیروان اهل تشیع و اهل سنن و... از جمله ی این تأثیرات است.

3-   حضور خود جوش جوانان مسلمان ایرانی و  به شهادت رسیدن جمع کثیری از آنان در کنار مجاهدین افغانستان در برابر ارتش سرخ شوروی، پیوستن داوطلبانه ای رزمندگان افغانستانی به جبهه های جمهوری اسلامی ایران و شهادت صدها نفر از آنان، از با ارزش ترین و ماندگار ترین تأثیرات انقلاب اسلامی می باشد که جوانان ایثارگر آن دوره به عنوان بهترین هدیه  برای نسل های فعلی و آینده ی دوملت از خود به جا گذاشتند.

4-    بدون تردید، گسترش مناسبات دو ملت در تمام زمینه ها، مدیون حمایت های بی دریغ حضرت امام خمینی (ره) در سال های جهاد مردم افغانستان، پناه دادن به مجاهدان و مهاجران افغانستانی و تداوم این پشتیبانی در دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای می باشد.

5-    ملت، رهبران و شخصیت های اهل تسنن و تشیع افغانستان پیوسته از حمایت های ارزشمند و تأثیرگذار حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری(دامه ظله العالی)، از مبارزات و استقلال جامعه ی اسلامی افغانستان، به نیکی یاد می کنند.