تاریخ خود گواهی براین مطلب است که بعد از غیبت امام زمان(عج)، هیچ قشری به اندازه ی علما در جهت دهی فکری و عملی مردم به سوی سعادت دنیا و آخرت اهمیت نداشته اند. علمای دینی همچون چراغی راه  خدایی را در برابر مسلمانان گشودند وخود به عنوان طلیعه داران این حرکت، آن ها را در این راه رهبری کردند. علمایی که نه تنها در عرصه ی بندگی خدا یکه تاز بودند،بلکه عمر خود را در مبارزه با استعمار و مبارزه با وجوه ظلم و ستم سپری کردند.انقلاب اسلامی ایران خود نمودی از این جان سپاری هاست. آیت الله محسن حکیم ،از علمای مجاهد عراق خود نمونه ی  بارز مجاهدی بود که زندگیشان صرف بندگی خدا و مبارزه با استعمار  داخلی و خارجی شد.نوشتار زیر ،قطره ای از اقیانوس مواج زندگی آیت الله حکیم است. امید که بتوانیم با فراگیری سیره ی عملی وفکریایشان ،به زندگی خود رنگ وبویی الهی بدهیم.


نگاهی کوتاه به زندگی محسن حکیم:

آیت‌الله سید محسن طباطبائی حکیم از مراجع بزرگ مجاهد شیعه ی عراق،در یکم شوال 1306 ق در روز عید فطر در شهر نجف اشرف به دنیا ‌آمد.”خاندان حکیم از طرفی صاحب علم و شرافت و فضیلت بوده اند واز طرفی افتخار خدمتگزاری آستان علوی را داشتند. از زمان شاه عباس صفوی تاکنون عدهای از این طائفه خدمتگزاری آستان علوی را داشته  وتاکنون ارثاً از اجداد خود این افتخار را دارند.”[1] پدرش حاج سید مهدی حکیم مرجع تقلید شیعیان بنت جُبَیْل لبنان بود.سید محسن شش سال از زندگی خود را می گذراند، که وفات پدر ضربه ی سختی به او وارد کرد.بعد وفات پدر، برادرش سیدمحمود،سرپرستی او را بر عهده گرفت.وی از همان سنین کودکی به فراگیری متون اسلامی رو آورد تا بتواند گمشده ی خویش را پیدا کند. دروس مقدمات و مبادی فقه و اصول را خواند و در بیست و چهار سالگی در زمره ی علمای حوزه ی نجف اشرف در آمد.تلاش ها و شخصیت بزرگ ایشان نوید آینده ای درخشان داشت.از استادان برجسته ی او می توان به”آیات عظام سیدمحمد‌کاظم یزدی، آخوندخراسانی، سید ابوتراب خوانساری، میرزا حسین نائینی، آقاضیاءالدین عراقی، شیخ‌الشریعه اصفهانی، سیدمحمد‌ سعید حبّوبی، و شیخ علی‌باقرجواهری”[2]اشاره کرد.”پس از وفات‌ سید ابو الحسن‌ اصفهانى‌ نگاه‌ها به‌ سید محسن‌ حکیم‌ متوجه‌ گشت‌. بخصوص‌ این‌ که‌ آیت‌ الله بروجردى‌ به‌ ایران‌ مهاجرت‌ کرده و در شهر قم‌ مسکن‌ گزیده بود.این‌ مسأله‌ باعث‌ شد که‌ مرجعیت‌ میان‌ سید محسن‌ حکیم‌ در نجف‌ و آیت‌ الله بروجردى‌ در قم‌ تقسیم‌ شود؛ تا این‌که‌ پس از وفات‌ آیت الله بروجردى‌ مرجعیت‌ به‌ طور کامل‌ در اختیار ‌سید محسن حکیم قرار گرفت‌.”[3]


اقدامات برجسته ی آیت الله حکیم به عالم اسلام:

1-پرورش شاگردان برجسته وبی نظیر:یکی از اقدامات آیت الله حکیم که نشان دهنده ی  اهمیت  شخصیت ایشان برای جهان اسلام است ، پرورش شاگردان برجسته است.آیت الله حکیم دارای شاگردانی هستند که هر کدام خود نمونه ی والای انسانیت و بزرگی بوده اند.از میان شاگردان آیت الله حکیم می توان به سید علی خامنه ای ،سید محمد سعید حکیم،سید محمد علی قاضی طباطبایی،سید جلال الدین آشتیانی،سید علی سیستانی،علی اکبر هاشمی رفسنجانی،محمد تقی جعفری،سید مصطفی خمینی ،سید محمد مهدی خلخالی ،سید مرتضی خلخالی،شیخ محمد جواد مغنیه،سید محمد باقر صدر،سید حسین وحید خراسانی،سید محمد بحرالعلوم،شیخ ناصر مکارم شیرازی،سید موسی صدر،شیخ احمدکافی،شیخ محمد لنکرانی،محمد هادی معرفت،سید هاشم رسولی محلاتی”[4]اشاره کرد.تربیت چنین شخصیت هایی که هر کدام نقش بسزایی در عالم اسلام داشته اند، نمونه ای بی نظیر و مثال زدنی است.

2- حزب دعوت اسلامی: “ حزب دعوت اسلامی که در زمان فیصل دوم پی ریزی شده بودبا حمایت حکیم پا به عرصه ی جامعه می نهد و فعالیت های خویش را توسعه می بخشد و حمایت های گسترده ای که از سوی مرجعیت شیعه انجام می گرفت،به زودی این تشکل را در شمار نیرومندترین گروه اسلامی جای داد.”[5]امروزه پس از گذشت سال ها این حزب هنوز پا برجاست و تلاش خود را در برآوردن اهداف اولیه ی این حزب که سید حکیم بر آن تاکید می کرد و آن تشکیل حکومتی اسلامی است ،صرف می کند.

3- تاسیس جماعه العلما: جماعه العلما مجمعی از عمای  حوزه ی نجف است که در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی عراق مشارکت میکردند ودر پی مبارزه با  افکار انحرافی از جمله کمونیست بودند.کمونیست ها این مجمع را در تضاد آشکار با اهداف خود می دیدند و تمام تلاش خود را در بی اعتبار ساختن این مجمع به کار بردند.[6]سید محسن  از طلیعه داران مبارزه با کمونیست بود و تمام تلاش خود را در نفی این ایدئولوژی به کار برد.

4- تألیفات:”آیت‌ الله حکیم‌ کتاب‌هاى متعددى‌ را به‌ رشته‌ تحریر در آوردند که‌ از آن‌ جمله‌ مى‌توان ‌به:

مستمسک‌ العروة‌  الوثقى‌، نهج‌ الفقاهة‌، حقائق‌ الاصول‌، شرح‌ التبصرة‌، دلیل‌ المناسک‌، منهاج‌ الصالحین‌، منتخب‌ الرسائل و منهاج‌ الناسکین‌ اشاره‌ کرد.”[7]

5- ابوالشهدا:یکی از ویژگی های آیت الله حکیم که به ایشان شخصیت والایی بخشیده است تعداد شهدایی است که تقدیم اسلام کرده است.وی دارای ده فرزند پسر بود.”شگفت آن که هر ده فرزند ذکور حضرت  حکیم، روحانی و مجتهد نامور به شمار می آیند که از این میان هفت تن  به فیض شهادت نایل آمده اند که از این منظر آل حکیم را متمایز می نماید.”[8]خاندان آیت الله حکیم خاندانی هستند که شهدای زیادی به اسلام تقدیم کرده اند که در نوع خود بی نظیر است.”این خاندان جلیل القدر به آل الفقاهه و الشهادﺓسر شناس شدند.که تاکنون 64 شهید تقدیم اسلام عزیز کردند که آماری بی سابقه ودر نوع خود تکاندهای در تاریخ به شمار می آید.از این رو سید حکیم را می توان ابو الشهدا نامید.”[9]

6- تاسیس بناهای علمی و مذهبی:”آیة الله حکیم، علاقه شدیدی به تاسیس مدارس، و راه انداختن کتابخانه‏های‏ مساجد و دیگر بناهای علمی و دینی داشت، از این رو آثار متعدد دینی از آن بزرگوار به‏یادگار مانده است. کتابخانه معروف او که به نام‏ "مکتبة الامام الحکیم‏" در نجف اشرف‏ تاسیس شده است، یکی از مجهزترین و مدرن‏ترین کتابخانه‏های اسلامی است، و جالب توجه آنکه این کتابخانه بیش از یکصد شعبه در سراسر عراق دارد.به فرمان این‏پیشوای بزرگ،مدارس و مساجد متعددی در نجف اشرف، بغداد، بصره و سایر نقاط‏ عراق و دیگر کشورهای اسلامی ساخته شد که همیشه نام آن فقید سعید را در خاطره‏هازنده می‏سازد. مرحوم آیة الله حکیم برای اداره امور مرجعیت‏خود، نظم و سازمان‏خاصی ایجاد کرده بود.”[10]


سیره ی اخلاقی شیخ حکیم:

آیت الله حکیم دارای صفات اخلاقی درخشانی بود.(سید محسن حکیم مرجعی مظلوم ودرون گرا بود،اعتماد به نفس خاصی در وجودش موج می زد.و اصرار فراوان به انجام کار های شخصی اش داشت.شاید از این رو که یتیم بود واز کودکی به گونه ای خود اتکایی نایل آمده و صاحب چنین مشی و روحیه ای شده بود.اتاق کارش ساده و منش ایشان بی آلایش بود.به هیچ یک از شاگردانش تکلیف نمی کرد. نسبت به نگارش درس و تقریر درس های علمی اش کوچک ترین اقدامی نمایند.”[11]بلندی مرتبه ی علمی نه تنها او را متکبر نساخت بلکه حال او به درخت سیبی ماند که میوه هایش به او فروتنی مضاعفی بخشد.”هر چه بر موقعیت اجتماعی و مذهبی وی افزوده می شد،فروتنی ویاد خدا هم در وجودش فزونی می یافت.” [12]به شاگردان خود نصیحت می کرد:”مرتب با مردم باشید وبا اخلاق نیک مردم را موعظه و نصیحت فرمائیدوبا سخن نرم علل و امراض روحی مردم را معالجه کنید.”[13]وی تبسم را از لب های خود دور نمی ساخت. در میان مردم بود وخود را با درد های آنها آشنا می ساخت واین چهره ی دوستنی او را جذاب تر کرده بود.او خود را پدری مهربان برای مسلمانان از هر نژاد و مذهب می دانست وبرای خوشبختی آن ها از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد.آن بزرگوار بارها با فرستادگان دربار،که اندیشه ی ستم به اقلیت های نژادی و مذهبی را در سر می پروراندند،می فرمود:”در دیدگاه منکرد،عرب وترک با یکدیگر تفاوتی ندارد.همه ی آن ها برادران و فرزندانم هستند.با همه ی توان وقدرتم از آنان نگهبانی می کنم.”[14]وی دستی سخی و کریم داشت به گونه ای که مانند مولای خود امام حسن (ع) او را به بخشندگی و گشاده دستی می شناختند.” داستان مهربانی وحمایت وی از تهیدستان چنان در همه ی عراق پخش شده بود که بسیاری از زندانیان و بیماران بیمارستان ها با وی مکاتبه داشته،تنگناهای زندگی خود را صمیمانه بیان  و تقاضای یاری می کردند.)[15]“شیخ‌ محمد هادى‌ امینى‌ در مورد ایشان‌ مى‌فرماید : «ایشان‌ فقیه‌ زمانه، سرور قوم، ‌ رهبر امت و بزرگ‌ مرجع تقلید و فتواست.»زرکلى‌ نیز او را چنین‌ وصف‌ مى‌کند : «او مجتهدى‌ امامى‌ بود که‌ مرجع اعلاى شیعیان نامیده شده است.»“[16]


مبارزات سیاسی آیت الله حکیم:

آیت الله حکیم مرد خدا بود.اعتقادات مذهبیش از او مردی مجاهد و استعمار ستیز ساخته بود.انگلیسی ها در “1332ق بندر فاو در جنوب عراق را اشغال کردند و تصمیم به تصرف دیگر مناطق عراق گرفتند. از اینرو علمای شیعه عراق برای بیرون راندندشمنان، بر ضد نیروهای انگلیسی فتوای جهاد صادر کردند. و دهها هزار مجاهد داوطلب،تحت فرماندهی سه گروه از علما، روانه جبهه‌های نبرد شدند. سید محسن حکیم جزو علمای گروه سوم قرارداشت. ریاست این گروه بر عهده استاد مقرب او، سید محمد سعید حبوبی بود که مدت‌ها با نیروهای انگلیسی در جنگ بودند.آیت‌الله سید‌محسن حکیم در آن باره گفته بود: «در تمام مدتی که جبهه جنگ بودم، هرگزنترسیدم»“[17] هنگامى‌ که‌ سید سعید حبوبى‌ رهبرى‌ مسلمانان‌ عراق‌ را بر ضد اشغال‌ انگلیس‌ در جبهه‌ ناصریه بر عهده‌ گرفته بود، سید محسن‌ حکیم‌ را  به همکارى خود انتخاب‌ نمود و او را  از اعتماد خویش بهره‌مند ساخت‌.”سید محسن حکیم در دوران حیات خودصرف نظر از حاکمیت عثمانی و زمانه ی اشغال عراق توسط انگلیس(قیمومت)،زمام داری سه پادشاه وچهار رئیس جمهور را شاهد بود.ملوک ثلاثه عبارت بودند از:فیصل اول،غازیو فیصل دوم.واما روسای جمهور عراق که همگی نظامی بودند،عبارتند از:سپهبد عبدالکریم قاسم،عبدالسلام،عبدالرحمن عارف و احمد حسن البکر.”[18]

آیت‌الله حکیم در کمک به جنبش‌های آزادیبخش اسلامی، فعال بود و مسلمانان را به کمک و پشتیبانی از برادران مسلمان فلسطینی،تشویق می‌نمود و اعلامیه‌های متعدد و مهمی راجع به فلسطین و وحدت مسلمانان جهانبرای نجات بیت‌ المقدس صادر نمودودر این راه سختی های زیادی متحمل شد.[19]“پس از نبر د شش روزه ی اعراب و اسرائیل حکیم از رهبران سرزمین های اسلامی تقاضا کرد که اختلاف را کنار نهند و به مصالح امت بیندیشند.در این پیام همچنین بر لزوم وحدت همه ی مسلمانان برای رویارویی و نبرد با صهیونیزم تاکید شده است.”[20]وی همچنین درشهریور 1348،‌طی تلگرامی، آتش زدن مسجدالاقصی توسط صهیونیست‌ها را به شدت محکوم کرد و از عموم مسلمین دعوت نمود که با تمام قوا برای نجات و رهایی قدس شریف و سرزمین فلسطین از دست صهیونیست‌های کافر و تجاوز پیشه، فداکاری کنند و از مقدسات اسلام که مورد اهانت و تحقیر دشمنان اسلام قرار گرفته‌اند، دفاع نمایند.[21]       
از اقدامات دیگر ،آیت الله حکیم- که به آن اشاره شد- حمایت  از حزب دعوت اسلامی بود که با رهنمود ها و پشتیبانی های آیت الله حکیم، سختی ها و مشکلات حکومت های طاغوتی عراق راسپری می کرد.”پس از آنکه عبدالکریم قاسم در 26 ذیحجه 1376 ق / 14 ژوئیه 1958 کودتا کرد و به قدرت رسید، سیاست نزدیکی به اردوگاه کمونیسم را در پیش گرفت و کمونیست‌های عراقی نیز شدیداً به فعالیت و تبلیغ پرداختند و محیطی پر از رعب و وحشت ایجاد کردند. در این هنگام آیت‌الله حکیم، به معارضه با آنان برخاست و با فتوای معروف خود «الشیوعیۀ کفر و الحاد» (مرام اشتراکییا کمونیسم، کفر و الحاد است) قدرت آنان را در هم شکست.”[22]حکیم علاوه بر این فتوای تاریخی جماعه العلما را نیز در عراق تشکیل داردکه نقش مهمی در بر ملا ساختن اندیشه های شیطانی کمونیست داشت

 آیت الله حکیم تحولات ایران رانیز نظاره گر بود و نسبت به حکومت شاهنشاهی و قوانین  ضد اسلامی که به امضا می رسید ساکت نمی نشست.  در منازعات سیاسی که از 1341 به بعدمیان روحانیت و رژیم محمد‌رضا شاه در ایران روی داد، وی با صدور نامه، اعلامیه از مواضع علمای ایران به رهبری امام، حمایت کرد. “آیت‌الله حکیم لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را از جمله«قوانین کافره و خلاف قوانین مقدسة اسلام» دانست و حمله به مدرسه فیضیه در فروردین 1342 را به شدت محکوم کرد و خواستار مهاجرت دسته جمعی علمای بزرگ ایران به عتبات گردید که مورد موافقت آنان قرار نگرفت. همچنین طی تلگرامی، سرکوب قیام 15 خرداد 1342 را توسط محمد‌رضا شاه به شدت محکوم نمود.”[23] وی وظیفه ی اسلامی خو د را تنها به کشور عراق محدود نمی کرد، بلکه هر جا مسلمانی و یا حتی غیر مسلمانی مورد ظلم وستم قرار می گرفت از آن ها حمایت می کرد.       


گوشه ای از دیدگاه های حکیم:

مبارزاتی عملی حکیم به بهترین وجه، موید نوع تفکر علمیایشان است.سید محسن،در عالم نظر خوش می درخشید.”نظر گاه های اجتهادیش در کارآمد کردن سیاق معیشت وتمشیت امور دینی مسلمانان راهگشاست.در مستحدثات و معضلات حادمقلدان، در پی چاره جویی بود.حکیم،اولین مرجع و زعیم شیعی است که با صدای رسا اعلام کرد، اهل کتاب پاک اند. نخستین مرجع دینی دارای ریاست عامه است که از پیوستن به صفوف فدائیان فلسطین و اقدامات آن ها جانبداری نمود. و تادیه زکات در حمایت از مقاومت مسلحانه شان را مشروع، وجان باختگان در راه آزادی قدس شریف را شهیدو حتی با تحفظاتی، انجام عملیات استشهادی در این مسیر را جایز شمرد.سید حکیم پس از سید ابوالحسن اصفهانی ،دومین مرجعی است که جواز استفاده از سهم امام برای آماده سازی مجله های دینی را صادر کردتا پژوهشگران با مقاله نویسی به تنویر افکار عمومی در این راه مبادرت ورزند. در عصر او نهاد مرجعیت فربه و دامنه فعالیت های او گسترش یافت.”[24]وی قائل به جدایی علما از سیاست نبود و معتقد بود که با سیاست می توان امور مردم را سر و سامان بخشید ومردم به آسایش و رفاه برسند. “گویند از او پرسیدند: «نظر شما درباره سیاست و دخالت علما درآن چیست؟» او با صراحت تمام گفت: «اگر معنی سیاست، اصلاح امور مردم، روی اصول صحیح عقلانی و رفاه حال و آسایش بندگان خدا باشد، اسلام تمامش همین است وجز سیاست،‌ چیزدیگری نیست و علما غیر از این، کار دیگری ندارند، واگر منظور معنی دیگری باشد،اسلام از آن بیگانه و دور است.”[25]یکی از اهدافی که آیت الله حکیم در سر می پروران تشکیل حکومت اسلامی بود و آن بزرگوار برپایی حکومت اسلامی را از واجباتی میدانست که در صورت توان باید به آن اقدام شود.[26]وی از طلیعه داران مبارزه با کمونیست بود که فتوا و سفارش های  ایشان، نقش مهمی در دوری مردم از کمونیست داشت.

وفات: آیت‌الله حکیم در 27 ربیع‌الاول 1390 ق در حالی که بر حسب تاریج هجری قمری 84 سال بزیست ،درگذشت.”نکته ی جالب آن است که سید محسن ،به تاریخ هجری شمسی در 11 خرداد 1268 دیده به جهان گشود و81 سال بعد در 11 خرداد 1349 چشم از جهان فروبست.[27] تشییع جنازه او که درآن صدها هزار نفر شرکت داشتند به تظاهرات وسیعی بر ضد رژیم بعث عراق تبدیل شد. او را در نجف اشراف در جنب کتابخانه خود دفن کردند. روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.

منابع

[1]-حسینی نجفی ،احمد،شرح زندگی محسن طباطبایی حکیم،مترجم احمد علی مصباح نجفی،بی جا،بی نا،بی تا،ص37.
2- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی،آیت الله سید محسن حکیم،18 دی 1390،درhttp://www.ir-psri.com/Show.php.
3-پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله،سید محسن حکیم ؛فقیه مرجع،18 دی 1390،درhttp://www.bayynat.ir/index.
4- تبرائیان،صفاءالدین،مرجع عصر آیت الله حکیم به روایت تصویر،تهران،مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1389،ص182.
5-عبیری،عباس،دیدار با ابرار(سید محسن حکیم ،مرزبان حوزه ی نور)،دوم،تهران،سازمان تبلیغات اسلامی، 1375،ص53.
6-همان،ص55.
7- پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله،سید محسن حکیم ؛فقیه مرجع،18 دی 1390،درhttp://www.bayynat.ir/index .
8- تبرائیان،صفاءالدین،مرجع عصر آیت الله حکیم به روایت تصویر،پیشین،ص216.
9-همان،268.
10-تبیان،سید محسن حکیم،13 خرداد 1388،در http://www.tebyan.net.     
11- تبرائیان،صفاءالدین،مرجع عصر آیت الله حکیم به روایت تصویر،پیشین،ص 86.
12- عبیری،عباس،دیدار با ابرار(سید محسن حکیم ،مرزبان حوزه ی نور)،پیشین،ص44.
13- حسینی نجفی ،احمد،شرح زندگی محسن طباطبایی حکیم،پیشین،48.
14- عبیری،عباس،دیدار با ابرار(سید محسن حکیم ،مرزبان حوزه ی نور)،پیشین،صص43-44.
15- همان،46.
16- پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله،سید محسن حکیم ؛فقیه مرجع،18 دی 1390،درhttp://www.bayynat.ir/index.
17- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی،آیت الله سید محسن حکیم،18 دی 1390،درhttp://www.ir-psri.com/Show.php.
18- تبرائیان،صفاءالدین،مرجع عصر آیت الله حکیم به روایت تصویر،پیشین،ص60.
19- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی،آیت الله سید محسن حکیم،18 دی 1390،درhttp://www.ir-psri.com/Show.php.
20- عبیری،عباس،دیدار با ابرار(سید محسن حکیم ،مرزبان حوزه ی نور)،پیشین،ص76.
21- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی،آیت الله سید محسن حکیم،18 دی 1390،درhttp://www.ir-psri.com/Show.php.
22-همانجا.
23-همانجا.
24- تبرائیان،صفاءالدین،مرجع عصر آیت الله حکیم به روایت تصویر،پیشین،ص134.
25-- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی،آیت الله سید محسن حکیم،18 دی 1390،درhttp://www.ir-psri.com/Show.php.
26- عبیری،عباس،دیدار با ابرار(سید محسن حکیم ،مرزبان حوزه ی نور)،پیشین،ص53.
27- تبرائیان،صفاءالدین،مرجع عصر آیت الله حکیم به روایت تصویر،پیشین،ص 236.

منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی