خاندان

خاندان امام خمینی ابتدا ساکن شهر نیشابور بودند، اما در اواسط قرن یازدهم هجری برای ترویج مذهب و راهنمایی امور دینی شیعیان هند، راهی شمال این کشور و شهر لکنهو واقع در ناحیه ی اوده شدند. سید احمد موسوی هندی پدربزرگ امام خمینی، در اواسط قرن سیزدهم هجری، کشور هند را ترک کرده و راهی نجف شد و از آنجا به دعوت بزرگان خمین تصمیم به اقامت در خمین و به عهده گرفتن مسئولیت رسیدگی به امور دینی مردم آن منطقه را گرفت.

 

سید حیدر موسوى جد اعلاى آیت الله سید روح الله موسوى خمینی است. او مولف دو رساله، به نامهای «نفحة العرفان» در عرفان و « هدایة المستشرقین» در حقانیت مذهب امامیه، است و به همین دلیل به آینه دار معرفت معروف شد.
در سال 766 هجرى قمرى سید حیدر موسوى اردبیلى از طرف عارف بزرگ حضرت میر سید على همدانى، جهت ارسال پیام نور و عرفان به سرزمین هند مهاجرت کرد و در آنجا به تبلیغ اسلام پرداخت. در طول اقامت او در هند، بسیاری از هندوان و بوداییان به آیین اسلام گرویدند تا جایى که برخی از رؤساى این کیشها نیز اظهار اسلام نمودند.
سیداحمد که از نسل سید حیدر می باشد بین سالهاى 1240 و 1250 قمرى به قصد زیارت عتبات عالیات به عراق مسافرت کرد. و در مدت آنجا با یوسف خان، پسر محمد حسین بیک کمرهاى، اهل خمین آشنا شد و برحسب تقاضاى او برای اقامت به خمین مراجعت کرد.
حاصل ازدواج او چندین دختر و پسر بود و آقا مصطفی خمینی پدر امام خمینی یکی از آنها بود.
آقا مصطفی حدود سال 1300 قمری با مرحومه هاجر آغاخانم دختر مرحوم آقا میرزا احمد مجتهد خمینی المسکن خوانساری الاصل ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه پسر و سه دختر بود که به ترتیب سن و سال عبارتند از: مولوده آغا خانم، آقا سید مرتضی (پسندیده)، آقا نورالدین (هندی)، فاطمه خانم، آقازاده خانم، روح الله ملقب به امام خمینی(س).

تولد و کودکی

در حالی که سال 1320 هجری قمری از نیمه می گذشت مولودی در ایران دیده به جهان گشود که بعدها با قیام الهی خویش سرنوشت ایران و جهان اسلام را دگرگون و انقلابی را پید آورد که منادی؛ انسانیت، آزادی، عدالت و استقلال در سرتاسر جهان بود. آن روز کسی نمی دانست این همانی است که فرداها دنیا او را به نام "امام خمینی" خواهد شناخت.

روح الله الموسوی الخمینی در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با اول مهر 1281 هجری خورشیدی (24 سپتامبر 1902 میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی در خانواده ای اهل علم و معرفت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر(سلام الله علیها) پای بر خاکدان طبیعت نهاد و در نیمه آستانه نیمه خرداد 1368 پس از دهه ها مبارزه و کوشش برای تحقق آرمان ها و اهداف اسلام ناب محمدی به ملاقات عزیزی رفت که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود.

پدر ایشان آیت الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیت الله میرزای شیرازی بود که پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجأ مردم و هادی آنان در امور دینی بود. کمتر از پنج ماه از ولادت روح الله نمی گذشت که طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت، ایشان را که در مقابل زورگویی هایشان به مقاومت برخاسته بود به شهادت رساندند. بدین ترتیب روح الله تحت سرپرستى مادر مومنه اش (بانو هاجر) که خود از نوادگان آیت الله خوانساری (صاحب زبدة التصانیف) بود و همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) پرورش یافت و مورد توجه آنان بود. او در کودکى باهوش بود و قامتی رشید و درشت داشت و با جست و خیز زیاد، سرآمد همبازی های خود بود. روح الله، تا سن 15 سالگی از نعمت مادر و عمه نیز محروم شد.

 
 
 تحصیلات

امام خمینی از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه خمین نظیر آقا میرزا محمود افتخار العلماء، میرزا رضا نجفی خمینی، شیخ علی محمد بروجردی، آقاشیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت الله سید مرتضی پسندیده فرا گرفت و در سال 1298 ه. ش عازم حوزه علمیه اراک شد.

اندکی پس از هجرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (نوروز 1301 هجری شمسی، مطابق با رجب المرجب 1340 هجری قمری) امام خمینی نیز از طریق خمین رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی کرد، ایشان تنها به ادبیات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نکرد و به دیگر رشته های علمی نیز علاقه مندانه روی آورد. از این رو همزمان با فراگیری فقه و اصول نزد فقها و مجتهدینِ وقت به فراگیری ریاضیات و هیئت و فلسفه نزد مرحوم حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکمی یزدی و عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب نزد مرحوم آقا شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی و عالیترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیت الله آقا میرزا محمدعلی شاه آبادی ـ اعلی الله مقاماتهم ـ پرداخت. امام خمینی با آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی نیز مأنوس بود و از ایشان به نیکی یاد می کرد.

ازدواج و خانواده

امام خمینی در سال 1308 ه. ش. با خانم خدیجه ثقفی ازدواج کردند. عقد آنان در ماه مبارک رمضان، در شاه عبدالعظیم منعقد گردید. همسر مکرمه حضرت امام خمینی(س) خانم خدیجه ثقفی ملقب به قدس ایران دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی صاحب تفسیر روان جاوید، از علمای متجدد تهران و از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی بود.
ایشان از نعمت هوش و استعداد ذاتی، حافظه ای فوق العاده، پشتکار و علاقه وافری به تحصیل دانش برخوردار بودند و تحصیلات کلاسیک علوم جدید را در دبیرستان های تازه تأسیس در آن دوره کسب کرده بودند. زبان فرانسه را به خوبی در مدرسه آموخته بودند و زبان عربی را نزد حضرت امام آموخته و بر شعر و ادب فارسی، مانند غزلیات حافظ و سعدی یا کتاب بوستان و گلستان سعدی و کلیله و دمنه و دیگر کتب ادبی تسلط داشتند و پس از ازدواج نیز دروس حوزوی را به مدت 15 سال نزد حضرت امام فرا گرفتند و همیشه تحصیل ایشان مورد تشویق، و استعداد و کمال فهم ایشان مورد اعتراف امام بوده است.
همسر مکرم امام، علاوه بر آنکه مورد تکریم امام بودند، به شدت مورد علاقه ایشان بوده و امام علاقه خود را به همسر محبوب خود بارها ابراز می داشتند و این نکته به وضوح در میان خانواده و آشنایان مشخص و مورد توجه بوده است.
حاصل ازدواج آنان آن 8 فرزند، 3 پسر و 5 دختر بوده است که سه فرزند ایشان در دوران کودکی از دنیا رفتند و 5 فرزند از ایشان به کمال رسیدند. فرزندان حضرت امام در طول زندگی پر برکت ایشان، خالصانه در خدمت امام و هدف امام بودند. فرزندان امام به ترتیب سن عبارتند از :
سید مصطفی خمینی ،صدیقه مصطفوی، فریده مصطفوی، فهیمه مصطفوی و سید احمد خمینی بوده است.

 

ارتحال

امام خمینی در ساعت 20/22 بعدازظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 به دنبال بیماری دستگاه گوارش و چند عمل جراحی سخت به ملکوت اعلا پیوست.
وقتى خبر رحلت منتشر شد، گویى زلزله اى عظیم رخ داده است، بغضها ترکید و سرتاسر ایران و همه کانون هایى که در جهان با نام و پیام امام خمینى آشنا بودند، یکپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند.

هیچ قلم و بیانى قادر نیست ابعاد حادثه را و امواج احساسات غیرقابل کنترل مردم را در آن روزها توصیف کند. روز چهاردهم خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبرى ، تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینى توسط حضرت آیت الله خامنه اى که دو ساعت و نیم طول کشید، بحث و تبادل نظر براى تعیین جانشین امام خمینى و رهبر انقلاب اسلامى آغاز شد و پس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیت الله خامنه اى (رئیس جمهور وقت) ـ به اتفاق آرا براى این رسالت خطیر برگزیده شد.

روز و شب پانزدهم خرداد 1368، میلیونها نفر از مردم تهران و سوگوارانى که از شهرها و روستاها آمده بودند، در محل مصلاّى بزرگ تهران اجتماع کردند تا براى آخرین بار با پیکر مطهر مردى که با قیامش، قامت خمیده ارزش ها و کرامتها را در عصر سیاه ستم استوار کرده و در دنیا نهضتى از خداخواهى و بازگشت به فطرت انسانى آغاز کرده بود، وداع کنند.

پیکر امام در مصلی

هیچ اثرى از تشریفات بى روح مرسوم در مراسم رسمى نبود. همه چیز بسیجى و مردمى و عاشقانه بود. پیکر پاک و سبز پوش امام بر بالاى بلندى و در حلقۀ میلیونها نفر از جمعیت ماتم زده، چون نگینى مى درخشید. هر کس به زبان خویش با امامش زمزمه مى کرد و اشک مى ریخت. سرتاسر اتوبان و راههاى منتهى به مصلى مملو از جمعیت سیاه پوش بود. پرچم هاى عزا بر در و دیوار شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراکز و ادارات و منازل به گوش مى رسید. شب که فرا رسید هزاران شمع به یاد مشعلى که امام افروخته است، در بیابان مصلّى و تپه هاى اطراف آن روشن شد.خانواده هاى داغدار گرداگرد شمع ها نشسته و بر سر و سینه مى زدند. مردم شب را در کنار پیکر امام به صبح رسانیدند.

در نخستین ساعت بامدادِ شانزده خرداد، میلیونها تن به امامت آیت الله العظمى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشکبار بر پیکر امام نماز گزاردند. مراسم تشییع از مصلى تا مرقد امام در جنب بهشت زهرا ـ مزار شهیدان انقلاب اسلامى ـ با احساسات غیر قابل کنترل مردم برگزار شد و پیکر مطهر امام خمینى به خاک سپرده شد.

منبع:http://topic.imam-khomeini.ir