شیخ "محمد حسین کاشف‌الغطاء" پرچمدار وحدت و اصلاح
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩   کلمات کلیدی:
شیخ "محمد حسین کاشف‌الغطاء" پرچمدار وحدت و اصلاح

نگاهی گذرا به زندگی شیخ محمد حسین کاشف الغطاء و مواضع وی در رابطه با تقریب و وحدت

شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء در سال 1294 هجری در نجف اشرف و در خانواده‌ای معروف به علم و فضیلت دیده به جهان گشود.
پدر او مرحوم شیخ علی بن محمدرضا بن موسی بن شیخ جعفر صاحب کتاب "کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء" بن شیخ خضر بن یحیی بن مطر بن سیف الدین المالکی بود.
او در 10 سالگی تحصیل علوم عربی را آغاز کرد و پس از آن به آموختن علوم بلاغت و ریاضیات پرداخت و در جوانی توانست تحصیل فقه و اصول را به پایان ببرد.


پس از آن در محضر شیخ محمد کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی و شیخ آقارضا همدانی حاضر شد و فلسفه و کلام را نزد میرزا محمد باقر اصطهباناتی و شیخ احمد شیرازی و شیخ علی محمد نجف آبادی و دیگر دانشمندان و ریاضی‌دانان بزرگ آموخت.
طولی نکشید که کاشف الغطاء به دلیل نبوغ و فعالیت‌های علمی در حوزه علمیه نجف درخشید و آثاری را در زمینه‌های علمی مختلف مانند فقه،  اصول، تفسیر، اخلاق، فرهنگ و ادبیات عرب تألیف کرد.
 
فعالیت‌های امام کاشف الغطاء تنها در زمینه علوم و پژوهش‌های حوزوی خلاصه نمی‌شود بلکه وی اهتمام ویژه‌ای به اصلاح، نوآوری و بررسی مسائل امت اسلامی و مشکلات آن داشت و یکی از برجسته‌ترین دعوت کنندگان به تقریب مذاهب اسلامی و وحدت میان مسلمانان بود و تلاش زیادی برای تقویت همبستگی و برادری در میان امت اسلامی مبذول داشت به گونه‌ای که قلب او مالامال از رنج‌های  ناشی از تفرقه مسلمانان بود.
 
او صاحب این کلام ماندگار است که اسلام بر دو اساس بنا شده است: "توحید و وحدت کلمه" 

او در کتاب خود با عنوان "المثل العلیا فی الاسلام لا فی بحمدون" همه مسلمانان را خطاب قرار داده و به آنها می‌گوید: هر موجود دارای احساس و شعور باید بداند مسلمانان امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت، همبستگی و جمع کلمه و وحدت صفوف نیاز دارند و این که مانند بنیان مرصوص به یکدیگر بپیوندند؛ هیچ زمینه‌ای را برای آنچه موجب خشم، دشمنی و جدایی از یکدیگر می‌شود، باقی نگذارند و باید آزادی مذاهب و ادیان را حفظ کنند چنانچه خداوند متعال می‌فرماید: «یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»". 

امام کاشف العطاء نگاه‌های مسلمانان را متوجه راز پیروزی آنها می‌کند و می‌گوید: در حقیقت باطل‌هایی که در برابر حق قرار دارند مسلمانان را ملزم می‌سازند دست‌های سوئی که در پی بر هم ریختن سرزمین‌ها است، قطع کنند و قطعا زمانی که میان اهالی یک سرزمین وهم وجود داشته باشد حکما و اندیشمندان تلاش می‌کنند این وهم را از میان برده و آن را اصلاح کنند.
 
ما می‌دانیم که بیماری کشنده و غیر قابل درمان تفرقه ناشی از  خودپسندی‌ها و تعصب‌های برخواسته از مفاخرات، رقابت‌ها، برخوردها، نژادپرستی و تحقیر ملیت‌ها است به همین دلیل کلام وحی از زبان پیامبر خدا(ص) تصریح می‌کند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». و سپس توضیح می‌دهد : «الناس کلهم لآدم، وآدم من تراب، لا فضل لعربی على اعجمی إلا بالتقوى»، «لیس منا من دعا الى عصبیة»". 

وی در نامه‌ای خطاب به شیخ الازهر "شیخ محمود شلتوت"  می‌گوید: از طریق برخی روزنامه‌ها از سخنان شما که موجب رضایت خداوند و صلاح امت بود مطلع شدیم و خداوند را شکر می‌کنیم که در میان این امت و در این زمان فردی را قرار داده است که موجب وحدت امت می‌شود و حقیقت دین را می‌فهمد و برکت و امنیت اسلام را برای مسلمانان افزایش می‌دهد. ما نیز در طول 50 سال  برای تقریب میان مذاهب اسلامی تلاش کرده و به وحدت اهل توحید فرا می‌خوانیم.

وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر این که آیا مسلمانان از اختلاف بهره‌ای می‌برند و چه چیزهایی آنها را به اختلاف فرا می‌خواند، پاسخ داد: 
اولا بدانید که اختلاف تنها برای انسان‌ها ضروری نیست بلکه برای طبیعت وجود ضروری است مقصودم جهان وجود و فساد، شب و روز، نور و تاریکی، گرمی و سردی، تابستان و زمستان، هوشیاری و بی‌هوشی و چیزهای دیگر است و اختلاف نظرها از دقیق ترین مسائل وجودی و اصلی برای حفظ نظام جهان است و وحدتی که قران کریم به آن دعوت می‌کند وحدت در آرا و مذاهب نیست زیرا این به دلیل طبیعت بشر محال است و بزرگترین موهبت‌های خداوند را تعطیل می‌کند و چه موهبتی بزرگتر از آزادی آرا و عدم جمود عقل‌ها و خاموش نشدن جرقه‌های هوشیاری، فهم، بحث و روشنگری بلکه مراد از وحدت که در قرآن عزیز به آن دعوت شده است  و آنکه یکی از دو ستون‌ "وحدت و توحید" در اسلام است، وحدت اخلاقی و وحدت ایمانی و وحدت برادری و دوستی است به اینکه اختلاف در مذاهب و نظرها سببی برای کینه توزی  و از هم بریدن و دشمنی و ستم نباشد بلکه باید بهترین صحابه در صدر اسلام را به عنوان مثل اعلی و الگوی حسنه گرفت که در بسیاری از مسائل فرعی و مسائل علمی با یکدیگر اختلاف داشتند و در بالاترین سطح برادری و صفا بودند و از یکدیگر دفاع کرده و از هم حمایت می‌کردند زیرا اسلام جسد واحد است و آنها اعضای این جسدند که روح واحدی یعنی روح مقدس مبدأ و قربانی کردن هر عزیزی در راه آن، آنها را به هم پیوند داده است.

اما این که چه کسی مسئول اداره امور اسلام است جواب صحیح آن است که  "کلکم راع وکلکم مسؤول" همه شما رعیت و همه شما مسئولید هر کس به اندازه شأن و قابلیتش؛ هر موجود دارای شعوری خود را می‌شناسد و از توان خود آگاه است.

حقیقت آنست که همه مکلفند و همه مقصر؛ از خود علت‌ها و عذرها را می‌پرسند و روزی که اسرار بر ملا می‌شود حقایق مخفی نمی‌ماند و عذرها نفعی ندارند.
 
وی در برخی از نوشته‌های خود آورده است: مصلحان فریاد زدند و همه مسلمانان بسیاری از فریادهای آنها را شنیدند که گفتند: بیماری مسلمانان تفرقه آنها و درگیری با یکدیگر است و تنها داروی آنها اتفاق و وحدت و پشتیبانی از یکدیگر و کنار گذاشتن مجادله و زیرپا گذاشتن بغض و کینه است و همچنان تلاش برای این مقصد بالا و غرض شریف تا امروز ادامه دارد و مردانی که خداوند چشم‌های آنها روشن کرده است و اراده آنها را استوار گردانیده و ریشه‌های اخلاص را در آنها برای صلاح این امت شعله‌ور گردانیده از ورای شور قلب‌هایشان به این وحدت مقدس یعنی وحدت فرزندان توحید و پیوستن تمام مسلمانان را زیر پرچم ( لا إله إلا الله محمد رسول الله ) بدون هیچ فرقی میان عناصر و مذاهب آنها دعوت می‌کنند.

آنها دعوت کنندگان به این جامعه والا و عروة الوتقی و دلیل محکم که خداوند تمسک به آن را امر فرموده است و ریسمان قوی که خداوند دستور داده به آن چنگ زنید، هستند  زبرا این زندگی است و به این وسیله امت اسلام نجات می‌یابد و الا هلاک ابدی و مرگ جاودانه در پیش است. 

این افراد دعوت‌کنندگان به وحدتند و حاملان مشعل توحید، آنها دعوت کنندگان به حق و انبیای حقیقتند و رسولان خداوند به سوی بندگان او در این عصر،  آن دسته از شعائر اسلام را که کهنه شده تازه می‌کنند و  آن دسته از مناره‌های محمدی را که نابود شده دوباره می‌افرازند و به فضل این تلاش‌های مستمر از سوی این مردان "که چقدر کم است تعدادشان" بشارت‌های خیر آشکار می‌شود و طلیعه‌های موفقت می‌درخشد و این روح طاهر در جان‌های مسلمانان رسوخ می‌کند و به یکدیگر نزدیک می‌شوند و با یکدیگر آشنا می‌شوند.

مرحوم کاشف الغطاء دائما علمای امت را به برگزاری کنفرانس‌ها و نشست‌ها برای تقویت و کمک به وحدت اسلامی فرا می‌خواند و به مسلمانان در رابطه با توطئه‌های استعمار غربی هشدار می‌داد و تأکید می‌کرد: غربی‌ها از خطرناک‌ترین عوامل پاشیدن بذر تفرقه و شکاف میان فرزندان امت اسلامی هستند.
 
وی  در سفر مشهور خود به فلسطین در سال 1931 برای حضور در نشست اسلامی که با حضور علمای بزرگ مذاهب اسلامی کشورهای مختلف و نزدیک به 50 هزار تن از مسلمانان در قدس شریف برگزار شد، سخنرانی بلیغ و موثری انجام داد که در آن آمده است: 

یکی از غرایزی که در جان‌های ما محکم شده و آن را از قرن‌های پیش به ارث برده‌ایم، غریزه تفرقه و اختلاف است بر خلاف وحدت و الفتی که خداوند سبحان ما را به آن امر فرموده و برادری و دوستی که آن را بر گردن ما قرار داده ﴿والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض..﴾ التوبة:۷۱، و معلوم است که اختلاف آرا و آزادی فکر ناموسی از نوامیس انسان است و فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر پایه آن خلق کرده است  ﴿سُنّة الله فی الَّذین خلوا من قبل ولن تَجِد لِسُنّة الله تبدیلاً﴾ الأحزاب:۶۲، هیچ شکی وجود ندارد که همه ما پیش از‌ آنکه شیعه، سنی، زندی و یا شافعی باشیم مسلمان و موحدیم  و این مسائل نباید موجب رابطه محکم اسلام میان ما باشد.
 
ما ذا التّقاطع فی الإسلام بینکمُ        وأنتُم – یا عباد الله – إخوانُ
این تفرقه در اسلام میان شما مسلمانان برخواسته از چیست در حالی که شما ای بندگان خدا با یکدیگر برادرید.

وی در ادامه می‌افزاید: صحابه (رضوان الله علیهم) به ویژه پس از رحلت صاحب رسالت در بسیاری از فروع با یکدیگر اختلاف داشتند؛ هر کس نظر خود را داشت و اختلافات آنها در مسائل مهمی مانند مسح، وضو، ارث متعه،‌مهر در نکاح و همچنین بسیاری از مسائل دیگر بود اما آنچه از همه مهم‌تر بود ایجاد نشدن شکاف در وحدت آنها و ایجاد تفرقه میان آنها بود بلکه به یکدیگر اقتدا کرده و با هم نماز می‌خواندند و در ایمان یکدیگر شک نمی‌کردند و به همین گونه توانستند در نیم قرن شرق و غرب زمین را از آن اسلام کنند. 

پس آنچه بر هر مسلمانی به ویژه رهبران و دانشمندان در چنین شرایطی واجب است به کارگیری همه تلاش‌ها برای پیوستن مسلمانان به یکدیگر و نشر الفت میان آنهاست چنانچه خداوند و رسول او می‌خواهند و در کتاب خدا به آن دستور داده شده است.

و معنای این برادری آن نیست که از سنی بخواهی که شیعه شود و یا از شیعه بخواهی که سنی شود زیرا این منافی حکمت است و مخالف با سنت خداوند در خلقت بلکه هر کس نظر خود و اعتقاد خود را دارد بلکه دعوت به وحدت آن است که این اختلاف‌ها را ابزاری برای تفرقه و دلیلی برای مجادله، رقابت، دشمنی و خشم  میان برادران قرار ندهیم.

وی در پایان آورده است: ای رهبران اسلام خدا را در این قضیه به یاد داشته باشید که این مسئله‌ای جوهری است و باید هر یک از ما تمام تلاش خود را در گسترش این روحیه پاک و نشر این آموزش‌های مقدس به کار بریم، باشد که خداوند به فضل تلاش‌های شما از مسلمانان امتی را تشکیل دهد که بار دیگر جهان را به لرزه درآورد بلکه می‌گویم -و هراسی ندارم که غلو کرده باشم- جهان را بار دیگر اصلاح کند همانگونه که بار اول اصلاح کرد. ـ تنا ـ