زبان فارسی عامل همگرایی ملت‌های منطقه
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳٠   کلمات کلیدی:
خبرگزاری فارس: زبان فارسی عامل همگرایی ملت‌های منطقهدر کنار بسیاری از عوامل اتحاد و یکپارچگی، زبان نیز عاملی برای وحدت بیان می‌شود. افغانستان از جمله کشورهایی است که زبان فارسی یکی از 2 زبان رسمی آن محسوب می‌شود.
هر چند فارسی‌زبانان اکثریت جمیعت افغانستان را تشکیل نمی‌دهند اما به دلایل مختلف زبان فارسی بر اکثریت مناطق این کشور سیطره دارد و مردم ولایت‌های مختلف افغانستان قادرند به فارسی صحبت کرده و بنویسند.
بخش اندکی از رسانه‌های افغانستان از زبان غیرفارسی استفاده می‌کنند و می‌توان گفت زبان غالب رسانه‌های افغانستان نیز فارسی است.

با توجه به آن که این زبان در کشورهای منطقه نیز رواج دارد، می‌تواند عاملی برای وحدت و همدلی مردمان کشورهای منطقه از جمله پاکستان، ایران و تاجیکستان باشد. 

هر چند در حال حاضر زبان رسمی پاکستان فارسی نیست اما در گذشته نه چندان دور زبان فارسی در آن رونق خاصی داشت و شاعران برجسته‌ای چون اقبال به فارسی می‌سرودند.

اکنون نیز زبان فارسی در این کشور و همچنین جایگاه خاص خود را دارد و به عنوان مثال سرود ملی پاکستان به زبان فارسی است.

چندی پیش یادداشتی از «قاضی حسین‌احمد» یک رهبر مذهبی پاکستان منتشر شد که در آن به اهمیت زبان فارسی به عنوان عامل اتحاد اشاره شده بود و عملکرد دولتمردان پاکستان به دلیل به توجهی به این مهم و دور شدن از افغانستان نکوهش شده بود.

این رهبر مذهبی پاکستان نوشته است:

«پیش از آمدن انگیسی‌ها به سرزمین هند، فارسی زبان رسمی و زبان علم و ادب در این نیم قاره بود. عده‌ای از شعرای نامور زبان فارسی نیز از همین خطه سر برافراشته بودند.

فارسی اهمیت علمی و فرهگی خود را بعد از تسلط انگلیسی‌ها بر هند برای مدت‌های طولانی همچنان حفظ کرد.

علامه اقبال، فیلسوف و شاعر نامور که در نیم قارۀ هند به دنیا آمده بود، از فارسی به عنوان وسیله‌ای برای انتشار پیام‌هایش به سایر مسلمانان استفاده می‌کرد.

اگرچه نسل جوان پاکستان از اشعار فارسی اقبال آگاهی چندانی ندارند، اما پیام‌های اقبال یکی از عوامل بیداری در کشورهای افغانستان، ایران و آسیای مرکزی بوده است.

برای تجزیه مسلمانان، انگلیسی‌ها ابتدا دانشجویان مدارس رسمی را از فرا گرفتن زبان قرآن یعنی عربی محروم کردند و سپس انگلیسی را جایگزین فارسی کرده تا باشد رابطۀ مسلمانان هند را با دنیای وسیع فارسی‌زبان قطع کنند.

فارسی از زمان‌های باستان، زبان رسمی، علمی و فرهنگی سرزمین افغانستان بوده و اکثر پشتون‌ها هم به حاکمیت آن ارج میگذاشته و فقط به تکلم به زبان پشتو در محلات خود اکتفاء میکرده‌اند.

فارسی در «صوبه سرحد» (مناطق پشتون‌نشین پاکستان) نیز همیشه زبان علم و ادب بوده است.

من تحصیلاتم را از با زبان شیرین فارسی آغاز کردم. تمام نوشته‌ها و مکاتبات پدرم به فارسی بودند. اجداد من صدها سال در کار قضاوت بودند و تمام اسناد باقیمانده از آنان به زبان فارسی است.

غربی‌های امپریالست پس از زبان عربی، زبان فارسی را هدف قرار داده تا مسلمانان را تقسیم کنند و به همین دلیل از حرکات قومگرایانۀ برخی پشتون‌ها حمایت کرده تا میان پشتون‌ها و فارسی‌زبانان شکاف ایجاد کنند.

برای حفظ وحدت افغانستان، «نادرشاه» و پسرش «ظاهر شاه» که خود پشتون بودند نه تنها فارسی را زبان خانوادگی خویش بلکه آن را به عنوان زبان رسمی و آموزشی افغانستان پذیرفتند. از خانوادۀ سلطنتی عده‌ای انگشت شمار هم نمی‌توانند به زبان پشتوی روان سخن گویند و اکثر قبایل پشتون در ادبیات از فارسی بهره می‌گیرند.

قبل از هجوم روس‌ها به «خیوه» و «بخارا»، فارسی زبان رسمی آن سرزمین‌ها بود. مردم ترکیه نیز اغلب مسلط به زبان فارسی بودند.

نوشته‌های مولانا به این دلیل به فارسی بود که زبان رسمی آسیای مرکزی، ایران، خراسان (افغانستان) و هندوستان فارسی بود.

بعد از اضمحلال حکومت‌های خیوه و بخارا، به بهانۀ موجودیت لهجه‌های مختلف ترکی، روس‌ها آسیای مرکزی را به کشورهای ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، قیرقیزستان و آذربایجان تجزیه کرده و روسی را جایگزین زبان فارسی کردند.

هر چند انشالله افغانستان تجزیه نخواهد شد اما تلاش‌های فراوانی در جریان است تا تنش‌های زبانی را در این کشور دامن زنند تا همزیستی مسالمت‌آمیز میان فارسی‌زبانان و پشتون‌ها غیرممکن شود.

برای خنثی نمودن چنین تحرکاتی ما جنبش ضد جدایی‌طلبی را در هر افغانستان و پاکستان به راه انداخته بودیم. با وجود موفقیت های آن جنبش، ولی بخاطر بیخردی زمامداران پاکستان اکثر مردم افغانستان اکنون پاکستان را دشمن و هند را دوست تلقی می‌کنند.

اکنون لازم است تا زمامدران پاکستانی در سیاست خود در قبال افغانستان بازنگری جدی کرده تا نشود که این 2 کشور بر بنیادهای زبانی تجزیه گردند. با داشتن دین، تاریخ و فرهنگ مشترک، مردمان این 2 کشور می‌توانند که یکدیگر را در آغوش کشیده و سد راه تجزیه شوند.»

روابط 2 کشور افغانستان و پاکستان در سال‌های اخیر فراز و نشیب‌های زیادی به خود دیده است و آن گونه که قاضی حسین احمد نوشته است، زبان فارسی می‌تواند بهانه‌ای باشد برای گردهم آوردن این 2 ملت.

همچنین چنین استنباط می‌شود که دسیسه‌هایی برای تجزیه افغانستان به بخش‌های پشتون‌نشین و غیرپشتون نیز وجود دارد.

کشورهای افغانستان، تاجیکستان و ایران اکنون بر محور همزبانی، همکاری‌های مشترکی را آغاز کرده‌اند که دامنه این همکاری‌ها می‌تواند به کشورهای دیگر مانند پاکستان نیز گسترش داده شود.