دیورند؛ معاهده‌ای مرزی که 2 همسایه را از هم دور کرد
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٢   کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: «دیورند»؛ معاهده‌ای مرزی که 2 همسایه را از هم دور کردوجود مناقشات مرزی و ادعاهای ارضی بین افغانستان و پاکستان سبب ایجاد تنشی تاریخی در روابط این 2 کشور همسایه شده و تبدیل خط دیورند به یک «تابوی» سیاسی، گفت‌وگوها بر سر این مسئله را دشوار ساخته است.

در افغانستان بارها دولتمردان این کشور از گذشته تا کنون اعلام کرده‌اند که خط دیورند را به عنوان «مرز مشترک» به رسمیت نمی‌شناسند.


هیچ زمامداری به خود اجازه نمی‌دهد در این مورد با دولت پاکستان وارد گفت‌وگو شود زیرا می‌داند در این صورت با موجی از واکنش‌های داخلی از سوی داعیه‌داران «پشتونستان»( بازگرداندن قبایل آن سوی خط دیورند به افغانستان) مواجه خواهد شد.

***پیشینه تاریخی مناقشه مرزی بین افغانستان و پاکستان

خط دیورند در سال 1893م. براساس معاهده‌ای بین حکومت وقت افغانستان و دولت هند بریتانیایی مشخص شد و این معاهده را از جانب افغانستان «امیر عبدالرحمان» پادشاه وقت و از جانب بریتانیا «سر مورتیمر دیورند» وزیر خارجه هند بریتانیایی امضا کردند.

پس از عبدالرحمن هر حکومتی که در افغانستان برسرکار آمد، با آنکه ماهیت مختلف و حتی متضادی داشته اند، اما در مورد خط دیورند، تقریباً موضعی مشابه داشته‌اند و خط دیورند را به عنوان مرز رسمی افغانستان به رسمیت نشناختند.

پس از استقلال پاکستان از هند در سال 1947م. دولت وقت افغانستان هر چند استقلال و دولت پاکستان را به رسمیت شناخت اما از به رسمیت شناختن مرز بین 2 کشور خودداری کرد.

مردم افغانستان، همواره در مورد این مسئله حساس بوده‌اند از این رو، مخالفت با خط دیورند وسیله مشروعیت حکومت‌ها شده است.

در زمان حکومت «محمد داوود» نخستین رئیس جمهور این کشور، نهضت پشتونستان‌خواهی( بازگرداندن قبایل آن سوی خط دیورند به افغانستان) از انرژی و انگیزه بی‌سابقه‌ای برخوردار شد.

داوود خان مناطق آن سوی خط دیورند را متعلق به افغانستان می‌دانست و در نخستین سال‌های ایجاد پاکستان تا مرز آمادگی برای جنگ با پاکستان پیش رفت.

«اسحاق گیلانی» عضو پارلمان افغانستان در این باره گفت: «محمد داوود خان، یکی از طرفداران شدید داعیه «پشتونستان» بود.

داوود خان اداره‌ای‌ را به نام «ریاست اقوام و قبایل» برای کمک به پشتون‌های آن سوی مرز ایجاد کرد و همواره از پشتون‌های ناراضی آن سوی مرز حمایت می‌کرد و این امر او را به یک چهره پرقدرت و خطرناک برای پاکستان تبدیل کرده بود.»

طبیعی است که در زمان زعامت داوود خان داعیه پشتونستان طرفداران زیادی داشت به طوری که همه ساله نهم شهریور به عنوان روز همبستگی با پشتون‌ها و بلوچ‎های آن سوی مرز تجلیل می‌شد و برنامه‌های فراوانی در این زمینه پخش می‌شد.

در آن زمان نیروهای ملی‌گرا در داخل و خارج از افغانستان با برگزاری محافل، انجمن‌ها، مقالات و تحقیقات تاریخی، داعیه الحاق خاک از دست رفته را مطرح می‌کردند.

تعدادی ازمورخان و اساتید حقوق و علوم سیاسی افغانستان بر اساس ادعای دست‌یابی به یافته‌های تازه تاریخی در این زمینه، قابل پذیرش بودن معاهده دیورند را زیر سوال بردند و با وجود گذشت 100 سال از توافق مذکور آن را در سال 1993 م. عملاً فاقد اعتبار دانستند.

از جمله این که «محمدحسن کاکر» از چهره‌های شناخته شده علمی در تاریخ و مسائل سیاسی افغانستان در این زمینه نوشت: «...نکته دیگر درمورد ماهیت توافقنامه دیورند این است که (این موافقتنامه) موقت است نه دائمی، درحقیقت این موافقتنامه برای آن بوجود آمد که انگلیسها بر مناطق استراتژیک تسلط داشته باشند و مانع هجوم روسیه تزاری به هند از راه افغانستان شوند.»

حمایت همه جانبه دولت‌های افغان از قبایل آن طرف خط دیورند و احزاب ملی‌گرای پشتون همیشه مایه نگرانی پاکستان بود و هر از گاهی این مسائل به ایجاد تشنج و حتی هراس درگیری بین 2 کشور نیز می‌رسید.

***اثرات اشغال افغانستان توسط شوروی بر منازعه مرزی با پاکستان

با سقوط محمد داوود و به حاکمیت رسیدن حزب دموکراتیک خلق و پس از آن هجوم شوروی سابق به افغانستان، این ادعای تاریخی ابعاد جدیدی یافت؛ پاکستان با پذیرش نیروهای مقاومت علیه شوروی و بعد از آن با پذیرش چند میلیون‌ مهاجر افغان، بازی را به نفع خود تغییر داد.

با ضعف تدریجی حاکمیت افغانستان، پاکستان پا پیش گذاشت و شوروی هر چند، در ظاهر از ادعای پشتونستان که هنوز هم از طرف حاکمیت مورد حمایت شوروی در افغانستان مطرح می‌شد پشتیبانی می‌کرد اما نیروهایی که نهضت پشتونستان را زنده نگه داشتند روز به روز شاهد اضمحلال و نابودی این داعیه ملی در افغانستان بودند.

***دولت مجاهدین و ضعف نهادها و نهضت پشتونستان‌خواهی

با پیروزی مجاهدین و آغاز جنگ‌های گروهی در افغانستان مسئله دیورند تقریباً فراموش شد، آن عده از نهادهایی که مسئول حمایت از قبایل و احزاب ملی‌گرای پشتون بودند از جمله وزارت امور سرحدات(مرزها) و قبایل افغانستان فلج شدند.

در زمان حکومت مجاهدین رسمیت یا عدم رسمیت این خط در بین 2 کشور به طور علنی مطرح نشد، اما وسواس و خاطرات مربوط به این داعیه همیشه در بین مردم زنده بود.

*** حاکمیت طالبان و مغفول ماندن دیورند

در طول 5 سال حاکمیت طالبان؛ گروهی که به ادعای دولت افغانستان از حمایت مستقیم پاکستان برخوردار بود، معضل دیورند مسکوت و مغفول ماند و هیچ‌گاه به عنوان مسئله تنش‌آور در روابط 2 کشور رخ ننمود.

***دیورند در زمان کرزی

پس از شکست طالبان در 13 سال زعامت «حامد کرزی» در افغانستان هر چند برای بهبود روابط 2 کشور تلاش‌های زیادی صورت گرفت و حامد کرزی حدود 20 بار به پاکستان سفر کرد اما معضل دیورند، موضوع بحث هیچ یک از نشست‌ها و دیدارهای مقامات بلندپایه 2 کشور قرار نگرفت.

کرزی، مانند بسیاری از زمامداران پیشین افغانستان به معضل دیورند به چشم یک تابوی سیاسی نگریست و اظهار داشت: «هیچ زعیمی در افغانستان صلاحیت به رسمیت شناختنِ خط دیورند را ندارد، و این مردم افغانستان هستند که در خصوص خط دیورند تصمیم خواهند گرفت.»

هرچند سیاست رسمی دولت افغانستان از گذشته تا کنون به رسمیت نشناختن این مرز است، اما شمار منتقدان چنین سیاسیت در داخل این کشور کم نیستند و آنها معتقدند که بحران کنونی افغانستان نتیجه اتخاذ چنین سیاستی است.

استدلال افراد و یا گروه‌های طرفدار به رسمیت شناختن دیورند این است که این معضل تاریخی پای پاکستان را به قضیه افغانستان کشانده و تا زمانی که افغانستان این خط را به رسمیت نشناسد پاکستان به مداخله در امور افغانستان ادامه خواهد داد.

این افراد و گروه‌ها که بیشتر غیرپشتون هستند ترس دارند که با الحاق مجدد اراضی مورد نظر پشتون‌ها به یکدیگر قوم پشتون به یک اکثریت قاطع در افغانستان تبدیل شود اما مخالفان این نگرانی معتقدند که با داشتن یک نظام دموکراتیک این مهم نیست که کدام قوم در اکثریت است.

برخی به این باورند که پشتون‌های آن سوی مرز هیچ تمایلی برای به پیوستنِ به افغانستان ندارند زیرا آنان می‌دانند که در صورت پیوستن به افغانستان از شرایط رفاهی‌ که اکنون برخوردار هستند محروم خواهند شد