فهرست کشمکش های آمریکا و روسیه از دهه ۹۰ قرن بیستم تا کنون
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۸   کلمات کلیدی:
خبرگزاری فارس: فهرست کشمکش های آمریکا و روسیه از دهه ۹۰ قرن بیستم تا کنون

فهرست کشمکش ها و تعارضات بین روسیه و ایالات متحده بر سر مسایل جهانی در طول تاریخ بعد از دوران جنگ سرد متعدد بوده است. هرچند دو کشور رسما به این کشمکش ها اقرار نداشتند لیکن این روزها طرف روسی تمایل دارد این تعارضات جدی را فهرست کرده و علنا اعلام نماید.

خبرگزاری روسی ریانووستی، اخیر در گزارشی مفصل فهرستی بلند بالا از تعارضات جدی و ریشه دار میان آمریکا و روسیه را بویژه از دهه نود قرن 20 منتشر کرده و به شرح ماوقع این تعارضات و کشمکش ها پرداختهاست.


اولین کشمکش جدی در روابط مدرن این دو کشور به سال 1999 بازمی گردد. در آن زمان ناتو تحت رهبری ایالات متحده، وارد مداخله نظامی در یوگسلاوی شد. ناتو به بهانه مسئله کوزوو به یوگسلاوی حمله کرد. با توجه به پاکسازی نژادی و جنایات علیه بشریت، همچنین تقاضا برای عقب نشینی نیروهای صربی از مناطق خودمختار کوزوو و متوهیجا، بمباران ناتو بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، در ماه مارس سال 1999 آغاز شد. سازمان ملل به عنوان «مداخله بشردوستانه» در این عملیات شرکت کرد. بلگراد، پایتخت یوگسلاوی، و بسیاری از شهرهای دیگر زیر حملات موشکی و بمباران قرار گرفتند. از همان ابتدا، مسکو، بمباران یوگسلاوی را اقدامی تهاجمی تلقی کرد. اولین واکنش روسیه به این اقدام، لغو حضور رسمی در سازمان ملل توسط نخست وزیر وقت «یووگنی پریماکوف» بود؛ وی که در حال سفر به آمریکا بود به منظور اعتراض رسمی به این موضوع، پرواز خود بر فراز اقیانوس اطلس را برگرداند و به مسکو بازگشت. روسیه هم به طور موقت همکاری با ناتو را به حالت تعلیق درآورد.

طبق این گزارش، یکی از چالش انگیزترین ابعاد روابط بین روسیه و ایالات متحده و ناتو همچنان موضوع «دفاع موشکی ضدبالستیک (ABM)» است. در سال 2002 ایالات متحده به صورت یکجانبه از «معاهده ABM سال 1972» عقب نشینی نمود. قبل از آن، ایالات متحده مکرراً قصد خود برای عقب نشینی از این معاهده را اعلام کرده بود، چراکه طبق اعلام واشنگتن، «این معاهده واقعیت های امروز را تامین نمی کرد». هدف واشنگتن ایجاد سیستم دفاع ضدموشکی ملی خودش بود. درعوض روسیه بر حفظ این معاهده، به عنوان یک توافقنامه دوجانبه با اهمیت بین المللی اصرار داشت، چراکه آن را اساس ثبات و امنیت استراتژیک می دانست. رئیس جمهور روسیه «ولادیمیر پوتین» در رابطه با تصمیم آمریکا مبنی بر عقب نشینی یکجانبه از این معاهده، بیانیه ایی منتشر کرد. وی در این بیانیه تاکید کرد که «روسیه مجبور به عقب نشینی از معاهده ABM که مربوط به حفظ و افزایش بنیادهای حقوقی بین الملل در حوزه خلع سلاح و جلوگیری از گسترش تولید سلاح های کشتار جمعی است، نیست.»

بعد از ترک معاهده ABM، ایالات متحده شروع به ایجاد سیستم ضدموشکی جهانی خود نمود و تا به امروز هم فعالانه در حال پیگیری آن است. در 17 سپتامبر سال 2007، رئیس جمهور آمریکا «باراک اوباما» پذیرش «شیوه مرحله ای و توافقی» به کارگیری پدافند ضدموشکی در ایالات متحده و اروپا را اعلام کرد. تاکنون فاز اول این برنامه کامل شده است. قرار است واشنگتن از پدافند ضدموشکی که در اروپا گسترش و آزمایش شده است، در مناطق آسیا-پاسفیک و خاورمیانه هم استفاده کند. روسیه بر ضمانتنامه قانونی همراه با مکانیسم کارآمد بازبینی تاکید دارد تا مطمئن شود که این سیستم ضدموشکی روسیه را هدف قرار نمی دهد.

اشغال عراق که آمریکایی ها از ان تحت نام «عملیات آزادسازی عراق» یاد می کنند در ماه مارس سال 2003، که به آن «حمله شوک و ترس» هم گفته می شود، بار دیگر موجب آشفتگی روابط آمریکا و روسیه شد. مجوز حمله از سوی رئیس جمهور وقت آمریکا «جرج دبلیو بوش» صادر شد. دلیل قانونی این حمله، ارتباط رژیم صدام حسین با تروریست های بین المللی، و همچنین گزارش سازمان سیا آمریکا در رابطه با نابودی و انهدام سلاح های کشتار جمعی در عراق اعلام شد. تاکنون چنین سلاح هایی در عراق یافت نشده است. بار دیگر، عملیات بدون هیچ گونه مجوزی از سوی شورای امنیت سازمان ملل رهبری شد. نسخه آمریکایی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به رای گذاشته نشد، چراکه روسیه، چین و فرانسه اعلام کرده بودند که هرگونه قطعنامه ایی که دربرگیرنده اولتیماتومی مبنی بر استفاده از زور علیه عراق باشد را وتو می کنند. توجیه جنگ در عراق تحت شعار «جنگ علیه ترور» در خاورمیانه از سوی رئیس جمهور روسیه یا توده مردم این کشور قابل فهم نبود. دیدگاه برخی از مردم روس در مورد این جنگ این بود که جنگ آمریکا با هدف تصرف منابع نفتی و تحمیل حاکمیت خود بر جهان در قرن 21، بدون اعتناء به سازمان ملل، است. ولادیمیر پوتین عملیات نظامی علیه عراق را «اشتباه فاحش سیاسی» نامید و در مورد «تهدید نابودی نظام فعلی امنیت بین الملل» ابراز نگرانی کرد.

ایالات متحده همواره سعی داشته تا با بهره گیری از کشمکش ها و درگیری های منطقه ای، با مهندسی «انقلاب رنگی» به اهداف سیاسی بین المللی خود نائل شود. با تمرکز انحصاری در سرزمین شوروی سابق، این انقلاب های مهندسی شده نشاندهنده ترس امریکا از نقش روبه رشد روسیه در عرصه سیاست جهانی و نفوذ آن بر «اتحادیه کشورهای مستقل (CIS)» بود. (اتحادیه کشورهای مستقل اتحادیه‌ای شامل کشورهای آذربایجان، ارمنستان، بلاروس، گرجستان، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و اوکراین است.) در سال 2003، تکنیک انقلاب رنگی از سوی ایالات متحده در گرجستان، موسوم به انقلاب گل رز، آزمایش شد. رئیس جمهور گرجستان «میخائیل ساکاشویلی» دنباله رو سیاست آمریکایی بود و مستقیماً از سوی «جرج سورس» تامین مالی می شد. حوادث اوکراین هم دقیقاً به شیوه ایی مشابه اتفاق افتاد. در پی نقض قانون اساسی کشور و تمامی مقررات دموکراتیک، تحت فشار از سوی ایالات متحده و کشورهای اروپایی، سومین انتخابات ریاست جمهوری در سال 2004 بر خلاف پیشینه «انقلاب نارنجی» برگزار شد. محرک اصلی این انقلاب، سازمان غیردولتی ایالات متحده موسوم به «خانه آزادی» با مدیریت «جیمز وولسی»، رئیس سازمان سیا در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون، و تامین منابع مالی از سوی میلیارد آمریکایی «جرج سورس» بود. ناآرامی در ازبکستان و قرقیزستان در پی وقوع «انقلاب لاله ای» در سال 2005 در نهایت ناکام ماند. همچنین دلایل و شواهدی هم مبنی بر دخالت وزارت کشور آمریکا در آشوب های ماه آوریل 2009 در مولداوی وجود دارد.

در ماه آگوست سال 2008، درگیری جدیدی بین روسیه و ایالات متحده در نتیجه حمله ارتش گرجستان به اوستیای جنوبی شعله ور شد. روسیه در حمایت از شهروندان «اوستیای جنوبی» که اکثراً ملیت روسی داشتند، نیروهایش را به سوی این جمهوری اعزام کرد. بعد از پنج روز فعالیت نظامی، ارتش گرجستان مجبور به خروج از منطقه شد. در عین حال «آبخازیا»، که از سال 1993 از گرجستان مستقل شده بود، نیروهای گرجی را از منطقه «کودری گرجستان» بیرون راند. در 26 آگوست سال 2008، روسیه حاکمیت اوستیای جنوبی و آبخازیا را به رسمیت شناخت.. هر دو کشور رسماً بخشی از کشور جماهیر شوروی بودند و حتی قبل از فروپاشی کشور هم خواستار استقلال بودند.

طرح ها و برنامه های مربوط به از سرگیری روابط بین ایالات متحده و روسیه که بعد از انتخاب رئیس جمهور باراک اوباما اعلام شد، هرگز جامه عمل به خود نپوشیدند. طبق بیانیه رئیس جمهور روسیه «ولادیمیر پوتین»، اعتماد در روابط آمریکا-روسیه بار دیگر بواسطه سرنگونی و کشتن حاکم کشور لیبی «معمر قذافی» از بین رفت و مسبب آن هم اقدامات آمریکا و متحدانش در این رابطه بود. اواسط فوریه سال 2011، تظاهرات و راهپیمایی های مردمی در کشور لیبی با خواسته برکناری قذافی که از سال 1969 حاکم این کشور بود، به راه افتاد. تظاهرات و اعتراضات موجب درگیری بین نیروهای قذافی و معترضان شد. در ماه مارس سال 2011، شورای امنیت سازمان ملل برای حمایت از جمعیت کشور در مقابل ارتش قذافی، شرایط منطقه پرواز ممنوع را وضع کرد. منطقه پرواز ممنوع موجب توجیه ناتو برای انجام عملیات نظامی در لیبی شد. در طول حدود 9 ماه نبرد و درگیری، مخالفان قذافی تقریباً کنترل تمام کشور را به دست گرفتند. نقطه تحول درگیری تا پایان ماه آگوست روی داد، یعنی زمانیکه مخالفان، تحت حمایت نیروهای هوایی ناتو، شهر «تریپولی»، پایتخت کشور، را به تصرف خود درآوردند. در 20 اکتبر، «معمر قذافی» در حوالی شهر «سرت» کشته شد.

در این گزارش عنوان می شود که اقدام ناتو در لیبی، بحرانی جدی در پی داشت. نیروهای لیبرال مورد حمایت ارتش و احزاب اسلامی به منظور تحت کنترل گرفتن کشور وارد نبرد با یکدیگر شدند. وزیر خارجه روسیه، بی نظمی ها و آشفتگی های فعلی در لیبی را نتیجه مداخله مستقیم و غیرمسئولانه ایالات متحده و همپیمانانش در ناتو به خاطر دموکراسی کردن اجباری این کشور می داند. «یووگنی پریماکوف»، سیاستمدار روسی و کارشناس مسائل خاورمیانه، معتقد است که شرکای آمریکایی، روسیه را فریب دادند، چراکه آنها روسیه را ترغیب به عدم وتوی قطعنامه شورای امنیت در بستن آسمان لیبی به بهانه تهدید بمباران شهروندان غیرنظامی توسط ارتش لیبی کردند.

مناقشه دیگر در روابط روسیه و آمریکا، مربوط به کمک روسیه به ایران در جهت توسعه انرژی هسته ایی برای اهداف صلح آمیز می باشد. در سال 1992 ایران و روسیه «موافقتنامه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ایی» را امضاء کردند. این توافقنامه دربرگیرنده ساخت نیروگاه های هسته ایی و همکاری بین دو کشور در زمینه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ایی است. شماری از کشورهای غربی، به خصوص ایالات متحده و در کنار این کشور، (رژیم) اسرائیل، نه تنها به برنامه هسته ای ایران، بلکه به همکاری این کشور با روسیه در این عرصه، حساسیت شدیدی نشان دادند. آنها ایران را متهم به تولید سلاح هسته ایی در ظاهر برنامه هسته ایی صلح آمیز نمودند. تهران با رد تمام این اتهامات اعلام کرد که برنامه هسته ایی اش صرفاً در راستای تامین نیازهای انرژی الکتریکی کشور است. ایالات متحده هم در قالب سازمان ملل و هم به صورت یکجانبه، تحریم هایی را علیه ایران وضع کرد. در سال 2012، تحت فشارهای ناشی از واشنگتن، اعضای اتحادیه اروپا واردات نفت ایران را تحریم کردند. از نظر روسیه وضع تحریم علیه ایران شیوه موثری نیست و مطمئن است که تلاش های دیپلماتیک باید ادامه یابد.

در حال حاضر، بحران در حال جریان در سوریه، یکی از خطرناک ترین چالش های جامعه بین الملل است. در ماه مارس سال 2011، فروپاشی سیاسی این کشور تحت عنوان جنبش «بهار عربی» آغاز شد که تا پایان همان سال به شکل جنگ داخلی تمام عیار گسترش یافت. بحران بواسطه مداخله بی سابقه بین المللی شدت گرفت. مخالفان دولت هم مورد حمایت کشورهای همسایه (ترکیه و کشورهای عربی) و هم کشورهای خارجی (ایالات متحده و فرانسه به عنوان رهبر ائتلاف بین الملل) بودند. تلاش ائتلاف به هر قیمتی برای تغییر رژیم در سوریه منجر به نظامی شدن درگیری ها شد. آمریکا و هم پیمانانش شروع به تامین بودجه و تسلیح مخالفان نمودند و حتی به اجیر کردن سرباز بدین منظور کمک کردند. درگیری و نبرد موجب ایجاد تضاد در جامعه سوری شد و مقابله شدید و غیرضروری در روابط بین الادیانی را تشدید کرد.

اعمال نفوذهای مشابه خارجی موجب ایجاد سازمانی تروریستی موسوم به «داعش» (دولت اسلامی عراق و شام) شد. گروه داعش بواسطه ارتباطاتش با القاعده و شهرت رفتارهای ظالمانه اش، در طول نبرد و درگیری در سوریه که علیه نیروهای دولتی می جنگید، رشد کرد و بسیار قدرتمند شد. گروه داعش با استفاده از نارضایتی سنی ها از سیاست های بغداد، تهاجمات گسترده ای را در استان های شمالی و شمال شرقی عراق به راه انداخت و به سرعت مناطق وسیعی را به تصرف خود درآورد. در تابستان 2014، گروه داعش در سرزمین های اشغالی اش در سوریه و عراق ادعای خلافت کرد. از زمان شروع بحران فعلی سوریه، روسیه همواره به آمریکا و متحدانش توصیه کرده که تهدید فعالیت های تشدید شده تروریستی را جدی بگیرند. به گفته رئیس جمهور روسیه سیاست ایالات متحده در سوریه به واقعیت نزدیک نیست. طبق اظهارات «پوتین»، ایالات متحده شبه نظامیان مخالف را بدون در نظرگرفتن عواقب آن مسلح کرد. وی عنوان کرد: «به عقیده من، این اقدام آمریکا، سیاستی کوته بینانه و ناشایست است که هیچ پایه و اساسی در واقعیت ندارد. سیاستی کاملا بدون محاسبه و غیرحرفه ای است.» اجتناب آمریکا از مذاکره با دولت سوریه، یکی از مشکلات اصلی در نبرد با داعش است.

شیوه های متفاوت در مورد وضعیت اوکراین هم در کاهش بیشتر روابط بین روسیه و آمریکا نقش داشته است. بحران سیاسی فعلی اوکراین از اواخر ماه نوامبر 2013 آغاز شد. دولت اعلام کرد که ادغام کشور با اروپا به تعویق افتاده است، که همین مسئله موجب اعتراضات مردمی و آغاز هرج و مرج در ماه ژانویه شد. در ماه فوریه اعتراضات تبدیل به نبرد و درگیری بین طرفداران افراطی مسلح و نیروهای اجرای قانون شد. در 22 فوریه 2014، تصرف قدرت در کی یف، پایتخت اوکراین، اتفاق افتاد. پارلمان کشور اوکراین، توافقات بین رئیس جمهور «ویکتور یانوکویچ» و رهبران مخالف را نقض کرد و قانون اساسی را تغییر داد. روسای پارلمان و وزیر وزارت داخلی اوکراین، رئیس جمهور کشور را برکنار کرده و تاریخ جدید انتخابات پارلمانی را 25 می تعیین کردند. مسکو مشروعیت و قانونی بودن تصمیمات کنگره را زیر سوال برد. کریمه و چندین منطقه دیگر در شرق و جنوب اوکراین، مشروعیت پارلمان را به رسمیت نشناختند و برگزاری همه پرسی را برای آینده سیاسی شان انتخاب کردند. این همه پرسی به منظور خودمختاری منطقه در کریمه برگزار شد و اکثریت رای دهندگان حامی پیوستن کریمه به روسیه بودند.

کریمه در 18 مارس به روسیه ملحق شد. در قسمت شمال، ساکنان مناطق دونتسک و لوگانسک، که مشروعیت کودتای ماه فوریه در کی یف را به رسمیت نشناخته بودند، ادعای ایجاد «جمهوری خلق» کردند و بعد از همه پرسی ماه می، اعلام حاکمیت نموده و سپس اتحادیه ایی موسوم به «دولت فدرال نوو روسیا» را تشکیل دادند که البته هنوز از سوی دولت فعلی اوکراین به رسمیت شناخته نشده است.

مقامات کی یف شروع به انجام عملیات ضد تروریستی نمودند و ارتش را به منظور حمله به مناطقی که به تازگی اعلام استقلال کرده بودند، بسیج کردند. طبق اطلاعات سازمان ملل، تا 31 اکتبر شمار قربانیان درگیری های اوکراین به 4035 نفر رسیده و شمار مجروحین هم 9336 نفر بوده است. ایالات متحده، در مخالفت با اقدامات روسیه نسبت به اتخاذ راه حل مسالمت آمیز برای بحران اوکراین، تحریم هایی را در زمینه صدور ویزا، تحریم های مالی و دارایی علیه شماری از مقامات روسی، اعضای مجمع فدرال و تجار و همچنین چندین بانک و شرکت روسی صادر کرد. از ماه مارس 2014، آمریکا روابطش را با «کمیسیون دوجانبه روسای جمهور روسیه-آمریکا» قطع کرده و شماری از وقایع همکاری های دوجانبه را نیز لغو نموده است.

در 24 سپتامبر 2014، رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، جدی ترین تهدیدهای جهانی را به ترتیب اولویت «ویروس ابولا»، «اقدامات روسیه در اروپا» و «تروریست های داعش» عنوان کرد. وزیر امورخارجه روسیه «سرگئی لاوروف» به اظهارات اوباما در رابطه با قرار دادن روسیه در جایگاه دوم تهدیدهای بین المللی، برچسب «گمراهی افکار» زد. «لاوروف» عنوان کرد که بیانیه رئیس جمهور آمریکا بازتاب شیوه ای نیست که روسیه در دنیای مدرن مشاهده می کند.

وی در ادامه می افزاید: «تلاش برای یکسان فرض کردن اقدامات روسیه در اوکراین با تهدید امنیت بین الملل ناشی از گروه تروریست های داعش، چیزی جزء تحریف واقعیت نیست. این استدلال بار دیگر اثبات می کند که تعهد آمریکا و هم پیمانانش در ناتو بر پایه منافع آنها در اجرای طرح های ژئواستراتژیک شان هدایت می شود.»

باتوجه به سلطه کامل جمهوری خواهان جنگ سالار و ضد روس بر مجلسین آمریکا ، روسها معتقدند سمت سوی سیاست خارجی آمریکا در اینده بی شک به سوی تضاد و چه بسا درگیری بیشتر با روسیه معطوف خواهد شد و امکان تقابل بیشتری میان دیدگاهها و عملکردهای دو کشور در پرونده های جهانی وجود خواهد داشت.farsnews