22دلو(بهمن) 1363شکست حصر دره شیرابه توسط مجاهدین سوزمه قلعه
ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٢   کلمات کلیدی:

جنرالهای شوروی و دولت دست نشانده آن در طى چندین سال نتوانسته بودند مقاومت مجاهدین مسلمان سوزمه قلعه را بشکنند، این بار نقشه نابودى کامل مجاهدین و مردم مسلمان سوزمه قلعه را ترسیم نمودند. آنان یک نیروى بسیار عظیم که تعداد تقریبى آنان بیش از سه هزار و پنجصد نفر بود، همراه با صدها عراده تانک زرهى، توپهاى دوربرد، موترهاى تدارکاتى و سایر تسلیحات پیشرفته و با پشتیبانى دها فروند هلى کوپترها ى توپدار و جت‏هاى جنگى و طیاره‏هاى شناسایى، به سوزمه قلعه هجوم آوردند.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


قواى مهاجم که از مزار شریف حرکت کرده بود، از مسیر شبرغان و سرپل عازم سوزمه قلعه گردید. مارکسیستها هنگام عبور از بغاوى به مردم آنجا گفتند: «هرچه آب لازم دارید امروز بردارید که فردا از رودخانه سوزمه قلعه خون جارى مى‏شود.»

 این قواى خون آشام، با تمام تجهیزات از مسیر سرک اصلى سرپل - سنگچارک عبور کرده، از راه بغاوى به تاریخ 22/11/1363،  وارد قلمرو سوزمه شد و به محض ورود در منطقه، به شمال و شرق دره شیرابه در منطقه سنگتوده مستقر شد. تعدادى دیگر در قسمت قدوقها و سبزى کلان و مناطق آسیاب هندو و دیب جر که با رسیدن خبر ورود قواى سنگین اشغالگران با رعایت احتیاط از سوى مجاهدین تخلیه شده بود، جاگزین شده و خود را با نیروهاى دولتى و ملیشه ‏هاى مستقر در قشلاق ازبکیه متصل کردند. در این حال، مردم سوزمه قلعه از سه قسمت در محاصره کامل قرار گرفتند.

 در حالى که هزاران انسان بى دفاع از زن و مرد، پیر و جوان و کودک در قالب صدها خانوار، در داخل دره شیرابه پناه برده بودند، ساعت 8 صبح، هلى کوپترهاى روسى با انواع بمب و راکت از جمله با بمب‏هاى خوشه‏اى، داخل دره و سنگرهاى مجاهدین را به شدت مورد حمله قرار دادند. در نتیجه، تعدادى از خانه‏هاى مردم به آتش کشیده شده و تخریب گردید. این حمله و تهاجمات پى در پى دیگر هوائى دشمن، توان رزمى ده شکه‏هاى مجاهدین را که تنها سلاح دوربردشان در برابر اشغالگران تا به دندان مسلح بود، از کار انداخت. روسها حتى تصمیم گرفتند با پرواز دادن هلى کوپترهاى خود به ارتفاعات پایینتر ده شکه‏هاى نصب شده در پایگاههاى مجاهدین را جمع آورى کرده به فرماندهان خود تحفه ببرند و به این منظور پروازهاى ویژه انجام دادند، لکن در اثر مقاومت مدافعان سنگرها، به این تصمیم خود موفق نشدند.

 به دنبال یورش بیرحمانه روسها به مواضع مجاهدین، انتقال نیروى کمکى نیز صورت گرفت و صدها تن از نیروهاى دولت مارکسیستى به نقاط از پیش تعیین شده توسط هلى کوپترها آغاز گردید و بدون فوت زمان در چند نقطه، از جمله بالاى کوه چغت، کش ملنگها، زیر سرک ( جاده) عمومى سرپل - سنگچارک و تپه‏هاى حاکم در غرب دره شیرابه و در هرنقطه دو بال هلى کوپتر نیرو پیاده نمودند و محاصره مردم مسلمان و رزمندگان سوزمه قلعه از شمال، جنوب و شرق و غرب، کامل و تنگتر گردید.

 نیروهاى پیاده دشمن از شمال و شرق پیشروى به داخل دره را آغاز کردند. همزمان‏با حملات هوایى و انتقال نیروهاى ویژه به ارتفاعات و تپه‏هاى مشرف به دره شیرابه، صدها تن از نیروهاى مشترک روسى و دولتى همراه با ملیشه‏هاى دولتی از قسمت ارتفاعات غرب سوزمه قلعه و کوه چال به منظور دستیابى به ارتفاعات لته بند و پیوستن به کماندوهایى که در غرب دره شیرابه باپرواز هلى کوپتر صورت گرفته بود، عملیات و تهاجم گسترده نظامى را آغاز کردند. این هجوم بى رحمانه، با مقاومت و پایدارى مدافعان مسلمان روبرو و دفع گردید و نیروهاى دشمن نتوانستند به هم‏قطاران خود در غرب دره شیرابه بپیوندند و مجاهدین مسلمان همچنان مواضع خود را در این مسیر از جمله قشلاق کهنه، قشلاق سرتپه، قریه ملا سلطان، سنگر ایوب و نواحى آن حفظ نمودند و با مقاومت کم‏نظیر مجاهدین مسلمان نیروهاى اشغالگر در نواحى یاد شده کاملاً متوقف شده از پیشروى باز ماندند.

 بدین ترتیب، جنگ تمام عیار از طرف قواى اشغالگر روسى و دولت مارکسیستى با پیشرفته‏ترین امکانات و تجهیزات نظامى علیه مردم بى‏دفاع سوزمه قلعه شدت یافت. با آغاز جنگ نا برابر، نیروهاى مشترک اشغالگر علاوه بر صدها تانک، توپ، چلچله و... پشتیبانى کامل هوایى و بیش از سه هزارو پنجصد نفرپرسنل نظامى، خود را براى قتل عام مردم مظلوم سوزمه قلعه، آماده مى‏کردند، در حالیکه تعداد رزمندگان مسلمان سوزمه قلعه تنها به 200 نفر نظامى و اسلحه به دست مى‏رسید. هنگام آغاز درگیرى با دشمن، 20 نفر از مجاهدین بغاوى به تعداد آنها افزوده شد. یعنى جنگ نابرابرى که در یک طرف آن علاوه بر تمام ساز و برگ نظامى اعم از زمینى و هوایى و 3500 پرسنل نظامى تا دندان مسلح و در طرف دیگر آن 220 نفر، با سلاحهاى سبک و ساده قرار داشتند، با شدت تمام آغاز گردید.

 مدافعان جان بر کف اسلام بدون توجه به این ارقام ریاضى که فقط به انجام وظیفه مى‏اندیشیدند، در گروپ‏هاى 3 تا4 نفره در ده‏ها نقطه استقرار یافته و در مقابل اشغالگران روسى به دفاع از مواضع خود پرداختند و در حالیکه از چهار سمت در محاصره هزاران نفر از مهاجمین قرار داشتند، احدى از هیچ یک از سنگرهاى خودعقب نشینى نکرده و با روحیه بالا وایمان و اطمینان کامل به مقاومت خود ادامه دادند.

 در چنین شرایط دشوار که هر شیئى متحرک، توسط هلى کوپترهاى اشغالگران مورد حمله و هدف قرار مى‏گرفت، فرماندهان دلاور و صبور جهادگران در سوزمه قلعه، در یک نشست اضطرارى بعد از تبادل نظر، تصمیم گرفتند براى نجات جان و نوامیس مردم،به هر صورت ممکن، باید محاصره از سمت غرب دره شیرابه شکسته شود. به همین منظور، جمع آورى تعدادى از رزمندگان صورت گرفت و در ساعت 2 بعد از ظهر در حالیکه صدها نفر از مردان، زنان و کودکان با چشمان اشک آلود دست به دعا برداشته بودند، مجاهدین مسلمان با توکل به خداوند متعال، عملیات نظامى را علیه اشغالگران روسى و متجاوزین مارکسیستى از داخل دره شیرابه به سمت تپه‏ها و ارتفاعات غرب آن آغاز کردند.

 همزمان با حرکت تعدادى از رزمندگان به سمت ارتفاعات غرب دره، صدها تن از نیروهاى پیاده دشمن پیشروى خود را از سمت شمال غرب دره شیرابه که محل پناه گرفتن مردم بى دفاع سوزمه قلعه بود، آغاز نموده و قسمتى از خانه‏هاى مسکونى مردم را به اشغال خود در آوردند. رزمندگان مسلمان، هنگام حرکت به سمت ارتفاعات غرب دره شیرابه، از شرق و جنوب زیر آتش شدید انواع سلاحها اشغالگران قرار گرفتند که به خاطر تیررس بودن دشمن تا حدودى پیشروى مدافعان مسلمان را مشکل‏تر ساخت، اما توانمندان مسلمان با قبول شهادت و ایثار جان‏هاى خود همچنان به حرکت ادامه دادند.

  امداد الهى

 همزمان با شدت یافتن جنگ و نا امید شدن مردم نسبت به سرنوشت آینده خود، و در زیر آتش قرار داشتن نیروهاى عملیاتى مجاهدین که پیشروى رزمندگان تقریباً نا ممکن بود، کمک غیبى از طرف خداوند منان، شامل حال مردم رنج کشیده، بندگان مظلوم خدا و رزمندگا مومن و متعهد سوزمه قلعه گردید. در حالیکه آسمان تا دقایق قبل به طور کامل صاف بود، یک باره از سمت غرب دره شیرابه، توده‏هاى ابر و غبار پدیدار گشت، تمام دره شیرابه، ارتفاعات و نواحى اطراف آن را تاریکى فراگرفت. هزاران نفر در کوه‏ها و ارتفاعات شرم و نواحى دیگر که از دور منطقه را مشاهده مى‏کردند و در انتظار خبرهاى تکاندهنده از وضعیت مردم محاصره شده سوزمه قلعه بودند با حیرت و تعجب نظاره مى‏کردند که یک توده ابر و غبار فقط در محدوده دره شیرابه پدیدار شده و آن ناحیه را تاریک کرده است. آنها با چشمان سر دیدند که این غبار، فقط داخل شیرابه و ارتفاعات اطراف آن را پوشانیده و مناطق دیگر کاملاً روشن است. این حادثه و واقعه معنوى چنان سرنوشت‏ساز و با برکت بوده که هیچ کس را یاراى وصف نمودن آن نیست. این پدیده دو اثر فورى در جنگ به جا گذاشت:

 یکى اینکه در تاریکى ابر و غبار، پروازهلى کوپترها بالاى مواضع مجاهدین عملاً متوقف شد و در نتیجه بمباران و انتقال متباقى کماندوها به محل‏هاى از پیش تعیین شده از جمله در چند ارتفاع واقع در غرب دره شیرابه قطع گردید. اثر دوم اینکه رزمندگان مسلمان از تیر نیروهاى اشغالگران که از سمت شمال و شمالغرب به شدت آنان را زیر آتش سلاح‏هاى خود قرار مى‏دادند، به علت از  دست دادن دید مستقیم، در امان ماندند.

 متعاقب این حادثه، مجاهدین مسلمان با توجهات خداوند متعال و با رسیدن نیروهاى کمکى از چند نقطه دیگر و با استفاده از فنون نظامى، خود را به سنگرهاى نظامیان مارکسیستى مستقر در ارتفاعات غرب دره شیرابه رساندند و در یک درگیرى کوتاه و برق آسا، 32 نفر از نیروهاى ویژه دولت را با تمام سلاح‏ها و تجهیزات شان به اسارت گرفتند و تنها یک تن از آنان توانست از معرکه فرار نماید. بدین وسیله محاصره دره شیرابه از سمت غرب و ارتفاعات آن شکسته شد.

 از نزد کماندوهاى اسیر شده، یک نقشه نظامى به دست آمد که در آن منطقه سوزمه قلعه از هوا نقشه بردارى شده و تمام نقطه‏هاى عبورى دره شیرابه و ارتفاعات سوزمه قلعه نقطه گذارى شده بود. در میان اسیران دشمن چند صاحب منصب بلند پایه دولتى وجود داشت، آنها در لحظه‏هاى اولیه دستگیرى در باره لشکرکشى اخیر قواى مشترک اشغالگر اظهار داشتند:

 «طراحى این علمیات جنگى توسط جنرالهاى روسى چندین ماه را در برگرفت تا به این مرحله رسید و امروز (روز اسارت نیروهاى دشمن) قرار بود محاصره دره شیرابه صد در صد کامل شود، لکن ابر و غبار موجود، مانع انتقال متباقى نیروهاى کماندو گردید. مرحله اصلى علمیات فردا آغاز مى‏گردید. ما (نیروهاى ویژه) را براى یک عملیات 24 ساعته آورده و به ما گفته شده بود هدف از این لشکر کشى اینست که هیچ موجودى جاندار نباید در داخل دره شیرابه سوزمه قلعه، زنده بیرون شود. زیرا این مردم، سالهاست که مانع عمده در پیشرفت و نفوذ دولت مارکسیستى و اهداف کشور دوست (شوروى اشغالگر) در ولایت‏هاى جوزجان و سایر ولایت‏هاى شمال بوده است و تا زمانیکه این مردم در این منطقه باشند، ثبات نیروهاى دولت کمونیستى و کشور دوست (شوروى اشغالگر) در منطقه و مناطق همجوار غیر ممکن خواهد بود... ». این اظهارات اسیران دشمن با اطلاعات مجاهدین سوزمه قلعه مطابقت داشت.

 فرماندهان مجاهدین سوزمه قلعه، بعد از بررسى جوانب قضیه، براى حفظ جان هزاران انسان بى دفاع، به مردم اطلاع دادند که شبانه از قسمت غرب دره شیرابه به مناطق بغاوى و نواحى دیگر عقب نشینى نمایند. مردم رنج دیده سوزمه قلعه، با بجا گذاشتن اموال و تمام دارایى، بار دیگر خانه و کاشانه‏اى خود را ترک کرده به مناطق و دیار همجوار پناه بردند. جنگ نابرابر مجاهدین سوزمه قلعه که از ساعتهاى اول صبح آغاز گردیده بود، تا ساعت 8 شب ادامه یافت و بعد از آن از شدت جنگ کاسته شد و رزمندگان مسلمان در اواخر شب از منطقه عقب نشینى کردند.

 بدین صورت، در اثر عنایات و الطاف خداوند نسبت به بندگان مؤمن و بى پناه‏اش، صدها انسان بى پناه از پنجه مرگ نجات پیدا کردند و مکر کافران و نوکرانش به خود آنان بازگشت.

 در این لشکر کشى قواى متجاوز، 32 نفر از نیروهاى ویژه‏اى دولت مارکسیستى که در میان آنان 12 نفر صاحب منصب (درجه دار) بلند پایه به چشم مى‏خورد توسط مجاهدین اسیر و ده‏ها میل سلاح و مهمات آنان همراه با یک دستگاه بى سیم به غنیمت گرفته شد و ده‏ها نفر دیگر در رویارویى با رزمندگان مسلمان به هلاکت رسیده و یا زخمى شدند. در این نبرد چند تن از رزمندگان مسلمان هنگام دفاع از مواضع شان در برابر نیروهاى مشترک روسى و سه نفر از افراد غیر نظامى به شهادت رسیدند که اسامى شان از اینقرار است:

 طلبه شهید دُرمحمدانورى فرزند محمد اکبر، شهید حسین على فرزند عبدالرحمن، شهید عید محمد فرزند ولى محمد، شهید محمد رسول فرزند بورجان، شهید مدینه فرزند یار محمد و شهید سید محمدعلیشاه. همچنان جمعه خان شجاعى  از فرماندهان عملیاتى نیز مجروح گردید.

 

 ورود قواى اشغالگر به داخل دره شیرابه

 به تاریخ 23/11/1363،  یک روز بعد از شکسته شدن محاصره توسط رزمندگان مسلمان، تمام مردم و رزمندگان منطقه را ترک نمودند. اشغالگران روسى و مزدوران دولت مارکسیستى همراه با ملیشه‏هاى بدنام دولتی، با سرافکندگى و در ماندگى وارد دره شیرابه شده، ضمن آتش زدن تعدادى از خانه‏هاى مسکونى مردم، چند تن از موسفیدان و پیرزنانى که توان رفتن از دره را نداشتند، به طور بسیار فجیع و ناجوانمردانه به شهادت رسانده و تمام مایملک بجا مانده از مردم را یکجا به تاراج بردند. اسامى شهداء در این روز عبارت اند از شهید محمد جان عالمى فرزند حاج محمد عیسى، شهید محمد رضا فرزند داد محمد، شهید محمد موسى فرزند عاشورمحمد ، شهید عبدالرحمن فرزند الف محمد، شهید بهمن فرزند على حسین، شهید ناظر فرزند على محمد، شهید پاینده محمد فرزند غلام رسول و شهیده سکینه فرزند گل محمد.

 سر انجام این لشکر خونخوار و شیطانى با شرمسارى، ذلت و خوارى نزد اربابان خود به مزارشریف رفته و درمانده و حیران بودند که بازگشت خود با دستان خالى را با آنهمه قواى چند هزار نفرى و تسلیحات و امکانات پیشرفته، چگونه توجیه کنند. آنها هنگام بازگشت به مزارشریف به شدت مورد توبیخ اربابان خود قرار گرفتند.

 این رویداد بزرگ در تاریخ انقلاب ما به عنوان برگ زرین و مایه افتخار ملت افعانستان است و لکه ننگى براى اشغالگران، متجاوزان، طغیانگران و خائنان خواهد بود.

 بازگشت مجاهدین به سوزمه قلعه

 بعد از ظهر 23/11/1363،  به دنبال بازگشت قواى زرهى نیروهاى مشترک اشغالگر به سمت مزارشریف، مجاهدین مسلمان سوزمه قلعه بعد از یک وقفه، مجدداً از سمت بغاوى وارد دره شیرابه گردیده در طى یک درگیرى کوتاه، تمام دره و مناطق زیر چغت، قشلاق کهنه، سرتپه و چهار باغ را مجدداً به تصرف خود در آوردند. در این مناطق دوباره مستقر شدند. اما دشمن، تعدادى از مواضع مهم و استراتژیک مانند سنگر غژدى، خیمه، سنگر ایوب و قریه زیرسرخى و آسیاب هندو را که تقریباً بر کل مناطق سوزمه قلعه دید و تسلط داشت و تماماً هنگام لشکر کشى نیروهاى اشغالگر توسط مجاهدین تخلیه شده بود، پسته گذارى کرده بودند. این مناطق همچنان در اشغال نیروهاى دولت مارکسیستى باقى ماند.

 نیروهاى دولت مارکسیستى از فرصت به دست آمده استفاده کرده با سلاح‏هاى دوربرد تمام مناطق و مواضع تحت کنترل مجاهدین را زیر آتش و رگبار گلوله قرار دادند. از این بابت نیروهاى مجاهدین در تنگنا قرار گرفتند. متعاقب آن رزمندگان مسلمان تصمیم گرفتند براى آسان شدن عبور و مرور مجاهدین، چندین عملیات تصفیه‏اى رابالاى برخى از این پسته‏ها انجام دهند.

منبع: کتاب «سوزمه قلعه در مسیر جهاد و هجرت»