منع فروش مواد غذایی به اتباع غیر مجاز، مجاز است؟!
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳   کلمات کلیدی:

روزهای ابتدایی سال جاری، مسئول کمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفر شهر اصفهان در گفت‌وگو با یک خبرگزاری محلی گفت: «به منظور رفاه شهروندان در روز سیزدهم فروردین از حضور گردشگران افغان در پارک صفه جلوگیری خواهیم کرد» تا حرف و سخن‌هایی مبنی بر نژادپرستی ما به خارج از مرزهای کشورمان هم سرایت کند؛ سخنانی که با حوادث روی داده اخیر تنها تقویت می‌شوند و البته پایانی برایشان متصور نیستیم!

به گزارش «تابناک»، بررسی آمار مهاجران خارجی در کشورمان نشان می‌دهد که در سی و چند سال گذشته سالانه به طور میانگین بیش از سه میلیون افغانی در کشورمان سکونت داشته‌اند؛ درست مثل اینکه یک سال صد میلیون مهمان به کشورمان وارد شده باشد و هزینه‌های پذیرایی از این مهمانان (هرچند هم که کوشا و یاری رسان باشند) بر صاحب خانه تحمیل شده باشد، با این ملاحظه که نه هنوز مهمانی تمام شده و نه دیگر مهمان خواندن کسانی که‌گاه تا سی سال در یک جا سکونت داشته‌اند زیاد معقول به نظر خواهد رسید!

بدین ترتیب هر عقل سلیمی حکم به مظلومیت میزبان خواهد تا جایی که ممکن است به این شکل تعبیر شود که هر منتی بر سر مهاجران ناخوانده گذاشته شود، شایسته و قانونی به نظر رسیده و اصولا حقی برای مهمان متصور نشویم؛ چه بسا شبیه تصمیمات مسئولانی که در این زمینه خبرساز می‌شوند، غافل از اینکه ممکن است برخی از این اتباع خارجی سالیان درازی در ایران زندگی کرده باشند و بر اساس سخت گیرانه‌ترین قوانین اقامت در جهان نیز شهروند به شمار خواهند آمد.

این در حالی است که بیشترین مهاجران ساکن کشورمان را مردمانی از افغانستان تشکیل می‌دهند که طی سالهای طولانی جنگ و درگیری‌های داخلی، همواره ایران را بهترین نقطه برای مهاجرتشان انتخاب کرده‌اند چرا که شرایط همسایگان دیگرشان -یعنی پاکستان، چین، ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان- هیچ کدام از نظر زبانی و قرابت فرهنگی شرایط ممتاز کشورمان را نداشته و علاوه بر آن مرزهای گسترده و هموار بین دو کشور و ضعفهایی چون کنترل مرز‌ها در کشورمان نیز به کمک ایشان می‌آید تا جایی که به گواه برخی از مسئولان، هنوز سیر مهاجرت ایشان به کشورمان مهار نشده است.

مردمانی که هنوز اوضاع وطنشان به آرامش نرسیده و مهاجرت یکی از گزینه‌های خلاصیشان از جنگ و گرسنگی است. علاوه بر این مسائل، کافی است که یک مهاجر در افق دید خود بداند که امکان اشتغالش در کشور مبدا وجود دارد تا این مشوق هم در فراهم کردن بستر کوج برای وی نقش ایفا کرده و ابعاد غیر قانونی ماجرا به کمترین اهمیت رسیده و در نتیجه راهی کشورمان شود؛ بدین ترتیب تمامی پی‌گیری‌های داخلی برای صدور مجوز برای اتباع خارجی در کشورمان دچار مشکل شده و به جایی می‌رسیم که در حال حاضر و علی رغم سختگیری‌ها، از بیش از سه میلیون افغانی ساکن کشورمان تنها حدود یک میلیون نفر آن‌ها قانونی باشند!

از سوی دیگر ساده انگاری مسئولان کشورمان در سالهای متمادی سبب شکل گیری ماجرایی فرسایشی می‌شود که طی مرور زمان به شدت بغرنج شده و لاینحل به نظر برسد تا جایی که دیگر برخی از تدبیری برای حل معضل نومید شده و تصمیمات سلیقه‌ایشان یکی پس از دیگری رونمایی شود؛ جایی که یک مقام مسئول مهاجران را از رفتن به یک پارک محروم می‌کند، یکی دیگر در دفاع از خود در دادگاه اختلاس به گرفتن عوارض از ایشان و خرج کردن به سلیقه خود بالیده و حتی به رویکردهایی چون غیرقانونی بودن اقامت آن‌ها در یک استان هم برسد.


دقت کنید که "استان فارس" جای توضیح بیشتر برای خبرنگار "کابل پرس" نداشته؛ شاید از این رو که تمامی استان‌های کشورمان برای مخاطبان افغانی شناخته شده است!


بدین ترتیب برخلاف عرصه‌های خبری خارجی، سکوت دیگر مسئولان داخلی به تقویت بنیان‌هایی از این دست انجامیده و راه برای اعمال «ممنوعیت ارائه خدمات و مواد غذایی به اتباع بیگانه غیر مجاز» در یک استان دیگر هم باز می‌شود تا هیچ کسی نباشد که از این دلسوزان بپرسد که چرا به جای این بازی‌های زننده، اتباع خارجی غیر مجاز را شناسایی و اخراج نمی‌کنید؟!

ماجرا وقتی تلخ‌تر می‌شود که بدانیم این برخوردهای ساده انگارانه فعلی می‌تواند بسیار مخرب‌تر از پذیرایی سی و چند ساله از این مهمانان ناخوانده بوده و بهانه‌ای بشود در دست «یک‌سری جریان‌های هدفمند در افغانستان تا از ضعف رفتار برخی ایرانیان با مهاجران خارجی سوءاستفاده کرده و به بهره‌برداری سوءسیاسی علیه کشورمان دامن بزنند»؛ این‌ها را فاطمه اشرفی مدیر انجمن غیردولتی زنان و کودکان پناهنده (حامی) می‌گوید و می‌افزاید: در یکی، دو سال اخیر موجی منفی در افغانستان ضد ایران شکل گرفته که مغرضانه و سیاسی است و رسانه‌های این کشور سعی در تلقین ایجاد تصوری منفی درباره ایران دارند.

اینجاست که دو گانگی بزرگی در بین اقشار مختلف نمودار می‌شود که از یک سو برخی در اجحاف‌های صورت گرفته در حق این مهاجران به طرح مسائلی چون حقوق بشر می‌پردازند و فراموش می‌کنند که تبعات این مهمان‌های بیرون نرفتنی چه بوده و هست و از سوی دیگر بعضی با رویکرد قانونی رای به ممنوعیت‌های مختلفی برای این قشر داده و فراموش می‌کنند که هیچ قانونی برای منع فروش مایحتاج غذایی به بیگانگان به تصویب نرسیده و وجود ندارد.

بدین ترتیب نبود وحدت رویه در برخورد با مشکل به جایی می‌رسد که هر کسی ساز خود را بزند و به استدلال ذهنی خود مراجعه کند و کمتر کسی در فکر حل ریشه‌ای ماجرا باشد چرا که ظاهرا موضوع گسترده‌تر از این حرف هاست که جز با اتخاذ یک رویکرد ملی قابل حل و فصل باشد؛ جایی که مهاجران (چه قانونی و چه غیر قانونی) در اغلب شهرهای کشورمان پراکنده شده‌اند و چه بسا به مرور زمان تشکیل زندگی هم داده باشند اما هنوز از نظر ما مهاجر هستند و یا شایسته دلسوزی به حساب می‌آیند و یا متجاوز.

به این گزارش منتشر شده توسط دولت دقت کنید:

«دولت فقط برای نظام بهداشتی اولیه این پناهندگان سالانه ۱۲۰ میلیارد ریال هزینه می‌کند. خدمات درمانی در بخش بیماران سرطانی، گوارشی، قلبی عروقی و مانند آن هم برای این جمعیت حدود ۱۳۰ میلیارد ریال هزینه برا ی دولت در بر دارد و...»، «۲۴۸ هزار دانش آموز افغانی هم اینک در کشور در حال تحصیل هستند. حدود ۱۰ هزار کلاس درس در قالب ۸۰۰ مدرسه ما در اختیار این دانش آموزان است که موجب شده در برخی استان مدارس دو شیفته شود...»، «به طور متوسط سرانه هزینه هر دانش آموز افغان در ایران حدود چهار میلیون ریال است.» و....
گزارش‌های دولت را خوب به یاد داشته باشید و در عین حال این موارد را نیز سردستی مطالعه کنید:

«بر اساس آمار یونیسف، ۴۰۰‌ هزار دانش‌آموز افغان در ایران هستند که بنابر آمار رسمی تنها ۲۸۵‌هزار نفر از آن‌ها (اختلاف دو آمار را به پای راویان بنویسید!) جذب سیستم‌های آموزشی شده‌اند.»، «تا قبل از سال ۸۹ فقط کسانی که دارای کارت اقامت بودند حق تحصیل داشتند و در غیر این صورت به راحتی نمی‌توانستند درس بخوانند. اما بچه‌های افغان و عراقی براساس بخشنامه و دستور‌العملی که در سال ۸۹ در شورای ‌عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده حق تحصیل در مراکز آموزشی دولتی را دارند و مدارس دولتی موظف هستند که آن‌ها را ثبت‌نام کنند.» و مواردی از این دست.

مقایسه آمارهای ارائه شده نشان می‌دهد که رویکردهای فعلی به مقوله مهاجران تا چه اندازه می‌تواند متفاوت باشد؛ از یک سو برخی خدمات ارائه شده را به حق بیان می‌کنند تا به این نقطه برسند که ما حتی هزینه آینده افغانستان هم با آموزش مهاجرین تقبل کرده‌ایم و بی‌انصافی است که به نژادپرستی و ظلم به مهمانان محکوم شویم و از سوی دیگر برخی تلاش دارند تا هدفمند این گونه به افکار عمومی افغانستان و سایر کشور‌ها القا کنند که جمهوری اسلامی حتی به افغان‌های فارغ التحصیل از دانشگاههای ایران هم جفا روا داشته است!

به عبارتی بهتر، نوعی جنگِ خاموش شروع شده که از هر دو سو برای ما جز باخت نتیجه‌ای نخواهد داشت مگر اینکه یکبار برای همیشه تکلیف خودمان را با این مقوله مشخص کنیم چراکه در اخبار منتشر شده در رسانه‌های خارجی هیچ اشاره‌ای به خدمات میزبانی ارائه شده به این مهاجرین اثری یافت نخواهد شد اما مثلا تعداد افغانیهای محروم از تحصیل در کشورمان می‌تواند به مثابه بمبی باشد که عمل نکرده و هر آن ممکن است منفجر شود.


بی‌بی‌سی به نقل از دو افغانی می‌نویسد: «عملا شاهد اجرای چنین طرحی نیستیم» تا در سطرهای بعدی نتیجه بگیرد که فشار بر مهاجران در ایران افزوده شده است!
اگر فایده ابلاغیه جدید برای شما هم جای سوال داشت، بد نیست که به دستمایه ایجاد شده برای امثال بی‌بی‌سی بیشتر دقت کنید!


اکنون به این داستان تلخ توجه کنید که در روزهای پیش بروز کرده است:

هفته گذشته، جسد یک دختر ۱۸ ساله که توسط دو تبعه افغان مورد تجاوز قرار گرفته بود در چاهی در اطراف شهر یزد کشف شد تا انتشار این خبر سبب راه افتادن موجی منفی در شهر شده و عده‌ای با حمله به محل سکونت افغان‌ها، با ایشان درگیر شده و تعدادی از خانه‌ها را به آتش بکشند.

بدین ترتیب واکنش‌های بعدی به ماجرا در کشور افغانستان بروز می‌کند تا نهایتا با اعزام هیات افغانستانی به یزد مورد تعقیب قرار گرفته و البته سخنگوی سفارت ایران در کابل ضمن تاکید بر آرامش حاکم شده در یزد با دخالت پلیس، بگوید: «ما سعی کردیم که همواره این جرایمی که بعضی از دوستان افغان مرتکب می‌شود رسانه‌ای نشود تا منجر به واکنش افکار عمومی نگردد.»

اینجاست که از یک سو مقامات افغان بر این نکته تاکید دارند که ارتکاب قتل به دست اتباع کشورشان ثابت نشده و از سوی دیگر مسئولان کشورمان با توجه به پیش داوری منفی مردم کشورمان در مقوله جرایم افغان‌ها رسما از «تلاش برای رسانه‌ای نشدن موضوع» به عنوان راهکار سخن می‌گوید تا هیچ کس نباشد که بپرسد چرا این اتباع خارجی، تعیین تکلیف نمی‌شوند؟ اگر غیر قانونی هستند که بیرونشان کنید، اگر مقیم محسوب می‌شوند که صف اتباع خارجی را از ایشان سلب کنید و اگر شرایطی برای اقامتشان مد نظر است اعلام کنید تا همه بدانند که ایشان مهمانند، میزبانند یا متجاوز!

آیا براستی نمی‌توان تدبیری اتخاذ کرد که اگر یک تبعه خارجی کارت اقامت نداشت متجاوز شناخته شده و مجازات شود تا دیگر نیاز نباشد یکی با قانون خودساخته از شهر بیرونش کند و یکی دیگر ممنوعیت ورود به پارک، فروش نان، استفاده از اتوبوس و مواردی از این دست را پیش کشیده و دستمایه اتهامات به کشورمان را فراهم کند؟

آیا ما شرعا و قانونا مجاز به نفروختن نان به بیگانگانی هستیم که غیر مجاز هستند اما درست بیخ گوشمان کار می‌کنند، در همسایگیمان خانه دارند و در کشورمان بچه دار شده و‌ گاه می‌میرند؟!

مرجع: تابناک