عمر سلیمان «جعبه سیاه مبارک» که بدون بازخوانی در آمریکا مُرد
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳٠   کلمات کلیدی:
خبرگزاری فارس: عمر سلیمان «جعبه سیاه مبارک» که بدون بازخوانی در آمریکا مُردبه گزارش فارس، عمر سلیمان معاون حسنی مبارک رئیس جمهوری مخلوع مصر و رئیس سابق دستگاه اطلاعات که از بیماری‌های بی‌شماری از جمله سرطان رنج می‌برد، دیروز در بیمارستانی در آمریکا مُرد. وی که سه هفته پیش و هم زمان با پیروزی اسلامگرایان در انتخابات ریاست جمهوری مصر حال عمومی اش وخیم شده بود، در ایالت کلیولند آمریکا تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته بود که نتوانست از زیر این عمل جان به در برد.

زندگینامه

عمر سلیمان 77 ساله در سال 1935 در استان قنا متولد شد، وی در سال 1954 به ارتش پیوست و مدتی بعد با هیئتی به مسکو رفت تا علوم نظامی را در این کشور فراگیرد. وی مدرک کارشناسی ارشد علوم نظامی را دریافت کرده و همچنین از دانشگاه قاهره نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته علوم سیاسی دریافت کرد.

سلیمان پیش از رسیدن به ریاست دستگاه اطلاعات مصر، رئیس بخش برنامه‌ریزی اتاق عملیات نیروهای مسلح و مدیر دستگاه اطلاعات نظامی مصر بوده است، وی از سال 1991 تا انقلاب مردمی 25 ژانویه سال 2011 نیز رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر بود. وی در جنگ‌های مختلفی نظیر جنگ یمن، جنگ‌های سال 1967 و 1973 با رژیم صهیونیستی شرکت داشته است. اما آغاز اوج‌گیری وی در عرصه‌های سیاسی مربوط به دهه 90 است.

سلیمان چگونه در مصر مطرح شد

عمر سلیمان در دوره‌ای به عنوان مدیر سازمان اطلاعات و امنیت مصر منصوب شد، که رژیم مبارک درگیری های شدیدی را با گروه‌های اسلام‌گرای مصر آغاز کرده بود، سلیمان در این دوره با حمایت آمریکایی‌ها موفق شد با استفاده از خشونت‌آمیزترین شیوه‌ها از جمله ترور و کشتار اسلام‌گرایان و حتی سوزاندن مساجد و پاره کردن قرآن‌ها، اعتراضات را سرکوب کند.

وی همچنین در جریان سفر مبارک به اتیوپی در سال 1995 به او پیشنهاد داد که خودروی مرسدس و ضد گلوله و انفجار خود را به همراه خود ببرد، در جریان همین سفر بود که کاروان مبارک در آدیس آبابا هدف حمله قرار گرفت، اما با وجود خودروی مبارک، وی از این حادثه جان سالم به در برد و سلیمان به عنوان ناجی مبارک به فرد مورد اعتماد وی تبدیل شد.

سلیمان در سال 2000 در مراسم تشییع جنازه "حافظ اسد" رئیس‌جمهور فقید سوریه برای نخستین‌بار در انظار عمومی ظاهر شد و از همان زمان نقش وی در بسیاری از مناقشات خاورمیانه پررنگ شد، بعد از آن بود که سلسله سفرهای خارجی وی به غزه ، رام‌الله ، قدس و تل‌آویو به عنوان نماینده مصر با انعکاس رسانه‌های خبری مواجه شد.

نقش سلیمان در حاکمیت مبارک در مصر

رئیس سازمان اطلاعات مصر در دوره مبارک نقش مهمی در تعیین سیاست‌گذاریهای مصر داشت. البته این نقش در سیاست داخلی مصر محدود نمی‌شد و سیاست خارجی را نیز در بر می‌گرفت. گفته می‌شود یکی از دلایل عدم شکل‌گیری روابط تهران و قاهره در دوره مبارک عدم تمایل عمر سلیمان به برقراری روابط بوده است، کسی که مستقیما بودجه‌های هنگفتی را از ایالات ‌متحده دریافت می‌کرد و به همین دلیل وی به یکی از جدی‌ترین مخالفان ایجاد سفارتخانه ایران در مصر تبدیل شده بود.

عمر سلیمان در زمان مبارک به ‌عنوان مرد شماره دو مصر مطرح است و برخی او را قدرتمندترین استاد جاسوسی در خاورمیانه می‌دانند. او همچنین یکی از افراد مورد اعتماد صهیونیست‌ها در اجرای سیاست‌های این رژیم در منطقه بود، "بنیامین بن الیعازر" وزیر جنگ سابق و وزیر کنونی اسرائیلی می‌گوید: ما می‌توانیم روی او [سلیمان] حساب کنیم. او به وعده‌های خود عمل می‌کند.

" محمود عبده" نویسنده مصری در کتاب "دوستان اسرائیل در مصر" نگاهی به رابطه "عمرسلیمان"، رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت مصر و معاون "حسنی مبارک"، رئیس جمهوری مخلوع این کشور با سران رژیم صهیونیستی و نقش وی در قرارداد صدور گاز مصر به این رژیم می‌اندازد.

سلیمان ارتباطات بسیار نزدیکی را با دستگاه‌های جاسوسی انگلیس "MI6" دارد، وی همچنین ارتباطات تنگاتنگی با سازمان جاسوسی آمریکا دارد و کمک‌های مالی فراوانی از این کشور دریافت می‌کند.

 

عمر سلیمان در حال دست دادن با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی

 

خدمات عمر سلیمان به رژیم صهیونیستی

عمر سلیمان با دشت داشتن در جریان ترور "یاسر عرفات"، رئیس وقت تشکیلات خود گردان فلسطین در نوامبر 2004 ، زمینه‌ای را فراهم کرد تا افراد وابسته‌ای چون "محمود عباس" و "محمد دحلان" در این تشکیلات روی کار آیند.

وی همچنین نقش بسزایی در محاصره "نوار غزه" و "حماس" و همچنین حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه در اواخر دسامبر 2008 داشت، با این حال وقتی صهیونیست ها با مقاومت و ایستادگی ساکنان غزه شکستی دیگر را در عرصه نظامی تجربه کردند، سلیمان بر حماس فشار شدیدی وارد کرد تا برای حفظ آبروی از دست رفته صهیونیست‌ها یک طرفه اعلام آتش‌بس کنند و زیر نظر سلیمان بود که رژیم صهیونیستی اقدام به ساخت دو دیوار حائل یکی در داخل سرزمین‌های اشغالی و دیگری برسر مرزهای مصر کرد و پس از آن اقدام به بستن گذرگاه رفح بر روی فلسطینیان کرد.

در 26 ژوئن 2011 روزنامه "المصری الیوم"، مدارک و اسنادی را منتشر کرد که در آن به گفته این روزنامه نقش اساسی و محوری عمر سلیمان در انعقاد قرارداد صدور گاز مصر به رژیم صهیونیستی به اثبات می‌رسد و بنابر آنچه این اسناد آن را برملا کردند، نامه‌نگاری‌هایی میان عمر سلیمان و "سامح فهمی"، وزیر وقت نفت مصر صورت گرفته بود و در یکی از آن نامه‌ها که مهر بسیار محرمانه و امضای شخص عمر سلیمان را به همراه داشت وی از وزیر نفت خواستار صدور گاز به رژیم صهیونیستی و ترکیه شده بود و برای این منظور چهار مرحله را در نظر گرفته بود.

در 26 ژانویه 2004 سلیمان نامه بسیار محرمانه دیگری برای وزیر نفت مصر می‌فرستد و در آن آشکار می‌کند که وی از جمله طرف‌هایی است که زمان امضای قرار داد صدور گاز به رژیم صهیونیستی را مشخص خواهد کرد و جالب آنکه در این نامه به وزیر نفت مصر یادآور می‌شود که قرارداد فروش گاز مصر به اسرائیل در خفا و پنهانی صورت می‌گیرد و تاکید می‌کند که براساس توافقات به عمل آمده با طرف اسرائیلی امضای نهایی قرارداد به نیمه دوم فوریه 2004 موکول شده است.

همان‌گونه که عمر سلیمان از ابتدا ناظر بر امضای قرارداد و فراهم کننده زمینه‌های انعقاد آن بود، مسئولیت از پیش‌رو برداشتن موانع در این راه را نیز برعهده گرفت و در نامه‌ای که برای سامح فهمی می‌نویسد، از وی می‌خواهد تا شرکت نفت تمام تعهدات مالی خود به شرکت EMG را پرداخت نماید تا این شرکت راضی به امضای قرارداد صدور گاز با اسرائیل شود، به ویژه آنکه طرف اسرائیلی از بروز موانع در راه امضای این قرارداد بسیار خشمگین است و من به رئیس دفتر نخست‌وزیری اسرائیل وعده داده‌ام که موانع موجود در این راه را از پیش‌رو بردارم.

سلیمان روزنه امید مبارک برای سرکوب انقلاب مردمی

پس از اینکه انقلاب 25 ژانویه به اوج خود ‌رسید و نشانه‌های پیروزی در آن نمایان ‌شد، مبارک فکر کرد که بار دیگر با کمک گرفتن از عمر سلیمان می تواند بر موج اعتراضات پیروز شود، به همین علت با وجود اینکه به فکر موروثی کردن ریاست جمهوری و انتقال قدرت به فرزند خود بود، سلیمان را با دادن بسیاری از اختیارات به سمت معاونت خود منصوب کرد، این اقدام با استقبال گسترده رژیم صهیونیستی مواجه ‌شد، چرا که آنها نیز امید داشتند که سلیمان بتواند موج انقلاب مردمی را سرکوب کند.

در آن زمان "یوسی میلمن"، تحلیلگر امور اطلاعاتی روزنامه صهیونیستی هاآرتص با نگارش مقاله‌ای به تمجید از وی پرداخت و ابعاد همکاریهای عمر سلیمان با رژیم صهیونیستی را فاش کرد، میلمن تاکید کرد که سلیمان از زمان انتصاب به سمت ریاست سازمان اطلاعات و امنیت مصر همواره با سران سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و جاسوسی اسرائیل از جمله موساد (سازمان اطلاعات و جاسوسی رژیم صهیونیستی) و شاباک (سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) و امان (شعبه اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی) در ارتباط بوده است.

طرح سلیمان برای احیای رژیم مبارک بعد از انقلاب

عمر سلیمان البته بعد از انقلاب مردمی در مصر، با حمایت های غرب و رژیم صهیونیستی و حمایت های شورای نظامی که بر مردم مسلط شده بودند، از مجازات فرار کرد، سلیمان در حالیکه بسیاری از همقطارانش حتی با جرم های کمتر از وی در دادگاه انقلاب مصر محاکمه می شدند، به خارج از مصر رفت تا افکار عمومی جنایات وی را در این کشور فراموش کند، او مدتی بعد با اندیشه به یغما بردن انقلاب مردمی مصر به این کشور بازگشت تا شاید در انتخابات با حمایت قدرت های غربی و شورای نظامی بار دیگر رژیم سابق را احیا کند. 

همزمان با اعلام پیروزی اسلامگرایان در انتخابات ریاست جمهوری مصر، حال سلیمان نیز وخیم شد و برای مداوا به آمریکا اعزام شد.

جعبه سیاه مبارک دفن می‌شود

در طول سه دهه حاکمیت دیکتاتوری حسنی مبارک بر مصر شاید نتوان فردی را یافت که به اندازه عمر سلیمان به وی نزدیک باشد، او در تمامی دوره پر از استبداد مبارک در کنار وی بوده و بخشی از سرکوب های مردمی را نیز شخصا رهبری کرده است، به این ترتیب می توان گفت که عمر سلیمان جعبه سیاه مبارک بود و با مرگ وی رازهای نهان بسیاری از حاکمیت سیاه حسنی مبارک در مصر در زیر خاک دفن شد، او از ابعاد وابستگی مبارک به آمریکا ورژیم صهیونیستی به خوبی اطلاع داشت و می دانست که وی برای استمرار حاکمیت نامشروع خود در مصر تا چه اندازه در برابر غرب کرنش نشان می دهد و تا چه حد مستکبرانه و سرسختانه با مردم خود رفتار می کند.

حال معلوم نیست که حسنی مبارک در زندان طره با شنیدن خبر مرگ سلیمان از اینکه جعبه سیاه دوران سیاه حاکمیتش بدون بازخوانی از بین رفته، لبخندی از رضایت بر لبانش نقش می بندد یا اینکه از دست دادن رفیق شفیقی چون سلیمان او را غمگین می کند و از اینکه این سرنوشت دیر یا زود گریبان وی را نیز خواهد گرفت، وحشت زده می شود.