چالش دیروز، امروز و فردای جوامع مسلمان
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۸   کلمات کلیدی:
چالش دیروز، امروز و فردای جوامع مسلمان

با اندک تامل و مروری در تاریخ ملل، می توان ملت هایی را مشاهده کرد که ناآرام و توفنده از دل تاریکترین روزگاران ستم، چپاول و نابرابری، ناگهان سر برآورده اند و به رغم داشتن نشان های شلاق های استبداد و استعمار بر شانه­هایشان، توانسته اند، بساط سنگین سلطه ظالمین را در میان امواجشان در هم شکسته، وضع موجود را تغییر داده و انبوهی از دگرگونی و تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را با خود به ارمغان بیاورده­اند.


اما این توفان ها، سیلاب های خروشان و امواج دریایی چگونه شکل گرفته­اند؟ چه عوامل و نیروهایی توان پیوند زدن دل ها و اندیشه های متفرق و پراکنده به همدیگر را دارند؟ اقیانوس های آرام و بی تحرک چرا به خروش در می آیند؟ آیا سیلابها و امواج خروشان ملت ها همیشه امید بخش بوده و با خود گلستان و گلشن آورده اند؟

در مقاطعی از تاریخ رهبرانی ظهور کرده و با عواملی چون نژاد، خون، رنگ، قومیت، منافع وگاه با اندیشه های نژاد پرستانه، ملی گرایانه، مکاتب، ادیان و مذاهب، تعریفی از "خودی" و "دیگری" ارایه داده اند. آن ها با این ابزار موفق شده اند تا خواسته ها، اندیشه ها توده های مردم، ملت ها منطقه و حتی مناطقی از جهان را سامانده و بسیج کنند. دل های آنان را به همدیگر پیوند داده و همه نیروها را تمام قد در برابر نظام موجود به ایستادگی فرا بخوانند. قیام مردم و ملت ها به رهبری انبیاء، مصلحان اجتماعی، رهبران قومی و ملی در طول تاریخ نمونه­هایی از این توفان ها هستند. در دو قرن نوزدهم و بیستم قیام ملت های افریقایی و آسیایی با نام ملی گرایی و ناسیونالیزم علیه استعمارگران غربی و امروز بیداری اسلامی و قیام ملت های مسلمان تحولات بزرگی را به وجود آورده اند..

جنبش هایی که بینش مادی دارند، ممکن است در یک مقطع موفقیت هایی کسب کنند و نجات بخش باشند؛ اما به دلیل این که ریشه در ناپاکی دارند، به زودی خودشان معضلی شده، مردم را از چاله در آورده و به چاه انداخته و موجب سرخوردگی آنان شده اند. در دهه های اخیر، سیوسیالیزم و ملی گرایی به صورت مکتب هایی انقلابی ظهور کرده، سال های طولانی در میان ملل مسلمان و نامسلمان امیدهای کاذبی را ایجاد کردند و تحولات بزرگی را نیز شکل دادند، اما این توفان ها و تحولات با همه گستردگی شان، سرابی بیش نبودند. رهبران فریب خورده این جنبش ها در سرزمین های اسلامی برای چندین دهه صدای رهبران، بیدارگران و هزاران مسلمان را خفه کردند. آن ها منافع سیاسی، امنیتی، دفاعی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مسلمین را در یکی از دو شبکه شرق سوسیالیست و یا غرب سرمایداری تعریف کرده و همه منابع، توان و امکانات کشورها و ملت­های مسلمان را در اختیار این دو بلوک جهانخوار قرار دادند.

در زمستان سرد و تاریک نومیدی، اندیشه و فریادهای رسای امام خمینی(رحمه الله علیه) که ریشه در تاریخ و منابع مقدس اسلام داشتند، خفتگان را بیدار کرد. امواج خروشان اقیانوس انقلاب اسلامی ایران کشتی نظام شاهنشاهی و ایادی استکبار جهانی را در این کشور درهم شکست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تاسیس نظام اسلامی، منافع مردم مسلمان را مستقل از شبکه­ها و بلوک های شرق و غرب تعریف کرد و اکنون بیش از سه دهه مقاومت، ملت­های مسلمان را به وحدت و همدلی فرا می­خواند. این نظام امروز به صورت الگویی عملی و موفق پرچمدار بیداری اسلامی در جهان شده است.

در دنیای امروز، موج بیداری اسلامی فراگیر شده است. مسلمانان سرخورده از نظام­های وابسته و به دروغ ملی، در کشورهای مختلف به پا خاسته­اند و اکثراً آنان "خودی" و "دیگری" را در پرتو تعلیمات اسلامی و شبکه نوین منافع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مسلمین تعریف می کنند؛ اما در این میان استکبار جهانی و دست نشاندگانشان در کشورهای مسلمان زیرکانه و به شدت در تلاش هستند، تا اجازه ندهند چنین تعریفی از خودی در برابر بلوک سرمایداری امریکایی و اتحادیه اروپا شکل بگیرد.

شکی نیست، مسلمانان در این مقطع حساس از تاریخ، بیش از هر زمان دیگر نیازمند مراجعه به منابع ناب یعنی قران، حدیث و تجارب تاریخی اسلام هستند. آموزهای اسلامی همچون مشعلی فروزان روشنگر راه مسلمین برای عبور از گردنه­های تاریک و سخت هستند. با توجه به مطالب، مقاله حاضر با مراجعه به قران و سنت تلاش خواهد کرد، موضوع پر اهمیت تعریف "خودی" و "دیگری" و لزوم طراحی شبکه نوین و مستقل منافع برای ملل اسلامی را بررسی کند.

واژگان کلیدی: خودی، غیر خودی، ما، دیگران، منافع سیاسی، اقتصادی، امنیتی، دفاعی، منافع مشترک، ناسیونالیزم



فصل اول. کلیات

گفتار اول. مفاهیم:

أ‌. "ما" : ما جمع "من" است. "من" بر هویت فردی و "ما" بر هویت جمعی دلالت دارند. هویت شکل دهنده من و ما است. تعاریف مختلفی می­توان برای هویت ارایه کرد، اما برای روشن شدن بحث به چند نوع از هویت اشاره می­شود:

- هویت طبیعی: هویت طبیعی در برابر اکتسابی قرار دارد. هویت طبیعی، هویتی منحصر به فرد است که خداوند آن را به هر شخص ارزانی داشته است. چهره ظاهری، ژن­ها و "دی ان اِ[۱]" ها ویژگی­های طبیعی اشخاص هستند. هویت طبیعی منحصر به عالم انسانی نیست، حتی جانوران، گیاهان و همه موجودات نیز هر یک ویژگی­های خاص خودشان را دارند.

- هویت اکتسابی: در سطح فردی باورها، ارزش ها، دانش و بینش هر شخص، هویت اکتسابی او را شکل می­دهند. باورها و ارزش­ها مانند نرم­افزارهای اجرایی رایانه­ای که تمامی دستگاه­ها و وسایل را در اختیار خودشان می­گیرند؛ هستی و همه امکانات مادی و معنوی شخص را به کنترل در آورده و حاکم بر او می­شوند. در سطحی کلانتر باورها و ارزش های قومی، ملی و جهانی (انسانی یا فطری) هویت های کلان تری را برای جامعه بشری شکل می دهند. نقش مهم و برجسته باورها و ارزش ها در شکل دادن هویت فردی و جمعی "من" و "ما" از نظر فرهنگی و سیاسی از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است.

- هویت شخصیت های حقیقی و حقوقی: این هویت ها برای اشخاص همان هویت قرارداری، شناسنامه ای و گذرنامه­ای است و برای موسسات و شخصیت­های حقوقی، هویت اساسنامه ای، ثبتی و قانونی است. این نوع از هویت نیز در جای خودش دارای اهمیت است، اما جای بحث آن در این مقاله نیست.

در طول تاریخ بشری در سطح فردی و جمعی، اشخاص و ملت­ها برای خودشان هویت گلشنی و یا هویت جهنمی ساخته اند، به قول مولانا:

ای برادر تو همین اندیشه­ای ما بقی، تو استخوان و ریشه­ای

گر بود اندیشه­ات گُل، گلشنی ور بود خاری، تو هیمه گلخنی

هویت­های طبیعی همانند قلعه­هایی هستند که هویت­های گلشنی، گلستانی و یا هویت­های جهنمی و شیطانی را در خود جا داده­اند.

ب‌. دیگری و دیگران: هر هویت ویژگی­هایی دارد که آن را از سایر هویت­ها متفاوت ساخته است. بنا بر این دیگران یعنی آنان که هویت من و یا ما را ندارند.

گفتار دوم. اهمیت و ضرورت موضوع 

متاسفانه بیشتر دولت­های کشورهای اسلامی به جای این که منافع ملتشان را مبتنی بر کتاب و سنت و ضرورت­های شرایط حاکم بر جهان امروز، در چارچوب شبکه­ای از دولت­های اسلامی و یک بلوک مستقلِ "خودی"، دنبال کنند؛ منافع امنیتی، سیاسی، اقتصادی و حتی دفاعی خودشان را به نحو ذلت­باری در شبکه و بلوک­های غیر خودی(کفار) پیگیری می­کنند. این کشورها با پیوستن به قراردادهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی در واقع هویت­ها و "ما" بودنشان را به گونه­ای وارونه تعریف کرده­اند. در چنین وضعیتی جای "ما" و "دیگران" عملاً تغییر کرده و این شرایط اسفبار باعث شده که خواست یا ناخواسته علیه منافع مسلمانان دست به اقدامات خائنانه­ای بزنند. آن­ها با وارد شدن به کلوپ­ها و سازمان­های اقتصادی، شبکه­­های امنیتی منطقه­ای و بین­المللی، اتحادیه­ها و پیمان­های نظامی بخش­هایی از سرزمین و قلمرو اسلامی را به عنوان­ پایگاه­ها نظامی، موشکی و جاسوسی به دیگران داده­اند. گاهی در قالب همکاری­ها و تبادل اطلاعات، تجربیات و هیئت­ها اسرار کشورها، ملت­ها و حتی اشخاص مسلمان را در اختیار دیگران قرار داده و آن­ها را بر سرنوشت مسلمانان مسلط می­­کنند .

علاوه بر این­ها، پیوستن کشورهای اسلامی به سازمان­ها و اتحادیه­های غیر خودی باعث ­شده، سازمان­ها و تشکیلات مشابه در میان کشورهای اسلامی اساساً شکل نگیرند و یا اگر تشکیلاتی مانند کنفرانس اسلامی و بسیاری از سازمان ها و اتحادیه های دیگر تاسیس شده، آن طور که باید و شاید، قوی، فعال و معنادار نباشند. بنا بر این ضروری است این بحث پر اهمیت مبتنی بر قرآن و سنت بیشتر مورد توجه مسلمین قرار بگیرد.

فصل دوم. تعریف قرآن از "ما" و "دیگران" 

آیات فراوانی در قرآن به طور جدی مستقیم و غیر مستقیم به موضوع ما و دیگران (خودی و دیگری) پرداخته­اند؛ ولی در چند آیه به صورت روشن­تری با واژه "ما و دیگران" سخن به میان آورده است.

گفتار اول. "ما" یعنی همراهان و پیروان رسول الله(ص) 

تقریبا تمامی آیات قرآن، آموزه­ها و تلاش­های پیامبر اکرم(ص) برای این بوده تا شخصیت­ افراد و جامعه بر مدار و محور "توحید" شکل بگیرد[۲]. قرآن جامعه متشکل از محمد رسول الله(ص) و مومنانِ همگام و هماهنگ با ایشان را "جامعه خودی" و "ما" خوانده است. در این جمله از آیه آمده است: "محمد رسول الله(ص) و آن­ها که با او هستند[۳]". منظور قرآن از همراهی با پیامیر، همگامی و معیت فیزیکی با ایشان نیست، مقصود از این جمله، همراهی و "معیت" فکری، عقیدتی، اخلاقی و عملی با پیامبر (صلى الله علیه و آله) است. قرآن در آیه­ای دیگر با عبارتی روشنتر این "معیت و همراهی" را بیان کرده است: "آنان که از ایشان به خوبی پیروی می­کنند[۴]". به درستی و خوبی پیروی کردن از رسول، مایه سربلندی است و گر نه، همراهی فیزیکی با پیامبر(ص) به تنهایی برای کسی افتخار به شمار نمی­آید (مکارم، تفسیر نمونه). منافقان زمان پیامبر(ص) با ایشان و مومنان زندگی کرده­اند؛ اما به دلیل این که همفکر، همدل و پیرو آن حضرت نبودند، از منفورترین گروه­ها به شمار آمده­اند و قرآن در سوره منافقین شدیدترین حملات را متوجه آن­ها کرده است.

بنا بر این جوامع و اشخاصی که به راستی همراه فکری، عقیدتی و پیروان اخلاقی و عملی رسول الله(ص) باشند، "خودی" و "ما" هستند، هر چند، از نظر زمانی قرن­ها پس از رسول الله(ص) متولد شده باشند. در حدیثی از رسول خدا(صلى الله علیه و آله) نقل شده که ایشان فرمودند[۵]: دوست داشتم برادرانمان را مى­دیدیم!. همراهانش به ایشان گـفتند: اى رسول خدا! آیا ما برادران تو نیستیم؟! حضرت فرمود: شما اصحاب من هستید، اما برادران ما هنوز به دنیا نیامده­اند (النیسابوری، ۲۱۸ صحیح مسلم)!

گفتار دوم. "دیگران" یعنی دشمنان خدا و مومنان 

قرآن کریم در آیات مختلف به صورت ضمیر مانند "دونکم"، "لهم[۶]" و به صورت اسم ظاهر مثل کلمات "کفار، مشرکین و منافقین" موضوع پر اهمیت "ما" و "دیگران" را به روشنی برای مسلمانان مطرح کرده است. قرآن مومنین را "ما" و سه گروه "کفار"، "مشرکین" و "منافقین" یعنی دشمنانی (عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ) که در برابر خدا و مومنان صف­بندی کرده­اند، را "دیگران" ­خوانده است. البته باید توجه داشت که نگاه "خودی" و "دیگری" که قرآن مطرح می­کند، با نگاه منفور خودی و دیگران در نزد نژادپرستانه، ملی­گرایانه و منفعت محورانه مکاتب مادی که بر اساس چنین اندیشه­هایی جنگ افروزی­ها کرده­اند، متفاوت است(در بخش پایانی مقاله به این تفاوت­ها اشاره­ شده است).

فصل سوم. دستورات قرآن در باره خودی­ها و دیگران 

قرآن در باره چگونگی رفتار با "خودی­ها" و "دیگران" به مسلمانان دستوراتی داده است. مومنان و جامعه خودی باید این احکام و دستورات را رعایت کنند. این دستورات فهرست طولانی دارد. اما در این مقاله به اختصار به چند مورد ار آن­ها به این شرح بسنده شده است:

گفتار اول. محبت متقابل نسبت به همدیگر از ویژگی­های جامعه اسلامی 

"رحماء" و مهربان بودن مومنان نسبت به هم[۷]، صرفاً به معنای حرمت داشتن جان، مال و آبروی برادران ایمانی و آسیب نرساندن به همدیگر نیست (الزمخشری، الکشاف) مفاهیمی چون داشتن تعاون[۸]، محبت، رسیدگی به مشکلات، ایثارگری در شرایط فوق­العاده سخت[۹] و تواضع نسبت به همدیگر[۱۰] (ابن کثیر القرشی الدمشقی، تفسیر القرآن العظیم) که در آیات دیگر قرآن ذکر شده در عبارت "رحماء بینهم" نهفته است. این امور همان­ توجهاتی است که انصار و مهاجرین در عصر رسول الله(ص) نسبت به هم داشتند[۱۱]. ویژگی "رحماء بینهم" از مهمترین شاخص­های جامعه اسلامی است. این خصوصیت از افراد و گروه­های متفرق و دشمنانی که دل­هایشان مملو از کینه و نفرت نسبت به یکدیگر بوده[۱۲]، "ما" و جامعه­ای برادر ­ساخته است.

گفتار دوم. تسلیم محض بودن جامعه اسلامی در برابر خداوند 

احساسات و عواطف فرد و جامعه مسلمان یله و رها نیست و آن­ها بر اساس خواسته­هایشان اقدام نمی­کنند. جامعه اسلامی در چارچوب دستورات خدواند و جلب رضایت الهی کنش و واکنش­هایش را ساماندهی می­کند. قهر و خشم مسلمین در برابر دشمنان و مهرشان نسبت به همدیگر سبب نمی­شود که از جاده حق و عدالت خارج شود. جامعه­ مسلمان اجتماعی است که رکوع و سجودش همواره به چشم می­آید. منظور از رکوع و سجود در این آیه قرآن، فقط دو حرکت شکلی و مراسمی نیست، این دو واژه[۱۳] به علت این که نشان دهنده نهایت تسلیم بودن جامعه در برابر خداوند است، به طور سمبلیک در این جمله مقدس انتخاب شده­اند (مکارم، تفسیر نمونه) و اگر نه، از سر تظاهر به آسانی می­توان رکوع و سجود انجام داد و به راحتی می­شود اثر سجود را در پیشانی ایجاد کرد (الزمخشری، الکشاف). جوامع­ اسلامی در واقع اجتماعاتی هستند که خودخواهى و غرور، تظاهر و ریا کاری در آن­ها راه ندارد و همواره با نیتی پاک در جستجوی فضل و رضاى الهی هستند[۱۴].

گفتار سوم. استقلال جامعه اسلامی و مومنان 

قرآن در ترسیم ویژگی­های جامعه مومنان از زبان انجیل مقدس آن را همچون مزرعه­­ای شکوفا، مملو از جوانه­های در حال رشد، مقاوم، محکم و مستقل از دیگران که روی پاى خود ایستاده است، توصیف کرده است. بعضی از مفسرین "زرع" را به وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) تشبیه کرده­اند که گسترش و رویش مومنان از شعاع آن وجود مقدس آغاز شده است (المحاربی، المحرر الوجیز). رشد مادی و معنوی چنین جامعه­ای به اندازه­ای است که همگان را به شـگـفتی وا ­می­دارد و باعث خشم کفار می­گردد[۱۵]. یک جامعه پیشرو، پیشتاز و سربلند و قوى جامعه اى است که روى ساق و پاى خود بایستد (الطبری، جامع البیان فی تأویل القرآن) و براى بقای خودش وابسته به دیگری نباشد[۱۶].

آیه "وَلَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا[۱۷]" نیز بر لزوم حفظ حاکمیت و استقلال مومنان و حرمت سلطه و حاکمیت کفار بر مسلمین تاکید کرده است (الشنقیطی، أضواء البیان). بر اساس قواعد زبان و ادبیات عرب، "سبیلا" در آیه اخیر، " کلمه نکره­ای است که در سیاق نفى قرار گرفته و معناى عموم مى­دهد (طنطاوی، التفسیر الوسیط)". یعنی مطابق این آیه کافران در هیچ حوزه­ای­ نظامی، سیاسى، فرهنگى و اقتصادى حق برتری و مسلط شدن بر مسلمین را ندارند (الطباطبائی، تفسیر المیزان).

در همین راستا، آیات دیگری پذیرفتن ولایت کفار[۱۸] و وابستگی به ستمگران را ممنوع[۱۹] کرده است. مخاطب این آیات عموم جامعه است (الطباطبائی، تفسیر المیزان). جامعه مستقل و آزاد، جامعه­اى است که پیوند و ارتباطش با دیگران، پیوندى بر پایه برابری و بر اساس مصالح و منافع متقابل باشد. ارتباط و پیوندی که یک طرفه و اساسش وابستگی فکرى، فرهنگى، نظامى، اقتصادى و سیاسى طرف ضعیف بر قوى باشد، روابطش با دیگران جز اسارت، استثمار و خشم خداوند دستآوردی دیگری نخواهد داشت. بنا بر این، داشتن روابط تجارى و علمى بر اساس حفظ منافع مسلمین و استقلال و ثبات جوامع اسلامى مانعی ندارد و چنین ارتباطات سازنده­ای در زمان پیامبر(صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و اعصار بعد از ایشان نیز وجود داشته و دارد. آن­چه ممنوع و ناپسند است، وابستگی و "رکون" به ظالمین است.

گفتار چهارم. اتحاد مومنان و جوامع خودی 

یکی از دستورات قرآن به خودی­ها وحدت با برادران مومن و پرهیز از تفرقه و پراکنده شدن است. مخاطب این فرمان نیز عموم مردم هستند. قرآن فرموده است: "و همگى به ریسمان خدا ( قرآن و اسلام) چنگ بزنید و پراکنده نشوید". در همین رابطه "جان دیون پورت" دانشمند معروف انگلیسى مى نویسد: "محمد یک نفر عرب ساده، قبائل پراکنده کوچک و برهنه و گرسنه کشور خودش را مبدل به یک جامعه فشرده و با انضباط نمود و در میان ملل روى زمین آن­ها را با صفات و اخلاق تازه اى معرفى کرد و در کمتر از سى سال، این طرز و روش امپراطور قسطنطنیه را مغلوب کرد و سلاطین ایران را از بین برد. سوریه و بین النهرین و مصر را تسخیر کرد و دامنه فتوحاتش را از اقیانوس اطلس تا کرانه دریاى خزر و تا رود سیحون بسط داد. نهرو دانشمند و سیاستمدار فقید هندى در این باره مى نویسد: "سرگذشت عرب و داستان این که چگونه به سرعت در آسیا و اروپا و افریقا توسعه یافتند و فرهنگ و تمدن عالى و بزرگى را به وجود آوردند، یکى از شگفتی­هاى تاریخ بشرى مى­باشد، نیرو و فکر تازه­اى که عرب­ها را بیدار ساخت و ایشان را از اعتماد به نفس و قدرت سرشار ساخت (اسلام ) بود. در ادامه همین آیه مورد بحث در باره وحدت، قرآن مى گوید: "شما در گذشته در لبه گودالى از آتش(جنگ، نزاع و خونریزی­ها) بودید که هر لحظه ممکن بود در آن سقوط کنید و همه چیز شما خاکستر گردد، اما خداوند شما را نجات داد و از این پرتگاه به نقطه امن و امانى که همان نقطه برادرى و محبت بود رهنمون ساخت (مکارم، تفسیر نمونه).

حضرت امام خمینی(ره) با تکیه بر چنین آموزه­هایی می­فرمودند: "تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است". وحدت کلمه مهمترین سلاح حضرت امام(ره) در برابر دشمنان بود. وحدت مردم ایران در پرتو رهبری حکیمانه امام خمینی آنان را بر استبداد داخلی و استکبار امریکایی و کشورهای غربی پیروز کرد. امریکا، همپیمانان غربی آن­ها با توطئه­ها و تفرقه افکنی­های شیطانی تلاش می­کنند به اختلافات قومی، نژادی، زبانی، مذهبی و فرقه­ای دامن بزنند و با راه انداختتن موجی از کشت و کشتار، ترور، جنگ، تخریب مساجد و اماکن مقدسه در میان مسلمین امت مسلمان یعنی "ما" و سرزمین­های اسلامی را تجزیه کنند. متاسفانه برخی از کشورهای اسلامی نیز با آن­ها همراه و متحد شده­اند!

گفتار پنجم. راز داری و رعایت مرز خودی و دیگری در امور محرمانه

آیه دیگری در سوره آل عمران بحث "ما و دیگران" را به صراحت مطرح کرده است: "اى کسانى که ایمان آورده­اید "غیر خودی" را به عنوان محرم اسرار انتخاب نکنید، آن­ها حتی یک لحظه فرصت را برای آسیب رساندن به شما از دست نخواهند داد. دوست دارند، شما در زحمت و رنج باشید. دشمنى نسبت به شما در زبانشان پیدا است؛ ولی آن­چه در دل پنهان دارند، بسی خطرناکتر است. شما آن­ها را دوست دارید، اما آن­ها شما را دوست ندارند. شما به همه کتاب­هاى آسمانى ایمان دارید (اما آن­ها به کتاب آسمانى شما ایمان ندارند) و هنگامى که شما را ملاقات مى­کنند (به دروغ ) مى­گویند، ایمان آورده­ایم[۲۰].

بر پایه نظریه خودی و دیگری، قرآن از مومنان خواسته تا ساده اندیشی و سهل انگاری را کنار گذاشته و غیر خودی­ها را در امور طبقه بندی شده و در اسرار خودشان به کارگیری نگیرند. "بطانة" در لغت به معنى آستر و لباس زیرین است. مردم معمولا برای این که پارچه خشن به پوستشان آسیب نرساند از آستر نرم و یا زیرپوش استفاده می­کنند، تا بین پوست و پارچه ضخیم فاصله باشد. این آیه به کنایه غیر خودی­ها را به پارچه­های خشنی تشبیه کرده که در صورت تعامل و تماس داشتن با پوست، یعنی لایه های درونی و آسیب پذیر جامعه اسلامی و دسترسی داشتن آن­ها به اخبار و اطلاعات محرمانه، به مسلمانان آسیب می­رسانند. این اعلام خطر به صورت کلى و عمومى است و باید در هر زمان و در هر حال مسلمانان به این هشدار توجه کنند (مکارم، تفسیر نمونه) .

در صدر اسلام برخی از مسلمانان با کفار روابط خویشاوندی و دوستانه­ای داشتند و در نشست و برخاست­هایشان با ابراز دوستی نسبت به آن­ها، سعی در کسب اسرار و اطلاعات مسلمانان را داشتند. قرآن به این دسته از مسلمانان هشدار داده که بیشتر مراقبت باشند؛ زیرا بعضی از اهل کتاب منافقانی هستند که وقتى شما را مى­بینند مى­گویند ایمان آوردیم و چون به خلوت مى­روند، سرانگشت خود را از شدت خشمى که بر شما دارند مى­گزند. قرآن در باره بقیه منافقانی که در درون جامعه اسلامی زندگی می­کنند، نیز هشدار داده که فریب سخنان زیبای آنان را نخورند. این دسته به رغم دعاهای زیبا و فریبنده شان مانند دو گروه دیگر(کفار و مشرکین) خودی به شمار نمی­آیند. زیرا این دسته نیز تلاش دارند، منافع خودشان را در شبکه­های منافع دیگران تعریف کنند[۲۱].

در راستای آموزه­های قرآنی، پیامبر اکرم(ص) مکرر خطر نفوذ دشمنان برای سر در آوردن از اسرار مسلمانان را به مومنین گوشزد می­فرمودند. ایشان به اندازه­ای نسبت به این موضوع حساس بودند که حتی مسلمانان را از راهنمایی و مشورت خواستن[۲۲] از دشمنان نیز باز می­داشتند، زیرا راهنمایی و مشورت خواستن از آنان می­تواند منجر به افشای اسرار مسلمین بشود. مسلمانان در صدر اسلام تحت تاثیر چنین آموزش­هایی قرار داشتند. برای مثال در زمان حکومت خلیفه دوم، شخصی یک جوان باسواد و خوش حافظه­ از اهالی "بحیره" را به ایشان معرفی می­کند که از تخصص وی بهره­برداری شود. خلیفه با استناد به این آیه از قرآن گفتند: اگر او را به عنوان کاتب (گزارشگر، نویسنده یا ثبت کننده وقایع) بپذیرم؛ در واقع او را همچون آستر (بطانه) به لایه­های درونی نظام مسلمین راه داده­ام[۲۳]! و به این صورت درخواست وی را نپذیرفتند (جلال الدین السیوطی، الدر المنثور فی التأویل بالمأثور). بعضی از کارها مانند کارشناسی، مترجمی و امور دفتری ممکن است به ظاهر اهمیتی نداشته باشند، اما از آن­جا که در مسیر گردش اطلاعات و اسرار قرار دارند، پست­های حساسی به شمار می­آیند.

گفتارششم. دشمنان را به عنوان دوست انتخاب نکردن 

قرآن در آیه دیگری تاکید می­­کند که دشمنان را به عنوان دوست انتخاب نکنید.: " اى کسانى که ایمان آورده­اید دشمن من و دشمن خودتان را، به عنوان دوست انتخاب نکنید، شما نسبت به آن­ها اظهار محبت مى­کنید، در حالى که به آن­چه از حق براى شما آمده کافر شده­اند، و رسول خدا و شما را به خاطر ایمان به خداوندى که پروردگار همه شما است از شهر و دیارتان بیرون مى­رانند، اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده اید پـیوند دوستى با آن­ها برقرار نسازید، شما مخفیانه با آن­ها رابطه دوستى برقرار مى­کنید در حالى که من آن­چه را پنهان یا آشکار مى­کنید از همه بهتر مى­دانم، و هر کس از شما چنین کارى کند از راه راست گمراه شده، اگـر آن­ها بر شما مسلط شوند، دشمنتان خواهند بود، و دست و زبان خود را به بدى بر شما مى­گشایند و دوست دارند، شما به کفر باز گردید[۲۴]. آیه ۱۳ همین سوره نیز در ممنوعیت دوستی با دشمنان دستور مشابهی داده است[۲۵].

یک نمونه از برقرار چنین ارتباطات دوستانه­ای با دشمنان که در زمان خودش به نوعی جاسوسی نیز تلقی شد، در زمان پیامبر(ص) اتفاق افتاد. یکی از مسلمانان به نام "حاطب بن ابى بلتعه" به وسیله خانمی به نام "ساره" از مدینه نامه­اى برای بعضی از شخصیت­های مشرکان مکه نوشت و به آن­ها هشدار داد که به زودی رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) براى فتح مکه به سوی شما حرکت می­کند. پیامبر اکرم(ص) از طریق وحی از موضوع مطلع شدند و حضرت علی(ع) و چند تن از صحابه را در تعقیب این زن پیام رسان فرستادند. مامورین این زن را در یکی از منازل بین راه یافتند. وی ابتدا موضوع را انکار کرد، ولی با پافشاری مامورین، سر انجام مجبور به اعتراف شد و نامه­ای را که در گیسوانش پنهان کرده بود، تحویل داد. به هر حال موضوع فاش شد. حاطب نزد پیامبر (ص) به اشتباه خود اعتراف کرد و عذر آورد که اقوامش در مکه در چنگ کفار هستند و او با این اطلاع­رسانی خواسته به مردم مکه خدمتى کند تا شاید بستگانش مورد آزار و اذیت آن­ها واقع نشوند (مکارم، تفسیر نمونه). به رغم موضع تند بعضی از صحابه در برابر اقدام "حاطب"، پیامبر اکرم(ص) به علت این که او در جنگ بدر در کنار نیروهای مسلمان با دشمنان جنگیده بود، این خطا را بر وی بخشید (جلال الدین السیوطی، الدر المنثور فی التأویل بالمأثور).

گفتار هفتم. در برابر دشمنان موضع تند و شدید داشتن 

از ویژگی­های جامعه مسلمان داشتن موضع شدید و محکم در برابر دشمنان است[۲۶]. در صورتی که مسلمانان با دشمنان در شرایط و وضعیت جنگی به سر می­برند؛ دستور بر شدت عمل هر چه تمامتر است: "ای پیامبر با کفار و منافقین جهاد کن و بر آنان سخت بگیر[۲۷]"؛ اما در زمان صلح، مومنان باید هر نوع نیرو و قدرتى مادى و معنوى که برای مقابله و پیروزى بر دشمنان لازم است، را فراهم کنند. این توان و نیرو، فقط سلاح و ابزار جنگی نیست.

فصل چهارم. مسئولیت جامعه خودی در برابر دیگران 

مطالب و مباحث بالا در باره خودی و دیگری و دستوراتی که قرآن در این باره داده است، ممکن است، باعث این سوء تفاهم بشود که اسلام نسبت به دیگران به شدت موضع خصمانه­ای دارد و آموزه­های قرآنی اجازه زندگی مسالمت آمیز با دیگران را نداده است؛ اما این برداشت درستی از اسلام و احکام آن نیست. البته این نکته را نباید انکار کرد که اقلیتی نیز نظریات دیگری دارند. به طور کلی، از آیات و دستورات قرآنی در باره تعامل با دیگران، سه گونه برداشت وجود دارد. بعضی اصل در روابط با دیگران را جنگ و مقاتله، بعضی دیگر اصل را زندگی مسالمت آمیز و برخی دیگر تفصیل قایل شده­اند:

أ‌. اصل عدم سازش و لزوم جنگ با دیگران: این عده می­گویند، تردیدی نیست که اسلام مدعی حاکمیت جهانی است و مفهوم چنین ادعایی اسلام آوردن اختیاری و یا اجباری همه افراد و جوامع بشری است. بسیاری از نویسندگان غربی و برخی از مسلمانان مانند مرحوم مودودی در کتاب "الجهاد فی سبیل الله" چنین برداشتی دارند. بعضی از گروه­های جهادی افراطی مانند سلفی­های وهابی بر اساس همین نظریه دست به جنایات تکان دهنده­­ای زده و به هیچ وجه برای مال و جان دیگران حتی فِرق اسلامی احترامی قائل نیستند.

ب‌. اصل صلح و همزیستی با دیگران: برخی از روشنفکران غربگرا و فرقه­های نو ظهور و ساخته دست استعمارگران در جهان اسلام از این نظریه پشتیبانی می­کنند.

ت‌. اصل صلح و همزیستی با دیگران در عین اعتقاد به وجوب دفاع(نظرتفصیلی): بسیاری از نویسندگان قرن نوزدهم پس از مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه و ان جنحوا للسلم، و کتب فقهی مثل کتاب ارزشمند جواهر الکلام و کتاب القرآن و القتال(مرحوم شلتوت) از این نظریه دفاع کرده­اند.

هر تفسیری از آیات تا هنگامی که در چارچوب طرح و نظام جامع اندیشه قرآنی نباشد، تفسیری تک بُعدی و جزئی­نگر خواهد بود. آیات قرآن در باره موضوع خودی و دیگری و حقوق متقابل مومنان و کفار و مشرکان باید در یک طرح کلان بررسی و مطالعه شود. در این صورت تمامی آیات از "خلق لکم"، "سخر لکم" ، "جعل لکم" در باره خلق نعمت­ها برای انسان، تا منع فساد در زمین، ممنوعیت هلاکت حرث و نسل، رعایت عدالت و احسان، زندگی مسالمت آمیز، تا وجوب مبارزه با دشمنانی که جنگ مذهبی راه انداخته، مسلمانان را می­کشند و آواره می­کنند را باید در یک طرح­واره و نظام کلی معنا و تفسیر کرد. چنین طرح جامع، کلان و نظامندی نیز باید از مجموع آیات و روایات استنباط شود؛ به گونه­ای که هیچ کدام از آیات در باره زندگی مسالمت آمیز و قتال و برخورد با دیگران و دشمنان بدون دلیل و صرفا با احتمال نسخ شدن، کنار گذاشته نشوند.

به هر حال مقاله جای بحث و بررسی عمیق در باره همه این موضوعات نیست. آن­چه مسلّم است این که در باره موضوع "خودی و غیر خودی" تفاوت ماهوی میان نظریات ملی­گراها و ماتریالیست­ها و اسلام وجود دارد. نژاد پرستان و ملی­گراها بر پایه فرضیه­های موهوم، خودشان را نژاد برتر و شایسته می­دانند. نژاد پرستان آلمانی و ایتالیایی تا آن­جا پیش رفتند که فرضیه "قاعده انتخاب طبیعی و اصلح[۲۸]" داروین را به حوزه سیاسی و اجتماعی کشاندند و به عنوان نژاد ناب و برتر به خودشان حق استعمار، استثمار و جنگ افروزی­ علیه دیگران را دادند. قرآن با چنین نگاه­های تند و ظالمانه به موضوع خودی و دیگری به شدت مخالف است. این کتاب آسمانی حقوق بسیاری را برای دیگران در نظر گرفته که برای تکمیل بحث به گوشه­ای از آن­ها اشاره می­شود:
گفتار اول. زندگی مسالمت آمیز، رفتار عادلانه و خیرخواهانه با دیگران 

در صدر اسلام کفار روابطشان با جامعه کوچک مومنان را به شدت متشنج کرده بودند و علیه مومنان دست به هر اقدام ناجوانمردانه­ای می­زدند. منزوی ساختن، محروم کردن پیامبر اکرم(ص) و مسلمین از ابتدایی­ترین حقوق انسانی، شکنجه دادن، کشتن، فشار آوردن به آن­ها به منظور آوراه کردن و کوچ دادن دستجمعی نمونه­هایی از اقدامات خصمانه آن­ها بود. البته در میان کفار و مشرکین نیز بعضی بودند که روابطشان با مومنان تا این حد خصمانه نبود. بنا بر همین تفاوت در برخوردها، خداوند اجازه داد تا مومنان با این دسته از کفار و مشرکان رابطه­ای مبتنی بر عدالت، انصاف و خیرخواهی داشته باشند. صِرف تفاوت هویت مومنان با هویت دیگران و یا وجود کینه­ها، تصفیه حساب­هاى شخصى و دشمنی­هاى قومى نباید بهانه­ای برای اعمال بی عدالتی علیه آنان باشد. مسلمانان همواره موظف هستند تا با همگان رفتاری عادلانه داشته باشند؛ زیرا عدالت به تقوی و پروا داشتن نزدیک­تر است[۲۹].

اسماء دختر ابوبکر نقل کرده که در نخستین سال­های دعوت پیامبر(ص)، مادر مشرکش(راغبه) هدیه برای او آورد. او در باره پذیرفتن یا رد کردن مادرش از پیامبر سئوال کرد. پیامبر به او دستور داد تا روابطش با مادر مشرکش را حفظ کند[۳۰]. بنا بر همین روایت، اسماء گفته است که آیه سوره ممتحنه در پاسخ به سئوال او نازل شده است. اگر جه بعضی از مفسران شان نزول آیه را به گونه دیگری نقل کرده­اند، اما با اطمینان می­توان گفت این آیات در سوره ممتحنه برای تنظیم روابط مومنان و مشرکان نازل شده­اند (طنطاوی، التفسیر الوسیط). از این آیه می­توان استنباط کرد که برقراری رابطه با دیگران تا زمانی که به حالت خصمانه و جنگی در نیامده می­تواند بر پایه احترام متقابل، عادلانه و منصفانه باشد.

البته اگر رابطه از شکل مسالمت آمیز خارج شد به این معنا نیست که هر رفتاری علیه دیگران مجاز است. رابطه خصمانه نیز چارچوب و اصول خاصی دارد. بر پایه آموزه­های قرآنی در میدان جنگ، هنگام نبرد با دشمنان و حتی در زمانی که دشمن با مسلمانان بسیار ظالمانه و نفرت انگیزی برخورد کرده­، آنان حق انتقام جویی و رفتار متقابل پست، پلید و ناعادلانه[۳۱] در حق دشمنان را ندارند[۳۲]. به این ترتیب افراد غیر مسلمان و عیر خودی به دو گـروه عمده تقسیم شده­اند:

- گروهى که در مقابل مسلمین به جنگ برخاسته و شمشیر کشیدند، و آن­ها را از خانه و کاشانه­شان به اجبار بیرون رانده­اند، و عداوت و دشمنى با اسلام و مسلمین را در گفتار و عمل آشکارا نشان داده­اند. تکلیف مسلمانان این است که هرگونه مراوده با این گروه را قطع و از هرگونه پیوند محبت و دوستى خوددارى کنند. مشرکان مکه مخصوصا سران قریش تا زمان فتح مکه مصداق روشن این آیه بودند.

- دسته دیگر در عین کفر و شرک با مسلمانان رابطه خصمانه­ای نداشته، با آن­ها پـیکار نمى­کنند، مسلمانان را از خانه، شهر و دیارشان بیرون نمی­کنند. بعضی از این دسته در زمان پیامبر اکرم(ص) پیمان ترک مخاصمه با مسلمانان بسته بودند. نیکى کردن و ابراز محبت و دوستی با این­ها مانعی نداشته و اگر معاهده اى با آن­ها بسته شده مسلمانان باید به آن وفا کنند و در اجراى عدالت بکوشند. مصداق این گروه طائفه (خزاعه ) بودند که با مسلمین پیمان ترک مخاصمه داشتند. بنا بر این، جایی براى گفتار جمعى از مفسران باقى نمی­نماند که این دستور را با آیه پنج سوره توبه منسوخ بدانند (أبو زید عبدالرحمن، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن)؛ که فرموده است: "هنگامى که ماه­هاى حرام پایان گیرد، بت پرستان را هر کجا دیدید به قتل برسانید[۳۳]" چرا که این آیه سوره توبه فقط از مشرکانى سخن مى­گوید که پیمان شکنى کرده و به مخالفت علنى با اسلام و مسلمین برخاسته بودند.

گفتار دوم. حق برخورداری از صلح و ممنوعیت تعرض 

در آیه قرآن آمده است: اگر آن­ها تصمیم پیکار با شما را ندارند و پیشنهاد صلح می­دهند، خداوند به شما اجازه تعرض به آن­ها را نمى­دهد و شما موظف هستید، صلح را بپذیرید و علیه آن­ها دست به تعرض نزنید[۳۴]. شأن نزول این آیه که در تفاسیر مختلف بیان شده به خوبی بر این مطلب گواهی می­دهد. بعضی از مفسرین به استناد آیه دیگر معتقدند، به طور کلی در هر شرایطی هنگامی که کسی به شما سلام کرد[۳۵] (اقدام خوب و خیرخواهانه­ای را انجام داد)، شما باید به او پاسخ بهتری بدهید (أبو الفداء إسماعیل، تفسیر القرآن العظیم). البته بعضی از مفسرین نیز بر این باورند که منظور از "القوا الیکم السلام" اسلام آوردن دشمن است (أبوالحسن علی بن محمد الشهیر بالماوردی، النکت والعیون).

واقعیت­های تاریخی نیز نشانگر توجه دولت اسلامی به حقوق اقلیت­های مذهبی در حکومت اسلامی است. حضرت علی(ع) در دوره فرمانروایی­شان طی فرمانی به مالک اشتر فرمودند: با مردم مهربان و صمیمی باش و همچون گرگی درنده که خوردن آنان را یک فرصت می­داند، نباش؛ زیرا آن­ها یا برادران دینی و یا مانند تو انسان هستند[۳۶]. از مجموع این مباحث تفاوت نگاه عادلانه، منصفانه و انسانی اسلام با نگاه سایر مکاتب به موضوع "خودی و دیگری" مشخص می­گردد.

فصل پنجم. نتیجه گیری و پیشنهاد ها 

گفتار اول. نتیجه گیری:

از مجموع مباحث بالا استفاده می­شود که جوامع اسلامی در اندیشه و عمل توجه لازم را به بحث تعریف خودی، دیگری و دشمنان ندارند؛ از آموزه­های قرآن و پیامبر اکرم فاصله گـرفته­اند و برخلاف دستورات خداوند به جای مهربانی، پشتیبانی، اتحاد داشتن، به تفرقه، کینه توزى و خونریزى روی آورده­اند. با دشمنان مهربان و صمیمی هستند. علیه برادران و کشورهای اسلامی با کفار و دشمنان متحد شده­اند.

متاسفانه بسیاری از دولت­ها، گروه­ها و جوامع کوچک و بزرگ اسلامی سیاست­ها، برنامه­ها، روابط و منافع خود و کشورشان را بر خلاف آموزه­های قرآنی در بلوک­ها و شبکه­های دیگر و حتی دشمنان و مستکبران تعریف، تنظیم و اجرا می­کنند. امروز بیش از هر زمان دیگر در کشورهای مسلمان افریقایی، عربی و آسیایی صف­بندی­ها شفاف شده، عوامل و عناصر وابسته به استکبار در کشورها اسلامی مشخص هستند و همراه با دشمنان علیه مسلمانان برنامه­ریزی می­کنند؛ حتی در برابر ملت­های خودشان ایستاده­اند و زمانی که با شورش­های مردمی روبرو می­شوند به اربانشان پناه می­برند. در چنین شرایطی استقلال و ایستادن جوامع اسلامی روی پای خودشان معنا و مفهومی ندارد.

دولت های به ظاهر مسلمان و وابسته به اجانب، به دلیل این که منافع گوناگون کشورشان را در بلوک­ها و سازمان­های منطقه­ای دیگر تعریف کرده­اند، اجازه شکل گیری سازمان­های مشابه در میان کشورهای مسلمان را نمی­دهند یا اگر سازمانی مانند کنفرانس اسلامی شکل بگیرد، تشکیلاتی کم تاثیر و تصمیماتش اعلامی و غیر الزام آور است، چرا که منافع اعضاء در بلوک دیگری تعریف شده است. گاهی سازمان­های منطقه­ای به ظاهر خودی وجود دارند؛ ولی در عمل جزئی از شبکه و بلوک دیگران است و به هیچ وجه خودی نیست. 

گفتار دوم. پیشنهاد ها:

- جوامع و کشورهای اسلامی بر اساس آموزه­های قرآنی در تمامی امور فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی باید مستقل باشند، به دیگران و دشمنان وابستگی نداشته باشند.

- کشورهای اسلامی بر اساس آموزهای قرآنی در باره لزوم محبت و پشتیبانی متقابل مومنان نسبت به یکدیگر، داشتن اتحاد همگانی و یکپارچه(جمیعاً)، فراهم کردن آمادگی­های لازم در برابر دشمنان باید در عرصه­های مختلف پیمان­ها، اتحادیه­ها و سازمان­های مختلفی را تشکیل دهند.

- دولت­ها و ملت­های مسلمان نباید دشمنان خدا و خودشان را به عنوان دوست انتخاب کرده و آن­ها را در امورشان به ویژه در اسرارشان دخالت بدهند.

- مسلمانان هر چه بیشتر باید با این آموزش­ها آشنا شوند و کنش و واکنش­­هایشان در برابر دیگران و دشمنان را بر این اساس ساماندهی کنند.

- فراگیر و عمومی شدن آموزه­های قرآنی سبب می­شود مردم مقامات کشورشان را وادار سازند تا از عضویت در اتحادیه­ها و سازمان­هایی که باعث سلطه دیگران بر مسلمانان می­شود، خودداری کنند و به دشمنان اجازه ندهند از خاک و حاکمیت کشورشان بر ضد مسلمانان استفاده نمایند.

- تعریف منافع کشورهای مسلمانان در بلوک­ها و شبکه­های دیگران تعهداتی را متوجه کشورهای اسلامی می­کند و گاهی آنان مجبور خواهند شد تا در برابر برادران مومن خود قرار بگیرند. کشورهای اسلامی باید از چنین شبکه­هایی که اساساً بر پایه حفظ منافع دیگران طراحی شده است، خارج شوند.

فهرست منابع:
ابن کثیر القرشی الدمشقی، أبو الفداء إسماعیل بن عمر. تفسیر القرآن العظیم. المکتبه الشامله، ۷۰۰ -۷۷۴ هـ.

أبو الفداء إسماعیل، القرشی الدمشقی بن عمر بن کثیر. تفسیر القرآن العظیم. Translated by المکتبه الشامله. ۷۰۰ -۷۷۴ هـ.

أبو زید عبدالرحمن، بن مخلوف الثعالبی بن محمد. الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن. المکتبه الشامله.

أبوالحسن علی بن محمد الشهیر بالماوردی، بن محمد بن حبیب البصری. النکت والعیون. ۳۶۴ -۴۵۰هـ.

الزمخشری، أبوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد. الکشاف. ۴۶۷ - ۵۳۸هـ.

الشنقیطی، محمد الأمین. أضواء البیان. المکتبه الشامله، ۱۳۲۵ - ۱۳۹۳هـ.

الطباطبائی، محمدحسین. تفسیر المیزان.

الطبری، محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب الآملی. جامع البیان فی تأویل القرآن. مؤسسة الرسالة، مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف. ۲۲۴ - ۳۱۰ هـ.

المحاربی، أبو محمد عبدالحق بن غالب بن عبدالرحمن ابن تمام بن عطیة. المحرر الوجیز. المکتبه الشامله، ۴۸۱-۵۴۱هـ.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری. صحیح مسلم. Vol. ۱. دار إحیاء التراث العربی - بیروت، ۲۰۴ - ۲۶۱هـ.

جلال الدین السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر. الدر المنثور فی التأویل بالمأثور. المکتبه الشامله.

طنطاوی، محمد سید. التفسیر الوسیط. المکتبه الشامله.

طنطاوی، محمد سید. التفسیر الوسیط. المکتبه الشامله.

مکارم، ناصر. تفسیر نمونه. مدرسه امیرالمومنین(ع).



--------------------------------------------------------------------------------

[۱] - DNA.

[۲] - اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آَمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (البقره: ۲۵۷)

[۳] - "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ"

[۴] - "الذین اتبعوهم باحسان"

[۵] - أن رسول الله صلى الله علیه و سلم أتى المقبرة، فقال: السلام علیکم دار قوم مؤمنین و إنا إن شاء الله بکم لاحقون، وددت أنا قد رأینا إخواننا. قالوا أولسنا إخوانک یا رسول الله؟! قال أنتم أصحابی و إخواننا الذین لم یأتوا بعد.

[۶] - وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ

[۷] - رُحَمَاءُ بَینَهُم (الفتح: ۲۹)

[۸] - وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ(المائده: ۲)

[۹] - وَیؤْثِرُونَ على أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ

[۱۰] - فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ } [المائدة : ۵۴]

[۱۱] - الامام الصادق(ع): المسلم اخو المسلم، لایظلمه و لایخذله و لایخوفه و یحق على المسلم الاجتهاد فى التواصل و التعاون على التعاطف و المواساة لاهل الحاجة و تعاطف بعضهم على بعض، حتى تکونوا کما امرکم الله عز و جل : رحماء بینکم، متراحمین، مغتمین لما غاب عنکم من امرهم، على ما مضى علیه معشر الانصار على عهد رسول الله(صلى الله علیه و آله). قال النبی صلى الله علیه وسلم: "مثل المؤمنین فی توادهم وتراحمهم کمثل الجسد الواحد، إذا اشتکى(ابن کثیر، تفسیر القرآن)

[۱۲] - وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ آَیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران: ۱۰۳)

[۱۳] - تراهم رکعا سجدا

[۱۴] - یبتغون فضلا من الله و رضوانا

[۱۵] - مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا (الفتح: ۲۹)

[۱۶] - سوره فتح آیه ۲۹

[۱۷] - النساء: ۱۴۱

[۱۸] - و من یتولهم منکم فإنه منهم

[۱۹] - و لا ترکنوا إ لى الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من أ ولیاء ثم لا تنصرون

[۲۰] - یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِکُمْ لَا یأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَینَّا لَکُمُ الْآَیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ (۱۱۸) هَا أَنْتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یحِبُّونَکُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْکِتَابِ کُلِّهِ وَإِذَا لَقُوکُمْ قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَیظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیظِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (۱۱۹) إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکُمْ سَیئَةٌ یفْرَحُوا بِهَا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یضُرُّکُمْ کَیدُهُمْ شَیئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یعْمَلُونَ مُحِیطٌ (آل عمران: ۱۲۰)

[۲۱] - وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱) أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لَا یشْعُرُونَ (۱۲) وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آَمِنُوا کَمَا آَمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا آَمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَکِنْ لَا یعْلَمُونَ (۱۳) وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (البقره: ۱۴)

[۲۲] - عن النبی(ص): لا تستضیئوا بنار المشرکین. ... و لا تستشیروا المشرکین فی شیء من أمورکم.

[۲۳] - فلو اتخذته کاتباً قال : قد اتخذت إذن بطانة من دون المؤمنین.

[۲۴] - یاأیها الذین آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیآءَ [ الممتحنة : ۱ ]

[۲۵] - یا أَیهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ قَدْ یئِسُوا مِنَ الْآَخِرَةِ کَمَا یئِسَ الْکُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ (الممتحنه: ۱۳)

[۲۶] - و الذین معه اشداء على الکفار

[۲۷] - ََایهَا النَّبِی جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (التحریم: ۹). یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَلْیجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً(التوبه: ۱۲۳)

[۲۸] - Natural Selection.

[۲۹] - لَا ینْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ (الممتحنه: ۸)

[۳۰] - نعم صلى أمک.

[۳۱] - وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ (البقره: ۱۹۰)

[۳۲] - یأ یها الذین ءامنوا کونوا قومین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنان قوم على أ لا تعدلوا اعدلوا هو أ قرب للتقوى و اتقوا الله إ ن الله خبیر بما تعملون

[۳۳] - فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم

[۳۴] - فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یقَاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْا إِلَیکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیهِمْ سَبِیلًا (نساء: ۹۰)

[۳۵] - فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا

[۳۶] - وأشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم ولا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم أکلهم، فإنهم صنفان إما أخ لک فی الدین وإما نظیر لک فی الخلق(نهج البلاغه، فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر).

به قلم: دکترمحمد حسن مظفری

مرجع: خبرگزلری تقریب