وحدت و چالش‏هاى همگرایى
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٧   کلمات کلیدی:
وحدت و چالش‏هاى همگرایى
وحدت از جمله روحبخش ترین فرمان هاى الهى است که رایحه آن در مشام هر مسلمانى که دل در گرو دین مقدس اسلام دارد، خوش است و حیات و سر زندگى مسلمانان و جوامع اسلامى را باید در آن جست وجو کرد.

نغمه زیبا و روح افزاى «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه ِ جَمِیعا وَلاَ تَفَرَّقُوا»(۱)، «وَلاَ تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ(۲) إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً»(۳)«محمدٌ رسول اللّه وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» و آیات دیگر که مستقیم یا غیرمستقیم(۴) به مسئله وحدت و همگرایى مسلمانان و یا دورى از تفرقه اشاره کرده است، از یک سو مطلوبیت این امر را نزد خداوند و اولیایش مى رساند و از دیگر سو رمز موفقیت و پیروزى مسلمانان را خاطر نشان ساخته است.


در ضرورت و اهمیت مسئله وحدت توصیه ها و دستورات پیامبر عظیم الشأن اسلام و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ بسیار گویا و صریح است. از این رو خدشه دار نمودن وحدت مسلمانان از هیچ مسلمانى و با هیچ بهانه اى پذیرفته نیست و تفرقه افکنان تفاوتى با دشمنان دین از جهت مقابله با پیام ها و دستورات دینى ندارند و حساب آنان از حساب دشمنان جدا نخواهد بود.با نگاهى گذرا به کلمات معصومان، ضرورت وحدت را به نظاره مى نشینیم.

وحدت در نگاه اولیاى دین

رسول خدا و جانشیان او، اولین منادیان وحدت بوده اند که بر ضرورت آن پاى فشرده اند.
رسول خدا ـ صلى اللّه علیه و آله و سلم ـ فرمود:
ذمة المسلمین واحدة یسعى بها ادناهم.(۵)
یا فرمود:
و هم یدٌ على من سواهم.(۶)
و امیرالمؤمنان ـ علیه السلام ـ خطاب به ابوموسى اشعرى مى فرماید:
وَلَیْسَ رَجُلٌ ـ فَاعْلَمْ ـ أَحْرَصَ عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّه ُعَلَیْهِ وَآلِهِ وسلَّم وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی، أَبْتَغِی بِذلِکَ حُسْنَ الثَّوَابِ، وَکَرَمَ الْمَآبِ.(۷)
امام در کلامى سراسر وحدت بخش خطاب به عمر که از امام براى هدایت لشکر اسلام در جنگ توسط خود مشورت خواسته بود، چنان به وحدت و عوامل وحدت آفرین توجه مى فرماید که گویا خلیفه دوم عمر امروز از آن حضرت طلب مشورت کرده است و این کلام همچنان زنده است و پیام آن زندگى بخش و همچنان چراغ راه مسلمانان است:
وَالْعَرَبُ الْیَوْمَ، وَإِنْ کَانُوا قَلِیلاً، فَهُمْ کَثِیرُونَ بِالاْءِسْلاَمِ، عَزِیزُونَ بِالاْءِجْتَِماعِ(۸)
هم چنین امام على(ع) در کلامى دیگر مى فرماید:
إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ، وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً، وَیُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ، وَبِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ. فَاصْدِفُوا عَنْ نَزَغَاتِهِ وَنَفَثَاتِهِ(۹)
زید شحام از امام صادق(ع) نقل کرده است:
خالقوا الناس باخلاقهم، صلّوا فى مساجدهم وعودّوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و ان استطعتم ان تکونوا الائمة والمؤذنین فافعلوا فانکم اذا فعلتم ذلک قالوا هؤلاء الجعفریه رحم اللّه جعفراً ما کان احسن ما یؤدِّب اصحابَه و اذا ترکتم ذلک قالوا هؤلاء الجعفریه فعل اللّه بجعفر ما کان اسوء ما یؤدّب اصحابه.(۱۰)
امام صادق(ع) هم چنین پس از دستور به شرکت در تشییع جنازه یا عیادت مریضان اهل سنت مى فرماید:
هر گاه کسى راستگو و امانتدار و با مردم (اهل سنت) خوش خلق باشد، گفته مى شود این جعفرى است [این امر] مرا خوشنود مى سازد: فیسرنى ذلک و یدخل على منه السرور و قیل هذا ادب جعفر(۱۱)
در موضوع وحدت، مطالب مختلفى مى توان طرح نمود؛ اهمیت وحدت، ضرورت وحدت، مراد از وحدت، عوامل و زمینه هاى وحدت و...
اما آن چه محور این نوشته است، موانع و چالش هاى فراروى وحدت است؛ از این رو در این جستار موانعى موجود در راه وحدت مسلمانان را مطرح نموده ایم؛ به امید آن که پس از شناسایى موانع، براى رفع آن ها اقدام کرده، مسلمانان در همه عالم چون برادرانى صمیمى در کنار همدیگر و در صفوفى مستحکم و به هم فشرده در مقابل دشمنان بایستند.

موانع همگرایى

از آن جا که موضوع همگرایى و اتحاد مسلمانان از مهم ترین موضوعات مطرح در طول تاریخ اسلام بوده است و آثار و نتایج حیاتى براى مسلمانان به دنبال داشته، دشمنان پیوسته کوشیده اند تا در راه تحقق آن موانعى ایجاد نمایند که بیشتر این دشمنى ها از خارج مرزهاى اسلامى هدایت شده است. در بیش تر جدایى ها و تفرقه ها بین مسلمانان خواست و اراده بیگانگان مشهود و معلوم است. اما با تلاش هاى پیگیر دشمنان اسلام این موانع در آنچه بیگانگان ساخته اند، منحصر نشده است، بلکه قضیه به گونه اى رشد کرده که نیاز به حضور دشمنان نبوده است و از درون جوامع اسلامى، موانع ظهور کرده و در داخل مرزهاى اسلام، کسانى به تفرقه افکنى و ایجاد شکاف در صفوف مسلمین پرداخته اند.
در راه همگرایى مسلمین موانع متعددى به شماره آمده است:
ـ تعصب و تقلید که در تعصب مذهبى و نژادى نمایان شده است.
ـ سیاست هاى بیگانه.
ـ دورى مسلمانان از تعالیم اصیل اسلامى و پیدایش جهل، خرافات، بدعت و تقلیدهاى ناروا.
ـ منشأ سیاسى توسط علماى دربارى از یک طرف، و زمامداران و حکام از طرف دیگر.
ـ اختلافات علمى و اجتهادى میان علما که به زندگى عمومى مردم انتقال یافت؛
ـ اندیشه هاى هوس آلود و مسائل نژادى؛
ـ سوء فهم.
ـ غفلت مسلمین.
ـ تهمت ها و افتراها.
ـ صهیونیسم.
ـ کمونیسم.
ـ نفوذ و رسوخ رذائل اخلاقى در میان مسلمین.
ـ فرقه گرایى و مجادلات مذهبى.
ـ حکومت هاى وابسته و خودکامه.
در اینجا به برخى از مهم ترین موانع همگرایى مسلمانان اشاره مى کنیم.

الف. توطئه هاى استعمار
مهم ترین مانع در راه همگرایى مسلمانان، استبداد و استعمار است که با چهره هاى مختلف و سیاست هاى رنگارنگ خود، تفرقه مسلمین را موجب شده است.
دشمنى با اتحاد مسلمانان سابقه اى دیرینه داشته و ریشه هاى این دشمنى را در روزهاى نخست حیات اسلام در مدینه مى یابیم چرا که همگرایى مسلمانان که بر اساس خواست الهى و برآمده از تلاش پیامبر اسلام بود، منافع گروهى را به خطر انداخته و با خواسته هاى نفسانى عده اى در تضاد وتزاحم بود، لذا بناى عداوت و سنگ اندازى در مسیر تحقق جامعه آرمانى و به هم پیوسته مسلمانان گذاشته شد و عمده تلاش براى ایجاد اختلاف و جدایى در بین مسلمانان ـ معطوف بود. آنان ـ و پیوسته در راه گسستن پیوندهایى بودند که پیامبر سعى در ایجاد آنها داشت و از روز نخست براى تحقق آنها تلاش کرده بود. این حرکت ها، به شبه جزیره عربستان و سرزمین حجاز و یا زمان صدر اسلام محدود نشد، بلکه همراه با پیشرفت اسلام، کینه توزى ها نیز ادامه یافت و به صورت هاى مختلفى ظهور و بروز کرد.
با کمال تأسف باید گفت که این تلاش ها در عصر حاضر انسجام یافته تر و برنامه ریزى شده تر، با به کار گرفتن تمامى امکانات و ظرفیت هاى موجود، جان تازه اى گرفته و اتحاد مسلمانان را مورد هدف قرار داده است.
در این باره نکته مهمى حائز اهمیت است و آن این که هدف نهایى و اصلى استعمار کهنه و نو چیزى جز نابودى اصل دین نیست و اگر قرائت خاصى از دین را مى پذیرند و با قرائت دیگرى دشمنى مى ورزند از سر ناچارى و اضطرار است تا از این طریق اعتماد بخشى از مسلمانان را به خود جلب کرده و با وسیله قرار دادن همان گروه به اهداف شوم خود نایل آیند و با جمع بندى سخنان و حرکات دشمنان در این باره مى توان به این نتیجه رسید که دشمنى آنان با اصل دین است و چنانچه امکان نابودى دین و مقدمات آن فراهم شود، لحظه اى درنگ نخواهند کرد. از این رو بر مسلمانان فرض است که با شناخت هدف واقعى دشمنان، دست از اختلافات در بین اهل قبله برداشته و با اتحاد حول محورهاى وحدت بخش که مورد پذیرش و توجه همه مسلمانان است در مقابل توطئه هاى بیگانگان ایستادگى کنند.
در این باره جمله معروفى از سید شرف الدین در اجتماع مصریان نقل شده است که به این موضوع اشاره دارد:
«فرقتهما السیاسة فلتجمعهما السیاسة».(۱۲)
سیاست و مطامع سیاسى از روز نخست شیعه و سنى از هم دور کرد و اکنون نیز سیاست باید آنان را کنار هم گرد آورد.
او مى گوید: از ابتدا چیزى که موجب جدایى مسلمانان شد سیاست ها و برنامه ریزى هاى بیگانگان و به طور کلى استعمار بود و اکنون هم با سیاست و برنامه ریزى بر اساس مصالح اسلام و مسلمین باید مسلمانان را به اتحاد و همگرایى رساند.
استعمار با بسیج تمام امکانات خود حمایت هاى خود را در سه بخش اقتصادى، سیاسى و فرهنگى تنظیم و سازماندهى کرده است. تلاش هاى استعمار براى ایجا تفرقه بین مسلمانان را به طور خلاصه مى توان در موارد زیر فهرست کرد:
۱. تأسیس گروه هاى افراطى.
۲. حمایت از افراد مسئله دار و نامتعادل.
۳. مطرح ساختن موضوعات تفرقه افکنانه.
۴. بزرگ نمایى اختلافات.
۵. تدوین و تألیف کتب تفرقه افکنانه.
۶. راه اندازى سایت هاى اینترنتى.
۷. شایعه سازى و شبهه افکنى.
۸. ایجاد و حمایت از حکومت هاى لائیک.
۹. جلوگیرى از شناخت مسلمانان نسبت به هم.
دشمنان اسلام با شناخت دو قرائت از اسلام یعنى اسلام ناب و اسلام تحریف شده و رنگ باخته، با تمام توان از اسلام غیر حقیقى حمایت کرده اند در این راه توانسته اند با معرفى اسلام قشرى و تمسک به ظواهر اسلام، مسلمانان را از اسلام حقیقى و ناب دور سازند آنان به خوبى دریافته اند که اسلام ناب، اسلام بیدار و آگاه است و هیچ گاه نمى توانند با حضور آن در کشورهاى اسلامى و در بین مسلمانان جایى داشته باشند، لذا با حمایت از اسلام تحریف شده یا به تعبیر امام خمینى(ره) «اسلام آمریکایى»، به اهداف خود از این راه دست یابند و توانستند با محور قرار دادن این اسلام، تز جدایى دین از سیاست را پیاده کنند و با دور کردن مسلمانان از محور قدرت و سیاست، نقشه هاى شوم خود را در کشورهاى اسلامى پیاده کنند استعمار در این راستا از راهکارهاى زیر بهره گرفته است:

۱. تأسیس گروه هاى افراطى

 استعمار در هر دوره اى متناسب با آن دوره سعى در ایجاد و تأسیس گروه هایى کرده است که وجود آنان در درون مسلمانان بهترین شیوه براى ایجاد اختلاف و از بین بردن وحدت مسلمانان بوده است.
برخى از جنبش هایى که با تلقى خشک، بى روح، سطحى و قشرى از اسلام و ظاهربینى و جمود فکرى به مخالفت با عقل و فلسفه وعرفان و اجتهاد برخاسته و با تکیه بر ظواهر حدیث و سنت و سیره سلف یعنى پیامبر و خلفاى راشدین و صحابه و تابعین و پیشوایان دینى تا آخر قرن سوم هجرى، هرگونه اجتهاد و تعمق و تفسیر فراتر از ظواهر سنت و حدیث را به شیوه اهل حدیث، بدعت دانسته و از میان بردن آنها و مقیدین به آن ها را لازم شمردند و در این جهت همانند خوارج بدون داشتن افکار و اندیشه و منطق درستى چهره نظامى به شکل بدویان را به خود گرفته و با شمشیر و لشکرکشى بناى انهدام آثار و بقایاى اسلامى و مخالفان خود، به نام مبارزه با شرک و بدعت را نهادند که در این رابطه یکى از جهت گیرى هاى اساسى آن ها در ضدیت با تشیع و شیعیان قابل توجه و تعمق است.(۱۳)
برخى از جنبش ها در داخل سرزمین هاى اسلامى از همان ابتداى پیدایش خود مستقیم و غیر مستقیم در خدمت سیاست انگلستان بوده و علیه جهان اسلام و مذاهب اسلامى غیر از حنبلى و به ویژه بر علیه تشیع و با هدف تضعیف قدرت مسلمین و از هم پاشیدگى وحدت جامعه اسلامى به طور ثابت و همواره، گام برداشته و مسئله غرب ستیزى و ضدیت با استعمار به هیچ وجه در جهت گیرى آن ها وجود نداشته است.(۱۴)

۲. حمایت از افراد مسئله دار و نا متعادل

همیشه در بین گروه هاى مسلمانان ما شاهد وجود افرادى هستیم که به نحوى دچار افراط و تفریط اند و از تعادل و حالت متوازنى برخوردار نیستند، و همین امر زمینه سوء استفاده دشمنان را فراهم کرده است که با یافتن این افراد و با وعده و وعیدهاى مختلف از وجود آنان در راه رسیدن به اهداف پلید خود سود جسته اند. اینان به صورت هاى مختلف از تبلیغ زبانى گرفته تا تألیف کتب و آثار به ظاهر علمى توانسته اند به اهداف استعمار خدمت کنند و در جبهه مسلمانان ایجاد تفرقه کنند.

۳. جلوگیرى از شناخت صحیح مسلمانان نسبت به هم

استعمار ضمن تلاش فراگیر و با بهره گیرى از تمام امکانات و ابزار تبلیغاتى سعى کرده است تا مسلمانان از همدیگر شناخت صحیح و مطابق با واقعیتى پیدا نکنند و پیوسته در تخریب نگرش هاى آنان نسبت به همدیگر کوشیده است. در حقیقت تا مادامى که چهره حقیقى هر کدام از گروه هاى مسلمانان براى گروه هاى دیگر شناخته نشود وحدت یا همگرایى امکان پذیر نیست. به عنوان مثال در یکى از کنگره ها در کشور ترکیه یکى از اعضاى هیأت علمى دانشکده الهیات دانشگاه مرمره استانبول مقاله اى پیرامون بررسى آراء امامیه و ارزشیابى افکار آنان درباره اصول دین قرائت کرد و طى آن ده مطلب را به امامیه نسبت داده است که روح امامیه نیز از آن ها خبر نداشته و دلیل روشنى بر نداشتن شناخت درست مسلمانان از همدیگر است.
۱. مذهب امامیه در مسائل مربوط به صفات خدا راه افراط وتفریط را پیموده گاهى «مشبّهه» و گاهى «معطله» بوده اند.
۲. امامت نزد امامیه نوعى نبوت است و با ادامه امامت نبوت نیز ادامه یافته است. آنان معتقدند که وحى پس از پیامبر قطع نشده و همچنان میان اولاد او ادامه داشت.
۳. امامیه از صحابه پیامبر تبرى مى جویند.
۴. امامیه قائل به تحریف قرآن بوده و روایات تحریف در مصادر اصلى آنان موجود است.
۵. پیروان امامیه فقط در معابدى پیدا مى شوند که قبر پیشوایان در آنجاست.
۶. امامیه براى احادیثى که از بزرگان صحابه رسیده، ارزشى قائل نیستند در مقابل روایاتى که از دشمنان اسلام رسیده مورد اعتماد آن هاست.(۱۵)
این ها مطالبى است که یک استاد دانشگاه الهیات بدون تحقیق و مطالعه آثار امامیه به این گروه نسبت داده و در کنفرانس علمى به عنوان پژوهشى علمى ارائه مى نماید!(۱۶)
در این باره دارالتقریب و علماى بزرگ و پیشوایان شیعه و سنى جهان اسلام در صدد روشن نمودن اذهان طرفین نسبت به افکار هم و به ویژه رفع شبهات و اتهامات از مذاهب خود بر آمده اند. چرا که یکى از اهداف دارالتقریب، شناساندن صحیح اسلام و نیز معرفى صحیح مذاهب اسلامى اعم از شیعه و سنى توسط پییشوایان آن بود تا بدین طریق مانع بزرگ فکرى ـ فرهنگى که از نظر آن ها جهل و نادانى و دورى از موازین علم و عقل و منطق بوده، رفع و تقریب بین مذاهب برقرار گردد. علماى شیعه رفع شبهات وارده بر تشیع را دنبال نموده، علماى سنى نیز در مذمت تقلید کورکورانه و مبارزه با آن، باب فکر، اجتهاد و علم و استدلال را گشوده اند.(۱۷)

۴. مطرح ساختن موضوعات تفرقه افکنانه
این مسئله گرچه مستقیماً توسط استعمارگران انجام نگرفته ولى با برنامه ریزى و حمایت هاى همه جانبه آنان توسط مسلمانان ناآگاه که معمولاً آلت دست استعمار بوده اند. صورت عمل به خود گرفته است ولى در هر صورت یکى از عوامل اثر گذار در این زمینه بوده است و در بیش تر موارد، موضوعاتى مطرح شده است که نزد مسلمانان از موضوعات پیش پا افتاده بوده و اختلاف بر سر آن یک امر طبیعى و عادى بوده است ولى هنگامى که با هدف اختلاف انگیزى و تفرقه افکنى مطرح مى شود رنگ و روى دیگرى به خود مى گیرد.

۵. بزرگ نمایى اختلافات
اختلاف میان علماى دین که ناشى از باز بودن باب اجتهاد است، یکى از عوامل رشد و پویایى امت اسلامى است. این شیوه توسط ائمه دین ترویج مى شد. آنان به اصحاب فاضل خود اجازه مى دادند تا با رعایت اصول و ضوابط اجتهاد به ارائه آراى علمى و فقهى بپردازند و در مواردى که به آنان رجوع مى شود، نظرات منطبق بر اصول شریعت را براى راهنمایى و هدایت مخاطبان و مراجعه کنندگان ارائه نمایند.
این گونه اختلاف ها مى تواند در نشر علوم مختلف مؤثر بوده و سیر تکاملى علوم را یارى نماید تا آنجا که مى توان پاره اى از مسائل اختلافى را از نوع «اختلاف امتى رحمة» دانست که به صورت طبیعى در مسائل جزئى هیچ ضررى ندارد و ضرر و زیان وقتى است که این اختلاف منجر به تفرق و پراکندگى گشته و مسلمانان از مرز برادرى خارج شوند. در منشأ این اختلاف باید گفت که: در قرآن که اولین و بزرگترین مأخذ مسلمین است، گذشته از اصول عقاید و پاره اى مسائل تغییرناپذیر که ثابت هستند، در بعضى از احکام و قوانین «جاى احتمال و اجتهاد» است و این نخستین منشأ اختلافات فقها و قواعد نظرى و ارزیاى علل و مصالح مى باشد.(۱۸)
همچنین دستورات پیامبر چون از ابتدا تدوین نشد و به طرق مختلف نقل و به نسل هاى بعدى رسید، این امر چه از نظر سندى و چه از نظر محـتوا یا الفاظ و عبارات و امثال آن، نیز باعث بروز اختلاف گشت. حتى در مواردى در قواعد مورد استفاده علما براى درک حقایق قرآن و روایت اختلاف وجود دارد، اما این اختلافات که سرچشمه اختلاف علماست به مقتضاى حکمت الهى مى باشد، زیرا چنان چه خداوند مى خواست مى توانست تمام احکام شرع و مسائل آن را به یک سبک نازل کند ولى او مى دانست که امور مردم به یک روش اصلاح پذیر نیست.(۱۹)
و به همین دلایل بود که مالک پیشنهاد منصور خلیفه عباسى مبنى بر ترویج و حاکم نمودن تنها فقه او و کنار زدن بقیه مذاهب فقهى را نپذیرفت.(۲۰)
این لطفى الهى است تا امت اسلام دچار خمودى نشوند و اگر بنا بود، مسائل فرعى و نظرى هم مانند اصول ایمانى، یقینى و قطعى باشد، راهى براى تعقل و تفکر باقى نمى ماند.(۲۱)
به این ترتیب، اختلافات در محدوده مسائل فرعى فقهى نمى تواند بر پیکره مسلمین ضربه اى تلقى شود، همان گونه که تاکنون مسلمانان پیرو اهل سنت متشکل از چهار گروه فقهى متفاوت تحت همین عنوان وحدت و همبستگى داشته اند. شیخ محمود شلتوت رئیس وقت الازهر با استناد به اینکه این مقدار از اختلاف مورد تأیید اسلام است، فتواى مشهور خود در جواز تقلید از مکتب جعفرى را صادر مى نماید. ایشان در پاسخ به سئوالى که از او پرسیده بودند آیا جنابعالى با این نظر کاملاً موافقید، که مثلا پیروى از مکتب امامیه اثنى عشرى مغایرتى با دین ندارد؟ مى گوید:
آیین اسلام هیچ یک از پیروان خود را ملزم به پیروى از مکتب معینى ننموده، بلکه هر مسلمانى مى تواند از هر مکتبى که به طور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته، پیروى نماید و کسى که مقلد یکى از این مکتب هاى(چهارگانه) باشد مى توان به مکتب دیگرى (هر مکتبى که باشد) منتقل شود.
مکتب جعفرى معروف به مذهب امامى اثنى عشرى مکتبى است که شرعا پیروى از آن مانند پیروى از مکتب هاى اهل سنت جایز مى باشد.(۲۲)
هر دو دسته بزرگ مسلمانان، یعنى شیعه و سنى به حق معتقد بودند که پاره اى مسائل اختلافى از نوع «اختلاف امتى رحمة» طبیعى و معمولى است. اما عوامل غیر مسلمان و وابسته به استبداد و استعمار، با سوء استفاده از افراط و تفریط ها به کمک جاهلان خواسته اند. این اختلافات طبیعى را تبدیل به خصومت ها و کینه ها و تفرقه و تجزیه ها کنند.(۲۳)
اختلافات فقهى و اعتقادى همیشه در بین مسلمانان بوده است ولى «دست هاى استعمارگر» که شعارش «تفرقه بیفکن و آقایى کن» است به این اختلافات دامن زده و کمک کرده است تا بتواند حاکم مطلق مسلمانان باشد.(۲۴)

۶. تدوین و تألیف کتب تفرقه افکنانه
استعمار حقیقتاً در این زمینه تلاش هاى فراوانى کرده است و تا حدود زیادى موفقیت هایى نیز کسب کرده است.
اگر به کتاب هایى که از سوى علماى شیعه که پیرامون مذاهب اهل سنت نگاشته شده است و نیز کتاب هایى که علماى اهل سنت پیرامون مذهب شیعه تألیف کرده اند، نظرى بیفکنیم، خواهیم دید که بعضى از مؤلفین بدون برخوردارى از روحیه علمى و رعایت بى طرفى دست به قلم برده به جاى بیان حقیقت به خرده گیرى نسبت به طرف مقابل پرداخته اند.
نام برخى از کسانى که بر علیه گروهى از مسلمانان کتاب نوشته اند در کتاب «منطق شیعه در کنگره ها و مجامع علمى» آورده شده است و با کمال تأسف همه اهل کشورهاى مسلمان منطقه که به ظاهر مسلمان هستند ولى به خاطر غفلت و یا از سر عداوت و یا فریفته شدن به زر و سیم موجبات اختلاف و فتنه انگیزى شده اند و برادران مسلمان را از هم جدا و نسبت به همدیگر بدبین نموده اند. در این باره باید گفت متأسفانه، شمار کتاب ها و رساله هایى که هم اینک در بعضى از کشورهاى عربى منتشر شده و مى شود، از صد و سى جلد فراتر رفته است و تیراژ هر یک از آنها صد هزار یا احیاناً میلیونى است.
یکى از کتاب ها تنها در کشور فقیر سودان، هشت میلیون نسخه چاپ و منتشر شده است که دو میلیون نسخه از آن خارطوم پایتخت این کشور پخش شده است!
اخیراً نیز دست هاى استعمار کتابى مجهول المؤلف و پر از دروغ و افترا را چاپ کرده که به دروغ آن را به شخصى که مدتى در نجف و در حوزه علمیه آن به تحصیل پرداخته و سپس از مذهب شیعه رویگردان شده، نسبت داده است، و آن را با تیراژ بسیار زیاد چند ده میلیونى چاپ و منتشر کرده، در میان حجاج کشور سعودى توزیع کرده اند.(۲۵)
کتاب هاى دیگرى نیز با هدف بر هم زدن وحدت مسلمانان، علیه اهل سنت نوشته مى شود و در مناطق سنى نشین با تیراژ بالا چاپ و توزیع مى گردد که این کار بدون برنامه ریزى دشمنان اسلام ممکن نیست.

۷. راه اندازى سایت ها و پایگاه هاى اینترنتى

توطئه گران استعمار با به کارگیرى آخرین دستاوردهاى تکنولوژى و فناورى، براى رسیدن به اهداف شوم خود و ایجاد تفرقه میان مسلمانان تلاش مى کنند.
از زمانى که شعار «دهکده جهانى» و «جهانى سازى» مطرح شده است. این مهم در دستور کار طراحان و برنامه ریزان استعمار قرار گرفته که با به خدمت گرفتن تکنولوژى روز، به صورتى فراگیر و در عین حال آسان و کم هزینه، و با سرعتى فوق العاده، پیام هاى خود را به اقصا نقاط دنیا برسانند.
آنان در راه ایجاد تفرقه میان مسلمانان، از این امر غفلت نورزیده و با استفاده از آخرین دستاوردهاى تکنولوژى، با راه اندازى سایت هاى فراوان اینترنتى به انحراف افکار مسلمانان و تخریب بنیادهاى فکرى و از هم گسستن رشته هاى وحدت در میان آنان مى پردازند و همه روزه با مطرح ساختن موضوعات جدید در ابواب مختلف اعتقادى، فقهى و فرهنگى، در رسیدن به اهداف و نیات ناپاک خویش قدم بر مى دارند.

۸. شایعه سازى و شبهه افکنى

دستگاه شایعه سازى استعمار، همه روزه به تولید انبوهى از شایعات پرداخته، با استفاده از دستگاه هاى اطلاعاتى و مخابراتى خود و بهره گیرى از آخرین و مدرن ترین تجهیزات مخابراتى، آنها را به سمع و نظر همگان مى رسانند. اما باید گفت که تا زمینه هاى مناسبى براى این امر در میان مسلمانان موجود نباشد، این امر نتیجه بخش نبوده، آنچه در این راستا به اهداف استعمار خدمت شایانى کرده است، زمینه هاى مناسب این مسئله است. این مسئله در غفلت مسلمانان و ناآگاهى آنان نسبت به همدیگر ریشه دارد. امروزه شایعات فراوانى رواج یافته است که هیچ گونه اساسى ندارد و دروغى بیش نیست، ولى در عمق اعتقادات گروه هاى مختلف مسلمان، نسبت به هم ریشه دوانده است.

۹. حمایت از حکومت هاى لائیک

از جمله تلاش هاى استعمار در مرحله نخست ایجاد نظام هاى ضد دینى و در مرحله دوم حمایت فراوان اقتصادى، سیاسى و فرهنگى از آنها است. به این ترتیب، کشورهاى مختلف با حمایت از اسلام آمریکایى، در مقابل اسلام ناب ایستادگى کرده، به ترسیم چهره اى غیر واقعى از اسلام که از حقایق و معارف ناب اسلامى تهى است منتهى شده است و این امر عملاً موجبات تفرقه و جدایى مسلمانان را فراهم کرده است.

ب. سطحى نگرى و عدم ژرف اندیشى

یکى از موانع همگرایى مسلمانان، عدم ژرف اندیشى عالمان دین و دانشمندان در مبانى و اصول اسلامى است؛ چرا که شناخت درست مبانى و اصول، خود عامل وحدت و فراهم کننده زمینه هاى همگرایى است.
سطحى نگرى از بزرگ ترین زمینه هاى تفرقه و مناسب ترین وسیله براى پیاده شدن نقشه هاى استعمار است، لذا دشمنان اسلام همواره کوشیده اند، تا مسلمانان را از تحقیق و پژوهش و ژرف اندیشى باز دارند؛ چرا که با ژرف نگرى مى توانند به سرچشمه هاى زلال وحدت برسند و مایه هاى اختلاف را تنها در امور فرعى و جزئى بیابند و با گرد آمدن حول محور اصول به ریسمان استوار خدایى چنگ زنند.
در این باره باید گفت که دور ماندن مسلمانان از تعالیم عالى اسلام، یکى از خواست هاى دشمنان بوده است که در این راستا کوشش هاى بسیار نموده اند تا ساکنان کشورهاى اسلامى از علوم و معارف و ژرف اندیشى دور شده، در نتیجه بى اطلاعى از عمق معارف اسلامى، نسبت به هم دشمنى ورزیده، از سر جهل و سطحى نگرى، همدیگر را آماج تیرهاى سهمگین تکفیر و تحقیر قرار دهند، چنان که از قدیم گفته اند: «الناس اعداء ما جهلوا»
مردم دشمن چیزى شدند که نسبت به آن آگاهى ندارند.
همواره بخشى از تلاش هاى مصلحان و نیک اندیشان در صحنه تفاهم و همبستگى مسلمانان، به تعمیق نگرش ها و بینش ها اختصاص داشته است. مجاهدت هاى علمى شرف الدین و تدوین کتاب هاى متعدد توسط او گامى در این راستا بوده است. همچنین در این باره باید به زحمات علامه امینى اشاره کرد که با تألیف کتابى در بیش از ۱۰ مجلد پیرامون حادثه تاریخى غدیر همه مسلمانان را به تعمیق در آن حادثه تاریخى دعوت مى کند.
با نگاهى به آثار شرف الدین و دیگر مصلحان بزرگ چون امینى و میر حامد حسین و...، و اقدامات بزرگ و مؤثرى چون پیشنهاد و تأسیس «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة»، به خوبى در مى یابیم که یکى از اهداف آنان از نگارش این آثار و تأسیس نهادهایى چون دارالتقریب، دعوت مسلمانان به ژرف اندیشى است؛ چرا که بسیارى از مسلمانان پیش تر هم از استنادات تاریخى و روایى بوده اند، ولى آنچه کمتر بدان پرداخته شده، تعمق و تدبر در آن ها بوده است؛ یا آن چنان از هم دور بوده اند که امکان گفت وگو و تضارب آرا میان آنان وجود نگذاشته است.
این در حالى است که دین مبین اسلام جهانیان را به علم و فرا گرفتن دانش، تدبر و ژرف اندیشى فراخوانده است و مردم را به دانش دوستى و دانشمند پرورى دعوت نموده است و در جاى جاى قرآن مجید به تدبر، تفکر، اندیشیدن و پى بردن به حقایق دعوت کرده است. استفهام هاى توبیخى قرآن در این باره، دلیل و گواه روشنى بر این مدعاست.(۲۶)
از این رو، براى بازگشت به مجد و عظمت شایسته مسلمین، همه مسلمانان، به ویژه عالمان باید در مورد دین و عقاید اسلام، علم و آشنایى صحیح و عمیق به دست آورند و از هرگونه سطحى نگرى و اعتقادات سست و بى پایه پرهیز نمایند که با این کار، هم توطئه دشمنان در دور نگه داشتن مسلمانان از علوم و معارف بى اثر مانده، هم خود به حقیقت دین رسیده، از سرچشمه هاى پاک دین سیراب مى شوند.

ج. تعصبات مذهبى

یک از موانع رسیدن به همگرایى اسلامى، تعصبات مذهبى است که مانع فهم حقیقت دین مى گردد.
در این باره باید دانست تا زمانى که همه افراد، به ویژه عالمان و دانشمندان، از شرح صدر و قدرت تحمل دیگران برخوردار نگردند، از کشف حقایق باز مانده، گامى در این راه بر نمى دارند.
تعصبات مذهبى از عوامل اساسى دور ماندن از حقیقت است و افراد را به پایبندى به خواست هاى شخصى و عدم انعطاف در شنیدن سخن و سوداى دیگران فرا مى خواند.
راه کشف حقیقت، کنار گذاشتن تعصبات مذهبى و احساسات و عواطف شخصى است که به هر دلیل بدان تعلق خاطر پیدا شده است و تا زمانى که امر بر این منوال باشد و ما تحت تأثیر حساسیت هاى مذهبى باشیم، نمى توانیم در راه همگرایى مسلمانان گام برداریم. در این راه، لازم است که اختلافات را در محدوده بحث هاى علمى منحصر کنیم و از تعصباتى که نسل هاى گذشته براى ما به ارث گذاشته اند و در اثبات آن هیچ سند و مدرکى وجود ندارد، دست کشیده، به ائمه معصومان و در رأس آنان امیرمؤمنان علیهم السلام اقتدا کنیم و به شیوه هاى تعامل آنان با مخالفین اعتقادى خود توجه کرده، عمل نماییم.(۲۷)
مسئله تعصب و تقلید غیر مجاز در امورى که باب اجتهاد در آنها باز است، در صدر اسلام نمونه اى نداشته و مسلمانان با اجتهاد آزاد و اختلاف نظر طبیعى، به دور از دشمنى، جدایى و تعصب، در کنار همدیگر مى زیستند،ولى در دوره هاى بعد پاى تعصب به میان آمد و چهار مذهب حنفى و مالکى، حنبلى و شافعى در بین اهل سنت پیدا شد و پیروان این چهار مکتب نسبت به مؤسس آن تعصب به خرج دادند تاآنجا که باب اجتهاد را به روى خود بستند و تنها از آنان تقلید کردند، در حالى که در زمان این فقها و شاگردان برجسته آنان تعصبى وجود نداشت و هر دسته تنها خود را بر حق و دیگران را بر باطل نمى دانست، بلکه نسبت به افکار و نظریات یک دیگر احترام مى گذاشتند.(۲۸)
این تعصبات در پیوند با سیاست و استعمار، توانست موجبات تفرقه و جدایى امت اسلام را در دوره هاى بعد تا عصر کنونى فراهم نماید.
شیخ محمود شلتوت، در ضمن فتواى تاریخى خود در این باره مى گوید:
بنابراین سزاوار است که مسلمانان این حقیقت را دریابند و از تعصب نا حق و ناروایى که نسبت به مکتب معینى دارند دورى گزینند زیرا دین خدا و شریعت او تابع مکتبى نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معینى نخواهد بود.(۲۹)
وى پس از صدور فتواى تاریخى خود در پاسخ به این سؤال که «وظیفه و هدف دانشگاه الازهردر این دوره چیست؟» گفت:
مهم ترین نقطه اساسى در برنامه من عبارت است از پیکار با تعصبات و تحقیق و بررسى علوم دینى در محیطى پر از صفا و برادرى، بحث در یافتن بهترین راهى که بتوان به تحکیم دین و ایمان خدمت کرد و پیروى از دلیل قوى از هر افقى که بدرخشد».(۳۰)
ابوزهره استاد دانشگاه الازهر و رئیس دانشکده حقوق قاهره در این باره مى گوید:
در نتیجه تعصبات مذهبى و قومى افتراق و اختلاف موجود میان مسلمین در فکر و احساس و انگیزه و شعور آنان رخنه کرده به حدى که یک مسلمان به مسلمان دیگرى که با او در انگیزه فکرى اختلاف دارد به دیده دشمنى که در کمین او نشسته است مى نگرد نه مخالفى که هر دو در جستجوى حقایق شریعت الهى اند. تعصب افکار مذهبى او را طورى گمراه کرده که آن چه براى او اهمیت دارد دفاع از فکر و اندیشه خود و پیروى آن است نه دفاع از دین و پیروزى دین و اهل یقین.(۳۱)

د. اتهامات واهى و شایعات کذب

یکى دیگر از عوامل تفرقه و یا موانع وحدت و همگرایى بین مسلمانان، اتهاماتى است که مسلمانان نسبت به همدیگر وارد مى سازند.
ریشه برخى از نسبت هاى ناروا در هواهاى نفسانى و اندیشه هاى هوس آلود و ریشه برخى دیگر از آنها در توطئه هاى استعمارى و استکبارى است که با استفاده از زمینه هاى موجود در بین مسلمانان رواج بیشترى یافته است. گاه این افتراها به حدى مبتذل است که مایه تعجب همه ـ چه شیعه و چه سنى ـ است، زیرا که هیچ پایه و اساسى نداشته و از ساخته هاى دست بیگانگان است.
ریشه برخى دیگر از این نسبت هاى ناروا و دروغ هاى بزرگ جهل و ناآگاهى مسلمانان نسبت به یکدیگر است و این نوع نسبت ها با عمیق تر شدن شکاف و جدایى میان مسلمانان پیوسته رو به رشد و گسترش بوده اند، چرا که دورى مسلمانان از همدیگر و نبودن زمینه هاى تفاهم و گفتگو موجبات عدم شناخت از همدیگر را فراهم آورده است.
سید شرف الدین با اشاره به وضعیت دردناکى که مسلمانان بر اثر خصومت هاو دشمنى ها نسبت به همدیگر مبتلا شده بودند، مى گوید:
افسوس و صد افسوس که برادران مسلمان، که به یک مبدأ و به یک دین معتقدند، حضورشان در پهنه حیات، همیشه حضورى خصمانه بوده است و پیوسته با هم درگیر شده اند و چونان مردم بى فرهنگ، درگیرى را به اوج رسانیده اند... این است جو اجتماعى نگرانى بار مسلمین در طول سال ها و سده ها! و این است مصیبت هایى که از هر سوى ما را در میان گرفته است، از پیش و پس و از راست و چپ و در این میان، قلم هایى که به کار مى افتد... گاه قلم هایى است که امید هیچ چیزى به نوشته هاى آنها نیست و گاه قلم هایى است که مزدور و گاه قلم هایى در گرو گروه گرایى و گاه دستخوش احساسات و در کشاکش این اوضاع است که جامعه اسلام به سقوط کشانیده مى شود.(۳۲)
در این باره در مقدمه کتاب «النص و الاجتهاد» چنین آمده است:
نظر شرف الدین این بود که بسیارى از اختلافات سنى و شیعه پایه درستى ندارد، بلکه سرچشمه آنها دروغ ها و اتهام ها و تبلیغاتى است که در شرایط زمانى خاص مطرح شده است و قدرت هاى سیاسى گذشته آنها را اشاعه داده اند.(۳۳)
در کتاب «الفصول المهمة» به برخى از موانع همگرایى بین مسلمین اشاره شده است، سید شرف الدین در این زمینه تکفیر و تحقیرى که نسبت به شیعه صورت مى گیرد و نیز روى برگرداندن از مذهب اهل بیت را از جمله عوامل دورى مسلمین و از جمله موانع همگرایى شمرده است.(۳۴) و به نظر او شیعیان بدین سبب از برادران اهل سنت خود فاصله گرفته اند که آنان نسبت به شیعیان اتهاماتى وارد مى سازند و همچنین به این دلیل که اهل سنت از مذهب اهل بیت : اعراض داشته اند. بى شک عوامل دیگر جدایى، در ایراد اتهامات و نسبت هاى ناروا بى تأثیر نیست، عواملى که موجبات دورى مسلمانان را از همدیگر فراهم نموده و بر اثر این دورى، شناخت آنان از همدیگر به حداقل رسیده و در این حال توطئه گران با شایعه پراکنى، دروغ هایى را رواج داده و افکار مسلمین را نسبت به هم تحریک نموده و نا آگاهان از مسلمانان خود رواج این شایعات و اتهامات دروغ را در سطح وسیعى مرتکب شده اند و این مسئله اختصاص به گروهى خاص نداشته و در میان شیعیان هم افرادى یافت شده اند که عهده دار نشر اکاذیب و وارد ساختن و رواج اتهامات نسبت به اهل سنت بوده اند و خواسته یا ناخواسته آتش بیار معرکه جدایى و تفرقه بین مسلمانان شده اند و بدون در نظر گرفتن مصالح عالى مسلمانان اقدام به عمیق سازى شکاف به وجود آمده بین مسلمانان نموده اند و این اقدامات تفرقه افکنانه زمانى پایان خواهد یافت که همه مسلمانان یک تصمیم جمعى بر منع شایعه پراکنى و رواج اتهامات بر علیه یکدیگر گرفته و پیروان خود را به رعایت و اجراى این تصمیم ملزم نمایند، به امید آن روز.

پى نوشت ها:
۱. آل عمران، آیه ۱۰۳.
۲. انفال، آیه ۴۶.
۳. مؤمنون، آیه ۵۲.
۴. مثلاً آیاتى که با خطاب یا ایهاالذین آمنوا و یا ایها الناس آغاز شده است اشاره اى ضمنى به مسئله وحدت مسلمانان دارد.
۵. مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۴۵؛ صحیح بخارى، ج ۸، ص ۱۴۵.
۶. امالى، صدوق، ص ۴۳۲؛ وسائل الشیعه، ج ۲۹، ص ۷۵، چاپ آل البیت.
۷. نهج البلاغه، نامه ۷۸.
۸. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۶.
۹. نهج البلاغه، خطبه ۱۲۱.
۱۰. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۸۳.
۱۱. اصول کافى، ج۲، ص ۶۳۶، چاپ دارالکتب الاسلامیة. هشت جلدى
۱۲. النص و الاجتهاد، مقدمه، ص ۱۴.
۱۳. استراتژى وحدت در اندیشه سیاسى اسلام، سید احمد موثقى، ج ۲، ص ۵ ـ ۸۴.
۱۴. همان، ص ۸۹.
۱۵. منطق شیعه در کنگره ها و مجامع علمى، ص ۴۹.
۱۶. عبدالکریم بى آزار شیرازى، همبستگى مذاهب اسلامى، ص ۱۴۳.
۱۷. استراتژى وحدت در اندیشه سیاسى اسلام، سید احمد موثقى، ج ۲، ص ۱۶۳.
۱۸. همبستگى مذاهب اسلام، ص ۶۸.
۱۹. همان.
۲۰. استراتژى وحدت در اندیشه سیاسى اسلام، سید احمد موثّقى، ج ۲، ص ۱۶۴.
۲۱. همبستگى مذاهب اسلام، عبدالکریم بى آزار شیرازى، ص ۶۹ ـ ۷۰.
۲۲. همان، ص ۳۱۰.
۲۳. استراتژى وحدت در اندیشه سیاسى اسلام، سید احمد موثقى، ج ۲، ص ۱۶۳.
۲۴. همان، ص ۱۶۶.
۲۵. جعفر سبحانى، منطق شیعه در کنگره ها و مجامع علمى، ص ۶.
۲۶. ر.ک: سوره نساء، آیه ۸۲؛ سوره محمد، آیه ۲۴؛ سوره مؤمنون، آیه ۶۸؛ سوره ص، آیه ۲۹.
۲۷. برگرفته از نداءالوحدة و التقریب بین المسلمین و مذاهبهم، محمد واعظ زاده خراسانى، ص ۱۰۲.
۲۸. همبستگى مذاهب اسلام، عبدالکریم بى آزار شیرازى، ص ۹۹ ـ ۱۰۰.
۲۹. همبستگى مذاهب اسلام، ص ۳۱۱.
۳۰. همان، ص ۳۲۱.
۳۱. توحید کلمه، عبدالکریم بى آزار شیرازى، ص ۱۴۸، نقل از استراتژى وحدت در اندیشه سیاسى اسلام، سید احمد موثّقى، ج ۲، ص ۲۲۸.
۳۲. شرف الدین، محمدرضا حکیمى، ص ۱۸۰، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
۳۳. النص و الاجتهاد، ص ۷ و ۵۰۶.
۳۴. الفصول المهمة، ص ۱۸۰.

مرجع : مجمع جهانی تقریب