بازسازی مفهوم استقلال در افغانستان
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۸   کلمات کلیدی:

در گذشته‌ی نه چندان دور، تعریف استقلال کار دشواری نبود؛ زیرا قاموس‌ها و فرهنگ اصطلاحات سیاسی، تعریف استقلال را چنین آورده بودند: استقلال یعنی خود ارادیت سیاسی و تصمیم گرفتن براساس منافع ملی به دور از نفوذ کشورهای دیگر؛ اما امروزه استقلال معنی پیچیده و غامضی یافته. این واژه عملا دارای وجوه و ابعادی متعدد شده است. اگر در گذشته به کشوری که از سوی نیروهای نظامی کشور دیگری اشغال نشده بود، مستقل گفته می‌شد؛ امروزه چه بسا کشورهایی که نظامیان بیگانه در آن حضور دارند و در عین حال مستقل نیز می باشند.  بسا کشورهای هم که پای نظامیان بیگانه درآن‌ها نرسیده، اما دارای استقلال نیستند.


امروزه مفهوم استقلال در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … بازشناخته می‌شود و عوامل نرم‌ افزاری بیش از سخت‌افزاری در آن تأثیرگذار است. به ویژه وضعیت سیاست و اقتصاد هر کشور نشانه‌های خوبی برای مستقل بودن  یا وابسته بودن کشورهاست. 

به سادگی می‌توان گفت؛ هرکشوری که با اراده و خواست مردم خود، به دور از نفوذ کشورهای دیگر، بتواند اراده ی خود را در سطح ملی و بین المللی و به منظور تأمین منافع ملی کشور و  مردم خود به کار بگیرد، مستقل است. کشورهایی را می‌توان به معنای واقعی مستقل گفت که در تعاملات جهانی و منطقه‌ای و در داد و ستدهای بین الدول، چیزی برای دادن و گرفتن داشته باشند. کشوری که در عرصه‌های اقتصادی نتواند نیازمندی‌های اساسی و اولیه خود را تأمین کند و برای همه چیز، دستش به سوی کشورهای دیگر دراز باشد، نمی‌تواند مستقل باشد؛ حتی اگر یک سرباز بیگانه هم پایش به خاک آن کشور نرسیده باشد.

پس از حضور نظامی ده ساله ی بیش از چهل کشور در افغانستان؛ سوالی که ذهن بسیاری از هموطنان ما را به خود مشغول کرده این است که آیا کشور ما هنوز یک کشور مستقل به حساب می‌آید، یا این که با حضور نظامی کشورهای بیگانه، دیگر افغانستان معیارهای مستقل بودن خود را از دست داده است؟

در وضعیت فعلی، کشور ما نمی‌تواند از منافع خود در سطح ملی و بین المللی دفاع کند؛ بلکه در هرنوع تصمیم گیری  افغانستان، کشورهایی که به نوعی حضور سیاسی و نظامی و اقتصادی خویش را دارند؛ تأثیر بدون چون و چرایی براین مساله می گذارند. افغانستان بدون کمک‌های خارجی نمی‌تواند حتی برای مدت کوتاهی روی پای خودش بایستد و چرخ معیشت مردم را بچرخاند. در داد و ستدهای بین المللی در برابر چیزی که می‌گیرد، چیزی برای عرضه کردن ندارد؛ صرف مصرف کننده است؛ برای تأمین منافع ملی خود توان اعمال آزادانه اراده خود را ندارد و مهمتر ازهمه، به تنهایی نمی‌تواند امنیت مردم خود را فراهم کند.

کشوری که نمی‌تواند تجاوز دو ساله‌ی کشور همسایه‌ی جنوبی به مرزهای خود را دفع کند؛ کشوری که در ماندن یا رفتن نظامیان بیگانه دخالتی ندارد و نمی‌تواند حضور نظامیان خارجی را در خاک خود قانونمند کند؛ کشوری که دیگران برای او پشت میزهای مذاکره در خارج تصمیم می‌گیرند. و ده‌ها مورد دیگر که نیاز به گفتن ندارد! آیا چنین کشوری می‌تواند مستقل باشد؟

مردم افغانستان در مبارزات تاریخی خود ثابت کرده‌اند که ارزش استقلال را به خوبی می‌دانند؛ بارها برای به دست آوردن آن فداکاری کرده‌اند و همچنان برای حفظ استقلال کشور خود آماده‌ی فداکاری می‌باشند؛ اما معادلات سیاسی روز، گویی شکل این احساسات و باورها را زیرتاثیر قرار داده و مفاهیمی نو را دراین قالبها گنجانده است.

خبرگزاری جمهور